۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه

قبل از صلیب

شریک غمهای مسیح شدن

نوشتۀ: ح.گ

در نامۀ پولس رسول به ایمانداران شهر کولسی جمله‏ایی را میخوانیم که به مدت هزاران سال برای کلیسای مسیح هنوز سوال و شک ایجاد کرده است. بسیاری در خصوص ماهیت این جمله شک کرده و آن را به گونه‏ایی تفسیر میکنند که شنوندگان خود را در حیرت وامیدارند! اما آنچه که این جملۀ پولس قصد دارد به ما بگوید را نمیتوان کاملا منفک و جدا از باور و دیدگاه کلی پولس رسول به عیسای مسیح و کار شگفت انگیز او در تولد و مرگ و قیام او دید. جدای چنین برداشتی از سخن پولس رسول، نظر و برداشت ما از این ایه کاملا در خطا میباشد. به هر حال، در این جملۀ پولس رسول به کلیسای کولسیان میخوانیم:" الان از زحمتهای خود در راه شما شادی میکنم و نقصهای زحمات مسیح را در بدن خود به کمال میرسانم برای بدن او که کلیسا است."( کولسیان 1: 24) . خیلی‏ها به نادرستی اینگونه برداشت کرده‏اند که پولس در اینجا گویی میگوید زحمات و درد مسیح برای کفاره و پاک کردن گناهان ما کافی نبود پس من با " بدن خود به کمال میرسانم." این زمانی میتوانست درست باشد که ما سخن دیگری از پولس در خصوص برداشت کلی او با کار صلیب مسیح نمیدانستیم. او در تمامی نامه‏های خود به این اشاره میکند که زحمت کشیدن در راه صلیب نه بخشی از کامل کردن رنج مسیح بلکه بخشی از راه در پی مسیح رفتن است. او در نامۀ خود به کلیسای غلاطیه مینویسد:" زیرا که من در بدن خود داغهای خداوند عیسی را دارم."( غلاطیان 6: 17) بعد ممکن است از خودتان بپرسید یعنی چه که من در بدن خود داغهای خداوند عیسی را دارم؟ در نامۀ خود به ایمانداران قرنتس میگوید:" بلکه در هر امری خود را ثابت میکنیم که خدام خدا هستیم؛ در صبر بسیار در زحمات در حاجات در تنگیها؛ در تازیانه‏ها در زندانها در فتنه‏ها در محنتها در گرسنگی‏ها."( دوم قرنتیان 6: 4- 5 ) در نامۀ خود به ایمانداران روم هم ارث شدن با جلال مسیح را منوط بر هم رنج شدن با مسیح میداند: " و هر گاه فرزندانیم وارثان هم هستیم یعنی ورثۀ خدا و هم ارث با مسیح اگر شریک مصیبتهای او هستیم."( رومیان 8: 17) در دوم قرنتیان درد و رنج صلیب را در توازن با تسلی و ارامش خود میداند. میخوانیم:" زیرا به اندازه‏‎ایی که دردهای مسیح در ما زیاد شود به همین قسم تسلی ما نیز بوسیلۀ مسیح میافزاید."( دوم قرنتیان 1: 5). در همین رساله کمی جلوتر میخوانیم که نه تنها درد و جفاها و داغ مسیح در پولس بود، بلکه او روزانه مسیح مصلوب را در خود حمل میکرد؛ زیرا پولس این را حیات مطلق میدانست:" پیوسته قتل عیسی خداوند را در جسد خود حمل میکنیم تا حیات عیسی هم در بدن ما ظاهر شود." ( دوم قرنتیان 4: 10) وقتی در رسالۀ رومیان قصد داشت تا از محبت ازلی یهوه در مسیح با ما سخن بگوید اینگونه نوشت که در تمام شرایط و در هر موقعیتی محبت مسیح از ما جدا نمیشود؛ سپس از مزمور یاد کرده و میگوید:" بخاطر تو تمام روز کشته و مثل گوسفندان ذبحی شمرده میشویم."( رومیان 8: 36).
وقتی این سخنان پولس رسول را با زندگی این رسول از زمان ایمان آوردن او به عیسای مسیح در جاده‏ایی به سوی دمشق تا زمانی که سر او از بدنش در روم جدا شد کنار هم میگذاریم، تازه درک میکنیم که پولس رسول در تمام طول ایمان مسیحی خود شهیدوار زندگی کرد. یعنی آنچه که عیسای مسیح از پیروان خود خواست. او فرمود:" اگر کسی بخواهد مرا پیروی کند میباید نفس خود را انکار نموده صلیب خود را هر روزه بر دارد و مرا متابعت کند."( لوقا 9: 23) سه جمله در این فرمایش بسیار برجسته است: اول:" اگر کسی بخواهد مرا پیروی کند." میخواهی مسیح را دنبال کنی؟ میخواهی مسیحی شوی؟ پس باید: شرط دوم:" نفس خود را انکار نموده." تمام خودت و امیال خودت و خواسته‏های خودت را ترک کنی. خودت را ترک کنی. سپس شرط سوم مطرح میشود:" صلیب خود را هر روزه بردارد." صلیب نشانۀ خفت و خواری کشیدن برای مسیح است. برای نام مسیح، نه برای گناهان و تنبیهات اعمال شرورانۀ خودمان. بلکه برای انجیل مسیح. آن هم نه فقط در روزی که تعمید میگیرید و احساس خوبی دارید. نه فردا. نه پس فردا. نه یکماه و نه یکسال. هر روزه. هر روزه تا کی؟ مسلما تا پایان عمر زمینی خودتان. خوب دقت کنید: عبارت " پیروی " در اول جمله با عبارت " متابعت " در آخر جمله کاملا در ارتباط هم هستند. پیروی ما از مسیح باید متابعت کردن از مسیح باشد. سپس در میان این دو فعل یعنی پیروی کردن و متابعت کردن، ما این فرمان را داریم:" میباید نفس خود را انکار نموده صلیب خود را هر روزه بر دارد." اکنون منظور پولس را در نامۀ کولسیان باید درک کنیم وقتی او میگوید:" الان از زحمتهای خود در راه شما شادی میکنم و نقصهای زحمات مسیح را در بدن خود به کمال میرسانم برای بدن او که کلیسا است." در واقع آنچه که پولس در این جمله میگوید، پیروی کردن از فرمان مسیح برای رنج کشیدن برای انجیل مسیح است زیرا او پولس قصد دارد تا از مسیح متابعت نماید.
خیلی از فرقه‏های مسیحی دوست دارند برای شنوندگان تازه ایمان خود برای جذب آنان به پیغام خود یا دیگر نیات و افکار خود، تنها ثمرات جلال مسیح را بشارت دهند، برکات، پیروزی، شفا، ثروت، کامیابی در وعده‏های مسیح. این دوستان خیلی تمایل دارند خیلی زود لیوان شیر خنک و عسل شیرین سرزمین موعود را به دهان شنوندگان خود بریزند، اما از تلاطم رود اردن و فتح اریحا سخنی نگویند! ما نمیتوانیم در شادی صلیب بعنوان کفارۀ گناهان و نجات خود مست شویم، اما رنج صلیب را نادیده بگیریم. نمیتوانیم مسیح مصلوب را بپرستیم، اما مسیح باغ جتسیمانی برای ما غریبه باشد. از تاج بر سر گذاشتن و در جلال بودن سخن بگوییم اما از حوله به کمر زدن و برای انجیل مسیح خفت کشیدن سخنی نگوییم.
 اما نکته بسیار حائز اهمیت اینجاست. این رنج و درد مسیح برای رهایی و رستگاری ما فقط از یک جمعه در ساعت نه صبح آغاز نشد که فقط تا ساعت سه بعد از ظهر طول بکشد. اگر الوهیت مسیح را پیش از آفرینش بدانیم که میدانیم، زیرا که او بود قبل از اینکه بودنی باشد، پس رنج و درد مسیح را برای رهایی ما را نیز نباید جدا از زمان الوهیت او بدانیم. مسیح با هابیل رنج کشید. مسیح با ابراهیم از کوه موریا بالا رفت و رنج کشید و مسیح با موسی بود وقتی موسی:" ذلیل بودن با قوم خدا را پسندیده‏تر داشت از آنکه لذت اندک زمان گناه را ببرد. و عار مسیح را دولتی بزرگتر از خزائن مصر پنداشت. زیرا که بسوی مجازات نظر میداشت."( عبرانیان 11: 25- 26). و نمونه‏های بارز دیگر در طول کتابمقدس که گواه بر این حضور رنج و درد مسیح برای انسان میباشد وجود دارد. پس میبینیم که مسیح در موسی و موسی در مسیح با هم در رنج رهایی قوم اسرائیل شریک بودند. زیرا تنها دلیل موجودیت مسیح، در صلیب مسیح نهفته است و به جز مرگ و قیام مسیح، عیسایی بنام مسیح یک افسانه و دروغ بیشتر نیست. و هر جا صلیب هست، درد و جفا و مصیبت آن نیز هست. از اینرو عیسای مسیح برای رهایی ما قبل از خلق شدن ما رنج کشید، برای ما در اضطراب و تشویق فرو رفت تا باغ جتسیمانی تا بر روی صلیب. تمام سه سال خدمت او، زمانی که جسم گرفت و به میان ما آمد، ذره ذره گواه بر این رنج و درد مسیح میباشد، طرد شدن از جانب خانوادۀ خود. طرد شدن از مردم شهر خود. توهین‏ها و افتراهای زده شده به او. کم ایمانی شاگردان او. یوحنا چه زیبا این درد و رنج مسیح را در یک جمله برای ما میشکافد:" به نزد خاصان خود آمد و خاصانش او را نپذیرفتند."( یوحنا 1: 11) لوقا چه زیبا دل بغض گرفته و سنگین مسیح را در آخرین نگاه او به شهر اورشلیم قبل از اینکه برای آخرین بار وارد آن شود برای ما ثبت کرده است:" و چون نزدیک شده شهر را نظاره کرد بر آن گریان گشته"( لوقا 19: 41) و سنگین‏تر از هر چیز دیگری که بر جان و روح و جسم مسیح در این سی و سه سال سنگینی میکرد، بار گناهان انسان و لعنت و غضبی که از آن ما بود اما خدا آن را بر او ریخت.
پس اگر همین امروز در مصیبتی برای انجیل مسیح یا ایمان مسیحی خودت هستی، اگر راه دیگری نیست که پیاله از تو دور شود، اگر راه دیگری نیست که این خار از بدن تو جدا شود، بیاد مصیبتهای مسیح بیافت و در آن با قوت روح بمان، پیاله را تا به آخر بنوش و خار را تحمل کن  تا زمان رهایی فیض عظیم از راه برسد، زیرا میدانیم که ورای صلیب درد، صبح ظفرمند رستاخیز نهفته است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر