۱۳۹۳ مهر ۲۶, شنبه

آیا معجزه امکان پذیر است؟ چرا بت پرستان نیز معجزاتی انجام می دهند؟


معجزه کلمه ای است که امروز به شکلی غیر مسئولانه به کار می رود. مثلا اگر دانشجویی هراسان و بدون آمادگی کافی در امتحانش موفق شود، می گوید:»معجزه بود!» یا اگر خودرویی کهنه با موفقیت از یک شهر به شهری دیگری برسد، می گوییم که «این معجزه بود!».
ما از این کلمه برای توصیف هر چیزی استفاده می کنیم که غیر عادی و غیر منتظره است. منظورمان ضرورتا این نیست که دست خدا در کار بوده است. اما معجزاتی که کتاب مقدس ذکر کرده، اعمال الهی هستند. به عبارت دیگر، کاربرد آن در کتاب مقدس بر مداخله خدا دلالت دارد که جریان عادی امور را تغییر می دهد یا متوقف می سازد.
سئوالات مربوط به قابل باور بودن معجزات، ناشی از تصوری است که درباره خدا داریم. اگر به وجود خدا و خصوصیات او اعتقاد داشته باشیم، باور معجزات مشکل نخواهد بود. اگر به وجود خدا باور نداشته باشیم، تصور معجزات اگر غیر ممکن نگردد، بسیار دشوار خواهد شد. مثلا وقتی درباره الوهیت مسیح با کسی صحبت می کنید، برای او مشکل است که خدا بتواند انسان شود. اما از آن جا که خدا قادر مطلق است، می تواند انسان شود. او در مسیح بر روی زمین آمد. خدا فراتر از قوانین طبیعی است، طبیعتی که خودش خلق کرد.
مخالفان معجزه ادعا دارند که در روزگار باستان، مردم بیش از حد نادان، زودباور و خرافاتی بودند، در نتیجه بسیاری از امور را معجزه می پنداشتند که اکنون می دانیم به هیچ وجه معجزه نبودند، بلکه صرفا پدیده هایی بودند که آن ها درک نمی کردند.
اما در مورد آن مرد نابینا، نگرشی واقع بینانه در مورد وضعیتش وجود داشت. مردم مشاهده می کردند که نابینایی مادرزاد، بینایی خود را باز یافت. شاهدان، کودن نبودند. معجزات عیسی در ملاء عام انجام می شد. آن ها در خفا و در حضور یک یا دو نفر صورت نمی گرفت. همه فرصت ها فراهم بود تا بلافاصله در مورد معجزات تحقیق شود. بسیار جالب است که دشمنان عیسی در همان زمان، واقعیت معجزاتی را که او انجام می داد، هرگز انکار نمی کردند (لطفا به تلمود یهودیان مراجعه شود). آن ها این معجزات را به قدرت شیطان نسبت می دادند. معجزات عیسی در حضور بی ایمانان نیز صورت می گرفت.
عده ای نیز این سئوال را مطرح می کنند که ماجرای معجزات را باید بی اعتبار به شمار آورد، زیرا آن ها را شاگردان مسیح برای تبلیغ مسیحیت بیان کرده اند و به همین دلیل واقعی نیستند. پاسخ این است که این واقعیت که آن ها شاگردان مسیح بودند، ربطی به موضوع ندارد. سئوال این است که آیا آن ها حقیقت را گفته اند یا نه. شهادت شاهدان عینی بهترین چیزی است که می توان داشت و اکثر شاگردان به خاطر صدق گفتارشان، محکوم به مرگ شدند.
بعضی نیز می گویند:»اگر معجزه ببینم، شاید ایمان بیاورم». عیسی به این سئوال پاسخ داد. او ماجرای ثروتمندی را تعریف کرد که در عذاب جهنم به سر می برد. وقتی چشمانش را گشود، از ابراهیم درخواست کرد که کسی را نزد پنج برادرش بفرستد، مبادا آن ها نیز به آن مکان هولناک بروند. ابراهیم پاسخ داد که برادرانش کتاب مقدس را دارند. اما مرد ثروتمند اعتراض کنان گفت که اگر کسی زنده شود و نزد آن ها برود، تحت تاثیر این معجزه قرار خواهند گرفت و سبک کنونی زندگی شان را تغییر داده، به راه خدا خواهند آمد. پاسخی که به او داده شد، امروز نیز به اندازه آن زمان معتبر است:»اگر به موسی و انبیا گوش نسپارند، حتی اگر کسی از مردگان زنده شود، مجاب نخواهند شد.» (لوقا فصل شانزدهم آیه سی و یکم). امروز نیز به همین گونه است.
ممکن است بعضی این نکته را مطرح کنند که بت پرستان نیز معجزه می کنند. باید در نظر داشت که شیطان نیز می تواند معجزه نماید. مثلا در کتاب پیدایش می خوانیم که شیطان از طریق مار سخن گفت و حوا را فریب داد و یا در مکاشفه فصل سیزدهم درباره معجزات شیطان در دوران حکومت شیطان بر زمین، اشاره ای شده است. در سرتاسر کتاب مقدس می بینیم که معجزات برای اثبات قدرت، محبت و اقتدار خدا انجام می گیرد. اما در فصل سیزدهم مکاشفه و هم چنین فصل سوم کتاب پیدایش، معجزات تقلبی می بینیم که برای فریب مردم صورت می گیرد. این ما را به یاد جادوگران فرعون می اندازد که دربار مصر، معجزه موسی را تکرار کردند. علامات و معجزات واقعی ما را به سوی عیسی مسیح رهنمون می سازد، اما معجزات به تنهایی می تواند گمراه کننده باشد. مثلا شیطان معجزه می کند تا به مردم دستور دهد که آن مجسمه را بپرستند که این کار نقض صریح ده فرمان است (خروج فصل بیستم آیات چهارم تا ششم). هر چقدر معجزات قانع کننده به نظر برسند. هر تعلیمی که با کلام خدا مغایر باشد، جعلی است. قدرت و معجزات شیطان در دوران آخر زمان، مردم را مسحور خود خواهد کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر