۱۳۹۵ تیر ۷, دوشنبه
خدایی که جویای پرستندگان است
موضوع
اصلی این شماره کلمه مطلبی است که در سراسر کلام خدا یافت میشود، یعنی
اهمیت پرستش. کلام خدا میفرماید: «بیائید تا پرستش و سجده کنیم و در
پیشگاه آفریننده خویش، خداوند، زانو زنیم» (مزمور ۹۵:۶). حال در این
راستا چند سؤال پیش میآید از آن جمله: چه شرایطی برای پرستش وجود دارد؟
در کدام مکان باید خدا را پرستش کنیم و چه کسانی میتوانند در این پرستش
شرکت کنند؟ آیا زمان مخصوصی برای پرستش وجود دارد و هدف از این پرستش چیست؟
بهتر
است اجازه دهیم که خداوند عیسای مسیح به این سؤالات جواب دهد. یکی از
نتایج صحبت عیسای مسیح با زن سامری در انجیل یوحنا فصل ۴ این بود که زن
سامری به هنگام مطرح شدن وضعیت خانوادهاش، در اثر خجالت موضوع بحث را عوض
کند. اما جای خوشحالی است که این زن موضوع بحث را عوض کرد، چون این کار
فرصتی به مسیح داد تا در باره پرستش به ما تعلیم دهد. میخواهیم در این
مقاله، این قسمت کوتاه را از انجیل یوحنا ۴:۲۰-۲۵ مورد بررسی قرار
دهیم و پنج اصل در رابطه با پرستش در این قسمت کوتاه پیدا کنیم.
۱-مکان پرستش (آیات ۲۰ الی ۲۱)
«...
زمانی فرا خواهد رسید که پدر را نه در این کوه پرستش خواهید کرد و نه در
اورشلیم». خدا را شکر که برای پرستش، دیگر به مکانی مشخص نیاز نیست. البته
در آن زمان، مکان معینی وجود داشت و حرف این زن درست بود، چون سامریها بر
روی کوه جرزیم و یهودیان در اورشلیم در معبد عبادت میکردند. همچنین در
عهدعتیق میخوانیم که خدا ابتدا در یک خیمه ساکن میشد. چرا؟ چون نقشه
خدا فقط این نبود که قوم خود را از بندگی مصر نجات دهد بلکه میخواست
شخصاً در میان قوم خود ساکن شود. پس دستور داد که یک عبادتگاه بسازند:
«آنها باید مکانی مقدس برایم بسازند تا در میان ایشان ساکن شوم» (خروج
۲۵:۸). مکان پرستش در آن زمان محلی موقت و قابل حمل بود که بعداً در زمان
سلیمان به یک جای ثابت یعنی معبد تبدیل شد. ولی چرا احتیاج به یک مکان
بود؟ ما میدانیم که خدا در همه جا حضور دارد و ما نمیتوانیم حضور خدا
را به یک مکان مشخص محدود کنیم. حتی استیفان گفت: «خدای متعال در خانههای
ساخته شده بهدست ساکن نمیشود» و از کتاب اشعیا نقل قول میکند وقتی
«خداوند میفرماید آسمان تخت پادشاهی من است و زمین کرسی زیر پایم! چه
خانهای برای من بنا میکنید، و مکان آرمیدنم کجاست؟ مگر دست من این همه
را نساخته است؟» (اعمال ۷:۴۸-۵۰ و اشعیا ۶۶:۱-۲). حتی سلیمان
وقتی داشت معبد را به خداوند تقدیم میکرد در دعا میفرماید: «اما آیا
به راستی خدا با انسان در روی زمین خواهد زیست؟ آسمان و حتی بالاترین
آسمانها گنجایش تو را ندارد تا چه رسد به خانهای که من برایت
ساختهام» (دوم تواریخ ۶:۱۸). پس چرا لازم بود که این مکان را بسازند؟
خداوند به این سؤال جواب داده میفرماید: «این مکان را برای خود برگزیدم
تا خانه قربانیها شود» (دوم تواریخ ۷:۱۲).
در
آن زمان برای تقرب به حضور خدا و پرستش حقیقی، قربانی لازم بود. اما چرا؟
نتیجه گناه، مرگ و جدایی از خداست. هر ایمانداری در آن زمان با ایمان به
وعدههای خدا قربانی میگذرانید و به این وسیله گوسفند به عوض گناهان او
فدا میشد. وقتی شخصی قربانی میکرد دست راست خود را بر سر گوسفند
میگذاشت و گناهان خود را در حضور خدا اقرار میکرد. آنگاه گوسفند ذبح
میشد و این امر نشانهای بود از اینکه نتیجه گناه مرگ است. گوسفندی که
گناه نداشت به جای شخص گناهکار کشته میشد و خونی که از آن حیوان میریخت
علامت این بود که حیات گوسفند به جای شخص گناهکار فدا شده، گناه او پاک
گشته و رابطهاش با خدا تجدید شده است. به همین دلیل کلام خدا میفرماید:
«بدون ریختن خون آمرزش گناهان وجود ندارد» (عبرانیان ۹:۲۲). با این حال،
چون انجام این قربانیها برای مدت چندین قرن لازم بود، معلوم میشود که
علاج کاملی فراهم نمیساخت. این قربانیها تنها نشانهای بودند از
قربانی کاملی که در آینده میبایست گناه را برای همیشه نابود سازد. حال
مسیح با آمدن به این جهان همین مراسم را تمام و تکمیل کرد. مسیح در جلوی
معبد گفت: «این معبد را ویران کنید و من سه روزه آن را باز بر پا خواهم
داشت». در جواب، یهودیان گفتند: «بنای این معبد ۴۶ سال به طول انجامیده است
و حال تو میخواهی سه روزه آن را برپا کنی؟ ولی معبدی که او از آن سخن
میگفت پیکر خودش بود» (یوحنا ۲:۱۹-۲۱). به قول مسیح «بدانید که
شخص بزرگتر از معبد در اینجاست» (متی ۱۲:۶). حالا این عبادتگاه شامل دو
قسمت بود و فقط کاهن اعظم اجازه داشت وارد آن قسمت داخلی یعنی قدسالاقداس
بشود و آن هم فقط سالی یکبار و همیشه نیز خون به همراه داشت (عبرانیان
۹:۱-۷). بین این دو قسمت پردهای زخیم وجود داشت. باز هم خدا را
شکر که وقتی مسیح بر روی صلیب آن قربانی کامل شد «در آن لحظه پرده اندرون
مقدس معبد از بالا تا به پایین دو پاره شد» (متی ۲۷:۲۱). اما این به چه
معنی است؟ جواب این سؤال واضح است: پرستش دیگر به یک مکان مشخص محدود نیست.
بهواسطۀ راهی که مسیح برای ما گشود ما میتوانیم هر جا که هستیم خدا را
بپرستیم (عبرانیان ۹:۱۱-۱۲، ۲۴-۲۶ و ۱۰:۱۹-۲۰). خدا
الان بهوسیله روحش در قلبهای ما ساکن میشود. «آیا نمیدانید که بدن
شما معبد روحالقدس است که در شماست و آن را از خدا یافتهاید و دیگر از
آن خود نیستید؟» (اول قرنتیان ۶:۱۹) ما ایمانداران همگی خانه خدا را
تشکیل میدهیم و ما «معبد خدای زندهایم» (دوم قرنتیان ۶:۱۶). «آیا
تشخیص نمیدهید که معبد خدائید و روح خدا در شما ساکن است؟» (اول قرنتیان
۳:۱۶). به همین دلیل پولس میفرماید: «در مسیح تمامی این بنا به هم
میپیوندد و بهصورت معبدی مقدس در خداوند بر پا میشود و در او شما نیز
با هم بنا میشوید تا بهصورت مسکنی در آئید که خدا بهواسطه روحش در
او ساکن است» (افسسیان ۲:۲۱-۲۲).
۲-هدف پرستش (آیات ۲۳ و ۲۴)
طبق
این آیات میتوان گفت که هدف پرستش، خدای پدر است. من فکر نمیکنم برکتی
بزرگتر از این وجود داشته باشد که بتوانیم او را پدر خطاب کنیم. ما در
وهله اول، پدر را برای آنچه که هست میپرستیم. کلام خدا تعلیم میدهد که
او پدر قدوس، پدر عادل، پدر جلال، پدر نورها، پدر رحمتها، پدر همه و پدر
خداوند ما عیسای مسیح میباشد. در وهله دوم، پدر را برای آنچه که برای ما
انجام داده، میپرستیم. او ما را محبت کرده، پسر خود را در راه ما فدا
کرده، ما را در مسیح برگزیده، بهوسیلۀ فیضش ما را نجات داده، ما را برکت
داده، ما را فرزندان خود گردانیده و راه را باز کرده تا بتوانیم او را
بشناسیم. پس پرستش پاسخ ماست به آنچه که پدر دربارۀ خودش به ما نشان داده و
در زندگی انجام داده است.
۳-ماهیت پرستش (آیات ۲۳ و ۲۴)
ما
چطور باید خداوند را بپرستیم؟ مسیح میفرماید: «خدا روح است و پرستندگانش
باید او را در روح و راستی بپرستند». اولین نکته این است که خدا را باید
با روح پرستش کنیم. یعنی فقط آنهایی که روحاً با خدا رابطه و تماس دارند،
میتوانند او را پرستش کنند. طبق شرایط عهدعتیق، فقط فرزندان هارون یعنی
طایفه لاوی اجازه داشتند از طرف مردم برای خدا قربانی بگذرانند. اولاد لاوی
نسل به نسل به مقام کهانت میرسیدند. پس کهانت ارثی بود و میتوان گفت
که شرطش تولد جسمانی بود. اما اکنون از لحاظ عهدجدید نیز باز میتوان گفت
که فقط کاهنان حق دارند پرستش کنند، با این تفاوت که کلام خدا تعلیم
میدهد که همۀ ایمانداران کاهنان هستند و از طریق تولد روحانی و نه جسمانی
وارد این مقام میشوند (اول پطرس ۲:۵ و ۹، مکاشفه ۱:۵-۶).
پرستش روحانی است نه تشریفاتی و فقط از طریق روحالقدسی که در ایمانداران
کار میکند، میتوانیم خدا را پرستش کنیم.
حال
بر اساس این نکات مشاهده میکنیم که نقشۀ خدا عوض و باطل نشده است. چون
خدا تغییرناپذیر است. کلام خدا واحد است و هیچ تناقضی بین عهدعتیق و
عهدجدید وجود ندارد. هر چه ما در عهدعتیق مییابیم در عهدجدید نیز پیدا
میکنیم یا به قول کتابی که ما به زبان فارسی داریم «خدا یکی، راه یکی»!
اما تفاوت بین عهدعتیق و عهدجدید این است که مسیح همه مراسم عهدعتیق را
تکمیل میکند.
گذراندن قربانی ما را به مسیح میرساند
کاهنان اعظم ما را به مسیح میرسانند
خیمه اجتماع و معبد ما را به مسیح میرساند
کاهنان ما را به ایمانداران در مسیح میرسانند
در
مورد مکان واقعاً میشود گفت که الان مسیح است چون کلیسا در حقیقت بدن
مسیح است و همانطور که در یوحنا ۲:۱۹ مشاهده کردیم، معبدی که او از آن
سخن میگفت پیکر خودش بود.
نکته
دوم این است که ما باید با راستی خدا را پرستش کنیم یعنی با صمیمیت و
صداقت و بدون ریاکاری. عیسای مسیح از مردم زمان خود ایراد میگرفت چون
«این قوم با زبان خود به من احترام میگذارند اما دلهایشان از من دور
است. عبادت آنها بیهوده است» (متی ۱۵:۸-۹ و هم اشعیا ۲۹:۱۳). خدا
قلوب ما را میشناسد. از آنجا که خدا نور است، میخواهد که ما هم در نور
راه برویم. «بیایید با اخلاص قلبی و اطمینان کامل ایمان به حضور خدا نزدیک
شویم، در حالی که دلهایمان از هر احساس تقصیر زدوده و بدنهایمان با
آب پاک شسته شده است» (عبرانیان ۱۰:۲۲).
۴-زمان و وقت پرستش (آیه ۲۳)
مسیح
میفرماید: «زمانی میرسد و هم اکنون فرا رسیده است ...» قبلاً وقت
پرستش معین بود ولی الان دیگر معین نیست. حالا هر وقت و هر جا که هستیم
میتوانیم خدا را بپرستیم و دیگر روزهای مخصوص نداریم. البته از ابتدای
کلیسا ایمانداران در صبحگاهان دور هم جمع میشدند (اعمال رسولان ۲:۴۶).
ما میدانیم خواست خداوند این است که ما ایمانداران برای پرستش جمع شویم و
معمولاً این جمع شدن، روزهای یکشنبه که روز خداوند و نخستین روز هفته است
انجام میشود (اعمال رسولان ۲۰:۷). پس خدا را شکر برای این رابطه مستقیم
پرستش که منحصر به یک جا یا یک وقت معین نیست.
۵-اهمیت پرستش (آیه ۲۳)
مسیح
میفرماید: «پدر جویای ... پرستندگان است». خدا ما را آفرید تا با او
شراکت و رفاقت داشته باشیم. به همین دلیل، پرستش در وهله اول به معنی خدمت،
دعا و درخواست، یا بشارت نیست بلکه به معنی شکرگزاری، تمجید و ستایش است.
«پس بیایید بهواسطۀ عیسی قربانی سپاس را پیوسته به خدا تقدیم کنیم. این
قربانی، همان ثمرۀ لبهایی است که به نام او معترفند» (عبرانیان ۱۳:۱۵).
البته روشن است که پرستش واقعی فقط مستلزم شکرگزاری نیست بلکه مستلزم
تسلیم کامل به خداست. همانطور که پولس میفرماید: «... در پرتو رحمتهای
خدا، از شما استدعا میکنم که بدنهای خود را همچون قربانی زنده و مقدس و
پسندیدۀ خدا، به او تقدیم کنید که عبادت معقول شما همین است» (رومیان
۱۲:۱). خدا را شکر کنیم که از طریق راه تازه و جدید که برای ما باز شده،
میتوانیم همان خدایی را که قابل پرستش است، ستایش کنیم و از او برای تمام
برکاتش تشکر نماییم. خدا عطا فرماید که همۀ ما با روح و راستی او را پرستش
کنیم.
استاد حوزه علمیه: علما در امر به معروف حق «برخورد فیزیکی» دارند
در سالهای اخیر بارها اتفاق افتاده که بسیجیان نزدیک به مراجع دینی وظیفه این برخوردها ی ( فیزیکی) را به عهده گرفتند

به گزارش
«محبتنیوز» یکی از اساتید حوزه علمیه قم به نام «مهدی هادوی تهرانی» گفته
«علما در امر به معروف و نهی از منکر حق برخورد فیزیکی با خاطیان را هم
دارند».
به گفته او علمای اسلام چون «نایب امامان
معصوم هستند٬ ولایت دارند و حق برخورد فیزیکی با خاطیان را دارند، در
حالیکه مردم از چنین حقی برخودار نیستند»
همزمان سیدضیاء هاشمی، معاون فرهنگی و
اجتماعی وزارت علوم گفته «اگر می خواهیم دانشگاه انقلابی داشته باشیم باید
دانش آموختگانی تربیت کنیم که در دانشگاه های فعال در حوزه های فرهنگی و
دینی پرورش یافته باشند.»
با این استدلال در ایران دانشجویان و
دانشگاههایی خواهیم داشت که زیر نظر اساتیدی انقلابی شدهاند که به علما
مجوز برخوردهای فیزیکی میدهند.
گرچه او اشاره نکرد که محدوده این
برخوردها شامل چه رفتارهایی است، اما در سالهای اخیر بارها اتفاق افتاده
که بسیجیان نزدیک به مراجع دینی وظیفه این برخوردها را به عهده گرفتند، که
می توان از برهم زدن میتینگهای سیاسی و کتکزدن منتقدین سیاسی تا برهم زدن
کنسرتها و اسیدپاشی روی صورت دختران به بهانه بدحجابی را نام برد.
آیا در کتاب مقدس به پیامبر مسلمانان اشاره شده است !؟
عیسی به صراحت تاکید کرد که تسلی
دهنده “به نام من” یعنی به نام عیسی فرستاده خواهد شد. با این توصیف، هیچ
مسلمانی این را قبول ندارد که پیامبر مسلمانان توسط عیسی و به نام عیسی
فرستاده شده باشد!

«محبت نیوز »
– مسلمانان ادعا می کنند که در کتاب مقدس نام پیامبر اسلام ذکر شده و
درباره فعالیت او پیشگویی شده است. وقتی مسیحیان می پرسند لطفن نام پیامبر
اسلام را در کتاب مقدس نشان دهید، بعد از کمی جستجو در کمال شگفتی درمی
یابند که نام پیامبرشان را در آیات مورد نظر مشاهده نمی کنند.
سپس با اعتقاد راسخ می گویند اما مقصود
این آیه یا آیات در کتاب مقدس پیشگویی درباره ظهور پیامبر اسلام است. اما
با بررسی دقیق آن آیات، ادعای آنان تایید نمی شود.
قبل از بررسی، همان گونه که اطلاع دارید
از دیدگاه مسلمانان کتاب مقدس تحریف و منسوخ شده است، با این توصیف، آنان
برای تایید ادعاها و توجیه نظرات شان به آیات کتاب مقدس رجوع می کنند.
این پرسش مطرح می شود: اگر کتاب مقدس تحریف شده، چگونه می توان متن جعلی و نامعتبر را به عنوان سند و مدرک ارائه داد؟
نکته بعدی، به تایید مسلمانان، پیامبر اسلام از نسل اسماعیل است، در حالی که تمامی یهودیان از جمله انبیای عهد عتیق از نسل اسحاق هستند. حتی قرآن هم اذعان دارد که سلسله نبوت از اسحاق می آید:”و ما اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و در خانه اش مقام نبوت را و کتاب آسمانی را برقرار کردیم” (سوره عنکبوت آیه ۲۷).
نکته بعدی، به تایید مسلمانان، پیامبر اسلام از نسل اسماعیل است، در حالی که تمامی یهودیان از جمله انبیای عهد عتیق از نسل اسحاق هستند. حتی قرآن هم اذعان دارد که سلسله نبوت از اسحاق می آید:”و ما اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و در خانه اش مقام نبوت را و کتاب آسمانی را برقرار کردیم” (سوره عنکبوت آیه ۲۷).
هم چنین در سوره صافات آیات ۱۱۲- ۱۱۳ اسحاق به عنوان پیامبر انتخاب شد و نه اسماعیل. به عبارت دیگر، قرآن وعده الهی را با اسحاق شروع می کند و نه اسماعیل.
کتاب مقدس می فرماید وقتی ابراهیم از
خداوند درخواست کرد که کاش اسماعیل در حضور تو زیست کند (پیدایش فصل ۱۷ آیه
۱۸)، خدا در جواب او با تاکید فرمود:”در خصوص اسماعیل، تو را اجابت
فرمودم. اینک او را برکت داده، امتی عظیم از اسماعیل به وجود می آورم” (فصل
۱۷ آیه ۲۰). از دیدگاه مسلمانان این آیه اشاره به دین اسلام است، در حالی
که به آیه بعدی توجهی نشان نمی دهند. خداوند ادامه می دهد:”اما عهد خود را
با اسحاق استوار خواهم ساخت” (آیه ۲۱).
بررسی ادعا
یک )- آیا نام پیامبر مسلمانان در متن کتاب مقدس ذکر شده است؟
برخی از مسلمانان ادعا می کنند که واژه عبری “محمد” با همان تلفظ عربی وجود دارد و در کتاب مقدس این واژه به کار رفته است (غزل غزل ها فصل ۵ آیه ۱۶).
واژه مورد نظر آنان “مئود” است. “مئود” در دستور زبان عبری “اسم” نیست، بلکه به معنای بسیار، زیاد، خیلی، بی نهایت است. در آیه ۱۶ می خوانیم:”دهان او “بسیار” شیرین است.” روای این آیه، دختری است که عاشق و شیفته سلیمان پادشاه شده و در همین آیه می گوید:”ای دختران اورشلیم، این است محبوب و یار من.” مخاطبان او فقط دختران یهودی (آن هم در محدوده اورشلیم) بوده اند و نه دختران سراسر جهان. به باور مسلمانان، پیامبر اسلام رسالت جهانی داشت و نه منطقه ای.
یک )- آیا نام پیامبر مسلمانان در متن کتاب مقدس ذکر شده است؟
برخی از مسلمانان ادعا می کنند که واژه عبری “محمد” با همان تلفظ عربی وجود دارد و در کتاب مقدس این واژه به کار رفته است (غزل غزل ها فصل ۵ آیه ۱۶).
واژه مورد نظر آنان “مئود” است. “مئود” در دستور زبان عبری “اسم” نیست، بلکه به معنای بسیار، زیاد، خیلی، بی نهایت است. در آیه ۱۶ می خوانیم:”دهان او “بسیار” شیرین است.” روای این آیه، دختری است که عاشق و شیفته سلیمان پادشاه شده و در همین آیه می گوید:”ای دختران اورشلیم، این است محبوب و یار من.” مخاطبان او فقط دختران یهودی (آن هم در محدوده اورشلیم) بوده اند و نه دختران سراسر جهان. به باور مسلمانان، پیامبر اسلام رسالت جهانی داشت و نه منطقه ای.
حتی اگر فرض کنیم تلفظ واژه “مئود” همانند
تلفظ “محمد” به زبان عربی است، آیا قواعد دستور زبان و فرهنگ لغت عبری نیز
این ادعا را تایید می کنند؟ به عنوان مثال، در زبان فارسی می گوییم فلانی
اختیار تام دارد. آیا منظور از “تام” یک نام شخص غیر ایرانی است؟
“جان” در زبان انگلیسی اسم است، در حالی که در زبان فارسی به معنای روان، روح، عزیز و گرامی می باشد. زبان های عربی و عبری، کلمات و دستور زبان متفاوت دارند، در غیر این صورت دو زبان مختلف نبودند. اگر ادعای مسلمانان درباره واژه “مئود” درست باشد، این سوال مطرح می شود که چرا یهودیان در قبل و بعد از میلاد مسیح، اسامی محمد یا حسین را برای نامگذاری فرزندان شان انتخاب نمی کردند؟
“جان” در زبان انگلیسی اسم است، در حالی که در زبان فارسی به معنای روان، روح، عزیز و گرامی می باشد. زبان های عربی و عبری، کلمات و دستور زبان متفاوت دارند، در غیر این صورت دو زبان مختلف نبودند. اگر ادعای مسلمانان درباره واژه “مئود” درست باشد، این سوال مطرح می شود که چرا یهودیان در قبل و بعد از میلاد مسیح، اسامی محمد یا حسین را برای نامگذاری فرزندان شان انتخاب نمی کردند؟
دوم ) – آیا درباره پیامبر اسلام در کتاب مقدس پیشگویی شده است؟
نخستین متن مورد نظر مسلمانان کتاب تثنیه فصل ۱۸ آیه ۱۸ است. خدا به موسی وعده داد:”از بین برادرانت یک نبی مانند تو می فرستم.” مسلمانان چنین تفسیر می کنند که مقصود از “برادران” نسل اسماعیل است. اشاره به پیامبر دیگر از آیه ۱۵ شروع می شود و نه از آیه ۱۸. در آیه ۱۵ چنین می خوانیم:”او از میان قوم اسرائیل، پیامبری مانند من برای شما خواهد فرستاد” بنابراین آن پیامبر یهودی بود و نه عرب. چرا آن پیامبر باید از میان قوم اسرائیل ظهور می کرد:
نخستین متن مورد نظر مسلمانان کتاب تثنیه فصل ۱۸ آیه ۱۸ است. خدا به موسی وعده داد:”از بین برادرانت یک نبی مانند تو می فرستم.” مسلمانان چنین تفسیر می کنند که مقصود از “برادران” نسل اسماعیل است. اشاره به پیامبر دیگر از آیه ۱۵ شروع می شود و نه از آیه ۱۸. در آیه ۱۵ چنین می خوانیم:”او از میان قوم اسرائیل، پیامبری مانند من برای شما خواهد فرستاد” بنابراین آن پیامبر یهودی بود و نه عرب. چرا آن پیامبر باید از میان قوم اسرائیل ظهور می کرد:
الف. قوم عرب در آن روزگار بت پرست بودند و خدای حقیقی را نمی شناختند.
ب. وقتی موسی به برادران اشاره کرد، قوم بت پرست عرب در میان قوم اسرائیل حضور نداشتند. خدا قوم اسرائیل را از اقوام دیگر جدا کرده بود و بارها به آنان هشدار داد که با اقوام بت پرست در ارتباط نباشند و تحت تاثیر فرهنگ آنان قرار نگیرند.
ج. قوم عرب در طول تاریخ دشمن اسرائیل بوده است.
د. موسی به طور روشن و واضح نام اقوام عرب را ذکر نکرد.
ب. وقتی موسی به برادران اشاره کرد، قوم بت پرست عرب در میان قوم اسرائیل حضور نداشتند. خدا قوم اسرائیل را از اقوام دیگر جدا کرده بود و بارها به آنان هشدار داد که با اقوام بت پرست در ارتباط نباشند و تحت تاثیر فرهنگ آنان قرار نگیرند.
ج. قوم عرب در طول تاریخ دشمن اسرائیل بوده است.
د. موسی به طور روشن و واضح نام اقوام عرب را ذکر نکرد.
حتی اگر مسلمانان دلایل مذکور را نپذیرند،
آیه ۲ را چگونه باید درک کرد:”قبیله لاوی در میان برادران خود نصیب (ملک)
نخواهند داشت، زیرا خداوند میراث آنان است.” مسلمانان فراموش کرده اند که
دوازده قبیله اسرائیل از نسل دوازده پسر یعقوب بودند و یهودیان طبق سنت
قبایل، یکدیگر را برادر خطاب می کردند.
موسی به قوم اسرائیل گفت:”پیامبری مانند
من خواهد بود”. موسی یهودی بود. بنابراین آن پیامبر باید یهودی باشد. موسی
نگفت پیامبر غیر عبرانی و از قوم دیگر ظهور خواهد کرد. مسیح تحقق کامل این
پیشگویی درباره نبی موعود بود.
خداوند از طریق موسی معجزات عجیبی ارائه داد:”موسی به فرمان خداوند، معجزات عظیمی در حضور فرعون مصر، درباریانش و تمام قوم او انجام داد. هیچکس تا به حال نتوانسته است قدرت و معجزات شگفت انگیز ی را که موسی در حضور قوم اسرائیل نشان داد، ظاهر سازد” (تثنیه فصل ۳۴ آیات ۱۱- ۱۲).
خداوند از طریق موسی معجزات عجیبی ارائه داد:”موسی به فرمان خداوند، معجزات عظیمی در حضور فرعون مصر، درباریانش و تمام قوم او انجام داد. هیچکس تا به حال نتوانسته است قدرت و معجزات شگفت انگیز ی را که موسی در حضور قوم اسرائیل نشان داد، ظاهر سازد” (تثنیه فصل ۳۴ آیات ۱۱- ۱۲).
مسیح معجزات زیادی کرد. بیماران را شفا داد و مردگان را نیز زنده کرد. اما در قرآن به معجزات پیامبر اسلام نظیر آنچه موسی و مسیح انجام دادند، اشاره نشده است (سوره اسراء آیات ۹۰- ۹۳). مسلمانان می گویند معجزه پیامبر اسلام، پیغام خداوند بود. این در حالی است که تمام پیامبران حامل پیام خدا بوده اند.
سه)- موسی و مسیح با
خدا به طور مستقیم صحبت می کردند:”در اسرائیل پیامبری مانند موسی نبوده است
که خداوند با او روبرو صحبت کرده باشد” (تثنیه فصل ۳۴ آیه ۱۰).
مسیح با خدای پدر در گفتگو بود (یوحنا فصل ۱ آیه ۱۸، فصل ۱۲ آیه ۴۹). پیامبر اسلام هرگز ادعا نکرد که با خدا روبرو صحبت کرده است. او سوره های قرآن را از فرشته دریافت کرد (سوره بقره آیه ۹۷).
مسیح با خدای پدر در گفتگو بود (یوحنا فصل ۱ آیه ۱۸، فصل ۱۲ آیه ۴۹). پیامبر اسلام هرگز ادعا نکرد که با خدا روبرو صحبت کرده است. او سوره های قرآن را از فرشته دریافت کرد (سوره بقره آیه ۹۷).
دومین متنی که مسلمانان معتقدند ظهور
پیامبر اسلام پیشگویی شده در تثنیه فصل ۳۳ آیه ۲ است:”خداوند از کوه سینا
آمد، و از کوه فاران درخشید. ده ها هزار فرشته همراه او بودند و آتشی مشتعل
در دست راست او.”
اگر یک مسلمان این آیه را بخواند، هرگز
مدعی نمی شود این آیه پیشگویی درباره ظهور پیامبر است، بلکه می گوید سخن از
آمدن “خداوند” است! سوء استفاده مخالفان کتاب مقدس امری رایج است: نقل قول
از یک آیه آن هم به طور ناقص یا بدون در نظر گرفتن کل متن، غالبن مفهومی
کاملن اشتباه را ارائه می دهد.
حتی اگر در این پیشگویی از نام خداوند ذکری به میان نیامده بود، با نگاهی به نقشه جغرافیا پی می بردیم که فاران و سعیر نزدیک مصر و در شبه جزیره سینا قرار دارند و نه در فلسطین که محل زندگی و رسالت عیسی بود و نه در عربستان. فاران و سعیر صدها مایل دورتر از عربستان قرار دارند.
حتی اگر در این پیشگویی از نام خداوند ذکری به میان نیامده بود، با نگاهی به نقشه جغرافیا پی می بردیم که فاران و سعیر نزدیک مصر و در شبه جزیره سینا قرار دارند و نه در فلسطین که محل زندگی و رسالت عیسی بود و نه در عربستان. فاران و سعیر صدها مایل دورتر از عربستان قرار دارند.
لطفن برای آگاهی بیشتر به نقشه جغرافیایی و
هم چنین پیدایش فصل ۱۴ آیه ۶، اعداد فصل ۱۰ آیه ۱۲، فصل ۱۲ آیه ۱۶، فصل ۱۳
آیه ۳۰، تثنیه فصل ۱ آیه ۱ رجوع فرمایید.
سومین متن گزینشی مسلمانان، اشعیاء فصل ۲۱
آیه ۹ است:” هنگامی که ببینید سوران جفت جفت بر الاغ و شتر می آیند، باید
دقت کنید.” تفسیر مسلمانان آن است که آن که سوار بر الاغ است، مسیح است و
شترسوار پیامبر اسلام است!
اگر متن را با دقت بخوانیم (آیات ۱- ۱۰)،
درمی یابیم که پیشگویی درباره سقوط شهر بزرگ و قدرتمند بابل بود. رویای
سوران جفت جفت نمایانگر مادها و پارس ها بود که در سال ۵۳۹ قبل از میلاد
بابل را مورد حمله قرار دادند.
هر مطلب را باید در چارچوب خودش خواند. این مهم ترین کار در درک کتاب مقدس است. اکثر جملات (آیه ها) کتاب مقدس فقط در ارتباط با جملات قبلی و بعدی معنی پیدا می کنند.
مهم ترین سئوال این است که موضوع بحث چیست؟ یا به عبارت ساده تر: نویسنده چه می گوید؟ این سئوالی است که باید در مورد هر جمله و هر پاراگراف بارها و بارها مطرح کرد. در واقع باید بکوشیم مسیر فکری نویسنده را دنبال کنیم. باید بپرسیم که نویسنده چه می گوید و چرا این مطلب را درست در این قسمت بیان می کند، و حالا که این را گفت، بعد چه می گوید؟
هر مطلب را باید در چارچوب خودش خواند. این مهم ترین کار در درک کتاب مقدس است. اکثر جملات (آیه ها) کتاب مقدس فقط در ارتباط با جملات قبلی و بعدی معنی پیدا می کنند.
مهم ترین سئوال این است که موضوع بحث چیست؟ یا به عبارت ساده تر: نویسنده چه می گوید؟ این سئوالی است که باید در مورد هر جمله و هر پاراگراف بارها و بارها مطرح کرد. در واقع باید بکوشیم مسیر فکری نویسنده را دنبال کنیم. باید بپرسیم که نویسنده چه می گوید و چرا این مطلب را درست در این قسمت بیان می کند، و حالا که این را گفت، بعد چه می گوید؟
آیا مقصود مسیح از تسلی دهنده، اشاره به پیامبر مسلمانان است؟
یک. در یوحنا فصل ۱۴ آیات ۱۶- ۱۷ می خوانیم که مسیح می فرماید:”من از پدرم درخواست خواهم کرد تا پشتیبان و تسلی بخش دیگری به شما عطا نماید که همیشه با شما بماند. این پشتیبان و تسلی بخش همان روح القدس است که شما را با تمام حقایق آشنا خواهد کرد.”
یک. در یوحنا فصل ۱۴ آیات ۱۶- ۱۷ می خوانیم که مسیح می فرماید:”من از پدرم درخواست خواهم کرد تا پشتیبان و تسلی بخش دیگری به شما عطا نماید که همیشه با شما بماند. این پشتیبان و تسلی بخش همان روح القدس است که شما را با تمام حقایق آشنا خواهد کرد.”
همان طور که قبلن ذکر شد، نقل قول یک آیه
از کتاب مقدس به طور ناقص یا بدون در نظر گرفتن کل متن، غالبن مفهومی کاملن
اشتباه را به دست می دهد. مثلن حذف آیه ۱۷ از فصل ۱۴ انجیل یوحنا، می
تواند به این تصور دامن بزند که مقصود مسیح از “تسلی دهنده دیگر” شاید
پیشگویی ظهور پیامبر جدید باشد. در حالی که در آیه هفدهم به روشنی به روح
القدس اشاره گردیده است.
فصل های چهاردهم تا شانزدهم انجیل یوحنا
درباره عملکرد روح القدس در زندگی ایمانداران مسیحی می باشد و هرگز درباره
پیامبر دیگر اشاره و پیشگویی نشده است.
دو. در بیش از شش هزار
نسخه دست نویس یونانی از عهد جدید، مطلقن حتی یک نسخه دست نویس وجود ندارد
که به واژه ای غیر از تسلی دهنده یا مدافع نوشته شده باشد.
سه. تسلی دهنده که عیسی
وعده داده بود می بایست همیشه با شاگردان و ایمانداران مسیحی بماند (آیه
۱۶)، ولی اکنون سیزده قرن است که پیامبر اسلام چشم از جهان فرو بسته است.
بنابراین، او ویژگی خاص این تسلی دهنده را نداشت.
چهار. عیسی به شاگردانش
گفت:”شما تسلی دهنده را می شناسید”، ولی شاگردان مسیح، پیامبر اسلام را نمی
شناختند و نمی توانستند بشناسند، زیرا او شش قرن بعد به دنیا آمد. عیسی هم
چنین به شاگردانش گفت که تسلی دهنده در شما خواهد بود. پیامبر اسلام نمی
توانست در شاگردان مسیح باشد، زیرا آنان ششصد سال قبل از او زندگی می کردند
و اطلاعی از او نداشتند.
پنج. عیسی به صراحت
تاکید کرد که تسلی دهنده “به نام من” یعنی به نام عیسی فرستاده خواهد شد.
با این توصیف، هیچ مسلمانی این را قبول ندارد که پیامبر اسلام توسط عیسی و
به نام عیسی فرستاده شده باشد.
یکی از رسالت های تسلی دهنده این است که
عیسی مسیح را جلال دهد (یوحنا فصل ۱۶ آیه ۱۴). اما مطابق دیدگاه اسلام،
پیامبر مسلمان برتر از عیسی و آخرین پیامبر است. در این صورت او عیسی را که
پیش از او آمده و به عبارت دیگر در مرتبه پایین تری قرار دارد، جلال نمی
دهد.
شش. سرانجام این که عیسی
مسیح به صراحت بیان کرد که تسلی دهنده بعد از “اندک ایامی” خواهد آمد
(اعمال رسولان فصل ۱ آیه ۵)، در حالی که تا ششصد سال بعد خبری از پیامبر
اسلام نبود. چند روز بعد، روح القدس در روز پنطیکاست آمد (اعمال رسولان فصل
دوم). مسیح به شاگردان گفت که در اورشلیم بمانید و منتظر روح القدس باشید
(اعمال رسولان فصل ۱ آیه ۴). آیا شاگردان می توانستند قرن ها عمر کنند تا
پیامبر اسلام را که در سرزمین دیگر و نه اورشلیم و سرزمین فلسطین، ظهور
نمود، مشاهده کنند؟
با این توصیف، مسلمانان معتقدند که واژه
یونانی “فارقلیط” مذکور در انجیل یوحنا فصل ۱۴ آیه ۱۶ به معنای احمد است.
اما وقتی همین واژه را به دستگاه ترجمه گوگول (گوگول ترنسلیت) بدهید، چنین
ترجمه می کند:”شفیع”، “میانجی”، “روح القدس”. این دقیقن همان کلمه ای است
که در عهد جدید به کار برده شده. می توانید تلفظ آن را نیز بشنوید. مسیح
وعده نزول روح القدس را داد و ده روز پس از صعود او، روح القدس بر رسولان
نازل شد.
۱۳۹۵ تیر ۶, یکشنبه
اشعیا باب ۹ آیه ۶ تا ۷
۶ زیرا فرزندی برای ما بدنیا آمده! پسری
بما بخشیده شده! او بر ما سلطنت خواهد كرد. نام او «عجیب»، «مشیر»،
«خدای قدیر»، «پدر جاودانی» و «سرورسلامتی» خواهد بود. ۷ او بر تخت
پادشاهی داود خواهد نشست و بر سرزمین او تا ابد سلطنت خواهد كرد. پایه
حكومتش را بر عدل و انصاف استوار خواهد ساخت، و گسترش فرمانروایی
صلحپرور او را انتهایی نخواهد بود. خداوند قادر متعال چنین اراده
فرموده و این را انجام خواهد داد.
رومیان باب ۵ آیه ۱۶ تا ۱۸
۱۶ یک گناه آدم موجب شد که عده بسیاری محکوم به
مرگ گردند، درحالی که مسیح گناهان بسیاری را به رایگان پاک می کند و باعث
می شود خدا ایشان را “بی گناه “ بشناسد. ۱۷ در نتیجه گناه یک انسان یعنی
آدم ، مرگ و نابودی همه چیز را در چنگال خود گرفت ؛ اما تمام کسانی که هدیه
خدا یعنی آمرزش و پاکی کامل از گناه را می پذیرند، از آن پس شریک حیات و
سلطنت یک انسان دیگر یعنی عیسی مسیح می گردند. ۱۸ بلی ، گناه آدم برای همه
محکومیت به همراه آورد، ولی عمل شایسته و مقدسی که مسیح انجام داد، همه را
از محکومیت رهایی می دهد و به ایشان زندگی می بخشد.
متی باب ۱۳ آیه ۴۴ تا ۴۶
۴۴ « ملکوت آسمان مانند گنجی است که مردی در یک
مزرعه پیدا کرد و دوباره آن را زیر خاک پنهان نمود و از ذوق آن ، رفت و هر
چه داشت فروخت تا پول کافی بدست آوَرَد و آن مزرعه را بخرد و صاحب آن گنج
شود. « ۴۵ ملکوت آسمان را می توان به گونه ای دیگر نیز توصیف کرد. یک تاجر
مروارید، در جستجوی مرواریدهای مرغوب بود. ۴۶ سرانجام وقتی به مروارید با
ارزشی دست یافت ، رفت و هر چه داشت فروخت تا آن را بخرد.
اسلامگرایان داعش، کودکان افغان را سر بریدند
مقام های محلی استان ننگرهار در شرق
افغانستان می گویند که شب گذشته جنگجویان گروه دولت اسلامی در این استان
چندین کودک را سر بریده اند.

به
گزارش«محبت نیوز» عضو شورای ولایتی ننگرهار گفت: ساعت ۳:۰۰ شب گذشته (جمعه
شب) جنگجویان داعش در ولسوالی کوت ولایت ننگرهار حمله کرده و چندین کودک را
کشته و زنان را با خود بردند.
به نقل از خبرگزاری بخدی افغانستان،
نیلوفر عزیز می گوید که ستیزه جویان دولت اسلامی هنگامی که زنان را می
خواستند با خود ببرند با مردم محل درگیر می شوند که در جریان درگیری ۲۱
داعشی کشته و ۲۳ تن آنان نیز زخمی شده اند.
این عضو شورای ولایتی ننگرهار می گوید که در جریان درگیری ده تن از نیروهای امنیتی افغان نیز کشته شده اند.
عزیز همزمان گفت که جنگجویان گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) از منطقه ای که حمله کرده بودند موفق شدند چندین زن را با خود ببرند.
او می گوید که تا کنون مشخص نیست که جنگجویان داعش چه تعداد کودک را کشته و چند زن را با خود بردند.
استان ننگرهار در شرق افغانستان یکی از ولایت های ناامن این کشور به
شمار می رود که گفته می شود در برخی ولسوالی های این ولایت جنگجویان داعش
حضور دارند و هر از گاهی دست به تحرکات نظامی می زنند.یک کشور مسلمان پیشگام تجارت فحشا
یک کشور اسلامی، با پشت سر گذاشتن تایلند و فیلیپین، بزرگ ترین مرکز فحشا در جهان شد.

به گزارش
«محبت نیوز» روزنامۀ آلمانی “دی ولت” با انتشار گزارشی دربارۀ رشد تجارت
جنسی در مالزی نوشت که این کشور با گذر از تایلند و فیلیپین به اولین مقصد
تجارت جنسی ارزان در دنیا تبدیل شده است و مراکز اینگونه فعالیت ها در اصلی
ترین خیابان های کوالالامپور، پایتخت مالزی، قابل دسترسی است.
هر چند مالزی یک کشور اسلامی است و
قوانینی علیه آزادی فحشا دارد و حتی فحشا در این کشور غیرقانونی است، اما
هیچ یک از این ها مانع تجارت فحشا در این کشور نشده و اکنون ارزش تجارت
جنسی در مالزی به ۸۵۴ میلیون یورو رسیده است.
به نقل از جام روزنامۀ “دی ولت” گزارش
داده است که اکنون خانه های فحشای کوچک و سالن های ماساژی که خدمات جنسی
ارائه می کنند، در سراسر مالزی گسترش یافته اند.
آمارها نشان می دهد که به ازای هر ۱۰ هزار نفر ۵۲ فاحشه در مالزی وجود دارد، در حالی که این عدد در تایلند ۴۵ است.
صاحب نظران معتقدند که وضعیت فرهنگی
نابسامان مالزی در این زمینه، نتیجۀ سیاست توسعۀ مالزی، بر اساس الگوی
غربی، در سال های اخیر است.
مالزی کشوری در جنوب شرقی آسیا است اسلام
دین رسمی مالزی است اگرچه قانون اساسی مالزی از لحاظ نظری آزادی مذهبی را
تضمین میکند، اما در عمل، این وضعیت چندان هم ساده نیست . اغلب غیر
مسلمانان در فعالیتهای خود همچون احداث ساختمانهای مذهبی با محدودیتهایی
روبرو هستند. همچنین مسلمانان خود را نسبت به اطاعت از تصمیمات احکام شریعت
ملزم میدانند. به عنوان یک مسئله قانونی هنوز کاملن مشخص نشده که آیا
مسلمانان آزادانه از احکام اسلام پیروی میکنند یا خیر. در برخی از موقعیت
ها، دادگاههای مالزی حق آزادی انتخاب مذهب را برای فرد حتی زمانی که از
دین اسلام برگشته، نادیده گرفتهاند.
نمایشگاهی با جنازه های قدیسان فسادناپذیر
نمایش جنازههای قدیسان فسادناپذیر کاتولیکها یکی از ترسناکترین و جذابترین نمایشهای مذهب کاتولیک محسوب میشود.

به
گزارش«محبت نیوز» کلیسای کاتولیک معتقد است زمانی که جنازهای در مدت زمانی
که باید و شاید متلاشی و مضمحل نمیشود، نشانهای از عنایت و رحمت خداوند
است.
زمانیکه پیکر قدیسان و دیگر چهرههای
مقدس را از سردابهای که در آن دفن شان کرده بودند بیرون کشیدند و دریافتند
که جسد آنان کمتر از آنچه که انتظارش میرفت پوسیده است، به آنان لقب
«فسادناپذیر» را دادند و با احتیاط تمام از آنها نگهداری کردند؛ حتی زمانی
که جسدها با روند معمول خود مضمحل میشدند هم این مراقبت تمام و کمال
ادامه داشت.
در سراسر دنیا در کلیساها زیارتگاههایی
برای این قدیسان «فسادناپذیر» ساختهاند. ایتالیا، به عنوان مرکز قدرت
روحانی پاپ و کلیسای کاتولیک، بیشترین تعداد این بناهای یادبود را دارد.
بعضی از این جنازهها هنوز سالمتر از دیگران باقی ماندهاند.
۱۳۹۵ خرداد ۲۷, پنجشنبه
رومیان باب ۱۴ آیه ۲۲ تا ۲۳
۲۲ اگر معتقدید که کارتان ، حتی از نظر خدا
اشکالی ندارد، آن را نزد خود انجام دهید؛ اما از انجام آن در حضور کسانی که
از آن می رنجند اجتناب نمایید. خوشابحال کسی که به هنگام انجام دادن آنچه
که درست می پندارد، خود را محکوم و سرزنش نکند. ۲۳ اما کسی که وجدانش از
آنچه می کند ناراحت است ، به هیچ وجه نباید به آن کار دست بزند، چون در
اینصورت مرتکب گناه شده است ، زیرا وجدانش آن کار را گناه می داند. پس اگر
قصد انجام کاری را دارید که آن را گناه می پندارید، آن را انجام ندهید،
زیرا کاری که با وجدان ناراحت انجام شود، گناه است .
متی باب ۵ آیه ۴۳ تا ۴۷
۴۳ شنیده اید كه می گویند با دوستان خود دوست
باش ، و با دشمنانت دشمن ؟ ۴۴ اما من می گویم كه دشمنان خود را دوست
بدارید، و هر كه شما را لعنت كند، برای او دعای بركت كنید؛ به آنانی كه از
شما نفرت دارند، نیكی كنید، و برای آنانی كه به شما ناسزا می گویند و شما
را آزار می دهند، دعای خیر نمایید ۴۵ اگر چنین كنید، فرزندان راستین پدر
آسمانی خود خواهید بود، زیرا او آفتاب خود را برهمه می تاباند، چه بر خوبان
، چه بر بدان ؛ باران خود را نیز بر نیكوكاران و ظالمان می باراند. ۴۶ اگر
فقط آنانی را كه شما را دوست می دارند، محبت كنید، چه برتری بر مردمان پست
دارید، زیرا ایشان نیز چنین می كنند. ۴۷ اگر فقط با دوستان خود دوستی
كنید، با كافران چه فرقی دارید، زیرا اینان نیز چنین می كنند.
نیمی از جنگهای حال حاضر دنیا مرتبط با اسلام است
پژوهشگران دانشگاه اوپسالا سوئد
اعلام نمودند بسیاری از منازعات دنیا حاکی از نقش اسلام سیاسی به عنوان
عامل ایجاد کشمکش های کنونی است

به
گزارش«محبت نیوز»-ملل عالم بنابر عادت، هزینههای جنگ را با دلار، تولید از
دست رفته، یا تعداد سربازانی که کشته یا زخمی شدهاند میسنجند. بسیار کم
پیش میآید که یک تشکیلات نظامی تصمیم بگیرد هزینههای جنگ را بر اساس
میزان رنج تک تک انسانها اندازه بگیرد.
بنا به تحقیقات به عمل آمده در دانشگاه
اوپسالا سوئد بیش از نیمی از کشمکشها و جنگهایی که در حال حاضر در دنیا
در جریان است به اسلامیسم یعنی اسلامگرایی سیاسی جهادگرا، مرتبط است.
به نقل از رادیو سوئد، در این زمینه
روزنامه داگنز نیهتر به نقل از پژوهشی در باره اختلافات سیاسی و نظامی در
دنیا مینویسد که شمار کسانی که جان خود را در این کشمکشها و جنگها از دست
می دهند کمتر از تعداد جان باختگان در جنگهای پیشین است.
عضو گروه دولت اسلامی سر پدر و مادرش را برید
یک تروریست عضو گروه دولت اسلامی، در استان نینوای عراق، سر پدر و مادر خود را برید

به
گزارش«محبت نیوز»-یک منبع محلی در استان نینوای عراق اعلام کرد که یکی از
عناصر گروه دولت اسلامی، والدینش را به علت مخالفت با پیوستن دو برادرش به
این گروه سربریده است.
یک منبع مطلع “سومریه نیوز” گفت: «یکی از
عناصر تروریستی دولت اسلامی، روز سه شنبه، وقتی با مخالفت والدینش با
پیوستن دو برادرش به این گروه مواجه شد، آنها را در منطقه الغزلانی در غرب
نینوا سر برید».
این منبع که خواست نامش فاش نشود، گفت:
«گروه دولت اسلامی که از متواری شدن اغلب اعضای خود و کمبود نیرو رنج می
برد به اجبار، جوانان و افراد کم سن و سال را در نینوا و تلعفر به خدمت می
گیرد».
براساس این گزارش تروریست های دولت اسلامی
در شهر تلعفر بیش از ۵ اردوگاه را به آموزش افراد کم سن و سال برای انجام
انفجار، حملات انتحاری و جنگهای خیابانی اختصاص داده است.
۱۳۹۵ خرداد ۲۴, دوشنبه
حبقوق باب ۳ آیه ۱۷ تا ۱۹
۱۷ هر چند درخت انجیر شكوفه ندهد و درخت انگور
میوه نیاورد، هر چند محصول زیتون از بین برود و زمینها بایر بمانند، هر
چند گله ها در صحرا بمیرند و آغلها از حیوانات خالی شوند، ۱۸ اما من شاد و
خوشحال خواهم بود، زیرا خداوند نجات دهنده من است . ۱۹ او به من قوت می دهد
تا مانند آهو بدوم و از صخره های بلند، بالا بروم .
شفاعت: همکاری با خدا

یک
روز صبح همسرم از خواب بیدار شد و گفت: «دیشب خواب عجیبی دیدم. خواب دیدم
بریتنی اسپیرز۱، خواننده معروف دارد میمیرد!» این خیلی عجیب بود چون
اخیراً در مورد بریتنی اسپیرز خبر خاصی در رسانهها منتشر نشده بود و ما
نیز نه به موزیکهای این خواننده گوش میدهیم و نه علاقۀ چندانی به زندگی
او داریم. اما همسرم بهخاطر خوابی که دیده بود آن روز برای بریتنی
اسپیرز مشغول دعا شد. اواخر آن روز در خبرها شنیدیم که بریتنی اسپیرز را به
بیمارستان منتقل کردهاند چون سعی کرده بود خودکشی کند. بلافاصله متوجه
شدیم که خدا آن خواب را به همسرم نشان داده بود تا او برای این خواننده دعا
کند. همسر من به خودی خود هیچ وقت به این فکر نمیافتاد که برای بریتنی
اسپیرز دعا کند، اما خدا که از شرایط آگاه بود میدانست لازم است کسی برای
او دعا کند، و همسر مرا برای این کار انتخاب کرده بود!
کمتر
کسی است که در اهمیت شفاعت تردید داشته باشد. کیست که نخواهد شفاعت نقش
مهمتری در زندگی روحانیاش ایفا کند؟ شفاعت یک اصل مهم روحانی است و
اکثر مسیحیان بهخوبی بر اهمیت آن واقفاند. اما وقتی پای عمل به میان
میآید، اکثر مسیحیان اذعان خواهند کرد که گنجاندن شفاعت در برنامۀ زندگی
روزانهشان کار دشواری است. بسیاری از مسیحیان به طرق مختلف برای دیگران
یا برای شرایطی خاص دعا میکنند و برای این کار راههای متفاوتی دارند.
بعضیها بدین منظور فهرست دعای مخصوصی دارند، و بعضی دیگر برای مسائلی که
به ذهنشان میرسد یا در اخبار دیده یا شنیدهاند دعا میکنند. اگر
شفاعت برای ما صرفاً ادای تکلیف باشد، خیلی زود از آن خسته میشویم و باز
به همان زندگی عادی و بدون دعای خود برمیگردیم. واقعیت این است که
شفاعت نه ادای تکلیف است و نه صرفاً یک مسئولیت، بلکه ابزاری است پویا و
پرقدرت که ثمرات فراوانی دارد و انسان را به خدا نزدیکتر میسازد. کسی
که در دعا شفاعت میکند در واقع کار روحالقدس را انجام میدهد، و خدا
میتواند با استفاده از او ارادهاش را به انجام رسانده، پادشاهی خود
را گسترش بخشد.
شفاعت چیست؟
شفاعت
با دعا یکی نیست. اگر دعا را "ارتباط با خدا" تعریف کنیم، چیزهایی مثل
تعمق، درخواستهای شخصی، پرستش، شکرگزاری و شفاعت را در بر میگیرد. دعای
ما زمانی شفاعت است که به نیابت از شخصی دیگر یا وضعیتی بخصوص به درگاه
خدا دست به دعا برمیداریم. همچنین خیلی مهم است که بدانیم شفاعت ارتباط
نزدیکی با نبوت دارد، زیرا بخشی از آن عبارت است از اینکه به صدای خدا گوش
دهیم و ببینیم دیدگاه او راجع به وضعیتی بخصوص چیست.
عیسای مسیح و روحالقدس شفاعت میکنند
بهترین
نمونهای که از شفاعت در کتابمقدس میبینیم، خود عیسای مسیح است. به
تعبیری میتوان گفت که تمامی زندگی عیسی شفاعت بود، زیرا او به این جهان
آمد تا بین انسان و خدا واسطه شود. در عبرانیان ۷:۲۵ میخوانیم: «...
عیسای مسیح همیشه زنده است تا شفاعت کند.» درست است که شفاعتی که در اینجا
از آن صحبت میشود مربوط به نجات و آمرزش گناهان است، ولی باز شفاعت است.
در رومیان ۸:۲۷ نیز میخوانیم که روحالقدس «مطابق با اراده خدا برای
مقدسان شفاعت میکند». بنابراین روحالقدس و عیسای مسیح هر دو در حال
حاضر مشغول شفاعت کردن هستند! بنابراین نتیجه میگیریم که اگر میخواهیم
رابطۀ صمیمانهای با خدا داشته باشیم و با او همکاری کنیم، شفاعت باید بخش
مهمی از زندگی ما را تشکیل دهد.
شفاعت را خدا به ما الهام میکند
برخی
به اشتباه تصور میکنند شفاعت یعنی اینکه خدا را وادار کنیم کاری را که
ما میخواهیم انجام دهد. فکر میکنیم باید به اطراف خود بنگریم و متوجه
نیازی شویم، و آن وقت دست به کار شده در دعا از خدا بخواهیم که فلان یا
بهمان کار را بکند. حال آنکه شفاعت به این صورت نیست، و در واقع اگر به این
صورت دعا کنیم به احتمال زیاد خیلی از دعاهای شفاعتیمان جواب نخواهد
گرفت! اینگونه دعا کردن مثل این است که تیری را در اتاقی تاریک رها کنیم به
این امید که به هدف بخورد. متأسفانه اغلب اوقات دعاهای ما به این صورت
است: دعا میکنیم و بعد آرزو میکنیم که خدا جواب مثبت بدهد.
اما
اگر اجازه دهید خدا هدایتگر دعاهایتان باشد، از تفاوتی که مشاهده
خواهید کرد در شگفت خواهید شد. آیا هیچ میدانستید که وقتی خدا میخواهد
کاری انجام دهد، اول نقشه خود را با کسانی که گوش شنوا دارند در میان
میگذارد؟ عاموس ۳:۷ میگوید: «خداوند یهوه کاری نمیکند مگر اینکه
سرّ خویش را به بندگان خود انبیا مکشوف سازد.» منظور از "انبیا" در اینجا
نه انبیایی چون موسی یا ایلیا، بلکه افرادی عادی مثل من و شماست که
آمادهاند به صدای خدا گوش دهند. فصل ۱۸ کتاب پیدایش را در نظر بگیرید:
خدا تصمیم گرفت شهر سدوم را نابود کند. اما این طور نبود که ناگهان تصمیم
خود را عملی کند و شهر را نابود سازد، بلکه پیش از اجرای نقشهاش اول
ابراهیم را از این موضوع باخبر کرد. ابراهیم پس از شنیدن تصمیم خدا، به
شفاعت کردن برای شهر سدوم پرداخت. البته شفاعت او سدوم را از نابودی
نرهاند، اما میبینیم که وقتی خدا چیزی را به انسان آشکار میکند، واکنشی
که از او انتظار دارد شفاعت است.
تقریباً
ده سال پیش، وقتی جوانی نوزده ساله بودم، یکی از اولین موارد شفاعت را
تجربه کردم. در آن زمان من چیز زیادی درباره ایران نمیدانستم و هیچ وقت
به یک ایرانی برنخورده بودم. یک شب که طبق معمول در اتاقم مشغول دعا بودم،
تصویری از نقشه ایران جلوی چشمم ظاهر شد. به همین جهت، با جدیت شروع کردم
به دعا برای کشور ایران. میدانستم که روحالقدس میخواهد آن شب بهطور
خاص برای ایران دعا کنم. روزهای بعد نیز به دعا برای ایران ادامه دادم.
اگر خاطرتان باشد، ایران در آن زمان چندان در خبرها مطرح نبود. چند روز بعد
به هنگام رفتن به سر کار متوجه شدم که تقریباً تمام روزنامهها صفحه اول
خود را به مسائل ایران اختصاص دادهاند، اما من از این موضوع زیاد تعجب
نکردم. خدا از من میخواست این کشور را در خاطر داشته باشم و برای مردمش
دعا کنم زیرا نقشهاش این بود که ایرانیان زیادی را بهسوی خود بخواند. و
بهراستی نیز تعداد ایرانیانی که در طی ده سال اخیر به عیسای مسیح ایمان
آوردهاند و کار عظیمی که خدا دارد در این کشور انجام میدهد، از هر
لحاظ حیرتانگیز است. در رومیان ۸:۲۶ میخوانیم: «زیرا نمیدانیم
چگونه باید دعا کنیم، اما روح با نالههایی بیانناشدنی برای ما شفاعت
میکند.»
خدا چگونه با ما صحبت میکند؟
ممکن
است در اینجا از خود بپرسید: خدا چگونه صحبت میکند؟ این خود میتواند
موضوع مقالهای جداگانه باشد، ولی اغلب صدای خدا را به شیوههای بسیار
معمولتر از آنی که انتظار داریم میشنویم. البته همانطور که در ابتدای
مقاله اشاره کردم، گاهی اوقات خدا از طریق خواب و رؤیا نیز صحبت میکند،
اما اکثر اوقات شیوه صحبت کردن خدا با ما به گونهای است که فکر میکنیم
آنچه میشنویم صرفاً افکار خودمان است. اولین باری که متوجه شدم خدا دارد
با من صحبت میکند، هنگامی بود که تقریباً ۱۳ یا ۱۴ سال داشتم. در جلسات
دعای خانگی اغلب احساس میکردم باید برای موضوع خاصی دعا کنم، اما خجالت
میکشیدم در جمع با صدای بلند دعا کنم. هنوز چند دقیقه نمیگذشت که شخصی
دیگر دقیقاً همان دعایی را که من در دلم بود میکرد. بهزودی متوجه شدم
که آن افکار را خدا در دل من میگذارد.
گاهی
اوقات خدا برای مسئلهای خاص بار سنگینی در قلب ما میگذارد. یادم
میآید در حدود چهار سال پیش به مدت تقریباً یک هفته هر روز صبح که از
خواب بیدار میشدم، بار سنگینی برای کشوری خاص که خیلی کم در موردش
میدانستم و بهندرت در خبرها به آن اشارهای میشد، احساس میکردم.
اگر چه هر روز صبح با غیرت برای آن کشور دعا میکردم، اما صبح روز بعد نیز
به محض اینکه از خواب بیدار میشدم احساس میکردم باید دوباره با جدیت
برای آن کشور دعا کنم. وقتی خدا میداند که در صورت نیاز میتواند
بهعنوان مرد یا زن دعا روی شما حساب کند، موضوعات بیشتری برای دعا به شما
الهام خواهد کرد.
تذکر: شفاعت دردناک و وقتگیر است!
شفاعت
کردن کار آسانی نیست. در واقع کار بسیار دردناک و وقتگیری است! وقتی
مسائل را آن طور میبینیم که خدا میبیند، دردی را که در قلب خداست حس
میکنیم. و قلب خدا بهراستی نیز مالامال از درد است. کافی است به
میلیاردها جان گمشده، میلیونها کودک گرسنه، و میلیونها نفری بیاندیشیم
که اسیر مواد مخدرند، مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگیرند یا پیوسته در
حقشان ظلم میشود. از یاد نبریم که حتی عیسی نیز به حال اورشلیم گریست، و
در عبرانیان ۵:۷ میخوانیم که او «با فریادهای بلند و اشکها...دعا و
استغاثه کرد». کتاب مراثی ارمیا نیز سراسر شرححال دردهایی است که ارمیا
بهعنوان شفاعتکننده در دل داشت.
وقتی
صحبت از درد و شفاعت میشود، اولین چیزی که به ذهنم میآید دختری است که
در ژاپن دیدم. این دختر با آه و ناله و زاری برای نجات مردم کشورش دعا
میکرد. به هیچ وجه آرام نمیگرفت و هیچ طور نمیشد تسلیاش داد.
بهراستی نیز به کسی که در وضعیت اوست چه میشود گفت؟ زیرا قرنهاست که
بیش از ۹۹ درصد از مردم ژاپن وارد ابدیت میشوند بدون اینکه عیسای مسیح را
بهعنوان نجاتدهنده خود شناخته باشند. بیتردید این درد و اشک همان
درد و اشکی است که خدا برای مردم ژاپن دارد. وضعیت این کشور تغییر نخواهد
کرد مگر آنکه تعداد بیشتری از مردم در روح با این دختر همصدا شده، برای
ژاپن شفاعت کنند.
یوحنای
رسول نیز دردی را که با شنیدن صدای خدا و داشتن قلب او همراه است تجربه
کرد. از او خواسته شد طوماری را بخورد که چون عسل شیرین است (مکاشفه
۱۰:۹ و ۱۰). شنیدن صدای خدا بهراستی نیز تجربه شیرینی است. اما نتیجۀ
خوردنِ این سخنان شیرین خدا، چیزی خلاف انتظار از آب درآمد! طومار در شکم
یوحنا تلخ شد! اگرچه شنیدن صدای خدا شیرین است، اما درد و بار سنگین ناشی
از پی بردن به آنچه در قلب خداست میتواند بسیار آزاردهنده باشد. در تجربه
من، شیرینی شنیدن صدای خدا بسیار بیشتر از تلخی آن است. در واقع آگاهی از
اینکه شما همان چیزی را احساس میکنید که خدا احساس میکند، یکی از
بهترین تجربیات زندگی است.
نیز
باید توجه داشته باشیم که اگر میخواهیم خدا در زمینه خدمت شفاعت از ما
استفاده کند، لازم است برای این کار وقت کافی بگذاریم. درست است که کسی
ممکن است ناگهان برای موضوع خاصی بار احساس کند، یا خدا ممکن است در طول
روز بارها با ما صحبت کند، اما اگر در حضور او به اندازه کافی وقت نگذرانده
باشیم به احتمال زیاد نخواهیم توانست صدای او را تشخیص دهیم. آرام ماندن
در حضور خدا و گوش فرا دادن به صدای او مستلزم وقت است. اگر حاضر نباشید
وقت کافی به این امر اختصاص دهید، مطمئن باشید که نخواهید توانست صدای خدا
را با اطمینان بشنوید.
نه
تنها شنیدن صدای خدا مستلزم وقت است، بلکه بعد از شنیدن صدای خدا نیز لازم
است از وقت خود مایه بگذاریم. خدا به این دلیل باری را که در قلب اوست با
شما در میان میگذارد که انتظار دارد برای آن شفاعت کنید. وقتی خدا باری
در قلبتان میگذارد، وضعیتتان تا اندازه زیادی به وضعیت یک زن باردار
شباهت پیدا میکند. یک زن باردار لازم است شیوۀ زندگی خود را تغییر دهد:
بیش از حد معمول غذا بخورد، بیش از معمول بخوابد، برخی کارها را که
معمولاً انجام میداد دیگر انجام ندهد، و برخی کارها را حتماً باید انجام
بدهد. وقتی خدا دربارۀ چیزی با شما صحبت میکند، ممکن است لازم باشد بیش
از حد معمول روزه بگیرید، دعا کنید و در حضورش بمانید.
برای شفاعت چه قدمهایی باید برداشت؟
اگر
احساس میکنید که مایلید خدا شما را برای خدمتِ شفاعت بهکار ببرد، لازم
است قدمهایی بردارید که در اینجا به اختصار به برخی از آنها اشاره
میکنم. اول اینکه باید آمادۀ شنیدن صدای خدا باشید. برای شفاعت لازم است
که خود را بهطور کامل در اختیار خدا قرار دهید. این قدمی ساده اما مهم
است. اگر میخواهید صدای خدا را بشنوید، باید حاضر باشید مدتها در حضور
خدا بمانید و وقت کافی برای این کار کنار بگذارید. همچنین باید دلی پاک و
وجدانی آسوده داشته باشید تا بتوانید صدای خدا را بشنوید. ضمناً فراموش
نکنید که اول باید از او بخواهید که با شما صحبت کند.
شاگردان
عیسی از او خواستند که طریق دعا کردن را به آنها بیاموزد (لوقا
۱۱:۱- ۱۳). آنها در دعای عیسی چیزی دیدند که دوست داشتند خودشان هم
از آن برخوردار شوند. عیسای مسیح در پاسخ، یک مثل برایشان تعریف کرد و
در پایان گفت: «...چقدر بیشتر پدر آسمانی شما روحالقدس را به هر که از او
بخواهد، عطا خواهد فرمود». دقت کنید که شاگردان از عیسی خواستند نحوۀ دعا
کردن را به آنها یاد دهد، و جواب عیسی این بود که اگر روحالقدس را طلب
کنند به آنها داده خواهد شد. بنابراین آخرین قدم مهمی که جا دارد به آن
اشاره کنم این است که اگر میخواهید دعا کردن را یاد بگیرید، حتماً از خدا
بخواهید روحالقدس خودش را در زندگیتان جاری سازد. روحالقدس برای
همکاری با خدا در زمینۀ شفاعت کمک بسیار بزرگ و اجتنابناپذیری است.
باشد
که در زندگی روحانی خود روز به روز رشد کرده، به شنیدن صدای خدا عادت کنیم
تا وقتی خدا از ما میخواهد برای کسی یا چیزی شفاعت کنیم، بتوانیم این
مأموریت مهم همکاری با او را به بهترین وجه انجام دهیم.
شیوخ داعشی و فتواهای عجیب شان !
فتوای یکی از شیوخ داعش: کسی که داعش را قبول ندارد، روزه اش باطل است.

فرتور آرشیوی است
به
گزارش«محبت نیوز» سعید مموزینی مسئول بخش رسانه ای حزب دمکرات کردستان عراق
از فتوا های عجیب رمضانی گروه دولت اسلامی پرده برداشت و گفت: براساس
قانون جدید گروه دولت اسلامی ٬هرکسی روزه خواری کند اعدام و به پنج میلیون
دینار جزای نقدی محکوم خواهد شد.
وی افزود: کودکان پنج ساله نیز باید روزه بگیرند، اگر کودکی پنج ساله روزخواری کند والدینش جریمه نقدی خواهند شد.
سعید مموزینی اضافه کرد: براساس قانون
جدید اگر شهروندی ماهواره داشته باشد، بیشتر از سابق جریمه خواهد شد.
همچنین زکات و فطریه فقط باید به داعش پرداخت شود و با متخلفین به شدت
برخورد خواهد شد.
در مفاد این فتاوی خروج زنان قبل از افطار ممنوع است و بعد از افطار نیز حتما باید یک مرد از نزدیکانشان آن ها را همراهی کنند.خدمات پزشکی مسیونرهای مسیحی به مردم غرب ایران
این بیمارستان با حمایت مسیونرهای مسیحی و توسط دکتر بلانش ویلسون (میسز استد) در سال ۱۹۱۶ تاسیس شده است

به گزارش«محبت نیوز»- بیمارستان “مسیح” (وست مینستر) معروف به مریض خانه آمریکایی ها در کرمانشاه مربوط به اواخر دوره قاجار است.
این بیمارستان با حمایت مسیونرهای مسیحی و
توسط دکتر بلانش ویلسون (میسز استد) توسط معماری به نام «ال گال» در سال
۱۹۱۶، میان زمین وسیعی به مساحت تقریبی پنج هزار متر مربع در کرمانشاه بنا
شد. پس از ویلسون، دکتر پاکارد به ریاست بیمارستان میرسد.
وی که پیش از این در میان نسطوریان ارومیه
فعالیت میکرد، در پی درگیریهای میان ایرانیان و روسها، پس از وقفهای
کوتاه فعالیتهایش را در کرمانشاه و با بنای بیمارستان وست مینستر از سر
میگیرد.
دکتر پاکارد در ۱۹۴۳ بازنشسته شد و پس از او دکتر باسدیکر ریاست بیمارستان را به عهده داشت.
دارا بودن امکانات و تجهیزات پیشرفته
پزشکی نسبت به آن دوره و وجود پزشکانی ماهر و بنام به این بیمارستان
اعتباری ویژه بخشیده بود. از این رو بیماران بسیاری از شهرهای دور دست از
جمله استان های کنونی همدان، کردستان، ایلام و لرستان برای درمان به
کرمانشاه که در آن دوران مرکزیت غرب کشور به شمار می رفت مراجعت کرده و در
این بیمارستان بستری شده، مورد مداوا قرار می گرفتند.
این بیمارستان بعدها
به بیمارستان مسیح و سپس دکتر مرادیان تغییر نام داد زیرا دکتر مرادیان
آخرین کسی بود که ریاست آن را بر عهده داشت.
این بیمارستان قدیمی ترین بیمارستان غرب
کشور محسوب می گردد اما مورد بی مهری و کم توجهی مسوولان قرار گرفت و
امروزه فقط به متروکه ای تبدیل گشته است!
این اثر در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ
ثبت ۹۱۴۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده اما بعدها با رای
دیوان عدالت اداری کشور از لیست میراث ملی خارج شده است !
۱۳۹۵ خرداد ۱۹, چهارشنبه
بیداری روحانی

