۳۵ بنابراین ، چه اتفاقی ممکن است سبب شود که
مسیح دیگر ما را محبت نکند؟ زمانی که ناراحتی و مصیبتی پیش می آید، و یا
سختی و جفایی روی می دهد، آیا علت آن اینست که مسیح دیگر ما را دوست ندارد؟
و یا زمانی که در گرسنگی و تنگدستی هستیم و یا با خطر و مرگ روبرو می شویم
، آیا اینها نشان دهنده اینست که خدا ما را ترک گفته است ؟ ۳۶ هرگز! زیرا
کتاب آسمانی می فرماید که ما باید آماده باشیم تا بخاطر خدا هر آن با مرگ
روبرو شویم . ما همچون گوسفندانی هستیم که برای سر بریدن می برند. ۳۷ اما
با وجود تمام اینها، پیروزی کامل و قطعی همواره از آن ماست ! چگونه ؟ به
یاری عیسی مسیح که آنقدر ما را محبت کرد که جانش را در راه ما فدا ساخت !
۱۳۹۵ مرداد ۲۷, چهارشنبه
رومیان باب ۵ آیه ۳ تا ۴
۳ اما نه تنها از این بابت شادیم ، بلکه وقتی با
مشکلات زندگی و سختی های روزگار نیز روبرو می شویم ، باز خوشحال هستیم
زیرا می دانیم این سختی ها به خیر و صلاح ما هستند چون به ما می آموزند که
صبر و تحمل داشته باشیم . ۴ صبر و تحمل نیز باعث رشد و استحکام شخصیت ما می
شود و به ما یاری می کند تا ایمانمان به خدا روزبروز قوی تر گردد. چنین
ایمانی سرانجام امید ما را نیز نیرومند و پایدار می سازد،
۱۳۹۵ مرداد ۲۶, سهشنبه
افسسیان باب ۱ آیه ۳ تا ۴
۳ چقدر باید خدا را شکر کنیم ، خدایی که پدر
خداوند ما عیسی مسیح است ، و همه برکات آسمانی را به ما ارزانی داشته ، به
این دلیل که ما از آن مسیح هستیم . ۴ خدا از زمانهای بسیار دور، حتی پیش از
آنکه جهان را بیافریند، ما را برگزید تا در اثر آن فداکاری که مسیح در راه
ما کرد، از آن او گردیم . خدا از همان زمان ، اراده نمود تا ما را در نظر
خود پاک سازد بطوری که حتی یک لکه نیز در ما یافت نشود، تا وقتی در حضور او
حاضرمی شویم ، سراپا مدیون محبت او باشیم .
تشریح مثلهای عیسی / ضیافت عظیم
(لوقا ۱۴:۱۲-۲۴)
از سه شماره گذشته، سلسله مقالاتی را آغاز کردیم در بارۀ تشریح مثلهای خداوند ما عیسی مسیح در چارچوب تاریخی و فرهنگیشان. در این شماره به بررسی داستان "ضیافت عظیم" خواهیم پرداخت که در لوقا ۱۴:۱۲-۲۴ آمده است.ماهها بود که او تدارک آن ضیافت را میدید. انتظار میرفت که آن میهمانی، واقعه مهم آن سال باشد. همۀ جزئیات در نظر گرفته شده بود و هیچ کار انجام نشدهای باقی نمانده بود. هر چقدر فرا رسیدن آن روز بزرگ نزدیکتر میشد، هیجانِ آن جامعۀ روستایی نیز محسوستر میشد. آن روز فرا رسید؛ همه چیز به آرامی پیش میرفت تا اینکه خدمتکارها خبر عجیبی آوردند: میهمانان مایل نیستند بیایند. میزبان مبهوت شد ولی خیلی زود به خادمان خود دستور داد تا میهمانان جدیدی دعوت کنند. هیچ ضیافتی مانند این ضیافت نخواهد بود...
مفهوم ضیافت در میان یهودیان
در خاورمیانه "خوردن نان" با کسی، بهمعنی برقراری رابطهای دوستانه و صمیمانه است. در عهدعتیق، صرف خوراک در یک ضیافت بهنوعی، مفهومِ صرف شام مقدس با خدا را در بر دارد. این شام برای یهودیان حالتی روحانی و نجاتبخش داشت. برای درک این نکته کافی است به متنهایی نظیر اشعیا ۲۵:۶-۹ مراجعه کنیم. این نبوت جزئیاتی را از ضیافت بزرگ خدا در آخرت بیان میکند. اشعیا رویایی را از یک واقعه عالی دید که در آن همۀ مردم دنیا میتوانند در آن ضیافت سخاوتمندانه همراه با خدا شرکت بکنند.جالبترین نکته در مورد این رؤیا، همراهی امتها با یهودیان میباشد. از زمان اشعیا به بعد، رابیها یعنی معلمین یهودی موضوع ضیافت را تغییر شکل داده، با حذف یک نکتۀ مهم، آن را تعلیم دادهاند؛ و آن نکتۀ مهم، حضور امتها بود. در زمان عهدجدید، یهودیان چنین میپنداشتند که آنها بهعنوان قوم برگزیدۀ خدا در آن ضیافت شرکت خواهند داشت، اما انتظار حضور امتها را نداشتند.
علت بیان این مَثَل
این واقعه در یک روز شنبه هنگامی که عیسی در منزل یک فریسی سرشناس برای شام دعوت شده بود، بهوقوع پیوست. هنگام صرف شام، عیسی با بیان یک مثل، تعلیم داد که نشستن در بالای مجلس جز به دعوت میزبان، عملی است نادرست. سپس در ادامه سخنانش فرمود که هنگام برگزاری هر ضیافتی، از افراد فقیر، لنگ و کور دعوت بهعمل آورید تا «در قیامت عادلان به شما پاداش داده شود». هنگامی که یکی از میهمانان این سخنان را شنید، در حالیکه خود را عادل میپنداشت، گفت:«خوشا بحال کسی که در ملکوت خدا غذا خورد.» این شخص تصور میکرد که بهعنوان فرزند ابراهیم و داشتنِ عدالت شخصی، خود به خود میتواند در ضیافت بزرگ ملکوت خدا شرکت کند. عیسی با بیان یک مثل دیگر، زنگ خطری را بهصدا درآورد مبنی بر اینکه چنین تصوراتی میتواند کاملاً اشتباه باشد.
عیسی داستانی در بارۀ نجیبزادهای تعریف میکند که میهمانی بزرگی میدهد، نه به سبک غربی بلکه یک میهمانی سخاوتمندانۀ خاورمیانهای. این میهمانی برای روستاییان آن روزگار، رویدادی هیجانانگیز بهشمار میرفت. ولی مقصود عیسی فراتر از برگزاری صِرف ضیافت بود.
شنوندگانی که به مثل عیسی گوش میدادند، چنین پنداشتند که آن ضیافت هنگام بازگشت ماشیخ خواهد بود و دعوت از آنها برای شرکت در آن قطعی میباشد. یهودیان حتی یک لحظه تصور آن را نمیکردند که امتها و مطرودین و مقهورین جامعه همچون کوران و شلان نیز در آن ضیافت شرکت خواهند کرد.
تدارک ضیافتی بزرگ
مرد ثروتمند همۀ افراد مهم را به این ضیافت دعوت میکند. در آن روزگار در مشرقزمین، امکان رد چنین دعوتهایی غیرممکن بود، زیرا توهینی به میزبان که در واقع کدخدای روستا بود بهشمار میرفت.طبق رسوم آن زمان، علاوه بر اینکه دعوتنامهها مدتی قبل از میهمانی فرستاده میشد، در روز ضیافت نیز دعوت دیگری بهعمل میآمد. دعوت دوم درست قبل از آماده شدن غذا صورت میگرفت و خادمان جهت یادآوری به مدعوین مراجعه میکردند. چنین عملی امروزه نیز در بعضی از مناطق خاورمیانه مرسوم است.
فرد دعوت شده، با قبول دعوتِ اول، منتظر دریافت دعوت دوم میشود. قصور از پذیرفتنِ دعوت دوم، یک اهانت محض به حساب میآید. مدعوینِ ضیافت در این مثل، به جای شرکت در آن میهمانی، "همه بهیک رأی عذرخواهی آغاز کردند"، یعنی بهانهای آوردند تا عدم حضور خود را توجیه کنند.
مزرعهای خریدهام!
اولین عذر و بهانه این است که آن شخص مزرعهای خریده و باید جهت ارزیابی آن برود. این گفته کاملاً بیمعنی است. هیچ کس زمینی را قبل از دیدنش نمیخرد. یک شنوندۀ شرقی، هنگام شنیدن این مثل، فوراً متوجه میشد که حرف آن شخص، نه فقط یک بهانهمسخره، بلکه یک دروغمحض است. میهمانی هنگام شب برگزار میشد و ارزیابی زمین یا مزرعه هنگام شب محال بود. قبول دعوت و سپس قصور از شرکت در آن، در واقع گویای این بود که "برای من زمین مهمتر از مشارکت با تو است".پنج جفت گاو خریدهام!
این گفته نیز بهانۀ ضعیفی است. گاو علاوه بر منافع دیگر، برای شخم زدن مزرعه بهکار میرفت. و اکنون این شخص میگوید که میخواهد "آنها را امتحان کند"، آن هم در شب! این شخص چطور میتوانست جفت و جور بودن حرکات گاوها را در تاریکی تشخیص دهد؟ بعلاوه، او میتوانست تا فردا صبح صبر کند.عذر و بهانۀ این شخص یک توهین بزرگ به حساب میآمد. در واقع او چنین میگفت که حیوانات مزرعهاش اهمیت بیشتری برای او دارند تا مشارکت با آن نجیبزاده.
زنی گرفتهام!
این عذر به نظر بِکر میآید و در ظاهر به نسبت سه مورد قبلی، کاملاً معقول بهنظر میرسد. با وجود اینکه کتابمقدس یک سال آزادی را پس از ازدواج توصیه میکند (تثنیه ۵:۲۴)، اما این معافیت از خدمت نظام بود نه کار. مشکل بتوان شرکت در یک ضیافت و آن هم برای چند ساعت را از این دست دانست. این نیز بهانۀ ضعیفی بود.بهعلاوه مشخص است که آن ازدواج در همان روزی که مرد ثروتمند ضیافت را بر پا کرده، صورت نگرفته است، زیرا در جامعۀ روستایی نمیتوانستند دو میهمانی بزرگ را در یک روز برگزار نمایند. وانگهی، در خاورمیانه حتی امروزه نیز مردان خلاف ادب و ناموس میدانند که در مقابل مردان دیگر، در مورد زن خود صحبت کنند. اما در اینجا مردی را مشاهده میکنیم که با بیمبالاتی در بارۀ زن خود با مردان دیگر صحبت میکند و آن را برخلاف عرف جامعه، عذری میشمارد برای عدم شرکت در یک فعالیت اجتماعی. حتماً آوردن چنین بهانهای باعث خندۀ فراوان شد. مردم حتماً او را مسخره کردند که این شوهر آنقدر از زنش میترسد که حتی نمیتواند در آن برنامۀ مهم شرکت کند. عیسی انتظار دارد که شنوندگانش به این بهانه بخندند. در حقیقت این شخص میگفت که زنش مهمتر است از داشتن مشارکت با میزبان آن ضیافت.
خشم ارباب
در مقابل این بهانهها، خشم میزبان این ضیافت کاملاً قابل درک میباشد. رد کردن دعوت رئیس روستا نهفقط توهین و بیاحترامی به او بود، بلکه بهمعنی رد کردن قدرت و مقام او نیز بود. بهانههای آنها در واقع یک جواب منفی بود که در لفافۀ ادب و تعارفات ریاکارانه پیچیده شده بود.از یک ارباب انتظار میرود که نه فقط خشمگین شود، بلکه در مقام انتقامجویی نیز برآید. در این مثل، میزبان خشمگین میشود؛ اما برخلاف انتظار شنوندگانِ این مثل، دست به اقدام غیرمنتظرهای میزند. او خادمان خود را فرا میخواند و غیر عادیترین کار را به آنها میسپارد، عملی که انتظارش نمیرفت.
دعوت از مطرودین!
این بار خادمان برای دعوت از فقرا، معلولین، شلان و کوران فرستاده میشوند. اگر شما بهعنوان یک یهودی شنوندۀ این مَثَل بودید، مطمئناً از مسیری که این داستان داشت به طرف آن میرفت، وحشتزده میشدید. چطور چنین چیزی ممکن است؟ مطمئناً هیچ نجیبزادۀ محترمی که برگزار کنندۀ ضیافت مجللی است، چنین افرادی را دعوت نمیکند. اما این دستور ارباب بود: بروید و مطرودین جامعه را دعوت کنید تا جای افراد مهم این ضیافت را بگیرند. این کاری است ننگآور.درست پیش از آنکه عیسی این مثل را تعریف کند، گفته بود که هنگام برپایی ضیافتی، بهتر است افراد فقیر، معلول، شل و کور دعوت شوند. با توجه به این نکته که این مثل تصویری از ضیافت مسیحایی است و یهودیان آموخته بودند که مطرودین جامعه از آن ضیافت محروم خواهند بود، بهت و شگفتزدگی شنوندگان بیشتر میشود. اما در اینجا عیسی میگوید که آنها در آنجا خواهند بود و جای افراد مهمی را نیز که دعوت را رد کرده بودند خواهند گرفت. ارباب میگوید: «بروید و آنها را دعوت کنید!»
این ارباب به هیچ عنوان مدیون مطرودین نیست. دعوت او صرفاً عملی است برخاسته از فیض. آنها لیاقت حضور در آن ضیافت را ندارند و او هیچ اجباری برای دعوت از آنها ندارد. این افراد نه بخاطر شایستگی، نفوذ و ثروت خود به ضیافت الهیدعوت شدهاند، بلکهصرفاًبخاطر فیض ارباب.
دعوت از امتها
این مطرودین دعوت را با کمال خوشحالی میپذیرند. خادمان برمیگردند و میگویند که مطرودین آمدند، ولی هنور جا باقی است. در اینجا عیسی میخواهد بازتاب کلماتش را بشنویم: «در خانۀ پدر من منزل بسیار است» (یوحنا ۲:۱۴). هنوز "جای خالی" وجود دارد.ارباب خادمان را با دعوت دیگری روانه میسازد؛ این بار آنها میبایست به "بازارها و کوچههای شهر" و "به راهها و شاهراهها" که خارج از شهر میباشند، بروند و "به الحاح آنها را بیاورند". کسانی که در شاهراهها هستند، اشارهای است به امتها (غیریهودیان)، یعنی کسانی که مورد نفرت رهبران مذهبی یهود بودند.
بر شنوندگان این داستان، دو ضربه وارد شده است: دعوت از شلان و لنگان و فقیران، و دعوت از غیریهودیان؛ این هر دو گروه، در نظر علمای یهود، از برکات خدا محروم بودند. چنین فیضی باورنکردنی است. نکتۀ گیرای آن این است که عیسی در واقع رویای قدیمی اشعیا در مورد شرکت امتها در ضیافت مسیحایی را بازسازی میکند. این مثل برای مسیحیانِ غیریهودی بسیار اهمیت دارد چون وعدۀ شرکت در آن واقعۀ بزرگ را به ما میدهد.
معنی الحاح یا اصرار
کلمۀ "الحاح" (در ترجمۀ جدید: اصرار)، را بعضی از مفسرین قدیمی مورد سوء استفاده قرار دادند تا مردم را بهزور مسیحی کنند. تفسیری که بعد از آگوستین رواج پیدا کرد، این بود که با گذاشتن چاقویی بر گلوی مردم آنها را مجبور میکردند تا بین گرویدن به مسیحیت یا مرگ یکی را انتخاب کنند. چنین تفسیری بیشتر از دیگر تفاسیر کتابمقدس موجب ریخته شدن خون شده است. در نتیجۀ چنین تفسیری بوده که صدها هزار از مردم به قتل رسیدهاند.کلید درک کلمۀ "الحاح و اصرار" در این مثل، در فرهنگ خاورمیانه نهفته است. در فرهنگ شرقی، تعارفات امری است متداول. اگر کسی را به میهمانی دعوت کنید، شخص نباید دعوت را فوراً بپذیرد، بلکه باید بگوید که راضی به زحمت نیست. در مورد صرف غذا نیز همینطور است؛ میهمان نباید بهمحض تعارف میزبان، برای بار دوم غذا را بکشد، بلکه باید دو سه بار، اصرار و انکار صورت بگیرد. رفتاری غیر از این، خلاف ادب است.
آن ارباب میداند که با چه نوع عکسالعملی مواجه خواهد شد. به همین دلیل است که به خادمانش در واقع چنین دستوری میدهد: «خیلی اصرار کنید؛ خیلی تعارف کنید؛ بههر ترتیبی که شده، آنها را راضی کنید که بیایند.» درضمن، ارباب میدانست که آن فقرا و بیگانگان ممکن است باور نکنند که این دعوت واقعی است. برای همین، دستور میدهد که خدمتکارانش اصرار زیاد بکنند. ما امتها، که جایی در ضیافت نداشتیم و مطرود بودیم، و حق شرکت در این ضیافت را نداشتیم، دعوتنامۀ ارباب را دریافت کردیم! چه تفکر پر جلالی!
در فصل ۲۴ انجیل لوقا، در راه عموآس نیز عیسی از روی رسم جامعه، در مقابل اصرار آن دو شاگرد، تعارف میکرد و نمیخواست به خانه ایشان برود. اما آن دو شاگرد موفق شدند او را راضی کنند که به خانهشان برود.
انتظار واکنش
اکنون از شنوندگان مثل انتظار میرود که واکنش نشان دهند: «چرا این ارباب افراد طرد شده را به چنین ضیافت مجللی دعوت کرده است؟» عیسی هشدار نهایی را به شنوندگانش میدهد. آنانی که از ایشان دعوت رسمی بهعمل آمده، داوری خواهند شد مخصوصاً رهبران یهود و فریسیان. معنی ضمنی این هشدارِ واضح این است که اگر دعوت را نپذیرید، جای شما توسط مطرودین و امتها اشغال خواهد شد. عیسی تحقق رؤیای اشعیا را اعلام میکند.پیام این مَثَل برای ما
پیام نخست این است که ضیافت الهی آماده است. هر شخص باید دعوت شود - شما نمیتوانید بهعنوان میهمانِ ناخوانده به ضیافتی داخل شوید. این دعوتنامه تنها به دلیل وجود فیض است نه ثروت، نه اعمال نفوذ و یا شایستگی ما.پیام دیگر این است که برای رد کردن دعوت خدا، هیچگونه بهانهای قابل قبول نخواهد بود. هر گونه بهانهای توهینی به میزبان تلقی خواهد شد. این دعوتی است صرفاً مبتنی بر فیض؛ دعوتی که انتظار نمیرفت و لیاقت آن را نیز نداریم. ما باید با قلبهای فروتن و شکرگزار دعوت را بپذیریم، در غیر اینصورت، باید منتظر واکنش خشمناک میزبان الهی باشیم.
انتشار ویدئوی جدیدی از دختران ربودهشده مسیحی توسط اسلامگرایان بوکوحرام
گروه اسلامگرای بوکو حرام که دو سال پیش دهها دختر دانشآموز را در نیجریه ربود روز یکشنبه ویدئوی جدیدی از این دختران منتشر کرد.

به گزارش
«محبت نیوز» در ویدئوی جدید حدود پنجاه تن از دختران که چادر به سر دارند
دیده میشوند و مرد مسلحی که همراه دختران است از دولت نیجریه میخواهد
برای آزادی این گروگانها، اعضای زندانی بوکوحرام را آزاد کند.
گروه بوکوحرام دو سال پیش در حمله به
مدرسهای در شمال شرق نیجریه بیش از ۲۷۰ دختر را که بیشترشان مسیحی بودند
ربود و حدود دویست تن از این دختران همچنان در اسارت هستند.
بوکوحرام به معنای «تحصیلات غربی حرام»
گروهی ست که در پی تأسیس حکومت اسلامی در شمال نیجریه است و حملاتش در هفت
سال گذشته بیش از هزار و پانصد کشته و دو میلیون آواره برجای گذاشته است.
شبهنظامیان این گروه دختران جوان را
میرباید تا آنها را وادار کند با تغییر دین مسلمان شوند، به ازدواج اجباری
تن در دهند یا از آنها به عنوان برده کار میکشد.
ربودن ۲۰۰ دانشآموز دختر از مدرسهای شبانهروزی در شهر چیبوک، در آپریل سال ۲۰۱۴ انزجار جامعه جهانی را برانگیخته بود.
نیمی از جمعیت نیجریه مسلمان و حدود ۴۸ درصد مسیحی هستند.واکنش ایران به انتشار گزارش آمریکا از وضعیت آزادی مذهب در جمهوری اسلامی
طبق سنوات گذشته جمهوری اسلامی هرگونه گزارش در مورد نادیده گرفته شدن حقوق اقلیتهای دینی در ایران را بیمحتوا دانست.

به گزارش
«محبتنیوز» به دنبال انتشار گزارش سالانه وزارت خارجه آمریکا درباره وضعیت
آزادی مذهب در جمهوری اسلامی سخنگوی وزارت خارجه ایران، آن را «غیر مستند،
اغراق آمیز و غیر سازنده» خواند و گفت که این گزارش «بر مبنای اغراض
سیاسی» تدوین شده است.
به گزارش خبرگزاری ایرنا بهرام قاسمی
سخنگوی وزارت خارجه ایران، این گزارش را «ادعاهای تکراری و غیرمستندی»
خواند که «بر مبنای خصومت و اغراض سیاسی» تدوین و انتشار یافته اند.
وی تأکید کرد که ایران هرگونه
«بهرهبرداری سیاسی به بهانه مسئله حقوق بشر» نسبت به کشورهای مستقل که «در
جهت منافع سیاسی برخی قدرتها انجام میگیرد» را «امری خلاف موازین حقوق
بشر» دانسته و آن را محکوم میکند.
قاسمی همچنین با اشاره به گزارشهای سازمان
ملل در ارتباط با به گفته او «نقض گسترده حقوق اقلیتهای مذهبی در آمریکا
به ویژه مسلمانان»، مدعی گردید که دولت آمریکا «به جای اندرز دیگر کشورها
به موارد نقض فاحش حقوق مسلمانان خود توجه کند».
وزارت امور خارجه آمریکا روز چهارشنبه ۲۰
مرداد، گزارش سالانه درباره آزادیهای دینی در جهان را منتشر کرد که در آن
همچون سالهای پیش در مورد ادامه محدودیتهای تحمیلی به اقلیتهای مذهبی در
کشورهای گوناگون و از جمله ایران تأکید شده است.
گزارش دولت آمریکا به نقل از مرکز اسناد
حقوق بشر ایران میگوید که تا پایان سال گذشته میلادی، دستکم ۳۸۰ تن از
اقلیتهای مذهبی در زندانهای جمهوری اسلامی زندانی بوده اند که حدود ۲۵۰ تن
از آنان سنی مذهب، ۸۲ تن بهایی، ۲۶ تن نوکیشان مسیحی و ۱۶ تن صوفی و دو تن
زرتشتی هستند.
جمهوری اسلامی ایران مدعی است که تمامی
اقلیتهای دینی این کشور برابر قانون از حقوق برابر بر خوردارند و هیچگاه
هیچ یک از گزارشهای حقوقی در این مورد را تصدیق نکرده است.
مجسمه “مسیح نجات دهنده” جاذبه کم نظیر شهر ریو
شهر ریو دوژانیرو موسوم به ریو دیدنی های فراوانی دارد که از مهمترین آنها مجسمه مسیح است.

به گزارش «محبت نیوز» مجسمه مسیح نجات دهنده یکی از “عجایب هفتگانه جدید” است. این مجسمه بالای کوه حدود ۷۰۰ متری کورکووادو واقع شده است. ارتفاع مجسمه بدون پایه آن ۳۰ متر و با پایه ۳۸ متر است. مجسمه زمانی که ابرها پایین نباشند از اکثر مناطق عمده شهر ریو معلوم است.
به گفته صدای آمریکا، مجسمه مسیح نماد مسیحیت و نماد اصلی شهر ریو به شمار می رود. تصویر آن در کتاب ها و مجلات و امروزه در سایت های اینترنتی زیادی منتشر شده است و توانسته به جهانی تر شدن شهر ریو کمک کند.
کار احداث این مجسمه در سال ۱۹۲۲ آغاز شد و در سال ۱۹۳۱ پایان یافت.
همه ساله صدها هزار نفر از این مجسمه دیدن می کنند.
برای دیدن مجسمه مسیح از نزدیک می توان از ترن کوروادو استفاده کرد که گردشگران را از پایین کوه به نزدیک مجسمه می برد.

به گزارش «محبت نیوز» مجسمه مسیح نجات دهنده یکی از “عجایب هفتگانه جدید” است. این مجسمه بالای کوه حدود ۷۰۰ متری کورکووادو واقع شده است. ارتفاع مجسمه بدون پایه آن ۳۰ متر و با پایه ۳۸ متر است. مجسمه زمانی که ابرها پایین نباشند از اکثر مناطق عمده شهر ریو معلوم است.
به گفته صدای آمریکا، مجسمه مسیح نماد مسیحیت و نماد اصلی شهر ریو به شمار می رود. تصویر آن در کتاب ها و مجلات و امروزه در سایت های اینترنتی زیادی منتشر شده است و توانسته به جهانی تر شدن شهر ریو کمک کند.
کار احداث این مجسمه در سال ۱۹۲۲ آغاز شد و در سال ۱۹۳۱ پایان یافت.
همه ساله صدها هزار نفر از این مجسمه دیدن می کنند.
برای دیدن مجسمه مسیح از نزدیک می توان از ترن کوروادو استفاده کرد که گردشگران را از پایین کوه به نزدیک مجسمه می برد.
۱۳۹۵ مرداد ۲۱, پنجشنبه
عظمت بینهایت قوت او

برای پولس رسول، عظمت بینهایت قوت خدا در قیام مسیح از مردگان متجلی شده بود. مسیح بهعنوان پسر خدا، از طبیعت الهی برخوردار بود و قدرت و جلال الهی در کلام و اعمالش دیده میشد. در رویارویی او با دیوها، امراض و بیماریها، طبیعت و حاکمان و سردمداران این جهان، همواره قدرت الهی به شکلی آشکار متجلی میشد اما در هیچ کدام از این رویاروییها قدرت الهی با جلال و عظمتی که در قیام مسیح از مردگان آشکار گشت، دیده نشد. مسیح در قیام خود از مردگان بر شیطان و نیروهای تاریکی و نیز بر حاکمان و سردمداران این جهان و نیز بر مرگ به شکل کامل و قطعی پیروز گشت و با نشستن بر دست راست خدا و با قرار گرفتن در مقامی برتر از همه ریاستها و قوتها و قدرتها این پیروزی را بر همگان اعلام نمود.
در قیام مسیح آنچه که از بدو ورود مسیح به جهان آغاز شده بود، به کمال رسید و پیروزی قطعی او بر گناه و نیروهای شرارت و تاریکی حاصل شد و نقشه الهی برای نجات انسان به اوج خود رسید. خدا در خلقت جهان و کائنات نیروی فوقالعاده عظیمی را به کار گرفت و امروزه که ما در مورد ابعاد و خصوصیات جهان مخلوق به تفحص و پژوهش میپردازیم و هر چه بیشتر آن را میشناسیم، از عظمت قدرت خدایی که این جهان را خلق کرده است بیشتر متعجب میشویم.
خدا همان قدرتی را که برای خلقت جهان و کائنات به کار گرفته بود، برای برخیزانیدن مسیح از مردگان به کار گرفت. قیام مسیح از مردگان نه فقط زنده شدن پسر خدا از میان مردگان بلکه طلیعه آغاز خلقتی جدید و عصری نوین میباشد که در آن، دیگر چیزهای کهنه جایی ندارند. مسیح در واقع نوبر آن خلقت تازهای است که خدا در تقابل با خلقت کهن آن را بوجود آورده است. مسیح در تعالیم خود از این خلقت نوین بهعنوان پادشاهی الهی سخن میگوید. در این خلقت و پادشاهی جدید، دیگر مرگ و گناه و شرارت جایی ندارند و بجای جهانی سقوط کرده که در آن ارادۀ انسانی در تقابل با اراده الهی قرار میگیرد، هستی نوینی پدیدار میشود که همه چیز در آن مطابق ارادۀ الهی تنظیم شده است و ارادۀ انسانی کاملاً مطیع ارادۀ الهی میباشد.
هنگامی که شاگردان پس از قیام مسیح با او روبرو شدند، به سختی توانستند او را بشناسند. یکی از دلایل این امر را میتوان شک و ناباوری آنان در مورد قیام مسیح از مردگان دانست. اما دلیل دیگر این امر، این بود که آنان با هستیای متفاوت و ساحتی کاملاً ناآشنا روبرو بودند. و چشمان آنان به اولین نوبر هستی شگرف و پر جلال و رهایی یافته از بندهای فساد و اضمحلال مینگریست. آری، خدای پدر همه قدرت خود را در مسیح به کار گرفته بود تا در صلیب او به خلقت کهنه پایان بخشد و خلقتی تازه را بوجود آورد و به شکل غایی و قطعی شیطان و مرگ و شرارت را مغلوب سازد.
با خواندن سطور فوق شاید تا حدی بتوانیم درک کنیم که منظور پولس از گفتن این امر که عظمت بینهایت قوت خدا در مسیح عمل کرده است، چیست. اما پولس همچنین میگوید که این قوت عظیم در مؤمنین نیز عمل میکند. پولس میخواهد این نکته برای ایمانداران افسس آشکار شود که همان قدرت عظیمی که مسیح را از مردگان برخیزانید، در ایمانداران نیز عمل میکند. بهعبارت دیگر، عظمت بینهایت قدرت الهی که با قیام مسیح به شکل قطعی و نهایی بر شیطان و شرارت پیروز شد و مسیح را در مرتبه و مقامی عالی بر دست راست خود قرار داد، میتواند در ایمانداران نیز عمل کند تا آنان بر شیطان و گناه و شرارت غالب شوند و بهعنوان فرزندان خدا و همراه با مسیح در جایهای آسمانی بنشینند (افسسیان ۲:۶). آری، کلام خدا ما را دعوت میکند تا به قیام مسیح بنگریم و در آن عظمت بینهایت خدا را مشاهده کنیم. اما کلام خدا همچنین ما را دعوت میکند تا این حقیقت را عمیقاً درک کنیم که همان قدرت بینهایت الهی میتواند در ما نیز عمل کند و آنچه که برای مسیح اتفاق افتاد میتواند برای ما نیز بهوقوع بپیوندد.
آری، ما دعوت شدهایم تا در زندگی روحانی خود هر روز بیشتر قدرت قیامت مسیح را تجربه کنیم. ما در ابتدای زندگی روحانی خود یعنی در تولد تازه قوت قیامت مسیح را تجربه میکنیم، اما عظمت بینهایت قوت الهی پدیدهای نیست که تنها یکبار آن را تجربه کنیم و پولس به ایمانداران افسس که قطعاً تولد تازه را داشتند، مینویسد که برایشان دعا میکند تا خدا روح حکمت و کشف را به آنان عطا کند تا ایشان این حقیقت را عمیقاً درک کنند. پولس میدانست که درک این حقیقت از سوی ایمانداران افسس میتواند زندگی روحانی آنان را دگرگون کند زیرا ایمانداری که به چنین درکی دست یافته باشد میداند که حدی برای عملکرد قوت الهی نیست و قوت عظیم خدا میتواند همانگونه که در مسیح عمل کرد، در او نیز عمل کند. آری، ما نیز نیاز داریم تا این حقیقت را بهتر درک کنیم و عید قیام فرصتی برای تأمل و تعمق در مورد این حقیقت متبارک میباشد. خداوند روح حکمت و کشف را به ما عطا فرماید تا "عظمت بینهایت قوت" او را تجربه کنیم.
مقامات کلیسای پنطیکاستی روسیه خواستار رسیدگی به وضعیت سه زندانی مسیحی در ایران شدند
پس از دو سازمان مسیحی در آلمان
اینک مقامات ارشد مسیحیان پنطیکاستی روسیه با ارسال نامه ایی به سفیر
ایران خواستار رسیدگی به وضعیت زندانیان مسیحی تبعه آذربایجان در ایران
شدند.

به گزارش «محبتنیوز»
به دنبال دستگیری سه شهروند مسیحی اهل کشور آذربایجان توسط نیروهای امنیتی
جمهوری اسلامی، اسقف اعظم مسیحیان پنطیکاستی روسیه از جمهوری اسلامی
خواستار پیگیری پرونده آنها شد.
خبرگزاری روسی «اسپوتنیک»در اینباره نوشت
دفتر مطبوعاتی اتحادیه مسیحیان پنطیکاستی روسیه متن پیام «سرگئی
ریاخوفسکی»، اسقف اعظم مسیحیان پنطیکاستی و عضو مجلس اجتماعی روسیه به مهدی
سنایی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه را منتشر کرد.
اسقف سرگئی ریاخوفسکی در این نامه سفیر
ایران را در جریان دریافت نامهای از طرف «رسیم خلیلوف» کشیش ارشد یک
کلیسای جمهوری آذربایجان موسوم به «کلمه زندگی بخش» قرار داد.
در این نامه عنوان شده که دو کشیش این
کلیسا در باکو به نامهای «الدار قربانوف» (۴۸ ساله)، «یوسف فرهادوف» (۵۲
ساله) و «بهرام نسیبوف» کشیش و مترجم ۳۶ ساله به دعوت دوستان ایرانی خود
روز ۲۲ ژوئن سال ۲۰۱۶ وارد تهران شدند تا در یک مراسم نامزدی شرکت کنند.
هدف سفر آنها، بازدید دوستانه بود و قصد
تبلیغات دینی نداشتند اما روز ۲۴ ژوئن سال ۲۰۱۶ در جریان مراسم جشن نامزدی
توسط مأموران امنیتی بازداشت شدند و خویشاوندانشان تا به حال هیچ خبری
درباره سرنوشت آنها ندارند.

در بخشی از این گزارش عنوان شده هر سه
مسیحی آذربایجانی متأهل و بچهدار هستند. پسر یوسف فرهادوف معلول و دچار
سندروم داون است. خویشاوندان روحانیان آذربایجانی به شدت نگران سرنوشت
شوهران، فرزندان و پدران خود هستند.
پیش از این نیز «جامعه بینالمللی برای
حقوق بشر» (IGFM) و «آژانس خبری پروتستانها» (idea) که در آلمان فعال
هستند در نامهای به حسن روحانی، رئیس جمهور ایران خواستار آزادی این افراد
شدند.
همچنین نوکیش مسیحی ایرانی « ناصر نورد
گُل تپه» ۴۵ ساله از دیگر بازداشت شدگان این مراسم بوده است که بصورت
جداگانه مورد بازجویی قرار گرفت، اما اکنون پس از گذشت نزدیک به یکماه خبری
از محل نگهداری و وضعیت سلامت او در دست نیست.
خانواده بازداشت شدگان مسیحی اهل جمهوری
آذربایجان که در باکو ساکن هستند از زمان بازداشت این افراد، قادر نبوده
اند که با همسرانشان تماسی داشته باشند.
تاکنون فقط دو بار به یکی از آنان اجازه
داده شد که به همسرش در جمهوری آذربایجان زنگ بزند. وی در این تماس تلفنی
کوتاه به همسرش گفته است «که ما هر سه نفر سالم هستیم و با هم در یک محل
نگهداری میشویم.»از سرنوشت و محل نگهداری نوکیش مسیحی «ناصر گُل تپه» نیز
هنوز اطلاع دقیقی در دست نیست.
دیگر نوکیش مسیحی «نازیلا حمیدف» شهروند
دوتابعیتی ایرانی-آذربایجانی است که از دیماه سال گذشته به اتهام «جاسوسی»
بازداشت شد درحال حاضر در بند زنان زندان اوین نگهداری میشود.
این نوکیش مسیحی در حال حاضر در شرایط
بلاتکلیفی با قرار موقت بازداشت قرار دارد. نازیلا حمیدف شهروند
آذربایجانی-ایرانی از دیماه سال ۹۴ بعد از شرکت در کنفرانس ایران،
ترکمنستان-تاجیکستان در تهران بازداشت شده است.
دعای آیت الله قرهی برای نابودی مسیحیت و یهودیت !
مدیر یکی از حوزههای علمیه قم برای نابودی همه آئینها و مذاهب و ادیان به جز اسلام شیعه آروزی نابودی کرد.

به گزارش«محبت نیوز»
یک ماه پس از نیمه شعبان که به باور شیعیان روز تولد امام دوازدهم (مهدی
غایب) است خبرگزاری دولتی مهر اقدام به انتشار متن سخنرانی آیت
الله «روحالله قرهی» کرده که در آن به ناله و نفرین مسیحیان تبشیری
پرداخته و از خدا و مهدی منجی خواسته آنان را نابود بگردانند.
«روحالله قرهی» در متن کامل سخنرانی خود
که خبرگزاری مهر آن را منتشر کرده گفته «خدایا! به اولیاء و انبیائت قسمت
میدهیم، این به ظاهر تبشیریهای یهود و نصارا رسوا و نابود بگردان، جوانان
عزیز ما را از گزند افکار پلید آنها محافظت بفرما.»
قرهی که گویا مدرک دکترا دارد و مدیر یکی
از حوزههای علیمه قم است در بخش دیگری از سخنرانی خود گفته وهابیت ملعون و
بهائیت ملعون دو بازوی یهود هستند و دعا کرده آنها هم قلع و قمع شوند.
در آخر هم گفته تمام بشر، امت واحده، برای
امام واحد هستند و دعا کرده امام دوازدهم زودتر ظهور کند و دشمنان او که
در رأس آن صهیونیسم جهانی و یهود است ریشهکن شوند.»
حمله امام جمعه سرخس به مسیحیان از تریبون رسمی نماز جمعه
در روزهای گذشته این چندمین بار است که در استان خراسان رضوی به مسیحیان از تریبونهای رسمی حمله میشود.

به گزارش
«محبت نیوز» امام جمعه موقت سرخس، از شهرستانهای استان خراسان رضوی گفته
«ایران اسلامی در موقعیت جنگ احزاب قرار دارد و یهودیان، مسیحیان و برخی
اعراب منطقه برای جنگ احزاب علیه جمهوری اسلامی با هم متحد شدهاند»!
چندی پیش شیخ علی اصغر شریعتی در خطبههای
نماز جمعه در آن شهرستان به اظهارات علیخامنهای استناد کرده و گفته «در
غزوه احزاب قبیلههای مختلف عرب با یهودیان و مشرکین دست به یکی شدند برای
اینکه با پیامبر اسلام مقابله کنند.»
او روایتی هم تعریف کرده که مشخص نیست باید امروز هم چنین واکنشی نشان داد یا خیر!
او گفت «در جنگ احزاب به پیشنهاد سلمان
فارسی خندق ایجاد کردند که پنج پهلوان عرب توانستند از خندق عبور کنند و
عمر بن عبدود یکی از آنها بود و تنها کسی که مقابل عمر بن عبدود ایستاد
امام علی بودند و او را شکست دادند.»
او به کودتای ترکیه هم اشاره کرده و گفته
«هم اکنون در ترکیه وضعیت فوق العاده و خفقان حاکم است البته هر چی از این
شرایط برای ترکیه پیش بیاد حق ترکیه است به خاطر اینکه نیروهای داعش را
حمایت کرد و در کشتن مردم و کودکان مظلوم سوریه دست دارد.»
در روزهای گذشته این چندمین بار است که در
استان خراسان رضوی به مسیحیان از تریبونهای رسمی حمله میشود. این شیخ در
منبر خود به طور مشخص اشاره نکرده چطور یهودیان و مسیحیان اعراب مسلمان
وهابی با یکدیگر علیه ایران متحد شدند!
۱۳۹۵ مرداد ۱۵, جمعه
عبرانیان باب ۹ آیه ۱۴
۱۴ چقدر بیشتر خون مسیح ، زندگی و قلب ما را
دگرگون خواهد ساخت . قربانی مسیح ما را از شریعت و احکام بی روح سابق رهایی
می دهد و در ما این میل را ایجاد می کند که با اشتیاق قلبی خدا را خدمت
کنیم . زیرا مسیح نیز که کامل و بدون گناه بود، به کمک روح پاک و ابدی خدا،
خود را با کمال میل به خدا تقدیم کرد تا در راه گناهان ما فدا شود.
افسسیان باب ۴ آیه ۱۵ تا ۱۶
۱۵ بلکه با عشق و علاقه ، همواره در پی راستی
خواهیم رفت . راست خـواهیم گفت ، راست عمل خواهیم کرد و راست خواهیم زیست
تـا به این ترتیب ، بتدریـج در هـر امری مانند مسیـح شویم که سر کلیسا می
باشد. ۱۶ تحت هدایت مسیح است که تمام اعضـای بـدن او، یعنـی کلیسـا، در
جـای خـود قرار می گیرنـد. هـر اندام با روش خاص خود، به اندامهای دیگر کمک
می کنـد، بطـوری که تمام بدن در تندرستی کامل و پر از محبت ، رشـد می
نماید.
افسسیان باب ۱ آیه ۳ تا ۴
۳ چقدر باید خدا را شکر کنیم ، خدایی که پدر
خداوند ما عیسی مسیح است ، و همه برکات آسمانی را به ما ارزانی داشته ، به
این دلیل که ما از آن مسیح هستیم . ۴ خدا از زمانهای بسیار دور، حتی پیش از
آنکه جهان را بیافریند، ما را برگزید تا در اثر آن فداکاری که مسیح در راه
ما کرد، از آن او گردیم . خدا از همان زمان ، اراده نمود تا ما را در نظر
خود پاک سازد بطوری که حتی یک لکه نیز در ما یافت نشود، تا وقتی در حضور او
حاضرمی شویم ، سراپا مدیون محبت او باشیم .
سایههای تحجر در مریوان، از دوچرخه سواری تا سونوگرافی گناه است !
امام جمعه مریوان در اظهاراتی علاوه بر دوچرخه سواری زنان به سونوگرافی هم ایراد گرفت.

به گزارش
«محبتنیوز» اخباری که از شهر «مریوان» در استان کردستان به گوش میرسد
گویا این شهر نه تنها به لحاظ قومیت کُرد و حضور اقلیتهای سنی از سوی
حکومت تحت فشار است بلکه شهروندان آن با نوع جدیدی از تحجر روبه رو شده اند
که رها شدن از آن به این سادگیها ممکن نیست.
یک هفته پس از آنکه دادستانی و نهادهای
امنیتی گروهی از دختران دوچرخهسوار در این شهر را که قصد داشتند در کمپین
«سهشنبه پاک» در شهر مریوان در پنجم مرداد شرکت کنند دستگیر و پس از تعهد
کتبی آزاد کرد، حالا امام جمعه این شهر در اظهاراتی عجیب از سونوگرافی زنان
انتقاد کرده است!
«ماموستا مصطفی شیرزادی» از امامان جماعت
اهل تسنن گفته «هیچ معنایی ندارد زن با بدن نرم و شل مردی در خلوت دستگاه
روی او بچرخاند که کجایت درد می کند، دین کی چنین چیزی می گوید؟»
اینکه واکنش نسبت به دوچرخه سواری و
سونوگرافی زنان تا چه میزان اهمیت بیشتری از اعدام حدود ۲۰ شهروند اهل تسنن
در زندانها دارد مشخص نیست، اما آنچه آشکار است از نظر این امام جمعه اهل
سنت مریوان این قبیل مسائل مهمتر از اعدام خاموش دهها سنی در زندانهای
جمهوری اسلامی است.
البته «ماموستا مصطفی شیرزادی» حساسیت
ویژهای به اندام زنان دارد چرا که هشتم مرداد ماه به طور رسمی اعلام کرد
«دوچرخه سواری زنان در ملاء عام گناه و عیب آن این است که ران و بدنش که
روی دوچرخه نمایان است»
همزمان با این اظهارات متحجرانه رقابتهای
المپیک ۲۰۱۶ ریو برزیل آغاز شده و صدها ورزشکار زن در رشتههای مختلف
ورزشی حضور دارند و هیچ مقام دینی و مذهبی دنیا از تحریک شدن افراد سخن
نگفته است.
اقدامات دولت اسلامی پاک کردن چهره مسیحیت از زمین است
هدف اقدامات تروریستی دولت اسلامی(داعش) پاک کردن چهره مسیحیت از زمین است.
به گزارش«محبت نیوز»،
گروه تروریستی داعش اعلام کرد که رهبران کلیساها از جمله پاپ فرانسیس،
رهبر کاتولیکهای جهان، مقامات کلیسای ارتدوکس یونان و مسیحیان قبطی را هدف
قرار خواهد داد .
به نوشته روزنامه اکسپرس، داعش در پندی به
پیروان و اعضای خود گفته است: «نصیحت و کلام آخر ما به شما در رابطه با
عملیاتهایتان این است که برنامههای خود را پچیده نکنید بلکه در عوض آنها
را ساده و موثر نگه دارید. اگر میتوانید اسلحه به دست آورید، این کار را
انجام دهید و هر چه سریعتر از آن در مکانی که بیشترین لطمه و هراس را به
وجود میآورد استفاده کنید و مرگ و مجروحیت را برای دشمنان خدا و کافران به
ارمغان آورید. درست همان طور که آنها مسلمانان را در سرزمینهای اسلامی
وحشت زده میکنند شما نیز باید این کافران را در سرزمینهای خودشان وحشت
زده کنید».
این پیام داعش که شامل ۴۵ هزار واژه است
افرادی را که قهوه مینوشند و کفشهای تیمبرلند میپوشند نیز هدف گرفته و
عنوان داشته است: جان کلام این است که تروریسم ما با جنگ، بیرحمی و خشونت
همراه است.
- ب
روزنامه نگاران لیبرال دوست دارند که شما
باور کنید ما کارهایمان را انجام میدهیم چرا که هیولایی هستیم که
اقداماتمان هیچ منطقی ندارد اما حقیقت این است که ما به یک جنگ محاسبه شده
که غرب فکر میکرد باید سالها پیش پایان مییافت ادامه میدهیم و آن را
تشدید خواهیم کرد.
«مسیحیان » هدف اصلی رهبر جدید بوکوحرام !
بوکوحرام نخستینبار در سال ۲۰۱۴ با ربودن ۲۷۶ دختر دانشآموز مسیحی توجه جهانی را به خود جلب کرد.

به
گزارش «محبت نیوز» طبق گزارش رسانه وابسته به گروه دولت اسلامی، ابو مصعب
البرناوی، سخنگوی سابق بوکوحرام جایگزین ابوبکر شیکاو شده است که از سال
۲۰۰۹ رهبری بوکوحرام را به عهده داشت.
برناوی پس از این انتصاب ادعا کرد گروه وی
به عنوان «نیرویی که بتوان روی آن حساب کرد» باقی میماند و افزود:«
مبارزه با کشورهای غرب آفریقا ادامه خواهد داشت».
وی با اشاره به کشورهای غرب آفریقا گفت:
«آنها به شدت به دنبال مسیحیکردن جامعه هستند … آنها با بهرهبرداری از
شرایط کسانی که به علت جنگ ادامه دار آواره شدهاند برای آنها غذا و سرپناه
فراهم میکنند و بعد فرزندانشان را مسیحی میکنند.»
البرناوی افزود بوکوحرام با «تلههای انفجاری و منفجرکردن هر کلیسایی که ما بتوانیم به آن دست یابیم» به این تهدید پاسخ میدهد.
گروه بوکوحرام که نام آن به معنای «حرامبودن آموزش غربی» است، هدف خود را سرنگونی دولت نیجریه اعلام کرده است.
اشتراک در:
پستها (Atom)









