۱۳۹۳ آذر ۹, یکشنبه




خداوند از تو چه چیز را می‌طلبد؟

«خداوند از تو چه چیز را می‌طلبد؟» این سؤال در میکا ۶:‏۸ پیدا می‌شود. در این مقاله می‌خواهیم به این سؤال پاسخ دهیم‌. خداوند از ما چه می‌خواهد؟ از ما چه انتظاراتی دارد؟ طالب چه خصوصیات روحانی می‌باشد؟ برای اینکه بتوانیم به این سؤال جواب بدهیم‌، به عهدعتیق و به مسأله قربانی‌ها مراجعه کنیم‌.
می‌دانیم که در آن زمان بنی اسرائیل قربانی می‌گذرانید و خود خدا قربانی را مقرر فرمود. برای اینکه راه به حضور خدا باز بشود، ریختن خون قربانی لازم بود. قربانی نشانه‌ای از توبه‌، ایمان‌، سپاسگزاری و پرستش در قلبهای پرستندگان بود. پس این مراسم مستلزم حالت و قلبی روحانی بود؛ یعنی برای مؤثر واقع شدن قربانی، لازم بود که قلب پرستنده راست می‌بود. قربانی قرار بود تجلی ظاهری از قلبی راست در حضور خدا باشد. اما متأسفانه بنی‌اسرائیل با اینکه قربانی می‌کردند، آن حالت روحانی و درونی را نداشتند؛ در زمان مسیح نیز همینطور بود. به همین دلیل مسیح فریسیان را محکوم می‌کرد. ظاهراً همه چیز درست به نظر می‌رسید چون روزه می‌گرفتند، دعا می‌کردند و ... اما با قلبهای ناپاک. بنابراین در حضور «خدایی که عارف دل‌های ماست‌» (لوقا ۱۶:‏۱۵) وضع و حالت قلبهای ما خیلی مهم است‌.
بنابراین در عهد عتیق با آیات مختلفی برخورد می‌کنیم که در آنها خدا می‌فرماید که بعلت نبودنِ روحانیتِ واقعی‌، دیگر قربانی نمی‌خواهد. در همین آیات خودش توضیح می‌دهد که بجای قربانی از ایمانداران چه می‌خواهد. پس ما الان می‌خواهیم همین آیات را بررسی کنیم و ببینیم خداوند از ما چه چیز را می‌طلبد. از طریق این آیات ما حداقل ۵ خصوصیت روحانی مشاهده می‌کنیم‌.

۱- معرفت خدا

«زیرا که رحمت را پسند کردم و نه قربانی را و معرفت خدا را بیشتر از قربانی‌های سوختنی» (هوشع ۶:‏۶). خصوصیت اول این است که محبت و رحمت داشته باشیم و خدا را بشناسیم‌. «من از شما محبت می‌خواهم نه قربانی‌. من از هدایای شما خشنود نیستم بلکه خواهان آنم که مرا بشناسید» (ترجمه تفسیری‌). خدا را شکر که چون خدا به‌طرق مختلف مثلاً خلقت‌، تاریخ‌، کلام خدا و بالاخره از طریق پسر خود عیسی مسیح (عبرانیان ۱:‏۱-۲، یوحنا ۱:‏۱۸) خودش را شناسانیده است‌، ما می‌توانیم او را بشناسیم‌. وقتی که مسیح روی زمین بود، مردم را دعوت می‌کرد که همراهش باشند. بنابراین توانستند او را بشناسند و بوسیلۀ شناختن او می‌توانستند پدرش را بشناسند. خداوند ما عیسی مسیح جسماً دیگر با ما نیست ولی روحاً با ماست و هیچ فرقی نمی‌کند. هنوز می‌توانیم او را بیابیم و بوسیلۀ مصاحبت با او می‌توانیم خدای پدر را بشناسیم‌.
خوانندگان عزیز، این شناخت از همه چیز مهم‌تر است چون خدا می‌فرماید که حکیم نباید از حکمت خود فخر بکند، یا شخص نیرومند از قوت خود یا ثروتمند از ثروت خود، «بلکه هر که می‌خواهد افتخار بکند به این افتخار بکند که مرا می‌شناسد» (ارمیا ۹:‏۲۳ و ۲۴). بوسیلۀ ایمان به مسیح زنده آن ارتباط بین خدا و ما برقرار می‌شود ولی ما باید از طریق خواندن کلام خدا و دعا، در حضور خدا بسر ببریم‌، همیشه با او راز و نیاز کنیم و به‌قول پولس «در معرفت خدا رشد و نمو بکنیم» (کولسیان ۱:‏۱۰). آیا در معرفت خدا رشد کرده‌اید؟ آیا نسبت به سال گذشته بیشتر او را می‌شناسید؟ ما مثل خنوخ‌، باید هر روز با او راه برویم و با او مشارکت داشته باشیم چون خداوند از ما همین را می‌خواهد.

۲- فروتنی‌

«زیرا قربانی را دوست نداشتی واِلا می‌دادم‌. قربانی سوختنی را پسند نکردی‌. قربانی‌های خدا روح شکسته است‌. خدایا دل شکسته و کوبیده را خوار نخواهی شمرد» (مزمور ۵۱:‏۱۶ و ۱۷). خصوصیت دوم به فروتنی مربوط است‌. جواب سؤال اصلی ما از میکا ۶:‏۸ همان را می‌گوید «خداوند از تو چه چیز را می‌طلبد غیر از اینکه ... در حضور خدای خویش با فروتنی سلوک نمایی». ما می‌دانیم که خدا، خدای متعال‌، در عالم بالا ساکن است‌. ولی طبق کلام خدا دیگر در کجا ساکن است‌؟ «خدای متعال و مقدس که تا ابد زنده است‌، چنین می‌گوید:‌ "من در مکانهای بلند و مقدس ساکنم و نیز در وجود کسی که روحی متواضع و توبه‌کار دارد"» (اشعیا ۵۷:‏۱۹).
ما هم می‌دانیم که در رابطه با همین موضوع مسیح الگوی ماست و به‌قول پولس «طرز تفکر شما درباره زندگی باید مانند طرز تفکر مسیح عیسی باشد». «هیچ عملی را از روی چشم‌همچشمی و خودخواهی انجام ندهید، بلکه با فروتنی‌، دیگران را از خود بهتر بدانید. به نفع دیگران فکر کنید و تنها در فکر خود نباشید» (فیلیپیان ۲:‏۳-۵).

۳- سپاسگزاری

«با سرود نام خدا را ستایش خواهم نمود و با دعای شکرگزاری عظمت او را خواهم ستود. خداوند چنین پرستش را بیش از قربانی حیوانات می‌پسندد» (مزمور ۶۹:‏۳۰ و ۳۱). سپاسگزاری و ستایش نقش مهمی در زندگی ایمانداران دارد. قربانی ما برای خداوند همین است‌. «پیوسته خدا را بوسیلۀ عیسی حمد گوییم و با صداهای خود نام او را تمجید نماییم - این است قربانی ما به درگاه خدا» (عبرانیان ۱۳:‏۱۵). بنابراین «برای هر چه که پیش بیاید خدا را شکر کنید زیرا خدا در عیسی مسیح از شما همین انتظار را دارد» (اول تسالونیکیان ۵:‏۱۸).

۴- اطاعت‌

مطابق ماجرایی که در اول سموئیل ۱۵ ذکر شده‌، شائول پادشاه یاد گرفت که اطاعت از فرمان خداوند مهم‌تر از قربانی‌هاست‌. در پایان‌، سموئیل به شائول می‌فرماید «...آیا خداوند به قربانی‌ها خشنود است یا به اطاعت از کلامش‌؟ اطاعت بهتر از قربانی است‌. اگر او را اطاعت می‌کردی خشنودتر می‌شد تا اینکه برایش گوسفندانِ فربه قربانی کنی» (آیه ۲۲). آیا کلام خدا را اطاعت می‌کنیم‌؟ مسیح می‌فرماید:‌ «اگر مرا دوست دارید دستورهای مرا اطاعت خواهید کرد» (یوحنا ۱۴:‏۱۵)؛ و این حالت نشان می‌دهد که ما اعضای خانوادۀ مسیح هستیم‌. «مادر من و برادران من آنانی هستند که کلام خدا را می‌شنوند و آن را بجا می‌آورند» (لوقا ۸:‏۲۱).

۵- تعهد کامل‌

خداوند در تورات می‌فرماید:‌ «پس الان ای اسرائیل‌، یهوه خدایت از تو چه می‌خواهد، جز اینکه از یهوه خدایت بترسی و در همۀ طریق‌هایش سلوک نمایی‌، و او را دوست بداری و یهوه خدای خود را به تمامی دل و به تمامی جان خود عبادت نمایی‌» (تثنیه ۱۰:‏۱۲ و ۱۳). پس خداوند از ما چه می‌خواهد؟ یک تعهد کامل که مستلزم اعتماد، ایمان و توکل به خداست‌. این تسلیم کامل از قربانی‌ها بالاتر است‌. خودمان را به عنوان قربانی زنده در اختیار خدا بگذاریم‌. اینجاست که به موضوع قلب انسان که در قسمت اول این مقاله مطرح شد، برمی‌گردیم. «به تمامی دل خود بر خداوند توکل نما و بر عقل خود تکیه مکن‌. در همۀ راه‌های خود او را بشناس و او طریقهایت را راست خواهد گردانید» (امثال ۳:‏۵ و ۶). «زیرا خداوند به تمام جهان چشم دوخته است تا کسانی را که از دل و جان به او وفادارند بیابد و به آنان قوت ببخشد» (دوم تواریخ ۶:‏۹).
بعد از رد شدن شائول‌، سموئیل تحت هدایت خدا داود را با آن دل پاکش برمی‌گزیند. کلام خدا می‌فرماید:‌ «کیست که به مکان قدس خداوند ساکن شود؟ او که پاک دست و صاف دل باشد - او که بی‌عیب سالک باشد و عدالت را بجا آورد و در دل خویش راستگو باشد» (مزمور ۲۴:‏۳).
پس در نتیجه‌، به‌گفتۀ پولس «ما می‌خواهیم خدایی را خشنود کنیم که دلهای ما را پیوسته می‌آزماید» (اول تسالونیکیان ۲:‏۴). بیایید بوسیلۀ روح‌القدس که در ما کار می‌کند، این خصائص روحانی را بپرورانیم‌. خداوند از ما همین را می‌خواهد.

مسیحیت و مسئلۀ همجنس‌گرایی

تام هاکسلی

در سی سال گذشته‌، جامعۀ غرب برای همجنس‌گرایی جایگاهی قانونی فراهم کرده است‌. تا سال ۱۹۶۷، به‌موجب قانون تجاوزات جنسی در انگلستان‌، افراد بزرگسالی که در حین ارتکاب اعمال همجنس‌گرایانه دستگیر می‌شدند، به‌مجازات می‌رسیدند؛ بعد از ۱۹۶۷، همجنس‌گرایی قانونی اعلام شد، و از آن زمان به‌بعد سن مجاز برای این عمل به ۱۸ سال تقلیل یافت و فشارهایی در جریان است تا این حد به ۱۶ سالگی کاهش یابد. در اکثر کشورهای غربی‌، همجنس‌گرایی امری قانونی است و جامعه آن را به‌عنوان یک واقعیت موجود (دو فاکتو) پذیرفته است‌. در بسیاری از کشورهای غربی‌، در خلال برنامه‌های تلویزیونی برنامه‌ها و فیلمهای پخش می‌شود که در آن‌، همجنس‌گرایی‌، چه بین زنان و چه بین مردان‌، امری عادی نمایش داده می‌شود. قبح مسأله دیگر از بین رفته است‌.
در این میان‌، موضع کلیسا در قبال همجنس‌گرایی چه بوده است‌؟ باید اذعان داشت که کلیسا من‌حیث‌المجموع‌، موضعی بسیار ضعیف و منفعل در قبال این مسأله اتخاذ کرده است‌. برای بسیاری از مسیحیان معتقد و تولد تازه یافته‌، جای سؤال است که چرا کلیساها رسماً همجنس‌گرایی را محکوم نمی‌کنند و بر دولت‌های خود فشار وارد نمی‌آورند تا چنین عملی غیرقانونی اعلام شود. مثلاً در انگلستان‌، کلیسای انگلیکن به‌جای محکوم کردن این امر، در این زمینه بحث می‌کند که همجنس‌گرایی را تا چه حد باید در کلیسا پذیرفت‌. موضع رسمی کلیسای انگلیکن در حال حاضر اینست که مسیحیان عادی می‌توانند همجنس‌گرا باشند، اما نه کشیشان‌. با اینحال‌، اسقف اعظم پیشین کانتربوری علناً اظهار داشت که افراد همجنس‌گرا را به مقامات روحانی دستگذاری کرده است‌. بعضی از کلیساهای متودیست انگلستان نیز در میان شبانان خود، افراد همجنس‌گرا را دارند. در آمریکا نیز وضع از این بهتر نیست‌.
نخستین سؤالی که برای هر مسیحی معتقد پیش می‌آید، اینست که کتاب‌مقدس در این مورد چه می‌گوید. در این خصوص‌، بدون هیچگونه تردیدی می‌توان گفت که کتاب‌مقدس در تمامیت خود، چه در عهدعتیق و چه در عهدجدید، همجنس‌گرایی را بدون هیچ اغماضی گناه شمرده است‌. در این زمینه‌، آیات آنقدر زیاد است که نیازی به ذکر آنها دیده نمی‌شود.
اما مدافعین همجنس‌گرایی‌، چه در میان غیرایمانداران و چه در میان مؤمنین‌، چه دلایلی برای دفاع و تأئید این مسأله دارند؟ باید گفت که دلایل آنها چندان قوی و قانع‌کننده نیست‌. عمدتاً می‌گویند که این امری است طبیعی‌! عده‌ای دیگر می‌گویند که این مسأله‌ای شخصی میان دو نفر و هیچ کس حق ندارد در امور شخصی دیگران دخالت کند.
اگر بخواهیم مسأله همجنس‌گرایی را دقیق‌تر بررسی کنیم‌، باید ریشه‌ها و علل مختلفی برای آن ارائه داد. عده‌ای از همجنس‌گرایان که تعدادشان بسیار کم است‌، بنا به علل فیزیولوژیک چنین هستند. این عده به‌خاطر یک اشکال فیزیکی از بدو تولد، دچار دو جنسی هستند. این عده با عمل جراحی می‌توانند به جنسیتی که بیشتر به آن تعلق دارند، در بیایند.
اما اشکال عمده نزد کسانی است که نه به‌خاطر اشکالات فیزیولوژیک‌، بلکه بنا به علل دیگر همجنس‌گرا هستند. این علل عمدتاً تربیتی و روان‌شناختی هستند. به‌طور خلاصه‌، پسرهایی که در محیطی پرورش می‌یابند که بیشتر اعضای آن زن هستند، دچار اختلال هویتی می‌گردند و خود را بیشتر با جنس مؤنث همانندسازی می‌کنند. اینان در بزرگسالی خود را در نقش زن می‌بینند. عده‌ای دیگر، به‌خاطر اختلالات روانی و شخصیتی‌، به حالتی دچار می‌شوند که در روان‌شناسی "مهر طلبی‌" نامیده می‌شود.
این افراد نیاز دارند که محبت اطرافیان را به هر قیمتی که شده جلب کنند. طبیعتاً جلب محبت هم‌جنس راحت‌تر از جلب محبت جنس مخالف می‌باشد. این قبیل افراد حاضرند به قیمت دست‌زدن به اعمال همجنس‌گرایانه‌، محبت اطرافیان را جلب کنند.
علاوه بر دلایل فوق، مادی‌گرایی و رفاه مادی که بر جوامع پیشرفته صنعتی حاکم است‌، خود دلیلی برای انواع انحرافات جنسی می‌باشد. در این جوامع‌، آزادیهای جنسی‌، رفاه‌، نبودن نگرانیهای مادی و فشارهای اجتماعی‌، نوعی حالت کلافگی در افراد به‌وجود می‌آورد. در این قبیل جوامع‌، افراد برای ایجاد تنوع ممکن است هم به انحرافات جنسی کشیده شوند و هم به مواد مخدر. در نهایت‌، پوچی و افسردگی چیزهایی است که انتظار این قبیل افراد را می‌کشد.
سؤالی که اکنون در اینجا مطرح می‌شود اینست که آیا به‌خاطر اینکه همجنس‌گرایی بلیه‌ای اجتماعی و روانی است‌، باید آن را مجاز شمرد؟ اگر چنین باشد، باید روسپیگری را نیز در کلیسا مجاز شمرد، چرا که روسپیگری نیز یک آفت اجتماعی است‌. کسی از بدو تولد روسپی به‌دنیا نمی‌آید؛ عوامل جامعه‌شناختی و روان‌شناختی است که کسی را به این راه می‌کشاند. پس آیا باید کلیسا در مقابل این مسأله هم سکوت کند؟ اگر اساس استدلال را بر این امور بگذاریم‌، دیگر پایه‌ای برای اخلاقیات نخواهیم داشت و همه چیز برای همه کس در همه جا به‌نوعی مجاز خواهد شد.
سؤالی دیگر از آنانی که همجنس‌گرایی را امری طبیعی می‌خوانند:‌ طبیعی به چه معنا؟ آیا یعنی چیزی که در طبیعت وجود دارد؟ در کجای طبیعت حیوانی‌، یعنی در میان کدام حیوانات همجنس‌گرایی دیده می‌شود؟ در تمام طبیعت‌، نظام جنسی یعنی نرینگی و مادینگی‌، رعایت می‌شود، جز در میان انسانها. و این آفتی است که گویا همواره در تمام طول تاریخ و در همه جوامع شیوع داشته است‌.
نقش کلیسا در این میان چه باید باشد؟ آیا کلیسا باید آن را به‌عنوان یک واقعیت موجود، به‌صورت دوفاکتو بپذیرد؟ پس چرا گناهان دیگر را نپذیریم‌؟ آیا کلیسا نباید راست‌قامت در مقابل گناه بایستد و به‌جای سازش با آن‌، با به‌کارگیری اصول روان‌شناسی و ریشه‌یابی و مهم‌تر از همه‌، کمک به افراد به یافتن ریشه گناه در وجود خود، به انسانهای درگیر در این مسأله یاری دهد تا آزاد شوند؟
یک نکته آخر:‌ همجنس‌گرایی در روزگار پولس در دنیای رومی‌/ یونانی به‌شدت رایج بود و به‌قول امروزیها "مد روز" بود. آیا پولس با این آفت به‌خاطر اینکه مد روز بود، سازش کرد؟ می‌بینیم که پولس هر جا از گناهان نام می‌برد، لواط یا همجنس‌گرایی را نیز ذکر می‌کند و علیه آن می‌ایستد. آیا ما نیز نباید چنین کنیم‌؟

کلیسا، قوم خدا


مفهوم قوم خدا یکی از مفاهیم محوری در کلام خداست‌. در تاریخ نجات و عملکرد مقتدرانۀ الهی‌، جامعه‌ای برگزیده پذیرای فیض و مکاشفۀ پر جلال الهی است‌؛ خدا خویشتن را در بطن حیات جمعی گروهی از انسانها آشکار می‌سازد. خدا طبق وعدۀ خود، قومی را از ابراهیم به‌وجود می‌آورد و شریعت خود را به آن می‌بخشد. خدا همواره با این قوم به‌عنوان یک کلیتِ یکپارچه عمل می‌کند. ایمان یک فرد باعث برکت قوم و گناه یک شخص نیز موجب مجازات تمام قوم می‌گردد.
در عهدجدید نیز خدا برکات و وعده‌های خود را به کلیسا و قوم برگزیده‌اش می‌دهد و فرد با قرار گرفتن در جامعه نوین الهی‌، نجات خدا را با همه غنای آن تجربه می‌کند. البته تجربه نجات و تولد تازه‌، تجربه‌ای فردی است که هر شخص منفرداً آن را تجربه می‌کند؛ اما هرگونه توضیح و تبیینی از این تجربه‌، بدون درنظر داشتن کلیسا و قوم برگزیده الهی‌، نابسنده خواهد بود. خداوند هرآنچه را که دارد، به کلیسایش می‌بخشد، نه به افراد مجزا. وی به کلیسا رسولان و انبیا و مبشرین و معلمین و شبانان را بخشیده است‌. عطایای روح‌القدس در کلیسا و در بطن حیات جمعی آن متجلی می‌شود.
خدا حکمت گوناگون خود را بر ریاست‌ها و قدرت‌ها توسط کلیسایش آشکار می‌سازد. انجیل نیز از همان ابتدا در کلیسا و توسط کلیسا موعظه می‌شود، در کلیسا تعبیر و تفسیر می‌گردد و از گزند حملات و انحرافات مصون می‌ماند. حیات روحانی حقیقی تنها در بطن حیات جمعی کلیسا و در مشارکت با ایمانداران دیگر و در سهم متقابلی که هر یک از اعضا در بنای یکدیگر دارند، می‌تواند حاصل شود.
اما امروزه در جهان مسیحیت‌، با وجود سنت دو هزار سالۀ کلیسایی و وجود آموزه‌ای مدون در مورد کلیسا (چه در کلیسای کاتولیک‌، و چه در کلیساهای پروتستان و ارتودکس‌)، شاهد عدم توجه کافی به این آموزه یا نادیده گرفتن برخی از وجوه و ابعادِ مهم و اساسی آن هستیم‌. چنین به‌نظر می‌رسد که مفهوم کلیسا و حیات جمعی آن دیگر یکی از ارکان اساسی و بنیادین تجربۀ مسیحی معرفی نمی‌شود و در بسیاری از موارد، مسیحیتی بدون کلیسا و عاری از هرگونه تعهد به بدن زنده مسیح موعظه می‌شود. غافل از اینکه هرگونه نادیده انگاشتن حیات جمعی کلیسایی و گریز و انصراف فرد از داشتنِ مشارکتی زنده با سایر ایمانداران‌، چشم‌پوشی از بخشی اساسی از تعهد ایماندار به مسیح است‌. امروزه بسیاری از مسیحیان تجربه نجات خود را امری کاملاً فردی و خصوصی می‌دانند و نسبت به هیچ کلیسایی احساس تعهد نمی‌کنند.
این اشخاص ضعف‌ها و قصورات کلیساهای مختلف‌، مشکلات اعضا و پایین بودنِ سطح روحانیت آنان‌، وجود معیارها و قوانین خاص کلیسایی‌، انضباط کلیسایی و مسائل مشابه را دلایلی برای عدم مشارکت در حیات کلیسایی و توجیهی برای عدم وفاداری خود به کلیسایی خاص ذکر می‌کنند.
یکی از دلایل وجود چنین نگرشی نسبت به کلیسا، غالب شدن روحیه فردگرایانه بر تفکر بسیاری از مسیحیان است‌. به‌طور کلی‌، تفکر غالب در جوامع غرب‌، فردگرایی و ارجح دانستن نفع خود بر نفع جمع می‌باشد. تأثیر این نگرش بر تفکر بسیاری از مسیحیان باعث شده تا شریک شدن در حیات کلیسایی را منوط به ارزیابی سود و زیان حاصل از آن نمایند. این اشخاص درک نمی‌کنند که کلیسا نمی‌تواند الزاماً آنگونه‌ای باشد که ایشان می‌خواهند و اینکه آنان متعلق به کلیسا هستند و نه کلیسا متعلق به آنان‌.
تفکر فردگرایانه همچنین به آنان اجازه نمی‌دهد تا دریابند که تجربه نجات مسیحی تجربه‌ای است که مفهوم واقعی خود را در بطن حیاتِ بدنِ زندۀ مسیح‌، یعنی کلیسا، می‌یابد و هویت فرد مسیحی جدا از هویت جمعی وی به‌عنوان فردی از اعضای بدن مسیح ناقص و نابسنده است‌. هر گونه برداشت فردگرایانه از مفهوم نجات مسیحی و عدم درک صحیح آموزه کلیسا مانعی جدی در برابر رشد روحانی فرد می‌گردد و چشمان او را در برابر وظایفی که نسبت به سایر اعضای بدن دارد و برکاتی که می‌تواند از ایشان نصیب او می‌گردد، می‌بندد. این همان چیزی است که پولس "تمییز ندادن‌" بدن می‌نامد.
بدیهی است که نجات مسیحی دارای ابعادی فردی نیز می‌باشد؛ هر فرد به‌خاطر اعمال و سخنان و انتخاب‌هایش در برابر خدا پاسخگو خواهد بود. اما این حقیقت نباید باعث نادیده گرفتن یکی از آموزه‌های اساسی کتاب‌مقدس‌، یعنی آموزه کلیسا، بشود. امروزه در بسیاری از کلیساها عدم توجه جدی به مفهوم کلیسا و عدم تعهد و وفاداری به آن‌، تبدیل به پدیده‌ای نگران‌کننده شده است‌.
یکی از توان‌آزماییهایی که برابر کلیسای معاصر قرار گرفته است‌، بازنگری و درک صحیح آموزه کلیسا و توجه به بُعدِ اجتماعی تجربه نجات می‌باشد. مبارزه با نگرش فردگرایانه یکی از ساحت‌هایی است که کلیسا باید در آن به مبارزه بپردازد تا "همشکل این جهان‌" نشود. هرگونه تسامح و آسان‌گیری در این مورد منجر به مسخ و تحریف معنای نجات مسیحی و حیات جمعی قوم خدا می‌شود و نجات مسیحی را به تجربه‌ای کاملاً فردی و رازورانه که عاری از هرگونه تعهدی نسبت به جامعه الهی می‌باشد، تبدیل می‌نماید. پس بیایید دگرباره به تعلیم کتاب‌مقدس در مورد قوم خدا و کلیسا توجه نماییم و اهمیت جامعه الهی و ضرورت شراکت در حیات جمعی قوم خدا و مسؤولیت‌ها و وظایف خود را نسبت به کلیسا مورد بازنگری قرار دهیم تا حقیقتاً آن نوع مسیحیانی باشیم که کلام خدا می‌خواهد.

پنطیکاست:‌ مسیح در مؤمنین!

جان برانت


اگر بخواهیم اعیاد کاملاً مسیحی را مشخص کنیم‌، به‌نظر من دو عید از همه مهم‌ترند:‌ عید قیام (که جمعه‌‌الصلیب را نیز شامل می‌شود) و عید پنطیکاست‌. عید میلاد (۲۵ دسامبر) در اصل عید میلاد میترا، الهه ایرانی بود که در روم جشن گرفته می‌شد و وقتی حکومت روم به مسیحیت گروید، این عید تبدیل به یک عید مسیحی گردید ولی در اصل چنین نبود، چون اساساً میلاد مسیح نمی‌توانسته در زمستان رخ داده باشد.
مرگ و قیام مسیح فقط یک بار در تاریخ رخ داد و سرنوشت بشریت را تغییر داد.
این واقعه دیگر هرگز تکرار نشد. کلام خدا می‌فرماید:‌ «به این اراده مقدس شده‌ایم‌، به قربانی جسد عیسی مسیح‌، یک مرتبه فقط‌» (عبرانیان ۱۰:‏۱۰).
اما رویداد دیگری در حیات مسیحیت نخستین‌ رخ داد. این رویداد پنطیکاست بود، رویدادی که به زندگی روزمرۀ ایمانداران مربوط می‌شود. اگر رویداد قبر خالی و عروج مسیح به آسمان می‌بایست فقط یک بار رخ دهد، واقعۀ پنطیکاست باید دائماً و در هر جا در زندگی ایمانداران تکرار شود.
پنطیکاست یعنی مسیح در مؤمنین‌. او فرمود:‌ «شما را یتیم نمی‌گذارم‌، نزد شما می‌آیم‌» (یوحنا ۱۴:‏۱۸). پولس نیز می‌فرماید:‌ «مسیح در من زندگی می‌کند» (غلاطیان ۲:‏۲۰) و «مسیح در شما و امید جلال است‌» (کولسیان ۱:‏۲۷). روح‌القدس یعنی حضور مسیح در زندگی ما به‌گونه‌ای غیرقابل رؤیت‌. دنیا او را نخواهد دید (یوحنا ۱۴:‏۲۰-۲۳‏). به این ترتیب‌، وقتی او وعده داد که تسلی‌دهنده را بفرستد، در واقع به‌نوعی دربارۀ خودش سخن می‌گفت‌:‌ «و من به شما راست می‌گویم که رفتن من برای شما مفید است زیرا اگر نروم‌، تسلی‌دهنده نزد شما نخواهد آمد» (یوحنا ۱۶:‏۷).
«و اینک من هر روزه تا انقضای عالم همراه شما می‌باشم‌» (متی ۲۸:‏۲۰).
اما تأثیر پنطیکاست در زندگی انسان چیست‌؟ پنطیکاست یعنی ادامه کار مسیح‌. بعضی می‌گویند که پنطیکاست یک یادآوری است‌، و البته درست است‌. اما قطعاً چیزی بیش از این هم هست‌. بعضی می‌گویند که پنطیکاست تکلم به زبانهاست‌. ما قطعاً این را انکار نمی‌کنیم‌، اما زندگی مسیح بر روی زمین چیزی بیش از تکلم به زبانها بود. او محبت کامل و واقعی را به ارمغان آورد و زندگی خود را فدای دیگران ساخت (یوحنا ۱۵:‏۱۳ و اول قرنتیان ۱۳:‏۱-۳). باید بیشتر راجع به مسیح بیاموزیم‌؛ اگر چنین کنیم‌، بیشتر راجع به پنطیکاست خواهیم آموخت‌. پنطیکاست یعنی مسیح در مؤمنین‌. با سه رویداد، این گفته را توضیح می‌دهیم‌.
رویداد نخست به آدم و حوا مربوط می‌شود، زمانی که سقوط کرده بودند. ایشان می‌بایست عواقب گناه خود را متحمل شوند و با مرگ روبرو گردند، زیرا رابطه‌ای میان حیات و گناه وجود ندارد. اما حتی در این نخستین فاجعۀ بشری در تاریخ‌، خدا کار عجیبی می‌کند؛ او مانند یک خادم عمل می‌کند. نخستین کار فروتنانه را بر زمین خدا انجام داد. او از پوست حیوانات‌، پوششی برای آن دو ساخت‌. خدا نخواست که فرشتگان این کار را بکنند. او می‌خواست خودش آنان را در بدبختی‌شان یاری دهد. بعدها، مسیح را بر روی زمین می‌بینیم‌، مکاشفۀ الهی در حالت فروتنی‌. باز در اینجا خدا به‌عنوان خادم عمل می‌کند؛ او به جذامیان دست می‌زند، به انسان‌ها خدمت می‌کند، و پای شاگردان را می‌شوید. و بالاخره‌، مسیح را در کلیسایش می‌بینیم‌، در میان کسانی که او را لمس کرده‌اند. باز در اینجا، او با فروتنی "خدمت‌" می‌کند. به گفتۀ رساله اول قرنتیان‌، «خدمت‌ها انواع است اما خداوند همان‌» (اول قرن ۱۲:‏۵). در اینجا، باز مسیح را می‌بینیم که کلیسایش را فروتنانه توسط روحش خدمت می‌کند. روح او ما را مجهز می‌کند تا خدمت کنیم‌، خدمت به انسان‌ها.
این خدمت از طریق عطایای روح‌القدس تحقق می‌پذیرد. عمل‌های مختلفی وجود دارد، اما یک خدا همه را در ایمانداران به‌وجود می‌آورد (اول قرن‌ ۱۲:‏۶). لازم نیست که هر ایمانداری از همۀ آنها برخوردار باشد. جوهر پنطیکاست یعنی مکشوف شدن مسیح در قومش‌، قومی که اعمال مسیح را انجام می‌دهند (یوحنا ۱۳:‏۳۴-۳۵). او ما را مجهز می‌کند تا یکدیگر را خدمت کنیم (اول پطرس ۴:‏۱۰ و غلاطیان ۶:‏۲). عطایا باعث می‌شود که راحت‌تر یکدیگر را خدمت کنیم‌، نه اینکه راحت‌تر به آنچه که داریم فخر کنیم‌. مرکز همۀ اینها، الگوی مسیح است که باز به شکل انسان ظاهر شده است‌. اما این بار، این شکل انسانی آنانی هستند که به او تعلق دارند، تعلقی چنان واقعی که باعث می‌شود هم در اقتدار او شریک شویم و هم در فروتنی‌اش‌.
در واقع‌، پنطیکاست فقط یک خاطره نیست‌. پنطیکاست یعنی زندگی و سکونت مسیح در ایمانداران‌. مسیح حیات خود را یک بار در جلجتا و قبر خالی متجلی ساخت و بار دوم در ریزش روح‌القدس در پنطیکاست‌، واقعه‌ای که باید دائماً تکرار شود.

تماشای برنامه ماهواره‌ها ناتوانی جنسی می‌آورد

.
عضو هیأت علمی «جامعة‌المصطفی» گفته ثمره تماشای برنامه‌های ماهواره‌ای ناتوانی «جنسی» و «غریزی» است.

به گزارش «محبت نیوز»، ناصر رفیعی، عضو هیأت علمی «جامعة‌المصطفی» گفته ثمره تماشای برنامه‌های ماهواره‌ای ناتوانی «جنسی» و «غریزی» است و در ‌‌نهایت منجر به پشیمانی خواهد شد.
به نقل از دیگربان آقای رفیعی گفته تماشای برنامه‌های «مبتذل» شبکه‌های ماهواره‌ای «بی‌باکی» می‌خواهد چراکه این برنامه‌ها منجر به متزلزل شدن خانواده‌ها می‌شود.
به گفته این روحانی غربی‌ها به خاطر تماشای این برنامه‌ها خانواده‌های خود را از دست داده و به همین خاطر هم تلاش می‌کنند برای تخریب خانواده‌های اسلامی این مسائل را زیبا جلوه دهند.
رفیعی در بخش دیگری از سخنان خود به آسیب‌شناسی شبکه‌های اجتماعی پرداخته و مدعی شده که این شبکه‌ها منجر به بلوغ زود‌رس جوانان می‌شود.
وی همچنین اضافه کرده شبکه‌های اجتماعی باعث می‌شود تا افراد متاهل در خانواده «اشباع» نشده و دچار ناتوانی جنسی شوند.

احمد علم‌الهدی: مجلس خبرگان رهبری نمی‌تواند بر ولی خود نظارت کند



احمد علم‌الهدی در واکنش. به سخنان علی مطهری گفته که مجلس خبرگان رهبری نمی‌تواند بر ولی خود نظارت کند.



«
محبت نیوز» - علم‌الهدی افزوده کسانی که می‌گویند «رهبر که معصوم نیست» یا
«دیوانه‌» هستند یا دنباله‌روی دشمنی با پیامبر اسلام هستند.
علم‌الهدی
این مطلب را در واکنش به اظهارات علی مطهری مبنی بر اینکه رهبر «معصوم»
نیست و نظر وی را درباره حصر رهبران «جنبش سبز» اقدامی «خلاف عدالت»
می‌داند٬ بیان کرده است.
محمدرضا
مهدوی‌کنی٬ رئیس سابق مجلس خبرگان رهبری نخستین روحانی در جمهوری اسلامی
بود که اعلام کرد وظیفه این مجلس محافظت از رهبری است نه نظارت بر عملکرد
آن.
علم‌الهدی در بخش پایانی سخنان خود از نیرو‌های حزب‌الله خواسته مقابل این سخنان مطهری سکوت نکرده و به آن واکنش نشان دهند.

فرد ضارب درجهرم: یکی از روحانیون گفت که ریختن خون بدحجاب مباح است

.
برخی افراد و محافل تلاش کرده اند که وابستگی وی به بسیج را انکار کنند، همچنین گزارشی مبنی بر«عدم سلامت روانی» وی تهیه و برای تایید به پزشکی قانونی ارسال شده تا از هرگونه مجازات شدید قضایی جلوگیری به عمل آید. 

«محبت نیوز» - طی هفته گذشته ۱۱ مورد از حمله به زنان و دختران در شهرستان جهرم درجنوب استان فارس باعث ترس و وحشت عمومی دراین شهر شد. زخمی شدن سه دانشجو و یکی از کارمندان دانشگاه جهرم و شکسته شدن شیشه‌های خوابگاه‌های دختران باعث ایجاد تجمع اعتراض آمیز دانشجویان این دانشگاه در روز سه شنبه۴ آذرماه ۱۳۹۳ شد که البته هم‌زمانی این حملات با مسمومیت غذایی دراین دانشگاه باعث شد که عده ای این قضایا را مرتبط با هم بدانند.
به گزارش سحام، متعاقب این اتفاقات جلسه شورای تامین شهرستان جهرم درفرمانداری این شهر با حضور نمایندگان دانشجویان برگزار شد و فرماندار این شهرستان، قول پیگیری جدی ناامنی‌های ایجاد شده درجهرم وایجاد گشت‌های منظم نیروی انتظامی دراطراف دانشگاه و خوابگاه‌ها را داد. خبر مسمومیت و مجروح شدن دانشجویان در بسیاری از خبرگزاری‌های محلی و کشوری منتشر شد، اما پس از ساعاتی همه آن‌ها خبر مجروحیت دانشجویان دختر با چاقو را از خبرهای خود حذف کرده و صرفن به بحث مسمومیت پرداختند.
ناامنی‌های جاری در شهرستان جهرم باعث شد که درنهایت دانشجویان از روزچهارشنبه کلاس‌ها را تعطیل کنند. درتمامی موارد، ضارب با چاقو به باسن دانشجویان دختر زده بود، اما درآخرین مورد دختری همراه با مادرش مورد حمله قرار گرفت که دراین حادثه، شکم این دختر جوان نیز مورد اصابت چاقو قرار گرفته بود. این در حالی بود که دوربین مداربسته ساختمانی واقع درخیابان شهید مطهری، کوچه نارنجی شهرستان جهرم، از این واقعه فیلم‌برداری کرده بود و ضارب را به همراه یک خودرو سمند سفید(خودروی پدر متهم) نشان می داد.
با پیگیری‌های نیروهای انتظامی سرانجام فرد ضارب در روز پنج‌شنبه ۶ آذرماه ۱۳۹۳ دستگیر شد. ضارب محمد بهشتی فر۲۲ ساله و عضو بسیج «قطب آباد» از توابع جهرم است. گفته می‌شود پدر وی سرهنگ پاسدارجلیل بهشتی فر(جلیل اسفریزی) است که درحال حاضرفرمانده بسیج قطب آباد(روستایی در فاصله ۱۰ کیلومتری جهرم) می باشد.
صبح روز گذشته متهم به همراه دادستان جهرم و مقامات اطلاعات این شهرستان درشهرک انقلاب(منزل مسکونی خانوادگی متهم) برده شد و درحال بازسازی صحنه جنایت‌های صورت گرفته مشاهده شده است. وی تاکنون از معرفی هم‌دستانش به مقامات قضایی شهرستان جهرم خودداری کرده است.
برخی افراد و محافل در دو روز گذشته تلاش کرده اند که وابستگی وی به بسیج را انکار کنند، اما سوابق و فعالیت‌های وی دربسیج قطب آباد جای هیچ‌گونه شک و شبهه ای را در خصوص عملکرد وی باقی نمی‌گذارد.
بنا به گزارش منابع سحام، ناامنی‌های جاری در شهرستان جهرم باعث شد که درنهایت دانشجویان از روزچهارشنبه کلاس‌ها را تعطیل کنند. درتمامی موارد، ضارب با چاقو به باسن دانشجویان دختر زده بود، و با مانتو تردد می‌کرده اند.
محمد بهشتی فر گفته که این اقدامات را پس از شنیدن صحبت‌های یکی از روحانیون که «ریختن خون بدحجاب را مباح شمرده است» انجام داده و هدف وی «اقدام عملی برای نهی ازمنکر» بوده است.
در بازجویی‌های اولیه وی هدف خود از این اقدامات را مبارزه با بدحجابی ذکر کرده و گفته است اهداف وی زنان و دخترانی بوده اند که حجاب کامل با چادر نداشته و با مانتو بوده اند.
گفتنی است پس از شناسایی وی، بلافاصله گزارشی مبنی بر«عدم سلامت روانی» وی تهیه و برای تایید به پزشکی قانونی ارسال شده تا از هرگونه مجازات شدید قضایی جلوگیری به عمل آید.
خواسته صریح مردم و دانشجویان و افراد مضروب شده در شهرستان جهرم، رسیدگی دقیق به این پرونده و مشخص شدن عاملان احتمالی همراه یا تحریک کنندگان وی به این اقدامات هستند.
بنا بر اصول مصرح مکرر قانون مجازات اسلامی، اقدام این فرد مصداق صریح «اقدام علیه امنیت و جان مردم» و «ایجاد رعب و وحشت» بوده و علی‌رغم مخالفت بسیاری از مردم با اعدام، شهروندان جهرمی معتقدند درصورتی که حکومت بخواهد بدون جانب‌داری ازاین بسیجی وی را محاکمه کند، حکم وی اعدام خواهد بود. هرچند بسیاری معتقدند درچنین مواردی اصل پرونده بی سر و صدا خاتمه خواهد یافت.

۱۳۹۳ آذر ۸, شنبه

افسسیان باب ۱ آیه ۳ تا ۴

   ۳ چقدر باید خدا را شکر کنیم ، خدایی که پدر خداوند ما عیسی مسیح است ، و همه برکات آسمانی را به ما ارزانی داشته ، به این دلیل که ما از آن مسیح هستیم . ۴ خدا از زمانهای بسیار دور، حتی پیش از آنکه جهان را بیافریند، ما را برگزید تا در اثر آن فداکاری که مسیح در راه ما کرد، از آن او گردیم . خدا از همان زمان ، اراده نمود تا ما را در نظر خود پاک سازد بطوری که حتی یک لکه نیز در ما یافت نشود، تا وقتی در حضور او حاضرمی شویم ، سراپا مدیون محبت او باشیم .


جامعه باب ۲ آیه ۲۶


   ۲۶ خداوند به‌ كسانی‌ كه‌ او را خشنود می‌سازند حكمت‌، دانش‌ و شادی‌ می‌بخشد؛ ولی‌ به‌ گناهكاران‌ زحمت‌ اندوختن‌ مال‌ را می‌دهد تا آنچه‌ را اندوختند به‌ كسانی‌ بدهند كه‌ خدا را خشنود می‌سازند. این‌ زحمت‌ نیز مانند دویدن‌ بدنبال‌ باد، بیهوده‌ است‌.

مزامیر باب ۱۱۸ آیه ۸ تا ۹


   ۸ به‌ خداوند پناه‌ بردن‌ بهتر است‌ از امید بستن‌ به‌ انسان‌. ۹ آری‌، به‌ خداوند پناه‌ بردن‌ حتی‌ بهتر است‌ از امید بستن‌ به‌ امیران‌.

کولسیان باب ۱ آیه ۲۷


   ۲۷ راز خدا اینست : “مسیح در وجود شما، تنها امید پرشکوه شماست !”

رومیان باب ۱۰ آیه ۱۳ تا ۱۷


   ۱۳ پس خداوند هرکس را که به او پناه ببرد، نجات خواهد داد. ۱۴ اما چگونه مردم به خداوند پناه آورند، درحالیکه به او ایمان ندارند؛ و چگونه ایمان بیاورند، در حالیکه راجع به او چیزی نشنیده اند؟ و چگونه بشنوند، اگر کسی مژده انجیل را به ایشان اعلام نکند؟ ۱۵ و چگونه بروند و اعلام کنند، اگر کسی ایشان را نفرستد؟ کتاب آسمانی در این باره می فرماید: “چه خوش قدمند آنانی که مژده ”آشتی با خدا” را اعلام می کنند، و درباره لطف و مهربانی خدا، خبرهای خوش می آورند!” به عبارت دیگر به کسانی که برای اعلام مژده انجیل می آیند، خوشامد می گوید! ۱۶ اما تمام کسانی که این مژده را می شنوند، آن را قبول نمی کنند. اشعیای نبی نیز می فرماید: “خداوندا، چه کسی سخنان مرا باور کرد؟” ۱۷ با اینحال ، ایمان از شنیدن مژده انجیل بوجود می آید.

بسترسازی رسانه های امنيتی برای "اعدام" سهيل عربی

.
رسانه های وابسته به مراجع امنیتی در ایران، درگزارش‌های خود، نسبت به اطلاع رسانی وسیع رسانه‌های آزاد درخصوص حکم اعدام «سهیل عربی» به اتهام «توهین به پیامبر و سب النبی» واکنش نشان داده‌اند.
به گزارش «محبت نیوز» ، سايت راه دانا وابسته به نيروهای امنيتی درگزارشی ویژه، ضمن رد اتهام توهین به پیامبر، حکم اعدام سهیل عربی را اتهام «تجاوز به عنف» اعلام کرده است. اتهامی که پیش‌تر درباره «محسن امیراصلانی» توسط رسانه‌های وابسته به مراجع امنیتی و قضایی درایران اتفاق افتاد و با اطلاع رسانی به موقع، این پروژه امنیتی ناکام ماند.
به گزارش محبت نيوز اين رسانه حكومتي در اين گزارش مي گويد بیش از یک ماه است که جنجال های رسانه های غربی و ضد نظام درباره شخصی به نام «سهیل عربی» به راه افتاده است.
اين سايت امنيتی در ادامه مدعی مي شود كه ماجرای اصلی سهیل عربی از آنجا آغاز می شود که این فرد که صفحاتی در فضای مجازی و دارای یک وبلاگ نیز هست با شکایت خصوصی راهی دادگاه می شود؛ این در حالی است که برای مسائلی همچون توهین به پیامبر و ارتداد نیازی به شکایت خصوصی نیست و دادستان به عنوان مدعی العموم وارد می‌شود.
هرچند در حال حاضر و بنابر برخی مقتضیات نمی‌توان جزئیات این پرونده را اعلام کرد اما شبکه اطلاع‌رسانی دانا مستنداتی در اختیار دارد که جرم سهیل عربی ارتداد نبوده بلکه جرم اصلی وی که به خاطر آن حکم اعدام برای وی صادر شده است،‌تجاوز به عنف است.
اين رسانه در بخش ديگری از اين گزارش ضمن تهديد خانواده متهمان عنوان مي كند كه متأسفانه همکاری خانواده متهمان با این رسانه‌ها نه تنها توفیقی برای آنها به همراه نمی‌آورد؛ بلکه روند پرونده آنها را در مسیری قرار می دهد که تبعات سنگین تری برای متهمین به همراه دارد.
به نظر می‌رسد رسانه‌های حکومتی برای اعدام زندانیان عقیدتی، نياز به بهانه های دیگری دارند تا در مجامع جهانی وانمود کنند اعدام زندانیان عقیدتی نه به خاطرعقیده‌شان، بلکه برای اتهامات کیفری آن‌ها صورت می‌گیرد. با توجه به حساسيت جامعه ايران نسبت به موضوع تجاوز به عنف بيشتر متهمين عقيدتی با اتهام تجاوز از سوی نيروهای امنيتی مواجه مي شوند.

شهيد قلابی فتنه ٨٨ !

.
مادر این بسیجی گفته است که بنیاد «شهید» علت مرگ فرزندش را عمل «جراحی زیبایی» می‌داند و حاضر نیست وی را به عنوان «شهید» قبول کند.

به گزارش «محبت نيوز» بنیاد شهید ایران اعلام کرد فردی به نام علیرضا ستاری از اعضای بسیج که گفته‌ می‌شد در جریان اعتراض‌های اصلاح طلبان علیه نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ کشته شده و «شهید فتنه» نامیده می‌شد، در نتیجه عمل زیبایی جان خود را از دست داده است.
 علیرضا ستاری که به عنوان عضو بسیج در سرکوب اعتراض‌های سال ۲۰۰۹ نقش داشت، سال گذشته در پی یک عمل جراحی زیبایی «لیپوساکشن» درگذشت.
در آن زمان سازمان بسیج، سپاه پاسداران و رسانه‌های وابسته به آنها مدعی شدند که وی به خاطر «جراحت‌های» ناشی از ضرب و جرح معترضان جان باخته است.
به نقل از ديگربان، مادر علیرضا ستاری پس از گذشت حدود ۱۰ ماه به طوری تلویحی گفته بنیاد «شهید» علت مرگ فرزندش را عمل «جراحی زیبایی» می‌داند و حاضر نیست وی را به عنوان «شهید» قبول کند.
وی بی‌آنکه به نوع عمل جراحی فرزندش اشاره‌ای کند افزوده وی برای ادامه زندگی «ناچار» به انجام این جراحی بوده است.
مادر علیرضا ستاری اضافه کرده فرزندش جانباز «۷۵ درصد» سپاه بوده٬ اما «بنیاد شهید» وی را جانبار «۴۰ درصد» می‌داند و «منکر شهادت» است.
وی از مقام‌های مسئول پرسیده «اگر فرزندم شهید نیست چرا او را در قطعه شهدا دفن کرده‌اند؟ چرا وقتی قرار بود از نام او استفاده‌ای بشود، در بوق و کرنا اعلام شد؟ خبرسازی شد؟»
در پی اعلام نتایج آراي انتخابات جنجال برانگيز سال ٨٨، شهرهای مختلف ایران، از جمله تهران، مشهد، اصفهان، و شیراز شاهد اعتراضات مردمی و درگیری با ماموران بود.
به گفته مخالفان حكومت ايران در اين اعتراضات صدها نفر كشته و هزاران نفر بازداشت شدند.

بازداشت يك اسلامگرای آمريكایی که خواستار قتل عام مسيحيان شد

.
يك مسلمان آمريكايی در اوكلاهما به جرم مضروب ساختن يك مسيحی دستگير شد، اين مرد مسلمان خواستار قتل عام مسيحيان شد.

به گزارش سرويس ترجمه «محبت نيوز»، يك مرد مسلمان آمريكايی پس از مشاجره لفظی با يك مرد مسيحی وی را با چاقو مضروب ساخت.
پايگاه اطلاع رساني وليد شعبات گزارش داد پس از بحث ميان جيمی استپنی (مسلمان آمريكايی) و يك مرد مسيحی، جيمی استپنی با خشم در حالی كه فرياد مي زد مسيحيان بايد قتل عام شوند به وی حمله كرد.
این اسلامگرای آمريكايی ادعا کرد که این قرد مسيحی به قرآن اهانت كرده است.
به گزارش پليس اوكلاهما اين درگيری زمانی رخ داد كه اين دو نفر بر سر موضوعات كتاب مقدس و قرآن كتاب دينی مسلمانان با يكديگر به مشاجره پرداخته بودند.

تغییر لوگوی 106 ساله باشگاه رئال مادرید با فشار اعراب مسلمان

.
باشگاه سرشناس اسپانيايي در اقدامی عجيب لوگوی تاريخی خود را تغيير داد. رئيس اين باشگاه ورزشی مدعی شد باشگاه رئال‌‌مادرید به احترام مسلمانان علامت «صلیب» را از روی لوگوی خود برداشت.

به گزارش « محبت نيوز » ، این تصمیم پرز با اعتراض هواداران مادریدی مواجه شده، چرا که آنها معتقدند که آرم باشگاه نماد تاریخ و افتخارات تیم است و نباید مورد معامله قرار بگیرد.
سايت بانك ورزش خبر داد ، رئال مادرید بخاطر عقد قراردادی اقتصادی با اماراتی ها باید لوگوی 106 ساله این باشگاه را تغییر دهد !
این توافق عجیب میان باشگاه رئال مادرید و بانک بین المللی ابوظبی انجام شد.
بر طبق این قرارداد مقرر شد تا بانک مزبور برای هواداران عرب رئال مادرید کارت‌های اعتباری منقش به آرم این باشگاه را صادر کند.
مسئولان بانک ابوظبی اما وجود علامت صلیب برروی لوگوی رئال مادرید را برای اعراب ناخوشایند دانستند.
ظاهرن بعد از این اعتراض بانک اماراتی فلورنتینو پرز وارد مناقشه شده و برای از دست ندادن عواید حاصل از این قرارداد پرسود، راه سومی را پیشنهاد می دهد. بر طبق این پیشنهاد مقرر شد تا فقط بر روی کارت های منتشر شده در کشور امارات، علامت صلیب را از روی لوگوی باشگاه حذف کنند. این تصمیم پرز با اعتراض هواداران مادریدی مواجه شده، چرا که آنها معتقدند که آرم باشگاه نماد تاریخ و افتخارات تیم است و نباید مورد معامله قرار بگیرد.
شرکت هواپیمایی امارات فصل گذشته به عنوان اسپانسر باشگاه رئال‌مادرید انتخاب شد و این شرکت سالیانه سی میلیون یورو به رئال‌مادرید پول پرداخت می‌کند.
انجام بازی‌های دوستانه و برپایی اردوی تدارکاتی در امارات یکی از اقداماتی است که رئالی‌ها قصد دارند در تابستان در برنامه خود داشته باشند.

۱۳۹۳ آبان ۱۹, دوشنبه

مزامیر باب ۵۱ آیه ۱ تا ۴


   ۱ ای‌ خدای‌ رحیم‌ و كریم‌، بر من‌ رحم‌ فرما و گناهانم‌ را محو كن‌. ۲ مرا از عصیانم‌ كاملاً شستشو ده‌ و مرا از گناهم‌ پاك‌ ساز. ۳ به‌ عمل‌ زشتی‌ كه‌ مرتكب‌ شده‌ام‌ اعتراف‌ می‌كنم‌؛ گناهم‌ همیشه‌ در نظر من‌ است‌. ۴ به‌ تو ای‌ خداوند، بلی‌، تنها به‌ تو گناه‌ كرده‌ام‌ و آنچه‌ را كه‌ در نظر تو بداست‌، انجام‌ داده‌ام‌. حكم‌ تو علیه‌ من‌ عادلانه‌ است‌ و در این‌ داوری‌، تو مصون‌ از خطا هستی‌.

کولسیان باب ۱ آیه ۲۲ تا ۲۳


   ۲۲ عیسی مسیح با فدا کردن بدن انسانی خود بر روی صلیب ، ایجاد چنین رابطه ای را با خدا ممکن ساخته است . در نتیجه این فداکاری است که مسیح ، شما را به پیشگاه خدا آورده است ؛ و شما بدون هیچ اتهام و محکومیتی در حضور خدا ایستاده اید، بطوری که دیگر او خلافی در شما نمی بیند تا به سبب آن ، شما را سرزنش کند. ۲۳ این به شرطی میسر است که بطور کامل به حقیقت ایمان داشته باشید و در آن محکم و ثابت بمانید و نگذارید امیدی که به هنگام شنیدن پیغام انجیل در شما بوجود آمد، متزلزل شود. این همان پیغامی است که به گوش تک تک شما رسید و اکنون نیز به سراسر دنیا می رسد، و من پولس ، افتخار دارم آن را به دیگران اعلام نمایم .

قرنتیان اول باب ۱۳ آیه ۴ تا ۵

   ۴ کسی که محبت دارد، صبور است و مهربان ؛ حسود نیست و به کسی رشک نمی برد؛ مغرور نیست و هیچگاه خودستایی نمی کند؛ ۵ به دیگران بدی نمی کند؛ خودخواه نیست و باعث رنجش کسی نمی شود. کسی که محبت دارد، پرتوقع نیست و از دیگران انتظار بیجا ندارد؛ عصبی و زودرنج نیست و کینه به دل نمی گیرد؛

یوحنا باب ۱۵ آیه ۴ تا ۵


   ۴ در من بمانید و بگذارید من هم در شما بمانم . زیرا وقتی شاخه از درخت جدا شود، دیگر نمی تواند میوه بدهد. شما نیز جدا از من نمی توانید بارور و مفید باشید. ۵ ”بله ، من تاک هستم ، شما نیز شاخه های من . هر که در من بماند و من نیز در او، میوه فراوان می دهد، چون جدا از من هیچ کاری از شما ساخته نیست .

مرقس باب ۱۱ آیه ۲۲ تا ۲۴

   ۲۲ عیسی گفت : “این که می گویم عین حقیقت است : اگر به خدا ایمان داشته باشید، می توانید به این کوه زیتون بگویید که برخیزد و در دریا بیفتد، و فرمان شما را بی چون و چرا اطاعت خواهد کرد. ۲۳ فقط کافی است که به آنچه می گویید واقعاً ایمان داشته باشید و شک به خود راه ندهید. ۲۴ خوب گوش کنید: اگرایمان داشته باشید، هر چه در دعا بخواهید خدا به شما خواهد داد.

مزامیر باب ۱۱۸ آیه ۸ تا ۹


   ۸ به‌ خداوند پناه‌ بردن‌ بهتر است‌ از امید بستن‌ به‌ انسان‌. ۹ آری‌، به‌ خداوند پناه‌ بردن‌ حتی‌ بهتر است‌ از امید بستن‌ به‌ امیران‌.

گزارش نرگس محمدی از بازجویی شش ساعته در دادسرای اوین

خبرگزاری هرانا – نرگس محمدی روز گذشته پس از ۶ و نیم ساعت بازجویی و پاسخ به بیش از ۵۰ سوال به خانه بازگشته است. او می‌گوید که علاوه بر بازپرس شعبه دوم بازپرسی دادسرای اوین، در ساختمان مجاور این دادسرا از سوی یک نهاد امنیتی مورد بازجویی قرار گرفته.
به گزارش هرانا به نقل از کلمه، نرگس محمدی می‌گوید که سیر بازجویی‌هایش در روز گذشته نشان می‌دهد که تمرکز نهادهای امنیتی بر از بین بردن جامعه مدنی و جلوگیری از هرگونه فعالیت از سوی فعالان مدنی است.
این فعال مدنی دیروز در حالی در دادسرای اوین حضور یافت که گوهر عشقی (مادر ستار بهشتی) و برخی از فعالان سیاسی و مدنی او را همراهی می‌کردند. احضار نرگس محمدی به دادسرای اوین پس از حضور او در تجمع اعتراضی مقابل مجلس شورای اسلامی در اعتراض به اسیدپاشی بر زنان اصفهانی و همچنین سخنرانی او در دومین سالگرد جان باختن ستار بهشتی بر مزار این وبلاگ نویس جوان، موجی از واکنش‌ها و گمانه زنی‌ها را ایجاد کرده بود. هرچند او خود می‌گوید که احضاریه‌اش قبل از سالگرد ستار بهشتی و سخنرانی بر مزار او فرستاده شده بود و در باره این مراسم به طور مشخص از او بازجویی نشده است: یک پرونده‌ای را بعد از دیدار من با خانم اشتون باز کرده‌اند ولی واقعیت این است که این پرونده هر روز دارد قطور‌تر می‌شود و هر فعالیتی که من انجام می‌دهم توی‌‌ همان پرونده و ذیل‌‌ همان اتهامات قرار می‌گیرد و برای‌‌ همان پرونده برای من احضاریه می‌آید.
نرگس محمدی پس از دیدار با کا‌ترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا احضار و به اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام متهم شده بود او در مصاحبه با «روز» توضیح می‌دهد: من ۱۷ اسفند ماه ۹۲ دیداری با خانم اشتون داشتم که پرونده‌ای به خاطر همین دیدار برای من تشکیل دادند و سیر امنیتی این پرونده از ۲۴ اسفند توسط نهادهای مدنی شروع شد. این پرونده اردیبهشت امسال وارد سیر قضایی شد و تا امروز برای این پرونده ۵ بار احضاریه گرفته‌ام و دیروز پنجمین باری بود که رفتم. احضاریه اول درواقع احضاریه‌ای بود که مرا علیرغم ممنوع الخروج بودن به موجب این پرونده هم ممنوع الخروج می‌کردند. بعد اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام دو ردیف اتهامی من بود که گفتند و دلایل‌اش ملاقات با خانم اشتون و فعالیت‌های مدنی من بود.
او می‌افزاید: این پرونده به نحوی در دادسرا مطرح است که هرنوع فعالیت من در هر زمانی و در هر چارچوبی، روی این پرونده اضافه می‌شود. بنابراین علیرغم اینکه من مرداد ماه آخرین دفاع را کرده بودم و این پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب ارجاع شده بود اما قاضی صلواتی پرونده را برگردانده بود مبنی بر اینکه تحقیقات ناقص است و متهم باید در اختیار نهادهای امنیتی قرار بگیرد برای اینکه تحقیقات کامل شود. یعنی در واقع دیروز دنبال نوعی بازداشت موقت و بردن توی بندهای امنیتی بودند که به این شکل اجرا شد که توی یکی از اتاق‌هایی که مربوط به نهادهای امنیتی بود تقریبا ۶ ساعت و نیم بازجویی داشتم. ۵۰ سوال از من شد که کاملا و مشخصا در حیطه فعالیت‌های مدنی است که من انجام می‌دهم و خیلی جالب است برای من که مشخصا مربوط به نهادهای مدنی است که من با آن‌ها کار می‌کنم. مشخصا مربوط به لگام است مربوط به کانون شهروندی زنان است و مربوط به کانون مدافعان حقوق بشر.
نرگس محمدی علاوه بر بازجویی از سوی بازپرس شعبه دوم دادسرای اوین، در ساختمان مجاور این دادسرا از سوی یک نهاد امنیتی مورد بازجویی قرار گرفته است. او می‌گوید: برای من احضاریه از طرف دادسرا، شعبه ۲ بازپرسی آمد اما دیروز در واقع دو جا به من رسیدگی شد. یکی بازپرس همین شعبه که پرسش‌هایی مطرح کرد و پاسخ دادم و بعد از ان مرا تحویل یک نهاد امنیتی دادند در ساختمان مجاور دادسرا که بدون حضور بازپرس و توسط ماموران امنیتی بازجویی شدم. اگر بخواهم بازجویی‌هایم را به دو بخش تقسیم بکنم یکی درباره فعالیت‌های من در حوزه مدنی بود. یعنی آنچه که از طرف دولت از مردم خواسته شده که در نهادهای مدنی فعالیت کنند و جامعه مدنی را احیا کنند این الان اتهامی است که دقیقا متوجه من به عنوان فعال مدنی شده. بخش دوم در رابطه با فعالیت‌های حقوق بشری من بود. مثلا قضیه‌ای که برای چند نفر از سنی‌های کرد اتفاق افتاده بود و آن‌ها در آستانه اعدام بودند. خانواده‌‌هایشان آمدند از شهرستان در مقابل قزل حصار و تحصن کردند ما چند نفر از اعضای لگام رفتیم سر زدیم به آن‌ها و دلجویی کردیم. این همیشه در بازجویی‌های من عنوان می‌شود. همین طور تجمع ما در مقابل بهارستان یا همراهی ما با دراویش گنابادی همچنین فعالیت‌های ما در کانون مدافعان حقوق بشر.
او با انتقاد از رویه دولت روحانی در برخورد با فعالان مدنی می‌گوید: من در بازجویی هم گفتم خیلی متاسف هستم بابت این موضوع که در همه جوامع سعی می‌کنند شهروندانشان فعالیت‌های مدنی داشته باشند، توی نهادهای مدنی فعالیت کنند و این باعث می‌شود از هر گونه رفتار هرج و مرج گرایانه یا شورشی یا افراطی در جامعه ممانعت شود. متاسفانه در ایران قضیه برعکس شده و این ویژگی در نهادهای امنیتی دوره احمدی‌نژاد به چشم می‌خورد و متاسفانه در دوره آقای روحانی هم به‌‌ همان عمل می‌کنند. نهادهای مدنی را به رسمیت نمی‌شناسند ومانع فعالیت‌های مدنی در نهادهای مدنی می‌شوند. این یک انتقاد جدی است به دولت آقای روحانی چون نهادهای امنیتی وابسته به دولت هم این گونه با فعالان مدنی برخورد می‌کنند.
نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر می‌افزاید: مثلا در رابطه با حضور ما در مقابل بهارستان من بازجویی شدم تحت عنوان اتهام اقدام علیه امنیت ملی در حالی که تجمع ما در مقابل مجلس در سی‌ام مهر ماه در اعتراض به اسیدپاشی بود و به نظر من این نوعی درواقع عدم توجه به مطالبات افکار عمومی است یعنی درست زمانی که این مدت از اسیدپاشی‌ها می‌گذرد می‌بینید که هیچ برخوردجدی صورت نگرفته یعنی هنوز عاملان، آمران و مسببان این قضیه بازداشت نشده‌اند و به افکار عمومی هم هیچ پاسخ قانع کننده‌ای داده نشده. افکار عمومی کاملا نسبت به این قضیه الان بی‌اطلاع است و این خیلی جالب است که ما که اعتراض به اسیدپاشی کردیم در بهارستان و یک شعار مشخص داشتیم که اسیدپاشی جنایت، دولت مجلس حمایت. دو روز بعد مهدیه گلرو که در این تجمع حضور داشت را بازداشت کردند و مرا دیروز بازجویی کردند. این به نظر می‌رسد که واقعا نسبت به مطالبات مردم حتی در این دولت توجه کافی نمی‌شود به جای اینکه با عاملان اسیدپاشی برخورد کنند با کسانی که معترض این خشونت هستند برخورد می‌کنند. یا نسبت به جامعه مدنی که یکی از شعارهای آقای روحانی بوده، الان فعالان مدنی به خاطر فعالیت‌های مدنی دارند بازجویی می‌شوند و محاکمه می‌شوند و برای آن‌ها پرونده‌های قضایی تشکیل می‌شود.
نرگس محمدی، تحقق جامعه مدنی را از مطالبات اصلی مردم می‌خواند و با اشاره به رفتارهای امنیتی با فعالان جامعه مدنی می‌گوید: من از اردیبهشت امسال تا الان که نیمه آبان ماه است ۸ احضاریه گرفته‌ام. یک پرونده درباره کانون مدافعان که از دادگاه انقلاب سه احضاریه داشتم و بقیه درباره فعالیت‌های مدنی‌ام از طرف شعبه دوم بازپرسی دادسرای اوین. این خیلی زیاد است اما ما عادت کرده‌ایم طی سال‌ها که برای هر چیزی احضار شویم، بازجویی شویم، بازداشت شویم و.. اما با روی کار آمدن آقای روحانی انتظار‌ها این بود که این روند تمام شود و حداقل اینکه کاسته شود اما متاسفانه اینطور نشده. یعنی از اردیبهشت تا الان این تعداد احضاریه‌ها و این حجم بازجویی و دادسرا و دادگاه رفتن برای یک فعال مدنی خیلی سنگین است و این نشان می‌دهد که هنوز حساسیت نسبت به فعالیت مدنی در جامعه ایران از سوی نهادهای امنیتی کم نشده و این البته خیلی جای تاسف دارد و می‌تواند یکی از عواملی باشد که دستاورد ملت ایران را نگذارد به بار بنشیند. تحقق جامعه مدنی یکی از مطالبات اصلی جامعه ایران است و ما از عرصه تئوری و گفتگو در جامعه مدنی عبور کرده‌ایم و وارد فازی شده‌ایم که مردم به طور عملی می‌خواهند کار کنند اما نهادهای امنیتی نمی‌گذارند این مسیر طی شود و این یکی از آسیب‌های جدی دولت آقای روحانی است. این دقیقا نقطه‌ای است که در داخل کشور در نزد افکار عمومی می‌تواند به موفقیت و عدم موفقیت دولت اقای روحانی بینجامد.
او سپس با اشاره به بخشی از بازجویی‌های روز گذشته‌اش در ارتباط با کانون مدافعان حقوق بشر می‌گوید: من گفتم به بازجو که از دی ماه ۸۷ که به طور غیرقانونی و توسط نهادهای امنیتی، کانون مدافعان حقوق بشر پلمپ شد از آن زمان تا الان که آبان ماه ۹۳ است ۶ سال است بابت کانون مدافعان حقوق بشر دارم بازجویی پس می‌دهم. یکی از اعتراضات دیروز من این بود که به یکسری سوالات پاسخ ندادم و از حق سکوت خودم استفاده کردم دلیل‌اش این بود که بابت این سوالت یکبار که نه، در این ۶ سال ده‌ها بار پاسخ داده‌ام. اگر من عضو یک گروه تروریسیتی مثل داعش بودم قطعا یک نهاد امنیتی نه فقط ایران بلکه در هر کشوری بود در این ۶ سال می‌توانست این عنصر تروریسیتی را هویت‌اش را کشف و مجازات کند. من عضو کانون مدافعان حقوق بشر هستم و ۶ سال است بابت نایب رئیسی یا سخنگویی یا عضویت در این کانون بازجویی می‌شوم و حکم می‌گیرم و.. در واقع بخش مهمی از بازجویی‌های امروز من مربوط به کانون مدافعان حقوق بشر بود.
او می‌افزاید: به ماموران امنیتی اعتراض کردم که نزدیک ۵۰ سوال از من کردید و همه مربوط به نهادهای مدنی است. درباره لگام تعداد سوال زیادی کردند لگام یک نهاد مدنی است و چند نفر از چهره‌های شناخته شده برای لغو اعدام یک نهادی تشکیل دادند و یکسری کارهایی در وسع خودشان انجام می‌دهند. شما مقوله اجتماعی و حقوق بشری را تبدیل می‌کنید به بحث امنیتی در حالیکه کاهش اعدام به نفع کشور جمهوری اسلامی ایران است. یا کانون شهروندی که تعدادی از زنان برای رفع تبعیض و خشونت علیه زنان فعالیت می‌کنند خب همین اسیدپاشی خشونت علیه زنان است که به هر دلیلی صورت می‌گیرد و امیدواریم به سرنوشت قتل‌های زنجیره‌ای دچار نشود اما به هر دلیلی دارد صورت می‌گیرد و این نشانگر خشونت علیه زنان است. گفتم به بازجو که شما مساله زن را منطبق بر مسائل امنیتی کردید. اعدام به عنوان مساله حقوق بشری را امنیتی می‌کنید بعد مساله حقوق بشر را مساله‌ای کاملا امنیتی می‌کنید یعنی تمام حوزه‌های مدنی را امنیتی می‌کنید و هیچ حوزه‌ای را برای فعالیت فعالان مدنی مجاز نمی‌شمرید. فکر می‌کنید برآیند این بعد از چند سال به چه فاجعه‌ای می‌تواند منجر شود؟
نرگس محمدی می‌گوید: سیر بازجویی‌های من دیروز نشان می‌داد که در واقع تمرکز نهادهای امنیتی روی از بین بردن جامعه مدنی است یا محدود کردن فعالیت‌های فعالان جامعه مدنی.
مصاحبه با رسانه‌های خارج از کشور از دیگر محورهای بازجویی روز گذشته از این فعال مدنی بوده است: یکی از محورهای بازجویی‌ها مصاحبه‌های ما با سایت‌ها و رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور است. و به نظر من این در تقابل با ازادی بیان است. اگر قرار بود بنا بر ضوابطی که نهادهای امنیتی در داخل عمل می‌کنند این نوع بازجویی‌ها یک نوع ایجاد مانع در راه ازادی بیان است که در داخل نمی‌توانید و با سایتهای خارج هم مصاحبه نکنید.
نرگس محمدی سپس می‌گوید که بازجو از او خواسته است امروز نیز برای بازجویی حضور یابد اما: گفتند این بازجویی‌ها ادامه پیدا می‌کند و از من خواستند امروز دوباره به دادسرا بروم که این بازجویی‌ها توسط این نهاد امنیتی ادامه پیدا کند. گفتم من اینکار را نمی‌کنم مگر اینکه احضاریه قانونی بیاید در غیر این صورت اینکه این بازجویی‌ها به صورت روال دربیاید که من هر روز یک ساعتی را بروم برای بازجویی من نمی‌پذیرم. مگر اینکه احضاریه بیاید و من براساس قانون بروم.
نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و رئیس هیات اجرایی شورای صلح از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شده بود؛ حکمی که در دادگاه تجدید نظر به ۶ سال حبس تعزیری تبدیل شد. «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در گروه‌ها یا جمعیت‌هایی که با هدف بر هم زدن امنیت کشور فعالیت می‌کنند»، اتهامات این فعال حقوق بشر است. او پس از گذراندن ۵ ماه از محکومیت ۶ ساله‌اش به دلیل وخامت وضعیت جسمی با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.
او می‌گوید من با وثیقه چهارصد میلیون تومانی برای مرخصی ده روزه آمدم، بعد گفتند از دادستانی برای برگشتن به زندان تماس می‌گیرند که تاکنون تماس نگرفته‌اند.

کلاس دانشجویان دختر در دولت داعش + عکس

.
انتشار تصویر تعداد زیادی از دانشجویان دختر برقع پوش توسط داعش در یک کلاس درس، واکنش های فراوانی را در فضای مجازی برانگیخته است.
 به گزارش « محبت نیوز» پایگاه خبری الجوار خبر داد ، تروریست های اسلامگرای داعش با انتشار تصویری از حضور دهها دختر دانشجو که با پوشیدن برقع در کلاس درس حاضر شده اند مدعی شد دختران حاضر در تصویر تعدادی از دانشجویان موصل ی هستند که برای ادامه تحصیل خود به اینجا آمده اند.
به نقل از منابع خبری اینترنتی، انتشار این عکس با واکنش تمسخرآمیز بسیاری از کاربران مواجه شده است. این کاربران معتقدند مکان موجود در عکس در هیچ یک از دانشگاه های موصل وجود ندارد و بیشتر شبیه به سالن یک کارخانه است که تبدیل به تالار اجتماعات شده است.
.
همچنین کاربران معتقدند هیچ کلاس درسی نمی تواند این تعداد از دانشجویان را پذیرا باشد زیرا استاد توانایی مدیریت و تدریس در چنین کلاس پرجمعیتی را ندارد.
از سوی دیگر مخالفت کنونی اهالی موصل با تکفیری های داعش که ناشی از رفتارهای افراط گرایانه و تندرو آنها بوده است وجود این مکان را در شهر موصل با تردید مواجه می کند و به احتمال زیاد متعلق به شهر الرقه سوریه است.
گفتنی است تصویر منتشر شده، رکورد نظرات تمسخر آمیز کاربران در رسانه های جهان عرب را از آن خود کرده است.

شبه نظاميان دولت اسلامی «بردگان مسيحی» را قيمت گذاری كردند

.
در مداركی كه توسط شبه نظاميان دولت اسلامی (داعش) منتشر شده است، قوانين معامله بردگان و قيمت های مصوب تصويب شده است. بر طبق شريعت اسلام اسيران بخشی از غنائم جنگی محسوب می شوند.
به گزارش سرویس ترجمه «محبت نیوز»، در مداركی كه توسط شبه نظاميان دولت اسلامي (داعش) منتشر شده است، قوانين معامله بردگان و قيمت های مصوب تصويب شده است. بر اساس اين قوانين هرگونه تخطی از اين دستورالعمل مجازات سختي را در پي دارد
خبرگزاری بارناباس فاند خبر داد، قيمت زنان و دختران مسيحی و يزيدی توسط شبه نظاميان دولت اسلامي (داعش) تعيين شده است، به طور مثال زنان در سنين ٤٠-٥٠ با قيمت ٤٣ دلار، زنان در سنين ٢٠-٣٠ با قيمت ٦٤ دلار تعيين شده است. دختران ١٠-١٢ ساله به قيمت ١٢٨ دلار به فروش می رسند. در اين ميان برای كودكان ٩ ساله كه شامل پسران نيز مي باشند قيمت ١٧٠ دلار آمريكا تعيين شده است.
این خبرگزاری مسیحی افزود،  دولت اسلامی علت صدور چنين دستوراتی را كنترل بازار بردگان اعلام كرده است.

.
در ادامه دولت اسلامی به خريدگان بردگان هشدار داده است از خريداری بيش از ٣ برده خودداری كنند، البته خريدارن خارجی نظير ترك ها و شهروندان اميرنشين های حاشيه خليج فارس از اين قانون مستثني شده اند.
تهاجم هاي سريع نيروهای دولت اسلامی بخش هايی بزرگي از شمال عراق را نصيب اين شبه نظاميان كرده است.
نوك پيكان شبه نظاميان دولت اسلامی بيشتر متوجه غيرمسلمانان و شيعيان است. با شروع پيشروي هاي دولت اسلامي بيش از ١٦٠٠٠٠ مسيحی آواره شدند.
نيروهاي دولت اسلامي (داعش) از مناطق مسيحي نشين شمال عراق اسيرگيري گسترده كرده اند، بر طبق شريعت اسلام اسيران بخشي از غنائم جنگی محسوب شده و مالكين حق دارند به هر نحو دلخواه با آنان برخورد كنند.

۱۳۹۳ آبان ۱۷, شنبه

قرنتیان اول باب ۳ آیه ۱۶ تا ۱۷


   ۱۶ آیا هنوز پی نبرده اید که همه شما با هم ، خانه خدا هستید و روح خدا در میان شما، یعنی در این خانه ساکن است . ۱۷ اگر کسی خانه خدا را آلوده و خراب کند، خدا او را از بین خواهد برد. زیرا خانه خدا مقدس و پاک است ، و آن خانه شما هستید.

پطرس دوم باب ۱ آیه ۳


   ۳ او همچنین‌ با قدرت‌ عظیمش‌، هر چه‌ که‌ برای‌ یک‌ زندگی‌ خداپسندانه‌ نیاز داریم‌، عطا می‌کند و حتی‌ ما را در جلال‌ و نیکویی‌ خود سهیم‌ می‌سازد؛ اما برای‌ این‌ منظور، لازم‌ است‌ که‌ او را بهتر و عمیق‌تر بشناسیم‌.

افسسیان باب ۱ آیه ۴ تا ۵


   ۴ خدا از زمانهای بسیار دور، حتی پیش از آنکه جهان را بیافریند، ما را برگزید تا در اثر آن فداکاری که مسیح در راه ما کرد، از آن او گردیم . خدا از همان زمان ، اراده نمود تا ما را در نظر خود پاک سازد بطوری که حتی یک لکه نیز در ما یافت نشود، تا وقتی در حضور او حاضرمی شویم ، سراپا مدیون محبت او باشیم . ۵ نقشه غیرقابل تغییر خدا همواره این بوده است که ما را در خانواده الهی خود به فرزندی بپذیرد؛ و برای این منظور، عیسی مسیح را فرستاد تا جانش را در راه ما فدا کند. علت این تصمیم فقط این بود که خدا اراده کرده بود این لطف را در حق ما بکند!

حمله و تهدید به اسیدپاشی در یک مهدکودک

خبر گزاری هرانا – طی روز شنبه ۳ آبان ماه یک زن به مهد کودک نیلوفر آبی (واقع در فرهنگ شهر اهواز) با ظرفی که مدعی بود اسید در آن قرار دارد حمله کرد. با آنکه هویت و آدرس وی و همسرش که راننده او بود از سوی مدیران مهدکودک شناسایی و اعلام شده است مسئولان تاکنون اقدام قانونی مناسب را انجام نداده‌اند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح شنبه ۳ آبان ماه سال جاری یک زن که شیشه‌ای در بسته را در دست داشت به مهدکودک نیلوفر آبی واقع در فرهنگ شهر اهواز حمله کرده و کودکان و مربیان این مهدکودک را مورد تهدید به اسیدپاشی قرار می‌دهد.
شوهر زن مهاجم که نقش راننده را ایفا می‌کرد بیرون مهدکودک ایستاده بود و هردوی ایشان از سوی مدیران مهدکودک شناسایی شده‌اند. اکنون که ۱۲ روز از این موضوع می‌گذرد مسئولان انتظامی و قضائی هیچ اقدام موثری در برابر شکایت مدیران مهدکودک انجام نداده‌اند.
سارا حردانی مدیر مسئول مهدکودک در گفتگویی با گزارشگر هرانا گفت: زن مهاجم پس از وارد شدن به داخل مهدکودک تهدید کرد هم مربیان را با اسید می‌سوزاند و هم کودکان را. در این فاصله ما به ۱۱۰ زنگ زدیم. مهاجم سپس به سراغ من آمد و در آشپزخانه مهدکودک شروع به ضرب و شتم و تهدید من کرد. من فقط صورت خود را گرفته بودم تا اگر اسید ریخت بروی صورتم نریزد. زن مهاجم می‌خواست در شیشه را باز کند ولی در باز نمی‌شد…
وی همچنین گفت: پلیس ۱۱۰ بین ۲۵ تا ۳۰ دقیقه طول کشید تا خود را به محل برساند و تا آن‌ها بیایند مهاجمان رفته بودند. پلیس ۱۱۰ از مربیان مهدکودک و همسایگان استشهاد گرفت و رفتند. من خودم دو روز بخاطر شوک وارده در بیمارستان بستری شدم و بعد از دو روز برای شکایت به مراجع قضائی مراجعه کردم. اکنون با وجودی که هر دو مهاجم شناسایی شده‌اند، بازداشت نشده و قاضی گفته من دارم می‌روم مرخصی و شنبه صبح مراجعه کنید.
سارا حردانی در بخش دیگری از سخنانش گفت: من ۱۲ سال است کار کودک انجام می‌دهم و روان‌شناسی کودک خوانده‌ام. اکنون به‌دلیل استرس و عدم رسیدگی قضائی به موضوع مجبور شده‌ایم کار را تعطیل کنیم. من و چندین خانم دیگر از این محل امرار معاش می‌کردیم و عدم رسیدگی مسئولان به این مورد واقعا دردآور است. همه پرسنل مهدکودک رفته‌اند و دیگر خاضر نیستند به سر کار بیایند. بچه‌هایی که آنروز در مهدکودک حضور داشتند همه شکه شده و شب ادراری گرفته‌اند.
وی درپایان گفت: از ۳ آبان تا امروز که ۱۵ آبان است با آنکه ما مهاجمین را معرفی کرده‌ایم اقدامی نکرده‌اند و هنوز عاملین این تهدید آزاد هستند. نمی‌دانم چرا باوجود این اقدام وحشیانه دو انسان روانی در شهر راه می‌روند و نیروی انتظامی و قوه قضائیه اقدامی نمی‌کند.
گفتنی است، فاجعه اسیدپاشی اصفهان و غفلت مسولین از رسیدگی مناسب باعث شده مواردی از جمله آب پاشی و آزار بانوان یا تهدیداتی با استفاده از اسید در هفته های اخیر بیشتر رواج پیدا کند.

جمهوری اسلامی هدیه خدا به روحانیت است

.
امام جمعه موقت تهران گفته خداوند از انسان‌های «خط‌خطی» متنفر است٬ بی‌طرفی در مقابل حق «بی‌شرفی» است و جمهوری اسلامی «هدیه» خدا به روحانیت است.

به گزارش «محبت نیوز» احمد خاتمی٬ امام جمعه موقت تهران گفته خداوند از انسان‌های «خط‌خطی» متنفر است٬ بی‌طرفی در مقابل حق «بی‌شرفی» است و جمهوری اسلامی «هدیه» خدا به روحانیت است.
آقای خاتمی از افرادی که رنگ عوض می‌کنند و به سمت قدرت می‌روند و روزی با «تار و تنبور» عکس می‌گیرند و روی‌هم با «چفیه»٬ با عنوان انسان‌های «خط‌خطی» یاد کرده است.
به نقل از دیگربان، امام جمعه موقت تهران این مطلب را در واکنش به عملکرد گروهی از روحانیون بیان کرده که وارد سیاست نشده‌اند٬ از نظام حمایت نمی‌کنند و به گفته وی «بی‌طرفی» اختیار کرده‌اند.
وی افزوده «بی‌طرفی» دامی برای فرماندهان نظامی٬ روحانیون و دانشگاهیان است و باعث می‌شود آنها وارد سیاست نشوند.
خاتمی در بخش دیگری از سخنانش با دفاع از عملکرد خود در این نظام گفته چنین نظامی هدیه‌ای از سوی خداوند است که همه باید در مسیر آن قرار بگیرند.
این عضو مجلس خبرگان رهبری اضافه کرده به وظایف خود در نظام عمل خواهد کرد و نگران سرنوشتش در صورت فروپاشی جمهوری اسلامی نیست.

ادعای كارشناس مذهبی حکومت: فرمانروایی«ابن زیاد» را يك مسيحی پیشنهاد کرد!

mohammad-r-tabatabaee
یک كارشناس مذهبی جمهوری اسلامی ادعا کرد که نقش جریان مسیحی-یهودی در تربیت یزید بوده و فرمانروایی «ابن زیاد» را يك مسيحی پیشنهاد کرد !
به گزارش « محبت نیوز» حجت‌الاسلام سیدمحمدرضا طباطبایی در اظهاراتی عجيب گفت؛ كشته شدن پيشوای سوم شيعيان ( حسین)  توطئه جريان مسيحی - صهيونیستی بوده است.
وی در مصاحبه با خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران گفت، همان جریان مسیحیت صهیونیستی که امروز مطرح می‌شود، به لحاظ شاخص نژادپرستی در جریان مسیحی یهودی زمان امام حسین نیز وجود داشت و از جمله برنامه‌هایش این بود که یزید را تربیت کند.
مسيحيت صهيونيستی اصطلاح حكومت اسلامی برای توصيف مسيحيان بشارت يافته از جمله مسيحيان فارسی زبان است.
این کارشناس ادیان و مذاهب افزود،" نقش مسیحیت صهیونیستی در تاریخ اسلام به خصوص واقعه کربلا جای بسی تأمل دارد، در واقع کشیشان مسیحی یهودی شرایط را به گونه‌ای ترسیم کردند که حادثه کربلا به وقوع پیوست. وی همچنین ادعا کرد؛ بارزترین فردی که با نقشه طراحی شده کشیشان، تغییرات اساسی مبانی اسلام را دنبال می‌کرد، یزید بود، در واقع یزید با اجازه معاویه تحت تربیت «یوحنا» یا «سرجیوس» قرار گرفت، وی یک کشیش صلیبی صهیونیست (البته به تعبیر امروزی) است، وقتی دید که اوضاع شهر کوفه آشفته شد، سرجیوس (مشاور و محرم اسرار معاویه) به یزید پیشنهاد داد که عبیدالله بن زیاد را به فرمانروایی کوفه برگزیدند و حادثه كربلا رقم خورد.
حجت‌الاسلام طباطبایی پس از این داستانسرایی هيچ اشاره ای به اختلافات مسلمانان كه بعد از درگذشت « محمد» پيامبرمسلمانان آغاز شد نكرد. اختلافات و فرقه بندی های مختلف در دين اسلام پس از فوت «محمد» آغاز شد، اختلافات خونينی که تا امروز نيز قرباني مي گيرد. شدت اختلافات شاخه ها و فرقه های دين اسلام به قدری شديد است كه برخی از آنها تنها چاره را در نابودی طرف مقابل مي دانند.

استاد اصول فقه اسلامی: کلیساها محل مناسبی برای گردشگری نیست

.
در پی مسیحی شدن چند گردشگر سعودی پس از بازدید از کلیساها، یک مبلغ و استاد دانشگاه سعودی، از عربستانی ها خواست هیچگاه به کلیساها نروند!
به گزارش « محبت نیوز» دکتر "محمد السعیدی" استاد اصول فقه در دانشگاه ام القرای عربستان، در طی سخنانی گفت:" که چندین گردشگر سعودی، تنها از سر کنجکاوی و به منظور بازدید از کلیساها، در دام کشیش ها افتاده و مسیحی شدند."
به نقل از العالم دکتر السعیدی در گفت وگو با روزنامه "الحیات" چاپ لندن اظهار داشت: تنها در نیوزیلند 12 سعودی که فقط به منظور کنجکاوی و برای آشنایی با کلیساها وارد آن ها شده بودند، به آئین « مسیحیت » گرویدند.
وی افزود: "هر کس کلیساها را بشناسد، متوجه می شود که این اماکن، محل مناسبی برای گردشگری نیست، زیرا گذشته از مسائل کفرآمیزی که در این کلیساها وجود دارد (تصاویر و تندیس ها)، کشیش هایی نیز در آن ها حضور دارند که از هر فرصت و نقطه ضعفی برای ایجاد شک و تردید در گردشگر مسلمان و دعوت از او برای مسیحی شدن، استفاده می کنند.
استاد اصول فقه در دانشگاه ام القری، با اشاره به گسترش فن آوری و اطلاعات و امکان دسترسی به هرگونه اطلاعاتی درباره کلیساها بر روی اینترنت، از عربستانی ها خواست برای اطلاع یافتن از مسائل مربوط به کلیساها، به جای بازدید از آن ها، به اینترنت مراجعه کنند تا به گفته وی در دام مبلغان مسیحی نیفتند.
"عدم توانايی رهبران دينی مسلمان درپاسخگويی به پرسش های جوانان مسلمان باعث گريز هرچه بيشتر آنان به آيين های ديگر شده است. بسياري از مسلمانان با مقايسه وضعيت اسفناك كشورهای اسلامي و ساير كشورها با دلزدگی از اسلام به دنبال گرويدن به آيين های ديگر هستند، با وجود اينكه چند كشور مسلمان براي كساني كه از اسلام رويگردان شوند مجازات مرگ تعيين مي كنند اما روند خروج از اسلام همچنان صعودی است."

۱۳۹۳ آبان ۱۴, چهارشنبه

یوحنا باب ۶ آیه ۲۷


   ۲۷ اینقدر در فکر چیزهای زودگذر این دنیا نباشید، بلکه نیروی خود را در راه کسب زندگی جاوید صرف کنید. این زندگی جاوید را من به شما می بخشم ، زیرا پدر من ، خدا، مرا برای همین به این جهان فرستاده است .

مزامیر باب ۵۷ آیه ۱


   ۱ ای‌ خدا بر من‌ رحم‌ كن‌! بر من‌ رحم‌ كن‌، زیرا به‌ تو پناه‌ آورده‌ام‌. تا وقتی‌ كه‌ این‌ بلا بگذرد، در زیر بالهایت‌ پناه‌ خواهم‌ گرفت‌.

یوحنا اول باب ۳ آیه ۲۴


   ۲۴ هر که‌ احکام‌ خدا را بجا آورد، با خدا زندگی‌ می‌کند و خدا نیز با او. این‌ حقیقت‌ را از آن‌ روح‌ پاک‌ که‌ خدا به‌ ما عطا فرموده‌ است‌، دریافت‌ کرده‌ایم‌.

امثال باب ۲۰ آیه ۳


   ۳ اجتناب‌ از نزاع‌ برای‌ شخص‌، عزت‌ می‌آورد. فقط‌ آدمهای‌ احمق‌ هستند كه‌ نزاع‌ به‌ پا می‌كنند.