سؤالم این بود كه بدانم ابتدا دیدگاه مسیح و سپس دیدگاه رسولان در این مورد چه بوده است و در نهایت به این نتیجه برسم كه خود كتابمقدس دربارۀ این موضوع مهم چه میگوید. از دیدگاه مسیح شخص بیدار واقعاً چگونه شخصی است؟ یكی از قسمتهای مهم در این مورد در انجیل مرقس باب ۱۳ از آیه ۳۲-۳۷ یافت میشود. در این مقاله این قسمت از كلام خدا را با هم مورد مطالعه قرار میدهیم.
"ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ كس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس برحذر و بیدار شده، دعا كنید زیرا نمیدانید كه آن وقت كی میشود. مثل كسی كه عازم سفر شده، خانۀ خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده، هر یكی را به شغلی خاص مقرر نماید و دربان را امر فرماید كه بیدار بماند. پس بیدار باشید زیرا نمیدانید كه در چه وقت صاحبخانه میآید، در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد. اما آنچه به شما میگویم، به همه میگویم: بیدار باشید!"
جالب اینجاست كه در این قسمت چهار بار كلمۀ "بیدار" تكرار شده است. مطالعۀ این متن از انجیل مرا به این نتیجه رساند كه از دیدگاه خداوند شخص بیدار از سه خصوصیت برجسته برخوردار است:
خصوصیت اول این است كه مسیحی بیدار كسی است كه آمادگی واقعی و دائمی برای بازگشت عیسی خداوند دارد تا از او استقبالی باشكوه به عمل آورد. در این آیات عیسیمسیح بهطور واضح در مورد اینكه بازگشت خواهد نمود صحبت میكند ولی معلوم نیست زمان بازگشت كی خواهد بود. آنچه در اینجا به ایمانداران اعلام میكند این است كه ما نباید در خواب باشیم زیرا نمیدانیم در چه ساعتی خداوندمان خواهد آمد.
مسیحی بیدار كسی است كه آمادگی واقعی و دائمی برای بازگشت عیسی خداوند دارد تا از او استقبالی باشكوه به عمل آورد.
اگر میخواهیم بدانیم كه واقعاً مسیحی بیدار هستیم یا خواب؛ سؤالی كه باید از خود بكنیم این است كه اگر همین الان عیسی بازگردد ما آماده هستیم یا نه؟ اگر امشب بیاید چه؟ ما واقعاً حساب و كتابها را با او درست كردهایم؟ هیچ چیز ننگین و خجالتآوری در زندگی ما وجود ندارد كه آن را با خدا حل نكرده باشیم؟ یا گناهی مخفی كه هیچكس از آن باخبر نیست اما خداوند از آن آگاهی دارد؟ رابطۀ ما با اطرافیانمان تصحیح شده است؟
ممكن است این عقیده را داشته باشیم كه مسیح فعلاً نمیآید. همیشه گفتهاند كه او خواهد آمد ولی خبری نیست. البته مسیح نیز میگوید زمانی كه شما گمان نمیبرید كه من میآیم همان موقع خواهم آمد. اما میبینیم كه رسولان مسیح در دو هزار سال پیش اینگونه نبودهاند. آنها چون بیدار بودند هر لحظه در زندگیشان در حال آمادگی بسر میبردهاند. در كتب تاریخ كلیسا میخوانیم كه زمانی كه شاگردان مسیح بههم میرسیدند بهجای سلام و احوالپرسی میگفتند "ماراناتا" یعنی: "خداوند میآید". یكی از مشكلات امروز كلیساها و مخصوصاً كلیساهای كاریزماتیك این است كه به آمدن مسیح كمتر فكر میكنند. چرا؟ چون ما فكر كردهایم كه همه چیز همین جاست. معادشناسی و آیندهنگریمان بسیار ضعیف شده است. گویا بهشت و سلطنت هزارساله اینجا است. اصلاً مسیح چرا بیاید، همه چیز را داریم. حیات جاودانی هم همینجاست. پس گویا بعد از مرگ هم خبری نیست. چون ما فكرمان بیشتر به بركات فانی است كه همه چیز را همینجا بدست آوریم، پس كمتر به فكر امور جاودانی هستیم. آیا میدانید در عهدجدید ۳۱۸ بار دربارۀ آمدن عیسیمسیح صحبت شده است؟ آیا مطلب دیگری هست كه به این اندازه دربارۀ آن صحبت شده باشد؟ از هر ۲۵ آیه یك آیه به بازگشت عیسیمسیح اشاره دارد. تمام كتابها در عهدجدید، حتی آن رسالاتی كه یك باب بیشتر نیستند مطلبی در این مورد در خود دارند. پیشگوییهایی كه دربارۀ بازگشت دوم مسیح شده است بیشتر از بازگشت اول اوست، یعنی برقراری ملكوت نهایی خدا؛ و این تفكری بود كه در بین مردان خدا حاكم بود. چیزی كه متأسفانه در ما ضعیف شده است؛ چطور شده كه ما به این بازگشت ثانوی كمتر میاندیشیم؟ كلام خدا میگوید اگر فقط در این دنیا به مسیح امیدواریم از جمیع مردم دنیا بدبختتریم.
آیا میدانید در عهدجدید ۳۱۸ بار دربارۀ آمدن عیسیمسیح صحبت شده است؟ از هر ۲۵ آیه یك آیه به بازگشت عیسیمسیح اشاره دارد. تمام كتابها در عهدجدید، حتی آن رسالاتی كه یك باب بیشتر نیستند مطلبی در این مورد در خود دارند.
در اینجا عیسی نوبر را به ما داده و قسمت اصلی آن هنوز مانده است. این بسیار عالی است كه مسیح را در این جهان داریم و از او لذت میبریم ولی این كافی نیست. به ما حكم شده است كه در آنچه در بالاست تفكر كنیم و نه در آنچه بر زمین است.
دومین علامت مسیحی بیدار این است كه او اهل دعاست و خود را برای ملاقات با پادشاه آسمانی آماده میكند. جالب اینجاست كه همیشه بین دعا و بیداری روحانی ارتباط بسیار نزدیكی وجود دارد. هر جا در مورد بیداری روحانی صحبت شده است به دعا اشاره دارد: "بیدار باشید و دعا كنید." این حكم از زبان مسیح و رسولان بیرون آمده است. در باب ۱۳ انجیل مرقس عیسیمسیح هم این نكته را گوشزد میكند. در حقیقت دعا همیشه عامل بیداری روحانی بوده است. بدون دعای حقیقی بیداری بهوجود نمیآید. به این خاطر برای شخص بیدار دعا مهمترین جایگاه در زندگی را دارد. اگر میخواهید بدانید بیدار هستید یا نه ببینید رابطهتان با دعا، یعنی مصاحبت شما با خدا چگونه است.
همانطور كه میدانید دعا در مسیحیت یك فریضه مذهبی و یك آیین رسمی نیست. یك مراسم خشك فرمولگونه نیست. دعا برای یك فرد بیدار ارتباط و مشاركت صمیمانه و عاشقانه با خداست. دعا ملاقات محبوب و محبوبه، و دیدار یار و یاور است. دعا پیوند قلب خدا و انسان است. فرد بیدار معنی دعای مسیحی را خیلی خوب فهمیده است و از مصاحبت با خدا لذت میبرد. در دعای واقعی ارتباط دو نفره برقرار میگردد.
آنجا گفت و شنود صورت میگیرد، محبت شدن و محبت كردن هست، خالی شدن و پرشدن هست، سیراب شدن و سیراب كردن هست، دادن و گرفتن هست، سؤال و جواب در دعای مسیحی وجود دارد. صادقانه بگویم اگر كسی در دعا با خدا اینطور ارتباط برقرار نمیكند، دعا نكرده است. در مسیحیت دعا یعنی این. اگر میخواهید بدانید چقدر بیدار هستید باید بدانید چقدر مشتاق اینگونه مشاركت روحانی هستید و چقدر از حضور خدا لذت میبرید و خدا چقدر در دعا با شما صحبت میكند. فرد بیدار خدا را خوب شناخته و با او وارد چنین ارتباطی شده است.
دعا پیوند قلب خدا و انسان است. در دعای واقعی ارتباط دو نفره برقرار میگردد. آنجا گفت و شنود صورت میگیرد، محبت شدن و محبت كردن هست، خالی شدن و پرشدن هست، سیراب شدن و سیراب كردن هست، دادن و گرفتن هست.
سومین تعریف مسیح از فرد بیدار این است كه او مشغول انجام كاری است كه صاحبكار یعنی خداوند به او سپرده است. مسیحی بیدار كسی است كه مشغول كار است. او مشغول خدمت و فعالیت است، تنبلی نمیكند و از زیر كار درنمیرود. اهمال و غفلت نمیكند و خود را مسئول و جوابگو در مقابل صاحبكار یعنی خداوند میبیند. او در مقابل خدمت و كار روحانی نمیتواند بیتفاوت و دلسرد باشد و توقع داشته باشد كه دیگران امور روحانی را انجام دهند. چرا؟ برای اینكه خود را با صاحبكار روبرو میبیند.
فرد بیدار مشغول انجام كاری است كه صاحبكار یعنی خداوند به او سپرده است. او مشغول خدمت و فعالیت است و خود را مسئول و جوابگو در مقابل صاحبكار یعنی خداوند میبیند.
اتفاقاً كلماتی كه ضد بیداری روحانی است كلمات "بیتوجهی" ،"بیخبری" و "سهلانگاری" است. یك مسیحی بیدار میداند كه روزی باید روبروی خداوند خود بایستد و به او حساب پس دهد. ما چه اندازه در خدمتی كه خدا به ما سپرده است شخص مفیدی هستیم؟ چقدر مؤثریم؟ واقعاً چقدر از عمر ما بیهوده تلف میشود و آیا از فرصتی كه خدا به ما داده است حداكثر استفاده را میكنیم؟ برطبق آماری كه چند سال پیش مجلۀ تایم ارائه داده، اگر میانگین عمر انسان را ۷۰ سال حساب كنیم، ۲۳ سال از این عمر را ما در خواب هستیم. ۱۶ سال را فقط كار میكنیم. ۸ سال عمر به تماشای تلویزیون، فیلم و سینما و امثال اینها سپری میشود. ۶ سال از عمر ما صرف خوردن خواهد شد و ۷۵ تن غذا وارد جسم ما میشود. ۶ سال از عمر ما صرف ایاب و ذهاب خواهد شد. ۵ سال را به تفریحات اختصاص میدهیم. ۲ سال از عمر ما صرف لباس پوشیدن خواهد شد. این آمار میگوید كه فقط ۶ ماه برای عبادت و خدمت خدا باقی خواهد ماند. چه آمار غم انگیزی!
بیایید امروز با این آیاتی كه از انجیل خواندیم، از فرمایشات عیسی خداوند، خود را آزمایش كنیم: آیا من فرد بیداری هستم كه عیسیمسیح در اینجا میگوید؟ آیا من كسی هستم كه اگر او بیاید و مرا بخواند با سربلندی و آمادگی كامل و بدون خجالت بهسوی او بروم؟ آیا آن مسیحی بیداری هستم كه مسیح اینطور دربارۀ او صحبت میكند؟ آیا هر لحظه آماده هستم؟
ما چه اندازه در خدمتی كه خدا به ما سپرده است شخص مفیدی هستیم؟ چقدر مؤثریم؟ واقعاً چقدر از عمر ما بیهوده تلف میشود و آیا از فرصتی كه خدا به ما داده است حداكثر استفاده را میكنیم؟
آیا آن مسیحی بیداری هستم كه اینگونه معنی دعا را فهمیده است و بهوسیلۀ دعای حقیقی همیشه خود را برای ملاقات پادشاه آسمان بیدار نگاه میدارد؟ و آیا من آن مسیحی بیداری هستم كه مسئولیت و خدمتی را كه خدا به من سپرده با شادی انجام میدهم؟ پیام بیداری برای ما این معنی را دارد كه تا زمان باقی است عمر خویش را به بطالت نگذرانیم بلكه بیدار شویم و در بیداری نیز زندگی كنیم.
دعای مادر برای فرزند چه اثری دارد؟
سالها قبل مادربزرگم که در آنزمان هنوز در قید حیات بود به من گفت که حتی پیش از تولدم برای من دعا میکرده است. این امر مرا به حیرت واداشت و از او پرسیدم: "چه درخواستی از خدا برای من کردی؟" گفت: "دعا میکردم تا در ایام جوانی، عیسی مسیح را بهعنوان خداوند و نجاتدهنده خود بشناسی، و همچنین تا همسر مسیحی اختیار کنی و زندگی خود را وقف خدمت خداوند بکنی." دعای او مستجاب شد. مادربزرگم هر روز به دعای خود برای من ادامه داد تا آن که پس از مرگ به حضور پرجلال خداوند خود شتافت. اکنون زندگیم گواه آن است که وجود والدین خداشناسی که هر روز برایم دعا میکردند، برکت بزرگی را برایم به ارمغان آورد. دختر من نیز با یادآوری این حقیقت که آنها برای او و فرزندانش، حتی آنانی که حتی هنوز بهدنیا نیامده بودند دعا میکردند، در این برکت سهیم شد.
چنین تجربه گرانقدری مرا بر آن داشت تا با جدیت بیشتری به تعمق پیرامون مسئله دعا برای فرزندانمان بپردازم. هریک از ما میتوانیم صرف نظر از پیشینههای مسیحیمان، مجرایی برای نزول برکات الهی برای فرزندانمان و فرزندان فرزندانمان باشیم چنانکه تثنیه ۷:۹ میفرماید: «پس بدان که خدای تو، اوست خدا، خدای امین که عهد و رحمت خود را با آنانی که او را دوست میدارند و اوامر او را بجا میآورند تا هزار نسل نگاه میدارد.»
مسئولیت دعا کردن برای فرزندان قبل از تولد آنها آغاز میشود. در مزمور ۱۳۹:۱۳-۱۶ میخوانیم که: «بهطرز عجیب و مهیب ساخته شدهام» و ارمیا ۱:۵ به ما یادآوری میکند که، «قبل از بیرون آمدن از رحم، تو را میشناختم.» این آیات نمایانگر آنند که نقش مادران در خلق موجوداتی با ارزش که خداوند قادر به اعطای حیات جاودان به آنهاست غیرقابل انکار است. در واقع خداوند ما را به چالشی اصیل دعوت میکند، چالشی برانگیخته شده از حقایق باشکوه و شگفتانگیز. خداوند به ما فرزندان میبخشد تا از آنها همچون نهالی ظریف و شکننده با عشق، شکیبایی و مهارت، پیش و پس از تولد مراقبت کنیم.
در گزارش جدیدی که مجله تایمز در ۱۲ اکتبر سال ۲۰۰۲ تحت عنوان "از آبستنی تا بدو تولد" منتشر ساخت، نوشته شده است: "در جنین ۴۴ روزه که وزن آن کمتر از یک گیره کاغذ و طولش تنها ۱ سانت است، گوش داخلی که عامل تعادل کودک است، شروع به رشد میکند. پس از ۶ ماه جنین قادرست به اصوات خارج از رحم واکنش نشان دهد." در واقع چنین امری بیانگر تأثیرپذیری کودک نسبت به محرکهای خارجی است. بر این باورم که، کودک پس از تولد، جهانی متفاوت از دنیای ایمن و گرم رحم مادر را تجربه خواهد کرد. فرزند تازه متولد شده نیازمند آغوش گرم، نجوای ملایم و سرشار از عشق، و همچنین توجه بیدریغ مادرش به نیازهای فیزیکی اوست.
اگر کودک میتواند به صدای ما آشنا شود و نسبت به اصوات خارجی واکنش نشان دهد، پس میتوان او را حتی پیش از تولد بهطرز مثبتی تحت تأثیر قرار داد. چه شادی زایدالوصفی است که با دعا، برکات خداوند مهربان و وفادار خود را، حتی پیش از تولد، نثار چنین موجودات بیهمتا و با ارزشی کنیم.
اما گاه مادران آنچنان مشغول رفع نیازهای فیزیکی کودکان خود میگردند که نیازهای معنوی و عاطفی آنها را نادیده میگیرند. خداوند ما را از عشقی طبیعی نسبت به فرزندانمان مملو ساخته است، اما دعا برای فرزندانمان و دعای مشترک با آنها به ما این امکان را میبخشد تا عشق خود را به گونهای بامعناتر نسبت به آنها ابراز کنیم. دعای بامعنا یعنی اینکه ما با صرف وقت، تفکر و بردباری همراه با کودکانمان برای نیازهای آنها دعا کنیم. دعای متحد ما با فرزندان اعتماد آنها را نسبت به ما فزونی خواهد بخشید و به تعمیق ارتباط والدین با فرزندان خواهد انجامید. فرزندان در این دعای مشترک با والدین، قدرت دعا را برای پاسخگویی به نیازها باور خواهند کرد.
بچهها مقلدان کوچکی هستند، آنها با شبیهسازی خود با والدینشان، شخصیت خود را شکل میدهند. بچهها بسیاری از عادات رفتاری و ارزشها را بهصورتی ناخوداگاه از والدین خود میآموزند. اگر والدین نمونههای خوبی برای فرزندان خود نباشند و بهجای تشویق، دائماً در صدد انتقاد از فرزندان برآیند، در نهایت صدمات جبرانناپذیری به کودکان وارد خواهد آمد. بچهها بسرعت به تضاد بین سخنان و اعمال والدین پی میبرند.
بنابراین بسیار مهم است که دریابیم چه ارزشهایی را به فرزندانمان با اعمال خود تعلیم میدهیم؟ آیا دعا کردن در شمار یکی از آن ارزشها قرار میگیرد؟ آیا بچهها شاهد دعای ما هستند؟ در این رابطه داستان جالبی پیرامون کودکی وجود دارد که مؤکداً ابراز میداشت که والدینش هرگز استحمام نکردهاند. البته قطعاً چنین امری صحیح نبود اما چون کودک هرگز والدین خود را پس از بیرون آمدن از حمام ندیده بود، چنین تصوری را واقعی میدانست. نکته در اینجا است که، بچهها نیازمند آنانند که از همان دوران کودکی بدانند که حضور خدا ازآن آنها نیز هست. از این رو باید آنها را هر چه زودتر تشویق به دعا کرد. نوه ما که پسری ۱۸ ماهه است در ابتدا نیازمند کمک ما برای نگه داشتن دستهایش بهحالت دعا قبل از صرف غذا بود. اما اکنون خود میتواند دستهایش را بهحالتی که دوست دارد در حالت دعا نگه دارد و در پایان دعای ما با ما آمین گوید. «ای پدران فرزندان خود را با تشویق در خداوند تربیت کنید» (افسسیان ۴:۶).
آیا ما میتوانیم صادقانه از فرزندانمان بخواهیم که همانگونه که ما از مسیح پیروی میکنیم، آنها نیز از ما الگو بگیرند؟ آیا ما ایمان اصیل خود را که در کلام و عمل مشهود است، به آنها منتقل میکنیم؟
خداوند عطا کند که خانواده ما محیطی مناسب برای رشد فرزندانمان باشد. شاید از بهدنیا آوردن کودک خود در این جهان پرمخاطره و مملو از تباهی دچار ترس و اضطراب شدهاید. اما بدانید که هنوز فرصت دعا برای فرزندانتان را از دست ندادهاید. از همین امروز دعا را برای فرزندان و نوههای خود آغاز کنید. امروز آنان به دعای شما بیش از پیش نیازمندند زیرا که مطابق کلام خدا، "این روزها شریر است" و وسوسهها از هر سو به آنها هجوم خواهد آورد. خداوند این هدایای باارزش را به ما بخشیده است تا آنان را در فضای سرشار از امنیت خانواده مسیحی بزرگ کنیم. دعای ما برای کودکانمان به جلال خدا ختم خواهد شد.
کلیسای ماریا در استرالیا و طراحی مینیمالیستی+عکس
سادهگرایی یا مینیمالیسم یا
کمینهگرایی یا هنر کمینه یا هنر موجز یک مکتب هنری است که اساس آثار و
بیان خود را بر پایه سادگی بیان و روشهای ساده و خالی از پیچیدگی معمول
فلسفی و یا شبه فلسفی بنیان گذاشتهاست.

به گزارش
«محبت نیوز» معماری و طراحی این کلیسا توسط گروه معماران Sacher.Locicero
در استرالیا انجام شد. این کلیسا مانند مجسمه ای تماشایی است که از بتن
سفید ساخته شده و در طبیعت زیبای اطراف خودنمایی می کند، مخصوص برگزاری
مراسم خانوادگی است و به دلیل فرم خاصی که دارد، افراد با حضور در آن احساس
آرامش کرده و می توانند آن را به خاطر بسپارند.
به نوشته وب سایت میهن بنا، این اثر
معماری مانند لندمارکی برای این سایت زیبا و تاریخی است. مصالح به کار رفته
در این کلیسا، بتن و شیشه هستند و در طراحی بنا از هیچ تزیینی استفاده
نشده است.
حجم کلیسا حجمی خالص، معصوم و نرم است و
ارتفاع راس شیروانی آن ۷٫۷۸ متر می باشد. در هر جبهه ی ساختمان سه پنجره
قرار دارد که با شیشه های رنگی پوشانده شده اند. در روزانعکاس نور خورشید
در این شیشه های رنگی باعث زیباتر شدن حجم ساده ی کلیسا شده است. در شب نیز
انعکاس نور از داخل به بیرون بسیار زیبا و چشمگیر است.
حجم سفید کلیسا در نورها و شرایط آب و
هوایی گوناگون تغییر می کند و به سمت رنگ آبی مات گرایش پیدا می کند. طراحی
داخلی این کلیسا بی نهایت ساده است.
کف بنا با سنگ تراورتن کرم و بژ پوشانده
شده و صحن آن تنها با پله ای از بقیه ی سالن جدا شده است. بر روی دیوارهای
دو طرف صحن تو رفتگی های مستطیل شکلی مشاهده می شود که مجسمه ی Maria
Magdalena در یکی از این تو رفتگی ها قرار گرفته است.
معماری کلیسا خود را از دنیای بیرون جدا
کرده تا به آرامش و سکون برسد. به همین دلیل دارای پنجره های باریکی است و
در فضایی باز قرار گرفته تا از جمعیت دور بوده و در تعامل با طبیعت باشد.


تهدید زندانی مسیحی ابراهیم فیروزی از سوی رئیس اندرزگاه !
یکی دیگر از مخاطراتی که زندانیان عقیدتی رجاییشهر با آن دست و پنجه نرم میکنند درگیریهای خشن ساختگی است.

«محبتنیوز»-
ساعاتی پیش از آنکه مجوز مرخصی «مریم (نسیم) نقاش زرگران» نوکیش مسیحی در
زندان اوین صادر شود، «ابراهیم فیروزی» دیگر زندانی مسیحی در زندان رجایی
شهر (گوهردشت) که در حمایت از خانم نقاش زرگران دست به اعتصاب غذا زده بود
از سوی رئیس اندرزگاه تهدید شد که «اگر اعتصاب غذای خود را نشکند به
اندرزگاه ۶ زندان (بند اشرار) منتقل خواهد شد.»
گرچه پس از یازده روز اعتصاب با مرخصی استعلاجی مریم نقاش زرگران موافقت شد و به دنبال آن نوکیش مسیحی ابراهیم فیروزی
به اعتصاب غذای خود پایان داد، اما بار دیگر شاهد آن بودیم که در
زندانها برای فشار به زندانی از ابزار مخوفی به نام انتقال به بند اشرار
استفاده کردند.
“انتقال زندانیان سیاسی و عقیدتی به بند مجرمین خطرناک سابقه طولانی در زندانهای کل کشور دارد.”
انتقال «هاشم خواستار» معلم بازنشسته در
مشهد به بند مجرمان مواد مخدر و قاتلین زندان وکیلآباد، انتقال «مازیار
یزدانینیا، دانشجوی زندانی، به بند مجرمین سابقهدار زندان متی کلای بابل،
قراردادن فعال مدنی «علی خیرجو» در بند مجرمین خطرناک زندان اردبیل و
نمونههای دیگر آن در زندانهای اهواز، اصفهان و زاهدان تنها بخشی از این
روال غیر قانونی است.
اما سرآمد همه این زندانها رجاییشهر کرج
است که قراردادن زندانیان عقیدتی در کنار مجرمین خطرناک و قاتلین
سابقهدار یک سنت و اهرم فشار برای مسئولان زندان است. « کشیش سعید
عابدینی»، «کشیش فرشید فتحی» ، «علیرضا سیدیان»«رسول حردانی»، «سعید
شیرزاد» ، از جمله زندانیانی بودند که در سالهای اخیر تجربه این انتقال
شوم را در گوهردشت دارند.
همچنین طبق خبرهای منتشره «کشیش سعید
عابدینی» نیز پیش از این به دلایل نامعلومی از بند ٣۵٠ زندان اوین به زندان
رجایی شهر کرج منتقل شد و در سالن ٩ بند ٣ آن زندان که محل نگهداری
زندانیان مرتکب قتل و جرح است فرستاده شد.
اما این فقط یک روی سکه است، یکی دیگر از
مخاطراتی که زندانیان سیاسی-عقیدتی رجاییشهر با آن دست و پنجه نرم میکنند
درگیریهای خشن ساختگی است که زندانیان تحت امر با آنها ایجاد میکنند.
سعیدمدنی (استاد دانشگاه) و سعید رضوی
فقیه (روزنامهنگار) دو زندانی عقیدتی از طیف ملی-مذهبی هستند که سال گذشته
به دنبال درگیری اشرار با آنها به شدت زخمی شدند و آثار جراحت هنوز روی
صورت هر دوی آنها باقی مانده است.
گزارش یک شکنجه روحی در قرچک ورامین
خانم «س-ر» از فعالین مدنی است که چندی پیش برای کمتر از یک هفته به زندان قرچک ورامین در جنوب تهران منتقل شد و چون سلولهای زندان به علت تراکم زندانی جای خالی نداشت وی را در بند زنان به سالنی منتقل کردند که زنان مجرم سابقهدار در آن حبس بودند.
خانم «س-ر» از فعالین مدنی است که چندی پیش برای کمتر از یک هفته به زندان قرچک ورامین در جنوب تهران منتقل شد و چون سلولهای زندان به علت تراکم زندانی جای خالی نداشت وی را در بند زنان به سالنی منتقل کردند که زنان مجرم سابقهدار در آن حبس بودند.
او چنین روایت میکند: «غروب من را وارد
بند زنان کردند، بوی سیگار و عرق تن در سالن پیچیده بود، لامپهای مهتابی
روی سقف آنقدر کم نور بود که چهرهها را به حد کافی سایهدار و ترسناک کند،
صدای خندهها و لحن حرفزدنها تجسمی از روسپیخانههایی بود که در
فیلمهای ایرانی قدیمی دیده بودم، چند قدمی که وارد سالن شدم سکوت در راهرو
برقرار شد، یکی از زنان با صدایی نکره از انتهای سالن به سان لات و جاهلان
خوش آمدگویی کرد و دو سه نفری دورهام کردند. گیج و مبهوت مانده بودم که
کجا بنشینم و کجا تخت من است»
«[…] شب دوم یک ساعت مانده به خاموشی یکی
از زنان کنارم نشست و گفت امشب میخواهیم عروست کنیم! چشمانم گرد شد، شوکه
شده بودم، پرسیدم منظورتان چیست؟ […] سنت بند بود، زندانی زنی که از همه
جرمش سنگینتر بود و سابقه بیشتری داشت دخترکان جوان را که چهرهای بهتر
داشتند شبها برای هم آغوشی کنار خود میبرد، از او خواستم تنهایم گذارد،
نگاهی غضب آلود به من کرد با تهدید گفت “پشیمان خواهی شد” و رفت.»
«از خاموشی چیزی نگذشته بود که هلهلهای خفیف برپا شد، زیر چشمی انتهای سالن را نگاه کردم، دخترکی دیگر عروس آنشب بود…»
«از خاموشی چیزی نگذشته بود که هلهلهای خفیف برپا شد، زیر چشمی انتهای سالن را نگاه کردم، دخترکی دیگر عروس آنشب بود…»
۱۳۹۵ خرداد ۱۷, دوشنبه
رونمایی از رضا مارمولک کویتی !
الشرقالاوسط نوشته شاید اگر در کویت بیش از یک کلیسا وجود داشت، این دزد صلیب به دست می گرفت و با مردم به دعا خواندن مشغول می شد

«محبتنیوز»-
پلیس کویت از دستگیری فردی خبرداده که در لباس آخوندی در منابر و مساجد
موعظه و سخنرانی میکرده و به بهانه کمک به فقرا و خیرات جیب مردم را خالی
میکرده است.
پس از دستگیری این کلاهبردار که ماجرای
زندگیش بیشباهت به زندگی «رضامارمولک» (پرویز پرستویی در فیلم مارمولک)
نیست مشخص شده او سر پیروان همه فرقهها را کلاه گذاشته و به قول معروف در
شاه دزدی همه فن حریف بوده!
روزنامه الاشرقالوسط چاپ لندن در این
باره نوشته این کلاهبردار که نامش «محمود الحرباوی» است هم سر شیعان و
سنیها را کلاه گذاشته هم صوفیها را. او در مناطق مختلف کویت در حسینیه،
مسجد و اماکن مذهبی حضور پیدا می کرد و پس از سخنرانی از مردم پول جمع آوری
میکرد.
او ابتدا ادعا کرد که یک شیخ سنی است و
گاهی عمامه سیاه سیدی به سر می گذاشت در حسینیهها به بهانه ساختن امکان
شیعی مانند حسینیه وغیره از مردم پول می گرفت، بعد هم سراغ صوفیها رفته.
الشرقالاوسط نوشته شاید اگر در کویت بیش
از یک کلیسا وجود داشت، این دزد صلیب به دست می گرفت و با مردم به دعا
خواندن مشغول می شد و هر آن چه آن ها به فقرا و نیازمندان بذل و بخشش می
کردند را به غارت می برد.
محمود که قبلتر یک آرایشگر بوده با ترفند ۱۶۰ هزار دلار جمع آوری کرده است.
روزنامه کویتی «الرآی» پس از اینکه به
اداره پلیس امنیتی کویت اطلاع داده شد که چنین کسی به جمع آوری کمکهای
مالی در مساجد و حسینیه ها مشغول است، پلیس با مراجعه به مرکز صدور مجوز
برای جمع آوری کمک های خیریه دریافت که الحرباوی روحانی نیست و بدون داشتن
مجوز اقدام به کلاهبرداری کرده است.
کشف یک فرشته در بیت لحم
مسیحیان در بیت لحم که زادگاه عیسی
مسیح است، موفق به کشف تصویر یک فرشته به طول ۲.۵ متر در زیر گچ دیوار شدند
که قدمت آن به صدها سال می رسد

به
گزارش«محبت نیوز» این طرح موزاییکی در حالی کشف شد که کلیسای بیت لحم در
حال بازسازی بود و پس از یافتن اولین نشانه های این اثر هنری، گچ دیوار با
ظرافت خاصی خراشیده شد تا به این اثر باستانی که سال ها از چشم کشورها غایب
بوده است، دست یابند.
گفته شده قدمت این کلیسا که زادگاه عیسی مسیح نیز محسوب می شود، به ۱۷۰۰ سال می رسد.
شایان ذکر است؛ به علت عدم استقامت این
عمارت و سست بودن آن به خاطر قدمت بلند مدتش، گروهی از متخصصان اهل فن با
استفاده از ابزاری که تصاویر آن در شبکه های اجتماعی منتشر شد، توانستنند
این اثر ارزشمند را به صورت سالم از زیر گچ های دیوار بیرون بکشند.
پیام زندانی نوکیش مسیحی «ابراهیم فیروزی» به مسیحیان ایران
پیام زندانی نوکیش مسیحی خطاب به مسیحیان ایران: ما هستیم که باید از خواهران و برادران همکیشمان دفاع کنیم

«محبتنیوز»-
همزمان با وخامت شرایط جسمانی «نسیم نقاش زرگران» نوکیش مسیحی زندانی در
اوین، «ابراهیم فیروزی» دیگر نوکیش مسیحی زندانی در رجاییشهر کرج در پیامی
ضمن حمایت از همکیش خود که در اعتراض به ممانعت دادستانی از رسیدگی به
مراحل درمانی خود دست به اعتصاب غذا زده در پیامی از همه مسیحیان ایران
خواست تا با اتحاد در نام عیسی مسیح به طور مسالمت آمیز از حقوق خواهران و
برادران ایماندارمان به خصوص مریم ( نسیم) نقاش زرگران دفاع کنند.
او در پیامی که منابع مطلع در اختیار
«محبتنیوز» گذاشتند با اشاره به روایتی شخصی، کلیساهای ایران را باغچهای
خزانزده توصیف کرد که امید به عیسی مسیح و تکیه بر کلام خدا، نجات بخش آن
از سیطره حکومت خواهد بود.
«ابراهیم فیروزی» ۳۱ ساله در متن پیام
اش برای نسیم نقاش زرگران در حالی به لزوم داشتن امید تا رسیدن بهار تاکید
شده بود که او خود پس از پنج سال تحمل زندان به سنبل استقامت و امید مبدل
شده است.
سوابق ابراهیم فیروزیاین نوکیش مسیحی از ۲۱ دی ماه ۱۳۸۹ که برای نخستین بار در شهرستان رباط کریم بازداشت و به زندان قزلحصار کرج منتقل شد تا امروز بارها طعم سخترین شرایط ممکن را چشیده است.
ابراهیم یک بار دیگر در ۱۷ اسفند ماه ۱۳۹۱
در محل کارش بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و پس از ۵۳ روز
بازجویی و تحمل زندان با سپردن سند ملکی به ارزش ۳۰ میلیون تومان بطور موقت
آزاد شد.
- در همین زمینه: صدور حکم زندان و تبعید برای یک نوکیش مسیحی + سند
او برای سومین بار در ۲۲ تیرماه ۱۳۹۲ از
سوی دادگاه انقلاب رباط کریم با اتهاماتی چون تبلیغ علیه نظام، راهاندازی و
هدایت تشکل انحرافی تبشیر مسیحیت، ارتباط با عناصر ضد انقلاب خارج نشین و
شبکههای ضد انقلاب خارجی و راه اندازی سایت مسیحی احضار و به یک سال زندان
و دو سال تبعید به شهرستان سرباز نزدیک مرزهای شرقی ایران در استان سیستان
و بلوچستان محکوم شد.
سیام مردادماه ۱۳۹۲ او بار دیگر در کرج
دستگیر شد و این بار با اتهاماتی چون جاسوسی برای موساد (سازمان امنیتی
اسرائیل) روبه رو شد و در نهایت چند ماه پیش بار دیگر به تحمل پنج سال
زندان محکوم گردید.
- در همین زمینه: پایان محکومیت نوکیش مسیحی ، اما همچنان در زندان !
ابراهیم فیروزی در حالی از اعتصاب غذای
مریم (نسیم) نقاش زرگران حمایت کرد که خرداد ماه سال ۱۳۹۴ در اعتراض به
شرایط نگهداریاش در بند ۱۰ زندان رجایی شهر، دست به اعتصاب غذا زد.
ابراهیم بر خلاف اصل تفکیک جرائم، در بندی نگهداری میشدکه مجرمین غیر
سیاسی و بعضن خطرناک در آن نگهداری میشدند.
در همان دوران رنجنامهای را از داخل
زندان منتشر کرد که در آن علاوه بر افشای شرایط ناعادلانه در زندان گوشهای
از جفاهایی که در حق نوکیشان در جمهوری اسلامی روا میشود را افشا کرد.
- در همین زمینه: رنجنامه ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی در زندان رجایی شهر کرج
یک و سال نیم پس از انتشار این رنجنامه نیز در نامهای سرگشاده خطاب به محمدجعفر منتظری دادستان وقت کل کشور نسبت به رفتار ظالمانه با شهروندان مسیحی انتقاد کرد.
شرایط ناگوار و محدودیتهای درون زندان
شرایط امروز «ابراهیم فیروزی» در زندان رجاییشهر به شدت ناگوار است. زندانهای بلند مدت نه تنها توان جسمی او را کاهش داده بلکه پس از یک سال از صدور حکم بدوی، همچنان در زندان بلاتکلیف به سر میبرد و اینک از سادهترین حقوق خود نیز در زندان هم محروم شده است و مسئولان زندان از تحویل گرفتن کتابهای او سرباز میزنند.
شرایط امروز «ابراهیم فیروزی» در زندان رجاییشهر به شدت ناگوار است. زندانهای بلند مدت نه تنها توان جسمی او را کاهش داده بلکه پس از یک سال از صدور حکم بدوی، همچنان در زندان بلاتکلیف به سر میبرد و اینک از سادهترین حقوق خود نیز در زندان هم محروم شده است و مسئولان زندان از تحویل گرفتن کتابهای او سرباز میزنند.
طبق ماده ١۴٨ آئین نامه اجرایی سازمان
زندانها «هنگام پذیرش محکوم، دین رسمی او ثبت و جهت تقویت و تحکیم مبانی
دینی محکومان و اجرای آداب و مراسم دینی آنان با جلب کمک وزارت فرهنگ و
ارشاد اسلامی بوسیله مسئولان مربوط در زندان (در محل) تسهیلات لازم به
منظور انجام امور واجب مذهبی آنان فراهم میگردد.» اما مسئولان زندان حتی
اجازه نمیدهند کتابهای مجوزدار برای او به زندان آورده شود.
عدم رسیدگی به درخواست اعتراض
ابراهیم فیروزی فروردین ماه سال گذشته با حکم قاضی مقیسه به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد و به این حکم هم اعتراض کرد، ولی با اینکه بیشتر از یک سال گذشته هنوز تکلیف حکم قطعی و تجدیدنظرخواهی اش مشخص نیست.
ابراهیم فیروزی فروردین ماه سال گذشته با حکم قاضی مقیسه به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد و به این حکم هم اعتراض کرد، ولی با اینکه بیشتر از یک سال گذشته هنوز تکلیف حکم قطعی و تجدیدنظرخواهی اش مشخص نیست.
متن کامل پیام ابراهیم برای خواهر ایمانی خود
با تمام این محدودیتها او در پیامی خطاب به مسیحیان دزفول در رابطه با
نسیم نقاش زرگران با شرح روایتی از یک پند از او حمایت کرد. متن این پیام
به این شرح است:
«اواخر پاییز بود و من در ساعت استراحت و
ناهار در کنار باغچه شرکت محل کارم قدم میزدم یاد زمانی افتادم که همراه
یکی از مهندسان شرکت باغچه را بیل میزدیم و برای سبزیکاری آماده و درختان
میوه را هرس میکردیم. مانند کاری که خداوند برای قومش در اشعیا باب پنجم
انجام داد.
در تابستان آن سال به لطف تلاشها برای ناهار و عصرانه سبزی تازه میچیدیم و میخوردیم. زمانی هم کلیساهای ایران چنین خدماتی را به راحتی به نوکیشان ارائه میداد.
در تابستان آن سال به لطف تلاشها برای ناهار و عصرانه سبزی تازه میچیدیم و میخوردیم. زمانی هم کلیساهای ایران چنین خدماتی را به راحتی به نوکیشان ارائه میداد.
بوته گل رز هم کاشته بودیم که به باغچه
زیبایی خاص داده بود. همانگونه که زمانی خادمین دلسوز فراوانی در باغچه
مسیحیان باعث زیبایی و شادابی نوکیشان مسیحی میشدند.
نگاه به باغچه زیبا و طراوت در بهار را مدام با کلیسا مقایسه میکردم. آن باغچه سرسبز که برایش زحمات زیادی کشیده شده بود شادی و طروات گذشته را نداشت چون شرایط فصلی تغییر کرده بود.
نگاه به باغچه زیبا و طراوت در بهار را مدام با کلیسا مقایسه میکردم. آن باغچه سرسبز که برایش زحمات زیادی کشیده شده بود شادی و طروات گذشته را نداشت چون شرایط فصلی تغییر کرده بود.
یاد فصل تابستان افتادم که همکاران بعد از
ساعت کاری با وجود خستگی کار روزانه مدتی را با اشتیاق به چیدن میوههای
رسیده میگذراندند و بعد به منزل میرفتند. مانند گفتگوهایی که بعد از
جلساتی کلیسایی مرسوم است.
در آن روز خاص که نگاهم به باغچه خزان زده
بود و زیبایی گذشته را نداشت در بین بوتههای گل رُز آنهم در آن شرایط
فصلی یکی از بوته درس بزرگی به من داد. دو غنچه کوچک و یک گل نیمه باز
داشت. گویی که این بوته رز نگاهی به تقویم و زمان و یا بوتههای همجنس خود
ندارد. باغچه یکی بود، رسیدگی و شرایط محیطی هم یکسان بود، اما این بوته که
برای غنچه آوری و شکوفاشدن آفریده شده بود به رشد خود ادامه میداد.
با دیدن این صحنه مدتی را برای نگاه کردن
به این بوته پای باغچه ایستادم و حکمت شکوفایی این گلها را با کلام خدا
مقایسه کنم و میخواهم پندی را که از این اتفاق بگویم برای زندگی همه آنان
که ایماندار به خداوند عیسی هستند و احساس میکنند به عنوان یک مسیحی در
پاییز به سر میبرند در میان گذارم.
هر یک از ما مسیحیان را خداوند طبق حکمت
خویش از نو برای هدفی خاص مولود کرده است. من که خودم در زندان حکومتی هستم
باید خیلیها فکر کنند باغچه زندگیم حال و هوای پاییزی دارد اما آن بوته
کوچک درس بزرگ را از کلام خدا به من یاد داد که شبیه این جهان نشوید یعنی
چه؟
باغچه ما مسیحیان نوکیش که همان کلیساست
امکان دارد اکنون به ظاهر در فصل پاییز باشد، اما همه می دانیم با کمی صبر
خزان میگذرد و فصل بهار میرسد. بوته گل رز ماموریت شکوفهدهی دارد،
خداوند به هر یک از مسیحیان نیز ماموریتی داده است و آن آوردن ثمرات
روحالقدس است.
بوته شکوفا بدون توجه به بوتههای رز دیگر
که همگی خشک شده بودند به غنچه آوری ادامه میداد، ما نیز از طریق دعا و
مطالعه کتاب مقدس و داشتن مشارکت حتی در کنار یک ایماندار میتوانیم ابتدا
هدفی که خداوند برای آن تولد تازه را به ما بخشیده است یافته و با ثمر دهی
و آوردن غنچه در فصل خزان سرسبزی و طراوات را به باغچه ما یعنی کلیساهای
ایران بازگردانیم.
دعای من برای همه کسانی که در خداوند عیسی
مسیح هستند و به مفهوم این پیام پی بردند این است که «سپاس بر خدا،
پدرخداوند ما عیسی مسیح که پدر رحمتها و خدای بخشنده همه دلگرمیهاست که
به ما در همه سختیهایمان دلگرمی میبخشد تا ما بتوانیم از آن دلگرمی،
دیگران را که از سختیها میگذرند دلگرم سازیم. زیرا همانگونه از رنجهای
مسیح به فراوانی نصیب میابیم به همان میزان به واسطه مسیح از دلگرمی فراوان
لبریز میشویم. (دوم قرنتیان باب یک آیات سه تا پنج)
دوستان عزیز!
خواهرمان مریم (نسیم) در زندان اوین در شرایطی سخت قراردارد و لازم است که اگر همه ما در خون مسیح متحد هستیم اعتراض مسالمت آمیزمان را برای رسیدگی پزشکی که حداقل حقوق یک زندانی است را برای ایشان به جا بیاوریم. هر کدام از ما میتوانیم مانند همان غنچه عمل کنیم، نباید منتظر باشیم و بگوییم دیگران چرا حرفی نمیزنند و عمل نمیکنند. این من و شما هستیم که در خون مسیح متحد شدیم که باید از خواهران و برادرانمان دفاع کنیم، به خصوص خواهرمان نسیم که به برای رسیدگی به مسائل پزشکی و درمانی خود دست به اعتصاب غذا زده است.»
خواهرمان مریم (نسیم) در زندان اوین در شرایطی سخت قراردارد و لازم است که اگر همه ما در خون مسیح متحد هستیم اعتراض مسالمت آمیزمان را برای رسیدگی پزشکی که حداقل حقوق یک زندانی است را برای ایشان به جا بیاوریم. هر کدام از ما میتوانیم مانند همان غنچه عمل کنیم، نباید منتظر باشیم و بگوییم دیگران چرا حرفی نمیزنند و عمل نمیکنند. این من و شما هستیم که در خون مسیح متحد شدیم که باید از خواهران و برادرانمان دفاع کنیم، به خصوص خواهرمان نسیم که به برای رسیدگی به مسائل پزشکی و درمانی خود دست به اعتصاب غذا زده است.»
اشتراک در:
پستها (Atom)







