۱۳۹۳ آبان ۱۴, چهارشنبه

دیدگاه : نقاط مشترك اسلامگرايان و گروه های مافيايی

 كاdaesh-mafiaرشناس برجسته جهان اسلام که وی خود نیز با پیشینه اسلامی به مسیحیت گرویده است در مجموعه مقالاتی به بررسی نقاط مشترك اسلامگرايان و گروه های مافيايی پرداخته است !
- این مطلب برگرفته و ترجمه از سايت شخصی ريموند ابراهيم می باشد
«محبت نيوز» -  "ريموند ابراهيم" كارشناس برجسته جهان اسلام در مجموعه مقالات مبسوطی به بررسی نقاط مشترك اسلامگرايان و گروه هاي مافيايی می پردازد. ريموند ابراهيم خود از كساني است كه با پيشينه اسلامی به مسيحيت گرويده است، ارايه صدها مقاله معتبر علمي و برگزاري ده ها كنفرانس در زمينه شناخت بهتر جهان اسلام حاصل پژوهش هاي علمي اوست.
در ترجمه اين نوشتار به خلاصه نظرات ريموند ابراهيم درباره ويژگيهای مشترك اسلامگرايان و گروه هاي مافيايي مي پردازيم.
"ريموند ابراهيم" دو اصل وفاداری به گروه و نفرت از اعضاي غير عضو را دو ركن اصلي اين گروه ها مي داند. در گروه های مافيايی هنگامی كه اعضای گروه سوگند وفاداری به پدرخوانده مي خورند تا پای جان در پيشبرد دستورات وی تلاش و كوشش مي كنند. مشابه سوگند وفاداری در گروه های مافيايي، بيعت در گروه های اسلامی است، طبق سنن اسلامی بيعت كننده بايد مطيع اوامر و فرامين خليفه يا رهبر خود باشد.
ميزان اطاعت در هر دو گروه، اطاعتی محض و بي چون و چراست، هر گونه مخالفتی به شدت سركوب و منكوب مي شود. اما در ازای اين اطاعت افراد چه پاداشي دريافت مي كنند؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت رهبران گروه های مافيايی به بخشي از افراد زيردست خود اجازه مي دهند كه از اموال به دست آمده در هر عمليات نامشروع منتفع شوند. در گروه های اسلامگرا نام اين اموال به اختصار غنائم است، بخشی از اين غنائم سهم خدشه ناپذير خليفه گروه است و مابقی ميان افراد گروه تقسيم مي شود.
سياست حفظ اسرار گروه، ساير اعضای گروه را ملزم مي سازد چنانچه فردی بخواهد از گروه خارج شود را به سختی كيفر و مجازات كنند، برای مثال تصفيه های داخلی گروه های مافيايی كه بر اساس بقای گروه صورت مي گيرد. در گروه های اسلامگرا اين فرايند قدری پيچيده تر است، خليفه يا رهبر گروه با انتصاب خود به نيروهای آسمانی از دستورات ديني كمك مي گيرد و مجازات خروج كنندگان را مرگ تعيين مي كند. در گروه های اسلامگرا با استفاده از آيات و حديث سعی در كنترل هرچه بيشتر نفرات است. در هر دو گروه به وسيله پاداش و مجازات سعی می شود افراد به وفادار ماندن نسبت به سيستم ترغيب شوند.
نفرت از اعضای غير عضو، نفرات را به سوی همبستگي بيشتر سوق مي دهد. طبيعی است افراد عضو گروه سعی مي كنند با در كنار هم ماندن گروه را در مقابل خطرات بيرونی حفظ كنند. پس رهبر گروه نياز دارد تخم نفرت نسبت به غيرخودی ها را در دل خودی ها بكارد. در گروه های مافيايی، گروه های رقيب به عنوان دشمنان اصلي تلقي مي شوند، در اينجا با ايجاد يك رابطه برادرانه اعضا سعي در محافظت از خود دارند، اين رابطه برادرانه به معني محبت به سايرين نيست بلكه نوعي افزايش ضريب امنيتی برای خود شخص است.
در گروه های اسلامگرا اين رابطه با خصومت و دشمنی با غيرمسلمانان تعريف مي شود. انتشار شايعات دروغ مبنی بر دشمنی غيرمسلمانان با مسلمانان مي تواند نيروی محركه اين همبستگي باشد. به طور نمونه تبليغ اين فرضيه كه غيرمسلمانان كمر همت به عقيم سازی و كاهش جمعيت مسلمانان بسته اند. در اينجا نيز خليفه يا رهبر گروه دست به دامان متون دينی شده و با كمك آنها مجوز نفرت پراكنی را صادر مي كند. در بسياری از آيات قرآن و احاديث نفرت از غيرمسلمانان ترويج مي شود، بطور مثال قرآن كليه يهوديان و مسيحيان را دشمن مي انگارد.
به اعتقاد نويسنده خود مسلمانان بايد با زدودن اين موضوعات از مبنای فكری خود يا اصلاح برخي از متون ديني, آماده ايفاي نقش دگرگونه ای در ساختار تمدن جهانی باشند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر