۱۳۹۴ تیر ۲۱, یکشنبه

کشیش کانن اندرو وایت می گوید: "عشق و پرستش مسیح تنها چیزیست که این ایمانداران مسیحی جفا دیده، ناامید، و وحشت زده از جنایاتی که داعش به آنها روا داشته را حفظ کرده است."


مسیحیان عراقی آواره که از دست نظامیان دولت اسلامی در موسول فرار کرده اند، از 6 سپتامبر 2014 در مدرسه ای واقع در اربیل عراق که به عنوان کمپ پناهندگی مورد استفاده قرارگرفته شده مشغول دعا هستند.

کشیش کانن اندرو وایت، به عنوان کشیش بخش بغداد می گوید: آزار و اذیت مسیحیان به دست داعش در عراق از حد گذشته است. کشیش وایت می گوید درحالیکه این مسیحیان همه چیزخود را از دست داده اند، ایمان آنها به مسیح است که آنها را به ادامه زندگی امیداوار می کند.
طبق گزارش خبرگزاری دزرت نیوز، کشیش وایت به مخاطبان خود در کلیسای جامع اسقفی سنت مارک در سالت لیک سیتی می گوید: "در حال حاضر آنچه که جریان دارد آزار و قتل عام مسیحیان است که هرگز انتظار چنین اتفاقی را نداشتیم. تنها چیزی که می دانم اینست که ما هرگز از عشق به مسیح دست نخواهیم کشید و همچنان او را خدمت می کنیم."
او اضافه می کند : مسیحیان عراق دایماَ در ترس حمله مجدد از سوی داعش می باشند. همگی بسیار وحشت زده اند. فکر می کنند که دیگر آینده ای ندارند.
وایت رهبر مسیحی است که به عنوان کشیش بخش بغداد در کلیسای انگلیکن سنت جورج، تا نوامبر 2014 که مجبور به ترک کشور شد خدمت می کرد.
وی در مصاحبه های قبلی خود از مسیحیانی که توسط داعش کشته شده اند، تصرف چندین  شهردر عراق و سوریه توسط دولت اسلامی صحبت کرده است. وی بود که سرگذشت چهار کودک مسیحی عراقی را که سال گذشته به دلیل  امتناع از انکار ایمان خود توسط داعش سربریده شدند را عنوان کرد.
کشیش وایت گفت که: این کودکان همه کمتر از 15 سال سن داشتند واز اینکه اعلام کنند پیرو محمد پیامبر اسلام هستند خودداری کردند. آنها به پیکار جویان داعش گفتند که همیشه عاشق مسیح هستند و از او پیروی خواهند کرد.
وایت ادامه داد: داعش به کودکان می گوید، "باید اقرار کنید که از محمد پیامبر پیروی خواهید کرد." هر چهار کودک که همگی کمتر از 15 سال سن داشتند پاسخ می دهند، نه ما عیسی را دوست داریم. همیشه عیسی را دوست داشته ایم. و همیشه از او پیروی کرده ایم. عیسی همیشه با ما بوده است."
پیکار جویان دوباره از آنها می خواهند که اقرار کنند، اما کودکان جواب می دهند، "نه نمی توانیم اینکار را انجام دهیم." وپیکار جویان سرشان را از بدنشان جدا می کنند.
کشیش بخش بغداد به دزرت نیوز می گوید با تما م ترسها و دردهایی که این مسیحیان از دست داعش کشیده اند، همچنان اعلام می کنند، "که در واقع آنچه ما را به ادامه زندگی امیدوار می کند این حقیقت است  که مسیح ما را دوست دارد."
وضعیت عراق در حالیکه پس از حمله ای که با کمک آمریکا در سال 2003 جهت براندازی حکومت دیکتاتوری صدام حسین اتفاق افتاد  تازه شروع به بهبود ی کرده بود که با حمله داعش دوباره اوضاع این کشور نابسامان شده است.
وایت ادامه داد: با وجودی که او از حامیان این حمله در سال 2003 بوده، اما در حال حاضرباورش بر این است که در زمان صدام مردم وضعیتشان بهتر از شرایط کنونی بوده است.الان ما هیچ چیز نداریم. حتی نمی توانیم در خیابان راه برویم.
جنایات داعش حتی اقلیت های دیگر از جمله ایزدی ها، شیعه ها، و سنی ها را نیز مورد هدف قرار داده اند.
در اوایل این هفته مرکز نظارت بر حقوق بشر سوریه گزارشی از دو پسر که زیر 18 سال سن داشتند را منتشر کرد که به علت در دست داشتن مواد غدایی در ماه رمضان، به دست جهادگرایان اسلامی مصلوب شدند.

جنجال رسانه‌ای سفر حمید رسایی به فنلاند برای تبلیغ اسلام

به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان و به نقل از دویچه وله فارسی: رسانه‌های ایران از سفر حمید رسایی، نماینده اصولگرای مجلس، به فنلاند برای تبلیغ اسلام خبر داده‌اند. صادق زیباکلام در نامه‌ای از او خواسته "اگر متاعی در جهت تبلیغ دین اسلام دارد آن را در ایران عرضه کند".
به گزارش سایت "عصر ایران"، حمید رسایی، نماینده اصولگرای مجلس و از مخالفان دولت و توافق هسته‌ای، "برای تبلیغ دین اسلام" عازم هلسینکی، پایتخت فنلاند، شده است. او پیش از این چند بار به دعوت انجمن اسلامی به آلمان سفر کرده بود.
رسانه‌های ایران با انتقاد از سفر رسایی که "سابقه فحاشی به غرب و آمریکا" را دارد، از این سفر ابراز تعجب کرده‌اند. رسایی با انتشار عکسی در اینستاگرامش به این واکنش‌ها انتقاد کرده و در عین حال حضورش در فنلاند را تأیید کرده است.
رسایی عکس‌هایی از سفر حسن روحانی، رئیس جمهور ایران به انگلیس را در اینستاگرامش منتشر کرده که در نوشته بالای آن‌ها سفر روحانی به انگلیس با سفر رسایی "به یک کشور خارجی" مقایسه شده است: «قضاوت با شما! موج رسانه‌ای و تخریب نماینده تهران به خاطر سفر تبلیغی چند روزه رسایی به یک کشور خارجی که با دعوت یک مرکز غیر دولتی بوده و سکوت در برابر سفرهای مکرر روحانی به انگلیس برای اخذ دکترا در زمانی که مسئولیت‌های مهم داشته؟!»
نماینده اصولگرای مجلس در زمان برگزاری جام جهانی برزیل هم به عنوان عضو کمیته ویژه مجلس برای بررسی فساد در فوتبال، قصد داشت با هزینه مجلس به این کشور سفر کند. با رسانه‌ای شدن موضوع، سفر او منتفی شد.
همزمان با سفر این نماینده تندروی مجلس به فنلاند صادق زیباکلام، پژوهشگر و تحلیل‌گر سیاسی، در نامه‌ای از او خواسته "اگر متاعی در جهت تبلیغ اسلام و دین اسلام دارد بهتر بود آن را در کشورش ارائه می‌کرد تا مردم بیشتری طرفدارش شوند".
زیباکلام در این نامه آورده است: «وقتی رسایی در بین جوانان، کهنسالان، زنان، مردان و اقشار مختلف ایران در بعد از انقلاب کمترین مخاطب را دارد؛ چگونه در خارج از کشور حرف‌هایش می‌تواند با استقبال مواجه شود.»
رسانه‌های ایران از آخرین پست صفحه‌ رسایی نقل کرده‌اند که درباره توافق هسته‌ای نوشته است: «در توافق پيش رو، غيرت يا بی غيرتی؛ کدام امضاء می شود؟» و «ملت دست امضاکنندگان توافق بد را می‌شکند.»
با این حال به نظر می‌رسد که این نماینده مجلس در عین انتقادهای خشم‌آلود خود به غرب و آمریکا، علاقه زیادی به سفرهای اروپایی دارد. او حتی زمانی که برای سفر به آلمان متوجه شد که باید انگشت‌نگاری شود، مخالفتی با این موضوع نداشت و پس از انگشت‌نگاری در سفارت آلمان در تهران گفته بود که "به‌طور عزت‌مندانه انگشت‌نگاری شده است".
زیباکلام در نامه‌اش می‌پرسد: «تصور نمی‌کنم رسایی به زبان‌های انگلیسی یا سایر زبان‌های اروپایی آگاهی و تسلط داشته باشد، حال چطور امید دارد بتواند با اهالی فنلاند در صورت لزوم ارتباط برقرار کند؟»

مسیحیان ارومیه از برگزاری مراسم در چالدران منع شدند

به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان و به نقل از ماف نیوز: ارامنه و مسیحیان استان ارومیه از برگزاری مراسم “قره کلیسا”ی چالدران بر حذر داشته شدند.
Mesihi در حالی که کمتر از ده روز به برگزاری مراسم سالانه‌ی “قره کلیسا”ی چالدران مانده است، نیروهای انتظامی استان، از انجمن‌های مسیحیان و ارامنه خواستند که به هیچ عنوان جهت شرکت در مراسم قره کلیسا، اتوبوس در اختیار مردم قرار ندهند.
خبرنگار ماف نیوز در ارومیه گفت: در نامه‌ای محرمانه که از سوی اداره‌ی اماکن نیروی انتظامی به انجمن‌های مذکور ارسال شده، عنوان شده است که “این انجمن‌ها بایستی در جهت حفظ شئونات اسلامی، با آنها همکاری کرده و از ترغیب مردم در جهت اشاعه‌ی فرهنگ مسیحیت خودداری کنند.”
در ادامه‌ی این نامه تاکید شده است: تهیه‌ی وسایل ایاب و ذهاب برای هموطنان غیرمسیحی، باعث ترغیب آنان به گرویدن به این آیین شده و از آن به عنوان “تحریک مردم جهت ارتداد از دین اسلام” یاد شده است.
هرساله، شورای خلیفه‌گری ارامنه‌ی استان ارومیه، در کلیسای مذکور واقع در شهرستان چالدران، در اوایل مردادماه، عبادات دینی خود را به جای می‌‎آورد.
قره کلیسا، کلیسای تادئوس مقدس یا کلیسای طاطاووس، نام کلیسایی تاریخی در استان ارومیه ایران است که در۲۰ کیلومتری شمال شرقی چالدران در کنار روستایی به همین نام واقع شده‌است.

رومیان باب ۱ آیه ۱۶ تا ۱۷

     ۱۶ زیرا من به انجیل عیسی مسیح افتخار می کنم چون قدرت خداست برای نجات تمام کسانی که ایمان بیاورند. پیغام انجیل در ابتدا فقط به یهودیان اعلام می شد، اما اکنون همه می توانند با ایمان آوردن به آن ، به حضور خدا راه یابند. ۱۷ این پیغام اینست که خدا فقط در یک صورت از سر تقصیرات ما می گذرد و به ما شایستگی آن را می دهد که به حضور او برویم ؛ و آن وقتی است که به عیسی مسیح ایمان آوریم . بلی ، فقط و فقط ایمان لازم است . همانطور که کتاب آسمانی می فرماید: “فقط کسی نجات پیدا می کند که به خدا ایمان داشته باشد.

فیلیپیان باب ۳ آیه ۷ تا ۹

     ۷ اما اکنون همه این امتیازات را که روزگاری برایم بسیار باارزش بود، دور ریخته ام ، تا بتوانم ایمان و امیدم را به مسیح ببندم . ۸ بلی ، همه چیز در مقابل نعمت شناخت خداوندم عیسی مسیح ، بی ارزش است . بنابراین ، همه را کنار گذاشته ام ، چون برای من پشیزی ارزش ندارند، با این هدف که مسیح را داشته باشم ، ۹ و با او یکی شوم ، و دیگر برای نجات یافتن ، بر کارهای خوب خودم و یا اطاعت از قوانین مذهبی تکیه نکنم ، بلکه اعتمادم بر مسیح باشد؛ زیرا فقط از راه ایمان به مسیح است که خدا ما را بی گناه بحساب می آورد.

پطرس اول باب ۱ آیه ۳

     ۳ سپاس‌ بر خدا باد، بر خدا که‌ پدر خداوند ما عیسی‌ مسیح‌ است‌. او به‌ سبب‌ لطف‌ بی‌پایان‌ و عظیم‌ خود، ما را از سر نو مولود ساخت‌ و عضو خانواده‌ خود گرداند. از اینرو، ما اکنون‌ به‌ امید حیات‌ جاوید زنده‌ایم‌، زیرا مسیح‌ نیز پس‌ از مرگ‌، حیات‌ یافت‌.

مزامیر باب ۱۶ آیه ۱۱


  ۱۱ تو راه‌ حیات‌ را به‌ مـن‌ نشان‌ خواهی‌ داد. حضور تو مرا از شادی‌ لبریز می‌كند و بودن‌ در كنار تو به‌ من‌ لذتی‌ جاودانی‌ می‌بخشد.

۱۳۹۴ تیر ۲۰, شنبه

پطرس اول باب ۱ آیه ۶ تا ۷

 

   ۶ پس‌ حال‌ که‌ چنین‌ ارثی‌ در پیش‌ دارید، واقعا شاد باشید، حتی‌ اگر لازم‌ باشد در این‌ دنیا برای‌ مدتی‌ سختیها و زحماتی‌ را متحمل‌ گردید. ۷ این‌ سختیها به‌ منظور آزمایش‌ ایمان‌ شما پیش‌ می‌آید، همانطور که‌ آتش‌ نیز طلا را می‌آزماید و پاک‌ می‌سازد. ایمان‌ شما پس‌ از آنکه‌ وارد کوره‌ آزمایش‌ گردید و سالم‌ بیرون‌ آمد، سبب‌ خواهد شد که‌ در روز بازگشت‌ عیسی‌ مسیح‌، مورد تحسین‌ و تمجید و تکریم‌ قرار گیرید.

یعقوب باب ۱ آیه ۱۲ تا ۱۶



   ۱۲ خوشابه حال کسی که آزمایشهای سخت زندگی را متحمل می شود، زیرا وقتی از این آزمایشها سربلند بیرون آمد، خداوند تاج حیات را به او عطا خواهد فرمود، تاجی که به تمام دوستداران خود وعده داده است . ۱۳ وقتی کسی وسوسه شده ، بسوی گناهی کشیده می شود، فکر نکند که خدا او را وسوسه می کند، زیرا خدا از گناه و بدی بدور است و کسی را نیز به انجام آن ، وسوسه و ترغیب نمی کند. ۱۴ وسوسه یعنی اینکه انسان فریفته و مجذوب افکار و امیال ناپاک خود شود. ۱۵ این افکار و امیال ناپاک ، او را به انجام کارهای گناه آلود می کشاند؛ و این کارها نیز منجر به مرگ می گردند، که همانا مجازات الهی است . ۱۶ پس ای برادران عزیز، در این مورد اشتباه نکنید.

افسسیان باب ۶ آیه ۱۳ تا ۱۷

     ۱۳ بنابراین ، از یک یک سلاح های خدا به هنگام حمله دشمنتان ، شیطان ، استفاده کنید، تا بتوانید حمله های او را دفع نمایید و در آخر، بر پایهای خود محکم بایستید. ۱۴ اما برای این منظور، “کمربند محکم راستی “ رابه کمر ببندید و “زره عدالت خدا” را در بر نمایید. ۱۵ “کفش انجیل آرامش بخش “ را به پا کنید تا به همه جا رفته ، پیغام انجیل را به همه اعلام نمایید. ۱۶ ”سپر ایمان “ را نیز بردارید تا در مقابل تیرهای آتشین شیطان محفوظ بمانید. ۱۷ ”کلاهخود نجات “ را بر سر بگذارید و “شمشیر روح “ را که همان کلام خداست ، بدست گیرید.

فرزند خواندگی


ما به واسطه ایمان به مسیح، فرزند خواندگان خدا می‏شویم. این یکی از جنبه‏‏های نجات ما در مسیح می‏باشد .
 ما همگی در اصل بندگان گناه و شیطان می‏بودیم . ما عضو خانواده الهی نبودیم. خدا آفریننده همه انسانهاست اما پدر همه آنان نیست. او فقط پدر آنانی است که به عیسی ایمان می‏آورند. خدا فقط زمانی ما را به خانواده خود می‏پذیرد که عدالت مسیح را به واسطه ایمان قبول نماییم.
فرزند خواندگان از شخصی که ایشان را به فرزندی پذیرفته است، ارث کامل می‏برند. گرچه از لحاظ جسمانی فرزند طبیعی او نیستند، اما از نظر قانونی فرزند او به حساب می‏آیند و از همه امتیازات فرزندی برخوردار می‏گردند. ما نیز گرچه زمانی طبیعتی گناه آلود داشتیم، اما اکنون از طریق مسیح، از لحاظ روحانی، پسران و دختران خدا شده‏ایم و در آسمان، ارثی کامل دریافت خواهیم داشت (رومیان ۸: ۱۵-۱۷؛ غلاطیان ۴: ۳-۷؛ افسسیان ۱: ۴-۵ ).
دریافت مقام فرزندی خدا یکی از بزرگترین امتیازات و برکات نجات ماست. فرزند خواندگی به این معنی است که طبیعت خدا از طریق روح‏ القدس وارد سرشت ما می‏گردد؛ به این معنی است که با خدا مشارکت و رفاقت نزدیکی داریم، همان رفاقت و صمیمیتی که کودک با پدر خود دارد؛ همچنین به این معنی است که زندگی ما باید شایسته مقام فرزند خدا باشد. فرزند خدا بودن امتیاز و شادی بزرگی است؛ در ضمن، مسئولیت بزرگی نیز هست.

صلیب


در عهد جدید، واژه صلیب به معنی تیری چوبی است که قطعه چوب کوچکتری به شکل افقی بر آن قرار می‏گیرد. در دوران امپراطوری روم، صلیب برای اعدام جنایتکاران به کار گرفته می‏شد. شخص مجرم با ریسمان یا توسط میخهایی که به دستها و پایهای او زده می‏شد، از صلیب آویزان می‏گشت. اغلب دو یا سه روز طول می‏کشید تا مجرم جان بدهد. برای تسریع مرگ مجرم، اغلب ساق پایهای وی را می‏شکستند.
عیسی نیز توسط رومیها به اعدام توسط صلیب محکوم شد. بنابراین، صلیب برای همه مسیحیان علامت مرگ عیسی و قربانی گناهان انسان محسوب می‏شود. عیسی با مرگ خود بر روی صلیب، به جای ما مجازات مرگ را که نتیجه گناه بود متحمل شد (به مرقس ۱۰: ۴۵ ).
صلیب همچنین علامت رنجی است که هر مسیحی باید آماده باشد تا بخاطر مسیح تحمل کند (به مرقس ۸: ۳۴ ). صلیب نشانه مرگ نفس کهنه ما نیز هست (به رومیان ۶: ۶، غلاطیان ۲: ۲۰، ۵: ۲۴، ۶: ۱۴ ). صلیب همچنین نشانه‏ای از جلال مسیحی است، زیرا اگر با مسیح رنج بکشیم، با او نیز جلال خواهیم یافت (رومیان ۸: ۱۷).

پاپ خواستار پایان کشتار مسیحیان در خاورمیانه شد

پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان روز پنجشنبه خواستار پایان فوری کشتار مسیحیان در خاورمیانه و سایر نقاط جهان از سوی گروه های تروریستی از جمله دولت اسلامی شد.

به گزارش «محبت نیوز»، پاپ که در دومین مرحله از دیدار دوره ای از آمریکای جنوبی از بولیوی دیدار می کرد، این کشتارها را جنگ سوم جهانی توصیف کرد که به تدریج رخ می دهد.
به گفته خبرگزاری ایرنا، پاپ گفت: امروز ما با وحشت شاهد آزار و اذیت، شکنجه و کشتار برادران و خواهرانمان در خاورمیانه و دیگر مناطق جهان به علت اعتقاد به مسیح از سوی گروه های تروریستی هستیم.
وی افزود: در این جنگ سوم جهانی که به تدریج رخ می دهد و ما آن را تجربه می کنیم، گونه ای نسل کشی در حال رخ دادن است.
پاپ در سپتامبر سال گذشته میلادی نیز با ابراز تاسف از درگیری های جهان، به عنوان جنگ سوم جهانی که به تدریج رخ می دهد، تروریسم را محکوم کرد.
وی همچنین در گذشته نیز در باره خطراتی که مسیحیان سراسر جهان از جمله عراق و سوریه با آن روبرو هستند که بخش های بزرگی از آن ها در اشغال گروه تروریستی دولت اسلامی است، به شدت ابراز نگرانی کرده بود.
پاپ که اصلیت آمریکای جنوبی دارد، در جریان سفر به این منطقه، از اکوادور و بولیوی دیدار کرده و سپس عازم پاراگوئه می شود.
مذهب اکثر جمعیت این ٣ کشور، کاتولیک و دارای تاریخچه طولانی از فقر و نابرابری های اجتماعی و اقتصادی هستند.

آزادی زود هنگام کشیش«فرشید فتحی»یا وعده ایی در آستانه توافق هسته ایی؟

با پذیرش درخواست تجمیع جرائم و اعمال ماده ۱۳۴، خبرهای رسیده حاکی از آن دارد کشیش فرشید فتحی دو سال زودتر از موعد قبلی و در آذرماه امسال آزاد خواهد شد. آیا با فروکش کردن جو مذاکرات هسته ایی این وعده به فراموشی سپرده می شود ؟
به گزارش «محبت نیوز»، گزارشات رسیده حاکی است، مطابق با اعمال ماده ۱۳۴، برابر یادداشتی که کشیش فرشید فتحی در روز چهارم جولای (شنبه۱۳ تیر ۱۳۹۴) از مقامات زندان دریافت کرده است ، خبر رسیده که نامبرده در دهم دسامبر برابر ۱۹ آذرماه ۱۳۹۴ (حدود ۵ ماه دیگر) وی از زندان آزاد خواهد شد.
“در ماده ۱۳۴ قانون جدید مجازات اسلامی مقرر شده است که در صورت تعدد جرائم از انواع مختلف در مورد همه آن‌ها حداکثر مجازات صادر می‌شود، ولی تنها مجازات اشد اجرا می‌شود و بقیه مجازات‌ها اجرا نمی‌شود.”
این درحالی است که پیشتر قرار بود فرشید فتحی تا دسامبر ۲۰۱۷ در زندان بماند و اکنون دو سال به او تخفیف داده شده است.
البته پیش از این نیز وعده آزادی ( موقت ) به این زندانی مسیحی نیز داده شده بود  که متاسفانه عملی نگردید.
نوکیش مسیحی فرشید فتحی در پنجم دی ماه سال ۱۳۸۹ توسط وزارت اطلاعات بازداشت و به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل شد، وی یک سال از دوران بازداشت خود را بلاتکلیف در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات گذارند و در مجموع نزدیک به ۵ ماه نیز در سلول انفرادی بود.
چند ماه پس از بازداشت فرشید ، در اسفند ماه سال ۱۳۸۹ و در آخرین روزهای نزدیک به ایام عید نوروز ۱۳۹۰ به خانواده این زندانی مسیحی از سوی مقامات زندان خبر می دهند که نامبرده می تواند با سپردن وثیقه به ارزش ۲۰۰ میلیون تومان آزاد گردد . خانواده او با مشکلات فراوان، ضمن تهیه و سپردن وثیقه به دادسرای مستقر در زندان اوین در زمان تعیین شده ، در حالی که نامبرده تمامی وسایل خود را از مسئولین زندان تحویل گرفته بود و قصد خروج از در زندان را داشت از سوی ” ناصری” بازپرس شعبه ۶ دادسرا در آخرین لحظات، به جهت اعمال فشار روحی بیشتر به او، با این عنوان که پرونده این فرد نیاز به بازجویی های بیشتری دارد، از آزادی وی جلوگیری میکنند و وثیقه سپرده نیز به خانواده ایشان برگشت داده می شود.
“فرشید فتحی” متولد ۱۳۵۸ و دارای دو فرزند است. دادگاه وی در دی ماه سال ۱۳۹۰ ( ژانویه ۲۰۱۲) برگزار گردید. حدود سه ماه بعد، در اوایل سال ۱۳۹۱ حکم دادگاه مبنی بر ۶ سال حبس تعزیری صادر شد و پس از مدتی دادگاه تجدید نظر هم آن را تائید کرد.
وی که اکنون در زندان رجایی شهر کرج دوران محکومیت خود را می گذراند. اگر مدت زندان از زمان بازداشت او محاسبه گردد، فرشید باید تا دسامبر ۲۰۱۶ در زندان می ماند. اما سال گذشته دستگاه قضائی پرونده دیگری مبنی بر تخلف در زندان به اتهام نگهداری مشروبات الکلی در زمان زندانی بودن او در بند ٣۵٠ زندان اوین را بر علیه فرشید فتحی باز کرد و بابت آن وی را به تحمل یک سال زندان اضافه دیگر به خاطر این اتهام ساختگی محکوم نمود. بدین ترتیب مدت زندانی بودن او تا دسامبر ۲۰۱۷ پیش بینی می گردید.
یاد آور می شود که حکم جدید یکسال زندان اضافه کشیش فرشید فتحی مربوط به پرونده ای در ارتباط با وقایع بند ۳۵۰ زندان اوین، در ۲۸ فروردین ماه سال ۱۳۹۳ معروف به “پنج‌شنبه سیاه” بود.
فعالان مسیحی آشنا به اخبار جفا بر مسیحیان ایران معتقدند که جمهوری اسلامی با توجه به قرارگرفتن در جو فشار بین المللی برای توافق هسته ای، ممکن است وعده هائی از سوی مسئولان قضائی ایران برای نشان دادن گشایش در فضای اختناق حاکم بیان شود که بعد از مدتی با فروکش کردن جو مذاکرات این وعده ها به فراموشی سپرده شوند. اظهارات فوق حاکی از روح بی اعتمادی فعالان مسیحی نسبت به دستگاه قضائی جمهوری اسلامی می باشد که همواره با سیاسی و جناحی عمل کردن خود عدالت و قضاوت در ایران را به سخره می گیرد و زیر وعده های خود گاهن نیز می زند.

۱۳۹۴ تیر ۱۷, چهارشنبه

مزامیر باب ۲۸ آیه ۷

 
   ۷ خداوند قوت‌ و سپر من‌ است‌. از صمیم‌ قلب‌ بر او توكل‌ كردم‌ و او مرا یاری‌ كرد. از این‌ رو، دلم‌ شاد است‌ و با سرود از او تشكر می‌نمایم‌.

غلاطیان باب ۵ آیه ۲۲

 

   ۲۲ اما هرگاه روح خدا زندگی ما را هدایت فرماید، این ثمرات را در زندگی ما بوجود خواهد آورد: محبت ، شادی ، آرامش ، بردباری ، مهربانی ، نیکوکاری ، وفاداری ، فروتنی و خویشتنداری .



مثال مرد برزگری که برای پاشیدن تخم به بیرون رفت


متی 13: 1- 23
مرقس 4: 1- 20
لوقا 8: 1- 15

نوشتۀ: ح.گ


در مثال قلبی نوشتم که وقتی یک گفتگوی خداوند در هر سه انجیل قید میشود، باید کمی بر آن دقت کنیم و از اهمیت آن باخبر باشیم. مجددا عرض میکنم نه اینکه اگر واقعی چنین تکرار نشده، اهمیت ندارد.
این مثال در هر سه انجیل همانطور که در بالا میبینید قید شده است. هر سه انجیل قید میکنند که عیسای مسیح این مثل را به جماعت بزرگی که پیش روی او جمع شده بودند میگوید. یعنی خصوصا شاگردان او نبودند که این مثال را شنیدند، بلکه همۀ مردم. مخاطبین عیسای مسیح همۀ مردم بودند. و وقتی همۀ مردم با هم برای شنیدن سخنان عیسای مسیح میامدند، از آنجایی که عیسای مسیح برای آنها طنزهای خنده دار یا حکایتهای افسانه‏ایی یا قصه‏های سرگرم کننده نمیگفت؛ بلکه از اسرار آسمانی سخن میگفت و از آنجایی که بودند افراد بسیاری در میان این جماعت که از پادشاهی آسمانی بسیار دور بودند، از درک اسرار الهی بسیار دور بودند، از دریافت مژدۀ انجیل مسیح بسیار دور بودند، از توبه و اعتراف به گناهان و شرارت خود بسیار دور بودند، عیسای مسیح هرگز برای یک لحظه مروایدهای گهربار خود را نزد خوکان و سگان نریخت. پس با امثال سخن میگفت، تا آنهایی که قلبی آماده و پذیرنده برای ملکوت خدا را دارند از میان این امثال رازهای الهی را درک کنند. من اعتراف میکنم، وقتی هنوز در دنیای شرارت و گناه بودم و از آن لذت میبردم، و درست زمانی که در تنهایی و بن بست پوچگرایی و نیهیلیستی خودم به آخر باورهای خودم رسیدم، و وقتی این مثل عیسای مسیح در خصوص برزگر و تخم‏ها را در یک کتاب کاملا غریبه با انجیل( کتاب آخرین وسوسۀ مسیح نوشتۀ: نیکوس کازنتزاکیس) خواندم، هر چند در لفافه و مثل بود، اما برای ما بسیار حیرت انگیز آمد که چرا باید تخمها در شرایطی متفاوت رشد نکنند؟ سوال کردم این زمین سفت و این سنگها و این خارها چه بودند؟ از خودم پرسیدم این خاک خوب کیست؟ و چیست؟ در این مثال راز الهی بود، من کافر و بیخدا بودم، اما به دلیل تشنگی من به وجود خدا، و آمادگی من برای پذیرش حقیقت الهی( به دلیل زیستن طولانی در دروغهای انسانی) این مثل با قلب من سخن گفت. امروز پس از 23 سال هنوز یادداشتهای خودم را که در زمان مطالعاتم مینوشتم، در بارۀ این مثل را دارم. به آن نگاه میکنم و جلال را به خدا میدهم برای کار عظیم او در زندگی من.
جمعیت غریبی از هر قشر و گروه و طبقه دور مسیح جمع شده‏اند و آنها انتظار  داشتند تا معجزات را ببینند، شگفتی ها را. اما اینبار عیسای خداوند دهان خود را میگشاید و برای آنان با امثال سخن میگوید.
برزگری به مزرعه برای تخم پاشیدن میرود. او تخمها را میپاشد، تعدادی از این تخمها بر روی زمین سخت میافتند، پرندگان آمده و آن را میخورند. تعدادی بر روی سنگها میافتند، به دلیل کم عمق بودن، زود ریشه زده و جوانه زده و سبز میشوند، اما بلافاصله با شعاع تند خورشید آن را تحمل نمیکنند و از بین میروند. تعداد دیگری از تخمهای کشاورز در میان خارها میافتد. رشد میکنند و سبز میشوند، اما خارها مانع رشد نهایی آنها شده و آنها در میان خارها میمانند و هرگز به حاصل نمایند. اما نهایتا تعدادی از این تخمها در خاکی مطلوب افتاده، سبز شده و دو یا صد چندان میشوند. وقتی این مثل را عیسای مسیح تمام کرد و جمعیت متفرق شدند، شاگردان او نزد او میایند و از او میپرسند، کمی در بارۀ این مثل برای آنان سخن بگوید.
برای شاگردان این مثل آنقدر ساده و روزمره بود هرگز باور نمیکردند که رمزی در آن باشد! و این کلید عیسای مسیح برای گفتن امثال بود. او از تصاویری بسیار معمول و روزمره برای رساندن پیام خود در امثال استفاده میکرد. میتوان به جرات گفت که شاگردان با چشمان خود شاید صدها بار کشاورزی را دیده بودند که تخم میپاشد. آنها تمامی تصویر این مثل را میدانستند و به نظر میرسد به دلیل اوج سادگی آن، معنای آن در آن گم شده بود. خدا را شکر برای روح مشتاق و تشنۀ شاگردان. آنها سعی نکردند از این مثل یک افسانه و یک تخیل بسازند. آنها استاد خود را میشناختند. آنها میدانستند که او رازی را در این مثل دارد. و آنها از او میخواهند تا آن را برای آنان بازگو کند. قبل از اینکه به تشریح این مثل از دهان خود عیسای مسیح برسیم. اجازه بدهیم با مقایسۀ قیاسی این سه انجیل، نگاهی نزدیک به این مثل داشته باشیم. ببینیم که نگاه نویسندگان انجیل به این مثل برای مخاطبین و خوانندگان انجیل خود چگونه بوده است.
هر سه انجیل از چگونگی پخش شدن تخمها با هم توافق دارند:
الف- گروه اول تخمها بر روی جاده
ب- گروه دوم تخمها بر روی سنگها
پ- گروه سوم تخمها در میان خارها
ت- و گروه چهارم تخمها بر روی خاک خوب.

اما وقتی آنچه که بر تخمها روی میدهد را در این سه انجیل میخوانیم اندکی تاکید و پافشاری را در موارد متعدد میخوانیم.
هر سه انجیل قید میکنند که  تخمهای اول را که بر روی زمین سخت افتاده بود را  پرندگان بلافاصله خوردند. در بارۀ گروه دوم تخمها، متی و مرقس قید میکنند که تخمهایی که بر روی سنگ افتادند بلافاصله رشد کردند، اما به دلیل نداشتن ریشۀ کافی، وقتی خورشید بسیار پرحرارت تابید، چون ریشه نداشتند، پوسیدند. اما لوقا میگوید هم اینکه تخمهای روی سنگ رشد کردند به دلیل نداشتن رطوبت کافی، پژمرده شدند. در خصوص تخمهای گروه سوم، متی و مرقس مینویسند که خارها آمده و رشد تخمها را خفه کردند. لوقا مینویسد که خارها با سبزی تخم رشد کردند، بر آنها غلبه کردند و سبزی تخمها را خفه کردند. و هر سه انجیل با هم تاکید میکنند که گروه چهارم تخمها بر روی خاک خوب انداخته شد، رشد کردند و ثمراتی فراوان بار آوردند. سپس در پایان این مثل در هر سه انجیل از دهان عیسای مسیح رو به مردم قید شده است:" هر که گوش شنوا دارد بشنود."( متی 13: 9 و مرقس 4: 9 و لوقا 8: 8 ) چرا باید عیسای مسیح بر این عبارت تاکید میکرده است؟ به یاد داشته باشید، ما در آغاز خدمت عیسای مسیح هستیم. مردم بسیار سخنان او را خواهند شنید. اما خاکهای خوب چه کسانی هستند؟ افراد متعددی به او ایمان میاورند، اما چند نفر آنها تا به آخر میماند؟ مثل را میگوید و برای اهمیت راز نهفته در آن به آنان میگوید، گوشهای خود را باز کنید و بشنوید که من چه به شما میگویم.
تصویر این مزرعه برای ما ایرانیها نباید سخت باشد، اگر بچۀ شهرستان هستی و نه بچۀ تهران! من که در سمنان متولد شده و در آن زندگی کردم. به کرات با چشمان خودم پاشیدن تخم را توسط برزگرهای محل دیده‏ام. در شرق، مانند اسرائیل، زمینهای کشاورزی با سنگها و جوبهای آب از هم جدا هستند. در کنار هر مزرعه‏ای سوای جاده‏ایی که تراکتور و ماشینهای کشاورزی عبور میکنند؛ بلکه در کنار مزرعه، جادۀ به قولنا " مال رو " است. در این جادۀ باریک کشاورز در میان مزرعۀ خود رفت و آمد میکند. خر خود را بر روی این جاده نزدیک محصول خود میاورد و بر روی این جاده حمل و نقل خود را انجام میدهد. وقتی دو زمین محلی کشاورزی با تخته سنگهای متوسط از هم جدا میشوند، در زیر این تختها سنگها و اطراف آنها، در کنار جویبارهای آب مزرعه، علفهای هرز میروید. و وقتی کشاورز زمین خود را شخم میزند، چه بسا مقداری خاک بر روی این سنگها که نقش مرز بین دو زمین را دارند، میریزد. عیسای مسیح در چنین تصویری مثال خود را میگوید.

تفسیر مثل از دهان خود عیسای مسیح
شاگردان عیسای مسیح نزد او آمدند از او میخواهند تا این مثل را برای آنها تشریح کند. این مثل آنقدر ساده به نظر میرسید که گویی هیچکس رازدار بودن آن را درک نکرده بود! و عیسای مسیح مثل را تشریح میکند. جالب اینجاست که در انجیل متی وقتی عیسای مسیح قصد میکند تا مثل را تشریح کند تقریبا از آیۀ 10 تا آیۀ 17 در بارۀ وضعیت روحانی مردم دورۀ خود سخن میگوید. تنها در انجیل متی است که عیسای مسیح از اشعیاء نبی بخشی را اشاره میکند و نامش را میبرد. در مرقس و لوقا ما آیۀ بیان شده از اشعیاء نبی از جانب عیسای مسیح را داریم اما در هر دو انجیل بسیار کوتاه میباشد و شما نام اشعیاء نبی را ندارید. چرا؟ خب! مخاطبین انجیل متی، یهودیان اسرائیل و سراسر دنیا هستند. آنها اسم اشعیاء نبی را به مراتب بهتر از اسم قیصر روم میشناسند! مخاطبین انجیل متی باید دقیقا معنای این مثل را درک کنند. زیرا 700 سال پیش اشعیاء نبی، پیامبر خود این قوم؛ در خصوص شرایط روحانی مردم این زمان سخن خواهد گفت.
و نکتۀ جالب دیگر این است که تنها در انجیل مرقس داریم که عیسای مسیح شاگردان خود را برای عدم درک مثال او توبیخ میکند. و به انان گویی میفرماید، که باید بیشتر از این از حیث هضم کردن امور روحانی و اسرار روحانی آماده و مهیا باشند. زیرا آنچه میشنویدند بسیار ساده بود، عیسای مسیح به آنها میفرماید، اگر از اسراری پیچیده‏تر سخن بگوید چگونه درک خواهند کرد. آیا ما بعنوان پیروان مسیح، هنوز در خواب و چگونگی تفسیر و درک کلام خداوند هستیم؟ هنوز دیگران امور روحانی را برای من و تو میجوند و ما فقط آنها را قورت میدهیم؟! نشان بلوغ روحانی هر مسیحی، درک کلام خداوند و اجرا کردن آن بر طبق فهم و درک آن است. تنها آنانی میوۀ صد برابر تولید میکنند، که کلام را درک کرده باشند، در کلام مانده باشند، و خاک خوب آنها کلام را در آنها بارور کرده باشد.

گروه اول تخمها بر روی زمین سفت
در خصوص گروه اول تخمها که بر روی زمین سفت میافتند و پرندگان آمده آن را میخورند، عیسای مسیح میفرماید تخم کلام خداوند است. این کلام را هر کسی امروز خواهد شنید و پس از شنیدن آن، عکس‏العمل نشان میدهد. و این کلام خداوند امروز برای تو موعظه شده است، با آن چه خواهی کرد؟ عیسای مسیح میفرماید این گروه افراد کسانی هستند که کلام خداوند را میشنوند( جالب اینجاست که هر چهار گروه کلام را میشنوند)، اما چون قلب آنان مانند جادۀ کنار مزرعه سفت و سخت میباشد، شیطان آمده و کلام را از دل و فکر آن شخص میدزدد. هم متی و هم مرقس با این توافق دارند. اما لوقا میگوید که شیطان آمده و کلام را از دل آن شخص برمیدارد و مانع آن میشود که شخص ایمان آورده و نجات یابد.

گروه دوم تخمها بر روی تخته سنگها
در خصوص این گروه، عیسای مسیح میفرماید؛ این افراد کلام خداوند را میشنوند. بلافاصله ایمان میاورند. دانه در آنها جوانه میزند و رشد میکند، اما تا شکنجه و سختی و عذاب از راه میرسد، بلافاصله از بین میروند. جالب اینجاست که هم متی و مرقس با هم توافق دارند که این شکنجه و آزار وارد شده بر این شخص ایماندار، به دلیل " کلام خداوند " است. لوقا به این اشاره نمیکند. اما میگوید در زمان وارد شدن وسوسه، از بین میرود. چرا؟ خب! مخاطب لوقا، تئوفلیس عزیز است! یک شخص دارای داشتن مقام و رتبۀ سیاسی یا اجتماعی در روم آن زمان. آیا او هرگز از شکنجه و آزار ایمانداران سر در میاورد؟ احتمالا خیر! اما نحوۀ زندگی و رفاه او، بیشتر در فروافتادن وسوسه بود تا شکنجه و ازار.

گروه سوم تخمها در میان خارها میافتند
در این خصوص عیسای مسیح خارها را به :اندیشۀ این جهان، غرور دولت؛ مرقس هوس را نیز به این اضافه میکند. و لوقا لذت بردن از این هوسها را قید میکند. عیسای مسیح میگوید اینها مواردی هستند که رشد کرده و مانع باروری و نتیجۀ مطلوب تخمها هستند.

گروه چهارم تخمها در میان خاک خوب
این افراد را عیسای مسیح به دانه‏هایی که به خاک خوب میافتند تشبیه کرده است. او میفرماید، این افراد، کلام را درک میکنند. مرقس اضافه میکند که آن را میپذیرند و لوقا اضافه میکند که کلام را چون فردی درستکار و دارای دلی نیکو میشنوند.

و نهایتا در پایان هر سه انجیل نتیجۀ صد چندان فراوانی را از آن کسانی که خاک خوب بودند و رشد کردند میخوانیم.
لطفا دقت کنید که عیسای مسیح چقدر خارها را با آنانی که خاک خوب هستند نزدیک کرده است. او میتوانست این گروه را در ردۀ اول بگذارد. یا دوم. اما نکرد. چرا؟ چرا آنانی که خاک خوب هستند، به آنانی که در میان خارها خفه شدند نزدیک هستند؟ پاسخ این است که، آنانی که خاک خوب هستند و کلام را پذیرفته و آن را قبول کرده اند و اکنون در حال رشد و باروری هستند بسیار در معرض خطر خفه شدن در خارهای زندگی و اطراف دنیا هستند تا آنانی که هرگز کلام خدا در دریافت نکرده‏اند و به زندگی روزمرۀ خود ادامه میدهند. ما ایمانداران به مراتب در خطر فرو افتادن و غلتیدن در:" شهوت جسم و خواهش چشم و غرور زندگانی " ( اول یوحنا 2: 16)هستیم تا در خطر عدم رشد نکردن. تا خطر شکنجه و آزار. شما ممکن است از شکنجه و آزار رهایی پیدا کنی، اما از شهوت جسم خودت و غرور زندگی هرگز رهایی نخواهی یافت! یعنی همان سقوطی که داود به آن مرتکب شد. من پیروزی مسیحی را انکار نمیشوم، اما هرگز از هشدار دادن به خودم و به شما از سقوط در خودتان دست بر نمیدارم!

درسی برای ایمانداران
عین این چهار گروه تخمها به فراوانی برای هر انسانی و هر قشر و هر جایی در دنیا میتواند صدق کند. به خصوص برای ما ایمانداران مسیحی.
خیلی از ایرانیها به دلیل پر بودن گوش آنها از شریعت اسلام و سنت پدران و معاشرت و انس و خو گرفتن با تمدن بشری، به جاده‏های سفتی مبدل شده‏اند که کلام خداوند هرگز در آنها نمینشیند. آنها طعمه‏هایی برازنده و چرب و لذیذ برای شیطان هستند و او آنها را هرگز از دست نخواهد داد، مگر آنها فیض خدا را دریافت کنند و به ندای الهی و روح مقدس خدا لبیک بگویند. گروه دوم، آن ایرانیهای هستند که متاسفانه کلام را میشنوند، به نظر میرسد که آن را قبول کرده‏اند. این افراد هرگز در کلام رشد نکرده‏اند و نمیکنند. پایه و اساس ایمان خود را نمیدانند. خداوندی مسیح را هنوز درک نکرده‏اند. کار روح‏القدس را نمیدانند. نقش کلام خداوند را نمیدانند. فقط عیسای مسیح را شنیده‏اند، حیات ابدی، ارامش، صلح، محبت، گذشت، تمام این خصوصیتها آنها را جذب میکند، آنها مسیح را ایمان میاورند اما به مسیح وصل نمیشوند.
گروه سوم آن ایرانیهایی هستند که از طریق معلمین و کشیشان اینگونه تعلیم میگیرند که گویی مسیحیت فقط " شفا و آزادی " است!! فقط " روح القدس و پر شدن از او " است!! فقط " تجربه کردن پری روح " است!! این افراد به دلیل جذابیت این کلام و شوهای تلویزیونی و سخنان چرب و نرم گویندۀ خوش تیپ مسیحی! گمان میکنند، مسیحیت یعنی خوش تیپ شدن و زندگی خوش داشتن، دعاها پاسخ داده شدن و غیره..این افراد مگر گذشتۀ خود را فراموش کرده‏اند که از چه زنجیری ازاد شده‏اند؟ از چه دینی بیرون آمده‏اند؟ پولس رسول هرگز اسرائیلی بودن خود را انکار نکرد. او هرگز به تازه ایمانداران اسرائیلی نگفت که به مسیح ایمان بیاورید و برای شما همه چیز ساده و عالی است! خیر. او به آنان بارها و بارها تذکر داد تا سنت و دین قدیمی را با عهد تازۀ مسیح مختلط نکنند. از شریعت فاصله بگیرند. فیض خدا را درک کنند. از خواهش تن دوری کنند و از تلاش برای رسیدن به قدوسیت با تلاش دینی و مذهبی جدا خودداری کنند. او مانند خود عیسای مسیح، به ایمانداران میگفت که شکنجه و ازار در سراسر دنیا در انتظار آنها میباشد و باید منتظر آن باشند، کما اینکه خود او بود.
چند نفر از این گویندگان شوهای مسیحی، از شکنجه و عذاب و سختی نو ایمانان سخن میگویند. عیسای مسیح به شاگردان خود روزی که آنها در دادگاهای گوناگون محاکمه شده و کشته خواهند شد را هشدار داد ؛ چند نفر از ما این را با نوایمانان مسیحی ایرانی در میان میگذاریم.

        عیسای مسیح به ما هشدار داده است که سختی و فشار و دردها و شکنجه‏ها هستند، حتی برای آن تخمهایی که در خاک خوب افتاده‏اند، سوال تنها این نیست که میوه‏های روحانی تو در مسیح چیست؟ بلکه این است که آیا تا آخر میمانی و این میوه‏ها را بار خواهی آورد؟ یا اینکه در دنیا و درد و رنج و سختی زندگی که مانند خارهای دنیوی هستند، خفه شده و از رشد و باروری متوقف میشوی؟ مگر خود روح‏القدس اکنون مدد کند و ما را از چنین خطری رهایی بخشد. آمین

از برگزیدگی تا جلال


من و شما بارها و بارها ازعبارت نجات سخن گفته ایم. ما آن را بشارت دادیم آن را درس دادیم از آن موعظه کرده و از آن دفاع کرده ایم. اما سوال اینجاست که چطور میتوان بعضی از اصول الهیات مسیحی را در راستای مبحث نجات درک کرد. بعنوان مثال: آیا خدا افراد خاصی را انتخاب میکند تا نجات دهد؟ آیا عیسای مسیح برای افرادی خاصی مصلوب شد، اگر نه، پس چرا خیلی ها به او ایمان نیاوردند و هنوز هم نمیاورند؟ چگونه میتوان نوشتۀ پولس رسول در رومیان را فهمید: " و آنانی را که از قبل معین فرمود ایشان را هم خواند و آنانی را که خواند ایشان را نیز عادل گردانید و آنانی را که عادل گردانید ایشان را جلال داد"( رومیان 8: 30). این بی سبب نیست که وقتی عیسای مسیح فرمود که ورود شتر به سوراخ سوزن راحت تر است از ورود شخص دولتمند به بهشت. شاگردان در شگفتی و حیرت از او پرسیدند: " پس که میتواند نجات یابد؟" او پاسخ داد،" نزد انسان این محالست لیکن نزد خدا همه چیز ممکن است"( متی 19: 26). این به ما میگوید که همه نجات نخواهند یافت و در ضمن به ما میگوید که نجات از جانب خداست و نه از انسان و چون از خداست با خود اسرار خود را دارد. پس باید اقرار کرد کسی هنوز قادر به درک تمامی اسرار الهی خدا در خصوص انتخاب و برگزیدگی کاملا نمیداند اما میتوان به قوت و صراحت کلام خداوند تا حدودی به حقایقی در این خصوص دست یافت.
نجات یعنی چه؟
عبارت نجات به معنای رهایی و فارغ شدن از یک درگیری از یک اختلال از یک فشار و خطر بزرگ است. برای درک این مقاله من واژۀ نجات را اینگونه تعبیر میکنم( که بر اساس تعالیم کتابمقدس است):
ما گناهکار بودیم و به این دلیل خشم و غضب خدا بر ما بود. ما از خدا دور بودیم. ما به مرگ ابدی محکوم شده بودیم، زیرا جریمه و مزد گناه ما مرگ ما بود. اما خود خدا به دلیل محبت خودش نه به دلیل خوبی ما، تدارک نجات ما را از این دوری و نهایتا مرگ ازلی میدهد: عیسای مسیح را بعنوان کفاره و جریمۀ گناهان ما به روی زمین میفرستد. او که خدا-انسان بود تنها کسی بود که وارسته و شایستۀ بود که گناهان ما را بیامرزد و او این را با مرگ خود، دفن شدن و رستاخیز خود در روز سوم انجام داد. او به جای ما مُرد تا حیات ازلی را برای ما بیاورد. و این نجات است. ما مرده بودیم( از حیث روحانی) امروز با ایمان به مسیح زنده خواهیم ماند( از حیث روحانی). این نجات است. و این تبدیل و این هدیۀ عظیم تنها زمانی به داده میشود که ما به عیسای مسیح ایمان قلبی بیاوریم. اما این چگونه میسر است؟ چگونه در زندگی ما عمل میکند؟ و چرا این نجات را همه دریافت نخواهند کرد؟
هستۀ کلیدی در خصوص نجات
دانستن این اصل مهم و اساسی که آغاز درک عبارت نجات است بسیار به ما کمک میکند تا معنایی دقیق از شیرازۀ این عبارت در گفتگوهای پیرامون آن داشته باشیم. و آن این است که: "آنکس که نیاز به نجات دارد، قدر مسلم این است که خودش با قدرت خودش و توانایی خودش قادر به رهایی نبوده است." چرا؟ زیرا اگر بود، دیگر نیازی به نجات نداشت! نکتۀ دیگر در دانستن این اعلانیه چنین است که، هستند افرادی که به شما میگویند آنها عقل و شعور و دانش کافی دارند پس نیازی به نجات از جانب کس خاصی ندارند؛ یا هستند کسانی که گمان میکنند تلاش مذهبی و دینی و شریعت آنها مسبب نجات آنها خواهد بود پس نیاز به نجات در مفهوم درماندگی و در خطر بودن ندارند زیرا خداوند کارها و تلاشهای مذهبی آنها را در نظر داشته و آنها را از خطرات رهایی میدهد. الهیات عهد جدید( پس از آمدن عیسای مسیح بر روی زمین) مضمون نجات و شایستگی آن را بدلیل خوبی و کار و اجرای اعمال شریعت و دینی ما، کاملا رد کرده است. نه تنها رد کرده است بلکه هشدار داده است که به "انجیل دیگری"(غلاطیان 1:6-7 )، به جز انجیل فیض و رحمت عیسای مسیح خداوند ایمان نیاوریم.
 سوال اینجاست: چگونه یک شخص نجات را دریافت میکند؟ کتابمقدس به ما میگوید که از طریق شنیدن کلام خدا، مژدۀ نجات(رومیان 10: 14 ) است. اما چگونه این مژدۀ نجات در شخص عمل میکند؟ همه آن را میشنوند اما همه به آن ایمان نمیاورند. وقتی این سوال را پاسخ دادیم، سوال دوم این خواهد بود که این شخص چگونه میتواند مطمئن شود که حیات جاودانی را که عیسای مسیح وعده داده است( یوحنا 3: 16- 18 ) را دریافت خواهد کرد؟ در خلال پاسخ دادن این دو سوال موارد دیگری نیز وجود دارد که باید به آن پرداخت و من از این موارد در این مقاله سخن خواهم گفت.
شما دائما در نوشتجات عهد قدیم انتظار نجات را میخوانید یا شادمانی از نجات اما در نوشتجات عهد جدید از حضور و مهیا بودن و دسترسی یافتن به نجات میخوانید. در عهد عتیق دائما انتظار نجات بود و در عهد جدید نجات مهیا شده بود. و دلیل آن همانطور که میدانید برای وجود عیسای مسیح میباشد. برای تولد و مرگ و رستاخیز و نهایتا صعود او به آسمان.
کتابمقدس مسیحی در بارۀ نجات چه میگوید؟
واژۀ نجات به کرات در نوشتجات عهد قدیم و جدید به چشم میخورد. جالب اینجاست این عبارت را در موارد متعدد و گوناگونی میخوانیم اما هر بار به ما گواه از ناامیدی و ناتوانی شخص طالب نجات را میدهد یا از انتظار غریب و شدید آن شخص برای رهایی و نجات:  یعقوب نوۀ ابراهیم در بستر مرگ خودش امید انتظار نجات از جانب یهوه را داشت( پیدایش 49: 18). موسی در سرود رهایی خود از دریای سرخ و ارتش فرعون از نجات خداوند میسراید( خروج 15: 2 ). داود از سپر نجاتی که خداوند به او داده( دوم سموئیل 22:36) و جایی از شادی نجاتی که خداوند به او داده او را پرستش میکند(مزمور 51: 12 ) اشعیاء نبی از جانب خداوند میگوید که چه زیباست پای آن کسی که در راه سخت و دشوار پیام نجات را منتشر میکند( اشعیاء نبی 52: 7 ) و در آیۀ 10 میگوید که روزی تمام دنیا نجات خداوند را خواهند دید. این  زکریا پدر یحیای تعمید دهنده است که پیشگویی نجات خداوند را میکند( لوقا 1:69) و این شعمون پیر است چون عیسای نوزاد را میبیندد از خداوند قدردانی و سپاسگذاری میکند چون چشمانش نجات خداوند را دیده است( لوقا 2: 30 ). عیسای خداوند به زن سامری میفرماید که نجات از جانب یهود میاید( یوحنا 4: 22 ) و به نیقودیموس میفرماید تا کسی از روح تازه نشود قادر به دریافت نجات نیست( یوحنا 3:16-17). پطرس رسول پس از سالها نهایتا پس از دریافت روح القدس  با شجاعت و دلیری اعتراف میکند که خداوند نام دیگری در زیر اسمان به کسی نداده است که در او نجات باشد مگر نام عیسای مسیح( اعمال رسولان 4: 12 ). پولس رسول اعتراف میکند که در پیام نجات قوت خداست(رومیان 1:16 ) و به سادگی میگوید که نجات بر لبان ماست چون به خداوندی مسیح، به گناهکار بودن خود اعتراف کرده و او را به عنوان خداوند خود بپذیریم که برای ما مُرد و برخاست( رومیان 10: 10 ) او میگوید که ما باید با زندگی بی عیب و نمونۀ مسیحی در رنجها و دردها و با ترس محترمانه و درست روحانی از خدای قدوس نجات خود را ثابت کنیم( فیلیپیان 2: 11- 12 ) و یوحنای رسول، در کتاب مکاشفۀ عیسای مسیح به او، شادمانی و جشن را در بهشت برای ما ترسیم میکند که میلیونها، میلیونها نفر با صدای بلند خدا را پرستش میکنند و اعتراف میکنند که نجات و جلال و قدرت از آن خدای ماست( مکاشفه 19: 1-2 )
چگونگی عمل کردن کردن نجات در زندگی ما و نتایج و ترتیب آن
گوردن ویین در کتاب خود، الهیات منظم ( چاپ گرند رپید سال 1994 صفحۀ 670) ترتیب نجات را اینگونه میگوید که:
1- انتخاب ، 2- خواندگی انجیل، 3- تولد تازه ، 4- توبه و بازگشت، 5- عادل شمرده شدن، 6- فرزند خواندگی، 7- تقدیس شدن، 8- نجات پایدار، 9- مرگ
و 10- جلال یافتن.
چگونه این ترتیب عمل میکند؟( آیات مکرری در خصوص هر کدام از این ده مورد میتوان ارائه داد اما قصد من طولانی نکردن این مقاله بود و فقط به یک آیه بسنده کرده ام.)
1- انتخاب: ما برگزیده شده ایم.
کلام مقدس در افسسیان 1: 4- 6 به ما میگوید که خداوند افرادی را پیش از آفرینش هستی برای ایمان آوردن به عیسای مسیح انتخاب کرده است. الهیات مسیحی در بین فرقه های متعدد در این خصوص با هم تفاوق ندارند. خیلی از الهیدانان معتقد هستند که خدا همه را برگزیده است و نه افراد خاصی. مشکل من در قبول این باور بر این است که اگر خدا همه را برگزیده است، باید همه به خواندگی او لبیک گفته و به او و به فرامین او(در عهد عتیق) و به فرزند یگانۀ او (در عهد جدید) ایمان میاوردند. کلام خدا چنین به ما تعلیم نداده است. باور من بر این است، آنانی که خداوند آنان را برگزیده است مابقی این "ترتیب نجات" را باور داشته و مشمول آنها قرار میگیرد. اگر باور داریم ما انتخاب شدیم باید به انجیل مسیح پاسخ مثبت بدهیم، باید باور کنیم که گناهکاریم، توبه کنیم، به مسیح بعنوان خداوند و نجات دهنده ایمان بیاوریم و مابقی این ترتیب.
درک انتخاب و برگزیدگی ما مهم است، زیرا اینگونه باور مابقی ترتیب نجات معنایی را برای ما دارد که خداوند پیش از آفرینش هستی برای ما در نظر داشته تا درک کنیم: ابتدا ما را فروتن میسازد. سپس ما را بیشتر و بیشتر پرستندۀ خدا میسازد. آنگاه به ما میگوید که اعمال شریعت و دینی ما را نجات نداده اند، برنگزیده اند، زیرا خدا ما را قبل از تاسیس هر شریعت و هر مذهبی انتخاب کرده است. و نهایتا ما همه چیز را از دستان خالق و آفرینندۀ خود میبینیم که بر ما جاری میشود.
2- خواندگی انجیل: ما به خبر خوش پاسخ مثبت میدهیم.
کلام مقدس در اشعیاء 45: 22 به ما میگوید که همۀ ما به نحوی خبر انجیل را خواهیم شنید این به ما بستگی دارد که چگونه به آن عکس العمل نشان میدهیم: آن را میپذیریم یا رد میکنیم. خداوند همه را به نجات ازلی دعوت کرده است(یوحنا 3: 16- 18). عیسای مسیح بر روی صحن معبد ایستاد و فریاد زد که هر کس تشنه است به نزد او بیاید، و چون به او ایمان آورد، به انجیل او به خبر خوش او، از بطن او نهرهای آب روان جاری خواهد شد( یوحنا 7: 37- 39 ).
3- تولد تازه: ما در خواهیم یافت که گناهکاریم.
باور خیلی از ایمانداران مسیحی بر این است که چون ما به مسیح ایمان بیاوریم، تولد تازه دریافت خواهیم کرد. اما این آن چیزی نیست که عیسای مسیح به نیقودیموس در یوحنا 3: 3- 8 میفرماید. نیقودیموس هنوز توبه نکرده و ایمان نیاورده است که مسیح به او میفرماید باید ابتدا از نو مولود شود. یعنی چه؟ باید ابتدا آن محکومیت گناهکار بودن توسط روح القدس خدا( که جهانیان را به آن ملزم میسازد) در ما اتفاق بیافتد. ابتدا باید چون خبر نجات را شنیدیم، به زانو افتاده و اعتراف کنیم که گناهکار هستیم. به من به تجربه ثابت شده است که آن ایماندارانی که از چنین نقطه ایی ایمان خود را به عیسای مسیح آغاز میکنند( شمعون ماهیگیر از اینجا آغاز کرد:خداوندا از من دور شو که گناهکارم. لوقا 5: 8 )، تابه جلال پیش خواهند رفت.
4- توبه و بازگشت: ما از گناهان خود توبه میکنیم.
این اولین پیام هم یحیای تعمید دهنده و هم عیسای مسیح بود: " توبه کنید زیرا پادشاهی آسمانی نزدیک است." توبه کردن از گناهان و گفتن به خداوند که شما از آن بازخواهید گشت با نیت و قصدی که به آن عمل کنید: بازگشت کامل از مسیری که تاکنون برای سالها در آن میرفتید، برای نجات حقیقی ما بسیار حائز اهمیت است. در روز پنطیکاست پس از موعظۀ پطرس وقتی مردم از او پرسیدند که باید چه کنند. پطرس بسیار صریح و روشن به آنها گفت:" توبه کنید"( اعمال 2: 38).
5- عادل شمرده شدن: نشان نجات یافتن ما.
بلافاصله پس از اعتراف ایمان خود به عیسای مسیح، ما نزد خدا عادل شمرده میشویم. رومیان 5: 1 ، یعنی تمامی گناهان ما نزد خدا پاک میشود. مهم این است که درک کنیم این عادل شمردگی در حقیقت از آن عیسای مسیح بوده که نصیب ما گشته است. عیسای مسیح عدالت ما شد و ما چون به او ایمان آوردیم، عدالت او نزد خدا از آن ما میگردد و خدا اینگونه ما را عادل محسوب کرده و نجات یافتن ما را تایید میکند.
6- فرزند خواندگی: ما عضوی از خانوادۀ الهی خدا میشویم.
در نامۀ رومیان فصل 8 پولس رسول به ایمانداران روم میگوید که چون با ایمان آوردن به عیسای مسیح روح خدا را دریافت کرده اند، روح خدا به ما شهادت میدهد که ما فرزندان خدا هستیم. در میان مزایای فراوان این فرزند خواندگی که نصیب ما میگردد، یکی از آنها شریک ارث  پدر شدن است: یعنی شراکت در جلال خدا، در زیستن ازلی با خدا. زیرا ما با مسیح هستیم: ما " هم ارث" هستیم. نه اینکه خدا جلال خود را با ما میدهد، هرگز، اما ما این مزیت را خواهیم یافت که تا به ابد در این جلال او ساکن شویم و از تمامی عظمت آن برکت بگیریم و چون فرزندی که به دیگران خانۀ پدری خود که در آن ساکن است را نشان داده و میگوید: این خانۀ من است. ما نیز میتوانیم روزی اعتراف کنیم منزل ازلی و زیستن ازلی با خدا از آن من است؛ این جلال از آن من است.
7- تقدیس شدن: ما به آن به پاک خواندگی خدا عمل میکنیم زیرا ما نجات یافته ایم.
پطرس رسول، به ایمانداران مسیحی مینویسد که انها باید به خواندگی خدای قدوس لبیک گفته و پاک و مقدس زندگی کنند. اول پطرس 1: 13- 17 و پولس رسول مینویسد که ما باید نجات یافتن خود را با ترس و احترامی شدید به خدای قدوس که ما را وامیدارد که برای او مقدس بسر ببریم ثابت کنیم. فیلیپیان 2: 12- 13. مرحلۀ پاک زیستن و تقدیس، مرحله ایی در ایمان مسیحی ماست که ما نقشی بسیار اساسی در آن خواهیم داشت. باید خودمان را به روح مقدس خدا بسپاریم. به دعا. به کلام خدا. به پرستش خدا. به مشارکت با ایمانداران. به خدمت انجیل.
8- پایداری نجات: نجات ما از بین نخواهد رفت.
در بین الهیدانان مسیحی در این خصوص اختلاف بسیاری وجود دارد. خیلی ها معتقد هستند که ایمانداران مسیح نجات خود را از دست خواهند داد. اگر...عیسای مسیح به طور واضح و صریح فرموده است که آنانی که پدر به او عطا میکند را او حفظ خواهد کرد و هیچکدام آنها از بین نخواهند رفت. یوحنا 6: 37- 39 . پولس رسول به ایمانداران قرنتس(!) میگوید که خداوند آنها را تا به آخر استوار خواهد ساخت. اول قرنتیان 1: 6- 8. ایا اسخریوطی نجات خود را حفظ کرد؟ خیر! اما کلام خدا به ما میگوید که او از ابتدا قلب خود را به مسیح نداده بود. یعنی از ابتدا توبۀ حقیقی نداشت. یوحنای رسول میگوید، کسانی از بین خود آنها بیرون رفتند که بر ضد انجیل مسیح مقاومت کردند و تعلیم دادند، یوحنا میگوید که آنها از ابتدا با مسیح نبودند و به او ایمان نیاوردند. اول یوحنا 2: 19- 20 .
مجددا، چون خشت اول را بنا درست گذاشت، دیوار تا آخر درست پیش خواهد رفت!
9- مرگ. ما روزی بدن جسمانی خود را ترک میکنیم.
به دلیل گناه و نااطاعتی آدم و حوا ما محکوم به مرگ روحانی و جسمانی شدیم. پیدایش 3: 19. خداوند مرگ روحانی ما را در وعدۀ مبارک خود که نهایتا در عیسای مسیح کامل گشت را برای ما مهیا ساخت اما مرگ جسمانی ما هنوز در حال روی دادن است( نتیجۀ گناه و ثمرات و عواقب آن). ما یکبار به دنیا آمدیم و یکبار از دنیا خواهیم رفت. عبرانیان 9: 27. این مرحلۀ برای ما لازم است! زیرا بدون آن ما به آن نهایت و ثمرۀ خواندگی خود که شراکت در جلال ازلی خدا میباشد نخواهیم رسید. بدن فانی ما التماس ازلیت را میکشد! زیرا این وعدۀ خود خداست. تا زمانی که در جسم هستیم این تبدیل روی نخواهد داد. نه اینکه ارزوی مرگ را داشته باشیم، هرگز! ما انتظار جلال را میکشیم، لیکن مانند شهیدان انجیل مسیح در این دنیا بسر میبریم و برای او زندگی میکنیم.
10- جلال یافتن. این نهایت و ثمرۀ نجات ماست.
پولس رسول به ایمانداران قرنتس مینویسد که مادامی که در جسم هستیم ما برای روز جلال خود آه میکشیم. دوم قرنتیان 5: 1- 5.  این آن وعدۀ مبارک خود خداست. او که ما را برگزید، ما را خواند و آن کس که ما را خواند ما را تقدیس ساخت و آنکس که ما را تقدیس ساخت ما را حفظ کرد و آن کس که ما را حفظ کرد ما را به جلال رساند. رومیان 8: 29- 30.
نتیجه گیری
پطرس رسول در نامۀ خود به زیبایی مینویسد که ما باید با جد و جهد فراوان دعوت و برگزیدگی خود را ثابت کنیم. دوم پطرس 1: 10 – 11؛  آیا او میگوید ما باید با انجام شریعت و قواعد کلیسایی این را ثابت کنیم؟ خیر! به نظر من پطرس رسول میگوید، آنهایی که خداوند آنها را برگزیده است به انجیل پاسخ مثبت میدهند، انها به گناهکار بودن خود پی میبرند، توبه میکنند، نجات می یابند. آنها نیک محسوب میشوند، این افراد برای خدا مقدس خواهند زیست و این افراد با تمام جان و فکر و روح خود خدا را پرستش میکنند و فرامین فرزند او را دنبال میکنند. پطرس میگوید ما با انجام دادن این، برگزیدگی خود را ثابت میکنیم.
پطرس نمیگوید، چون میدانیم ما برگزیده هستیم، دست روی دست بگذاریم و فقط به خودمان ببالیم! عیسای مسیح به غلامان خود سکه هایی داد تا با آن کار کنند و برای پادشاهی او ثمره بیاورند. برگزیدگی ما باید با ثمرات الهی همراه باشد. این دقیقا آن راهی است که ما برگزیدگی خود را ثابت خواهیم کرد. چون برگزیده شدیم، در جلال خدا شریک خواهیم شد، لیکن ما باید با زندگی نمونۀ مسیحی خود آن را به خودمان، به دنیا ثابت کنیم: نه به خدا، زیرا خدا قلب ما را میداند و میداند که ایا ایمان ما حقیقی است یا نه؛ او در انتظار بار آمدن ثمرۀ نیکوی برگزیدگی از جانب ماست.
ایا شما باور دارید که برگزیده شده است؟ ایا ثمرۀ برگزیدگی را به بار آورده اید؟
برای آنهایی که این مقاله غریب میباشد، باید باور به عدالت و محبت خدا داشته باشند که نجات او برای همه مهیا گشته است. اما همه به او ایمان نیاوردند اما به کسانی که به او ایمان آوردند آنها را در جلال خود شریک ساخت. شما چطور؟ ایا شما مشتاق این جلال هستید؟

احتمال حکم اعدام برای شبانان سودانی

در حالی محاکمه این دو شبان در دستور کار قرار دارد که، شواهد نشانگر فشار نیروهای امنیتی بر روند دادگاه است.


به گزارش «محبت نیوز» ، محاکمه دو شبان سودانی از سوی دادگاه دولتی خارطوم آغاز شده است.
دادگاه دولتی سودان در حالی محاکمه این دو شبان سودانی را در دستور کار خود قرار داده است که، شواهد نشانگر فشار نیروهای امنیتی بر روند دادگاه است.
در صورت تأیید بزه های انتسابی از سوی دادگاه به این دو کشیش، احتمال صدور احکام اعدام برای آنان وجود دارد.
به گفته خبرگزاری صدای شهدای مسیحی، دادگاه دولتی شهر خارطوم، با انتساب بزه های واهی به دو شبان سودانی محاکمه آنان را آغاز کرده است. محاکمه
این دو کشیش سودانی، در حالی آغاز شده است که نیروهای امنیتی با اعمال فشار کنترل دادگاه را در دست دارند.
پیش تر، این دو کشیش سودانی بر علیه فساد مقامات دولتی و تصاحب زمین های کشاورزان به روشنگری پرداخته بودند. به گمان برخیی از آگاهان، کشیش مایکل و همکارش هدف انتقامجویی مقامات دولتی قرار گرفته اند.
مسیحیان سودان طی سالها قربانی خشونت های مذهبی و قبیله ای اعراب مسلمان شمالی بوده اند.
عمر البشیر رییس جمهور مسلمان سودان که از سوی دادگاه لاهه به اتهام کشتار علیه بشریت تحت تعقیب است، اعلام داشته، پس از جدایی جنوب، در شمال قوانین اسلامی ( شریعت ) تنها قانون معتبر در آن کشور خواهد بود.

توصیه ابراهیم یزدی به دخترش که گرایش به مسیحی شدن داشت

ابراهیم یزدی که سالهای قبل از انقلاب یکی از مبلغان اسلامی بسیار فعال در ایالات متحده آمریکا به شمار می رفت و در زمان انقلاب نیز  از همکاران مهم روح الله خمینی بوده، به دخترش گفته که می داند «مسیحیت» جذابیت عجیبی برای جوانهای خانواده های مسلمان دارد.
به گزارش «محبت نیوز»، بر اساس خاطرات منتشر شده از یوسف یزدی، فرزند ابراهیم یزدی، وزیر خارجه دولت موقت اسلامی پس از انقلاب ۵۷ و دبیرکل فعلی نهضت آزادی، دختر بزرگ این سیاستمدار مسلمان قدیمی زمانی گرایش به مسیحیت و مسیحی شدن داشته است.
ابراهیم یزدی که سالهای قبل از انقلاب یکی از مبلغان اسلامی بسیار فعال در ایالات متحده آمریکا به شمار می رفت و در زمان انقلاب اسلامی نیز  از همکاران مهم روح الله خمینی بوده، به دخترش گفته که می داند «مسیحیت» جذابیت عجیبی برای جوانهای خانواده های مسلمان دارد.
 یوسف یزدی در بخشی از خاطرات خود که در سایت پارسینه  منتشر شده در خصوص ویژگی های پدرش گفته است:
یادم هست زمانی خواهر بزرگم علاقه به مسیحیت پیدا کرده بود. پدر می گفت خوب برو گوش بده. اما همان دید انتقادی که نسبت به اسلام را داری را نسبت به مسیحیت نیز داشته باش. همیشه می گفت مسیحیت جذابیت عجیبی دارد برای بچه ها و نوجوانان ولی وقتی سوال های جدی راجع به خدا و انسان در یک جوان پیدا میشود اسلام جواب های متقاعدکننده تری دارد.
بعد از گذشت ۳۶ سال از استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران روز به روز بر تعداد جوانان علاقه مند به مسیحیت افزوده می شود و مبلغان اسلامی با وجود امکانات تبلیغاتی گسترده ای و بوجه های کلان دولتی دارند، نتوانسته اند در مقابل این گرایش جوانان ایرانی به مسیحیت کار مهمی از پیش ببرند.
ابراهیم یزدی که از پیشگامان نهضت اسلامی به شمار می رود و در دوران انقلاب و تا چند سال پس از آن به عنوان عضو شورای انقلاب اسلامی از سوی خمینی برگزیده شده بود، همواره مسلمان کردن تعدادی مسیحی در آمریکا را جزو افتخارات خود می دانست. بعدها گفته شد که او و همکارانش در طی سالها اقامت در ایالات متحده بر روی مسلمان کردن سیاه پوستان آمریکائی با وعده آزادی چند همسری در اسلام ، کار می کرده اند. آقای یزدی تا کنون چندین کتاب نیز در مورد اسلام شناسی نوشته و منتشر کرده است.
مبلغان اسلامی به ویژه از دو کشور نفت خیز ایران و عربستان سالهاست که با استفاده از پولهای کلان نفتی در کشورهای مسیحی نشین به دنبال جذب افراد به دین اسلام هستند. مبلغان سنی که از سوی سعودی پشتیبانی می شوند با وعده های مربوط به خواسته های سکسی و مبلغان شیعه که از سوی جمهوری اسلامی تغذیه می شوند، با در آمیختن خواسته های سیاسی و مذهبی توام با تمنیات جنسی، تلاش برای جذب مسیحیان به اسلام می کنند.
بزرگترین توفیق اسلام در زمینه جذب دیگر ادیان مربوط به بخش ازدواج می باشد. در اروپا و آمریکا دختران و پسران جوان مسلمان با کمک گرفتن از جاذبه های جنسی افراد را به سوی خود جلب می کنند و بعد شرط وصال و ازدواج را مسلمان شدن طرف مقابلشان قرار می دهند. زیرا در کشورهای مسیحی نشین آزادی انتخاب مذهب وجود دارد و تغییر مذهب برای کسی ضرر و یا خطری ایجاد نمی کند، مبلغان اسلامی از این تنها جاذبه اسلام یعنی تمایلات جنسی استفاده می برند.
البته پسر آقای یزدی چیزی در این مورد ننوشته که واکنش خواهر بزرگش در مورد حرفهای پدرش چه بوده است و آیا حرفهای او را قبول کرده یا نه. اما تجربیات سالهای اخیر نشان داده که یکی از مهمترین دلیل گرایش جوانان ایرانی به مسیحیت، جوابهای متقاعد کننده ای است که مسیحیت به پرسشهای روز افزون آنها درباره خدا و انسان می دهد. و آن را در مذهب و شریعت نیافته اند.

۱۳۹۴ تیر ۱۵, دوشنبه


امثال باب ۳ آیه ۵ تا ۷

 

   ۵ با تمام‌ دل‌ خود به‌ خداوند اعتماد كن‌ و بر عقل‌ خود تكیه‌ منما. ۶ در هر كاری‌ كه‌ انجام‌ می‌دهی‌ خدا را در نظر داشته‌ باش‌ و او در تمام‌ كارهایت‌ تو را موفق‌ خواهد ساخت‌. ۷ به‌ حكمت‌ خود تكیه‌ نكن‌ بلكه‌ از خداوند اطاعت‌ نما و از بدی‌ دوری‌ كن‌،

اشعیا باب ۵۳ آیه ۲ تا ۵

 

   ۲ در نظر خدا او مانند درخت‌ سبزی‌ بود كه‌ در زمین‌ خشك‌ و شوره‌زار روئیده‌ و ریشه‌ دوانده‌ باشد؛ اما در نظر ما او زیبایی‌ و جلوه‌ای‌ نداشت‌ كه‌ مشتاقش‌ باشیم‌. ۳ ما او را خوار شمردیم‌ و رد كردیم‌، اما او درد و غم‌ را تحمل‌ كرد. همه‌ ما از او رو برگردانیدیم‌. او خوار شد و ما هیچ‌ اهمیت‌ ندادیم‌. ۴ این‌ دردهای‌ ما بود كه‌ او به‌ جان‌ گرفته‌ بود، این‌ رنجهای‌ ما بود كه‌ او بر خود حمل‌ می‌كرد؛ اما ما گمان‌ كردیم‌ این‌ درد و رنج‌ مجازاتی‌ است‌ كه‌ خدا بر او فرستاده‌ است‌. ۵ برای‌ گناهان‌ ما بود كه‌ او مجروح‌ شد و برای‌ شرارت‌ ما بود كه‌ او را زدند. او تنبیه‌ شد تا ما سلامتی‌ كامل‌ داشته‌ باشیم‌. از زخمهای‌ او ما شفا یافتیم‌.

کاخ‌نشینی میان کوخ‌نشینان


در تاریخ ایران ‌چنین روایت شده که شاه‌ عباس صفوی، بزرگترین پادشاه ایران در قرن هفدهم، لباس فقیران را می‌پوشید و به ‌میان مردم می‌رفت تا به‌راحتی با آنان تماس برقرار کند. پرواضح بود که مردم خودبه‌خود نمی‌توانستند به آن سلطان بزرگ نزدیک شوند و یا به دربار او راه یابند. اگر هم این امکان به‌صورتی فراهم می‌شد در شخصیت این دو، دگرگونی و تفاوت زیادی ایجاد نمی‌شد. زیرا شاه عباس وقتی با لباس‌های فقیرانه بین مردم می‌رفت همان شاه عباس باقی می‌ماند و مردمی هم که او را می‌دیدند همچنان گدا باقی می‌ماندند.
سی. اس. لوئیس در کتاب Mere Christianity می‌نویسد: "چرا خدا با جامۀ مبدل (یا با لباس گدایی) به این دنیا که تحت تسلط دشمن است فرود آمده و سازمان مخفی خود را تأسیس نموده و می‌خواهد بدین وسیله کار دشمن را خراب کند؟ چرا به‌جای آن، با عظمت و تمامی قوایش فرود نیامد تا دنیا را تسخیر کند؟" سپس ادامه داده می‌گوید: "خدا می‌خواهد به ما زمان و فرصت دهد تا با انتخاب خود به لشگر او ملحق شویم. تسخیر و تصرف نهایی خدا هم در آینده به‌وقوع خواهد پیوست."
ولی آیا می‌دانیم که معنی دخالتِ الهیِ او در آینده به‌معنی اتمام این جهان است؟ وقتی زمان آن فرا رسد که نویسندۀ نمایشنامه روی صحنه بیاید، دیگر نمایشنامه به‌اتمام رسیده است. بله، در زمان آخر خدا جهان را تسخیر خواهد کرد، ولی آنوقت دیگر چه فایده دارد که بگوئیم: "خوب، حالا به او ملحق خواهم شد." درآن موقع کل این جهان و کائنات مانند یک رؤیا محو می‌شود و چیزی که جایگزین آن خواهد شد برای بعضی‌ها چیزی فوق از تصور زیبا و برای عده‌ای دیگر مصیبتی بسیار هولناک خواهد بود؛ در آن زمان دیگر برای هیچکس انتخابی باقی نخواهد ماند. این‌بار خدا بدون "لباسِ گدایی" خواهد آمد، زمانی‌که دیگر فرصتی برای گزینش باقی نمانده است.
از مطالعۀ تاریخ قوم یهود می‌توان به‌روشنی دریافت که در زمان تولد عیسی یهودیان منتظر پادشاهی پرقدرت و غیر قابل ‌مقاومت بودند که با یورش ناگهانی هجوم آورده شرارت را از بین ببرد و یهودیان را بر مسند قدرت بنشاند. برای یهودیان نمونۀ "پادشاه خادم" مفهوم چندانی نداشت که در سکوت و رنج با شریر مقابله کند.
پولس رسول می‌نویسد: «اما چون زمان مقرر به‌کمال رسید، خدا پسر خود را فرستاد.» کلمه جسم پوشید و در میان ما ظاهر شد. از دیدگاه یهودیت این یک ضعف بزرگ برای یک پادشاه بود، ولی اگر خوب حول و حوش این موضوع تفکر کنیم، می‌بینیم چه قدرت و ارادۀ مهیب و مقتدری لازم بود تا خدای عظیم انسان شود. تولدی در آخور، در کنار گاو، گوسفند و الاغ و بعد هم حرکت تا پای صلیب؟ تا این پادشاه به هر دلِ آشفته و هر فقیری بگوید «بیائید نزد من ای تمامی زحمتکشان و گرانباران و من به شما آسایش خواهم بخشید.»
متی می‌نویسد که مغان ( احتمالاً از ایران) با هدایا آمده و می‌پرسیدند: «این پادشاه یهود کجاست که ما آمده‌ایم تا او را بپرستیم؟» این روزها دنیای ما و مخصوصاً منطقۀ ما، خاورمیانه، در تلاطم و بحران است و رهبران سیاسی هم سردرگم. در این روزهایی که در پیش داریم هدایت و رهبری و امنیت دنیا از کجا خواهد آمد؟ لوقا در شروع داستان تولد عیسی می‌نویسد: «در آن‌ روزها اگوستوس قیصر فرمان صادر کرد تا مردم جهانِ آن روز، همگی مالیات بپردازند.» یعنی درست در چنین روزهائی که مسیح متولد می‌شد، قدرت‌های جهان راه حل دشواری‌های خود را در قاپیدن از انسان‌ها می‌دیدند، و خدا هم درست در همان زمان پرارزش‌ترین خود را برای ما داد.
در این عید میلاد، عیسی مانند شاه ‌عباس نبود که فقط جامۀ گدایی بپوشد و به‌ میان مردم آید، بلکه پائین آمد، بسیار پائین، تا طفلی شده، شکل انسان فقیر را گرفت. نه اینکه فقط سکه‌ای در فقرمان به ‌ما تقدیم کند. بلکه تا ما را به دربار خود برده، در بدن خود قرار دهد و برای زندگی در این دربار با عطایای خود ما را مجهز سازد. به‌نظر می‌رسد که اکنون زمان و فرصت آن است تا نویسندۀ نمایشنامه خود پا به صحنه نمایش نگذاشته، ایرانیان و همۀ مردم به خالق و منجیِ خود که بین‌شان آمده روی آورند و آسایش و سلامتی او را دریافت کنند. همگی ما هم با این انتظار، میلاد فرخنده منجی خود عیسی مسیح را به شما عزیزان تبریک می‌گوییم.

دیدگاه مسیحیت درباره نوشیدن شراب

یکی از خاطره‌انگیزترین دوران زندگی من، ایام تحصیل است. در این دوران دوستان زیادی داشته‌ام با شخصیت‌های متفاوت، افکار و عقاید مختلف، و از زمینه‌های اجتماعی- خانوادگیِ گوناگون. اما اظهارنظری که تقریباً بدون استثنا از همگی آن‌ها شنیده‌ام (چه در دوران دبیرستان و چه در دانشگاه) این است: «خوش به‌حال شما مسیحی‌ها. نه مجبورید نماز بخوانید؛ هم آزادید هر قدر دل‌تان خواست مشروب بخورید!»
حال ببینیم آیا نوشیدن شراب و مشروبات الکلی براستی در مسیحیت آزاد است؟ آیا مسیحیان می‌توانند لب به مسکرات بزنند، یا اینکه این کار گناه است و مجازات در پِی دارد؟ و اصولاً دیدگاه مسیحیت در مورد خوراک و آشامیدنیِ حلال و حرام چیست؟ آیا مسیحیان به حلال و حرام اعتقاد دارند؟ در مقالۀ حاضر خواهیم کوشید با نگاهی به کتاب‌مقدس، برای اینگونه سؤالات پاسخ بیابیم.
مسئله حلال و حرام در آیین یهود که مسیحیت در چارچوب آن ظهور کرد، تا اندازۀ زیادی شبیه قوانین مربوط به حلال و حرام در دین اسلام بود. برخی از این قوانین، جنبۀ بهداشتی داشت و خدا از این طریق قوم خود را از خوردن و نوشیدن موادی که به بدن آن‌ها زیان می‌رساند، بازمی‌داشت. برخی دیگر نیز از این جهت صادر شده بود که قوم خدا از اقوام بت‌پرستِ مجاور و آداب و سننِ مربوط به آن‌ها، بازشناخته شوند و متمایز گردند. و اما با ظهور عیسی، علمای یهود که می‌دیدند او ظاهراً اهمیتی برای احکام شریعت قائل نیست و خلاف آن‌ها عمل می‌کند، گمان بردند که عیسی با کلِ قوانین شریعت یهود سرِ ستیز دارد. عیسی در پاسخ، سخنی می‌گوید که حقیقت بسیار مهمی در مورد نگرش مسیحیت نسبت به حلال و حرام در پسِ آن نهفته است. او می‌گوید: «گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات و نوشته‌های پیامبران را نسخ کنم. نیامده‌ام تا آن‌ها را نسخ کنم، بلکه آمده‌ام تا تحقق‌شان بخشم.» و در ادامه می‌افزاید: «تا پارسایی شما برتر از پارساییِ فریسیان و علمای دین نباشد، هرگز به پادشاهیِ آسمان راه نخواهید یافت» (انجیل متی ۵:۱۷-۲۰). عیسی در ادامه توضیح می‌دهد که به‌عنوان مثال شریعت می‌گوید که نباید مرتکب قتل یا زنا شد، اما فرمایش او این است که حتی بر برادر خود نیز نباید خشم گرفت و نگاه شهوت‌آلود برابر با زناست. در شریعت آمده که چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان. به‌عبارت دیگر، اگر کسی چشم تو یا یکی از بستگانت را ناقص کرد، به‌خاطر این ‌کار او را نکش، بلکه تنها به ناقص کردن چشمش اکتفا کن. اما تعلیم عیسی این است که اگر کسی بر گونۀ راست تو سیلی زد، گونۀ دیگر را نیز به‌سوی او بگردان، و اگر کسی قبایت را خواست، عبایت را نیز به او ببخش. با این توصیف، ببینیم نظر عیسی در مورد خوراک حلال و حرام که در فرهنگ ما طبعاً شراب و مشروبات الکلی را نیز شامل می‌شود، چیست. از آنچه عیسی در مورد شریعت موسی می‌گوید، چنین می‌فهمیم که او به‌جای متمرکز شدن بر خودِ تشریفات مذهبی و رعایت ظواهر، به باطن انسان و آن‌چه در درونِ فکر و دل او می‌گذرد توجه دارد. اگر کسی دلش پاک باشد، قطعاً مرتکب قتل نیز نخواهد شد؛ و آدمِ شهوت‌رانی که مدام چشم و دلش در پیِ ارضای امیال نفس است، در نظر خدا دست‌کمی از فرد زناکار ندارد، ولو آنکه عملاً مرتکب زنا نشده باشد. پی بردن به این نوع نگرش مسیح، به‌ویژه برای ما ایرانیان که در چارچوب فرهنگ اسلام و احکام و فرائض آن پرورش یافته‌ایم بسیار حائزاهمیت است و از بسیاری از سوءتفاهماتی که در مورد مسیحیان وجود دارد می‌کاهد.
دقیقاً همین نگرش عیسی را در مورد مسئله خوراکِ حرام و حلال می‌بینیم: در فصل ۷ انجیل مرقس می‌خوانیم که برخی از علمای دین یهود به این دلیل که شاگردان عیسی مقررات مربوط به حلال و حرام و پاک و نجس را رعایت نکرده بودند، بر عیسی ایراد گرفتند. عیسی مسیح در جواب چنین گفت: «همۀ شما به من گوش فرا دهید و این را دریابید: هیچ چیزی بیرون از آدمی نیست که بتواند با داخل شدن به او، وی را نجس سازد، بلکه آنچه از درون آدمی بیرون می‌آید، وی را نجس می‌سازد». و سپس افزود: «هر که گوش شنوا دارد، بشنود» (انجیل مرقس ۷:۱۴-۱۶). ظاهراً خیلی‌ها در آن جمع گوش شنوا نداشتند و فکر و ذهن‌شان چنان مدهوشِ قوانین ظاهریِ مذهب بود که این سخن عیسی را در نیافتند – از جمله خودِ شاگردان عیسی! به همین جهت، در خلوت منظور این گفته عیسی را از او جویا شدند. جواب عیسی چنین بود: «»آیا شما نیز درک نمی‌کنید؟ آیا نمی‌دانید که آنچه از بیرون به آدمی داخل می‌شود نمی‌تواند او را نجس سازد؟ زیرا به دلش راه نمی‌یابد، بلکه به درون شکمش می‌رود و سپس دفع می‌شود.» عیسی با این سخن، همۀ خوراک‌ها را پاک اعلام کرد. او ادامه داد: «آنچه از درون آدمی بیرون می‌‌آید، آن است که او را نجس می‌سازد. زیرا این‌هاست آنچه از درون و دل انسان بیرون می‌آید: افکار پلید، بی‌عفتی، دزدی، قتل، زنا، طمع، بدخواهی، حیله، هرزگی، حسادت، تهمت، تکبّر و حماقت. این بدی‌ها همه از درون سرچشمه می‌گیرد و آدمی را نجس می‌سازد»» (انجیل مرقس ۷:۱۸-۲۳).
همین نکته را در قالبِ ماجرای دیدار پطرس و کرنلیوس نیز شاهدیم. در فصل ۱۰ اعمال رسولان، پطرس را می‌بینیم که پیش از رفتن به منزل کرنلیوس که فردی رومی بود، در بام منزل دعا می‌کرد. ناگاه در رؤیا سفرۀ بزرگی دید که از آسمان به‌سوی زمین می‌آمد و از انواع و اقسام چهارپایان و پرندگان و خزندگان حلال و حرام پر بود! ندایی از آسمان به او گفت: «پطرس، برخیز، ذبح کن و بخور!» اما پطرس گفت: «حاشا از من ای خداوند! در زندگی هرگز به چیزی حرام یا نجس لب نزده‌ام!» بار دوم ندا آمد که: «آنچه خدا پاک ساخته است، تو نجس مخوان!» این واقعه سه بار تکرار شد، و سپس سفره دوباره به آسمان بالا برده شد (اعمال ۱۰:۱۲-۱۵). به‌عبارت دیگر، خدا می‌خواست به پطرس و دیگر ایماندارانِ اولیه که پیام نجات را تنها مختصِ قوم یهود می‌دانستند بفهماند که آنچه برای خدا مهم است نه قوم و نژاد و مشخصات ظاهری، بلکه درون دل انسان‌هاست، ولو آنکه رومی باشند و نجس به‌حساب آیند.
با این تفاصیل لابد می‌گویید پس حق با دوستانِ قدیمی من است و مسیحیان براستی در خوردن و نوشیدن هر خوراکی، از جمله شراب و مسکرات آزادند. متأسفانه (یا شاید خوشبختانه) باید بگویم خیر، به این آسانی‌ها هم نیست! قریب به دو هزار سال پیش، مسیحیان شهر روم نیز دقیقاً با شبیه چنین پرسشی دست به‌گریبان بودند، و پولس در فصل ۱۴ رساله رومیان به‌روشنی در این‌باره به آنان توضیح می‌دهد: « اگر کسی چیزی را نجس می‌شمارد، برای او نجس خواهد بود. اگر با خوراکی که می‌خوری برادرت را دردمند می‌سازی، دیگر بر پایۀ محبت رفتار نمی‌کنی. با خوراکِ خود، برادر خویش را که مسیح به‌خاطر او مُرد هلاک مساز. مگذارید در مورد آنچه شما نیکو می‌شمارید، بد گفته شود. زیرا پادشاهی خدا خوردن و نوشیدن نیست…. کار خدا را برای خوراک خراب مکن!
همه خوراک‌ها پاکند، اما خوردن هر خوراکی که باعث لغزش دیگری شود عملی نادرست است. بهتر آن است که از خوردن گوشت یا نوشیدن شراب یا انجام هر کار دیگری که باعث لغزش برادرت می‌شود، بپرهیزی. پس عقیده‌ات را دربارۀ این امور، بین خود و خدا نگاه دار. خوشابه‌حالِ کسی که به‌خاطر آنچه مورد قبول اوست، خود را محکوم نمی‌کند. اما کسی که دربارۀ خوردن خوراکی دچار تردید است، اگر آن را بخورد محکوم می‌شود، زیرا با ایمان نخورده است و آنچه از ایمان نباشد، گناه است.»
پولس همین مطلب را در اول قرنتیان فصل ۸ در مورد خوراکِ تقدیمی به بت‌ها تکرار می‌کند: مسیحیانِ کلیسای قرنتس مردد بودند که آیا خوردن چنین خوراکی گناه است یا خیر. پاسخی که پولس می‌دهد کاملاً در مورد کسانی که زمانی گرفتارِ شراب‌خواری یا هر نوع اعتیاد دیگری بوده‌اند و خداوند آنان را از چنین اسارت‌هایی آزاد کرده است، صدق می‌کند: «بعضی تاکنون چنان به بت‌ها خو کرده‌اند که هنوز هم اگر چنین خوراک‌هایی بخورند، می‌پندارند خوراکِ تقدیم شده به بت‌ها را خورده‌اند؛ و از آنجا که وجدان‌شان ضعیف است، ملوّث (ناپاک) می‌شود. خوراک ما را به خدا نزدیک نمی‌سازد. نه با نخوردن بدتر می‌شویم، نه با خوردن بهتر. اما مواظب باشید که اختیار شما باعث لغزش ضعیفان نشود. زیرا اگر کسی که وجدانی ضعیف دارد، تو را که در این‌باره از معرفت برخورداری در حال غذا خوردن در بتخانه‌ای ببیند، آیا او نیز ترغیب نمی‌شود خوراک تقدیمی به بت‌ها را بخورد؟» و در پایان چنین نتیجه می‌گیرد که: «اگر آنچه می‌خورم سبب لغزش برادرم می‌شود، تا ابد گوشت نخواهم خورد تا باعث لغزش او نشوم» (اول قرنتیان ۸:۷-۱۳).
بدین ترتیب می‌توان دیدگاه مسیحیت در مورد مسکرات و کلاً خوراک حلال و حرام را چنین خلاصه کرد: آنچه پاک یا ناپاک است نه خودِ خوراک، بلکه نیّتی است که در پسِ خوردنِ آن نهفته، و نیز عواقبی که این کار در پی دارد. زیرا عیسی مسیح به دل انسان می‌نگرد، نه به ظاهرِ او. به همین خاطر است که در کتاب‌مقدس در عین حال که می‌خوانیم عیسی به‌عنوان اولین معجزۀ خود آب را به شراب تبدیل کرد و پولس به تیموتائوس جوان توصیه می‌کند برای بهبود وضع معده‌اش قدری شراب بنوشد (اول تیموتائوس ۵:۲۳)، این توصیه نیز به ما می‌شود که اگر آنچه می‌خوریم و می‌نوشیم باعث لغزش دیگری است، از این کار بپرهیزیم، و اینکه «مست شراب نشوید، که شما را به هرزگی می‌کشاند، بلکه از روح پر شوید» (افسسیان ۵:۱۸).
آری، براستی نیز درکِ روحِ تعالیم مسیح از بروز بسیاری از سوءتفاهمات در مورد مسیح و مسیحیت می‌کاهد، و مسئلۀ پاک و ناپاک و حلال و حرام نیز از آن جمله است.