۱۳۹۵ شهریور ۲۴, چهارشنبه

افسسیان باب ۵ آیه ۲۵ تا ۲۷


   ۲۵ و اما شما ای شوهران ، همسران خود را همانطور دوست بدارید که مسیح کلیسای خود رادوست داشت . او حاضر شد جانش را فدای کلیسا کند، ۲۶ تا آن را مقدس و پاک سازد و با غسل تعمید و کلام خدا آن را شستشو دهد، ۲۷ و به این ترتیب بتواند کلیسایی شکوهمند و پاک برای خود مهیا سازد که هیچ لکه و چروک یا عیب و نقصی در آن دیده نشود.

افسسیان باب ۱ آیه ۳ تا ۴


   ۳ چقدر باید خدا را شکر کنیم ، خدایی که پدر خداوند ما عیسی مسیح است ، و همه برکات آسمانی را به ما ارزانی داشته ، به این دلیل که ما از آن مسیح هستیم . ۴ خدا از زمانهای بسیار دور، حتی پیش از آنکه جهان را بیافریند، ما را برگزید تا در اثر آن فداکاری که مسیح در راه ما کرد، از آن او گردیم . خدا از همان زمان ، اراده نمود تا ما را در نظر خود پاک سازد بطوری که حتی یک لکه نیز در ما یافت نشود، تا وقتی در حضور او حاضرمی شویم ، سراپا مدیون محبت او باشیم .

قوت قیامت مسیح‌


رستاخیز مسیح به‌عنوان رخدادی منحصربفرد در نقطه اوج عملکرد مقتدر خدا در تاریخ نجات‌، معانی و دلالت‌های گوناگونی برای الهیات مسیحی دارد. شهادت رسولان بر آن‌، تشریح و تبیین ابعاد گوناگون آن در عهدجدید، و درک مسیحیان ازمنه گوناگون از این رخداد که براساس تأملات‌، ژرف‌کاویها و نیز تجربه روحانی شخصی‌شان استوار بوده‌، ما را در برابر تصویری با شکوه و در عین حال اسرارآمیز و دیریاب از واقعه‌ای قرار می‌دهد که زندگی روحانی ما را در همه ابعادش یکسره می‌تواند دگرگون سازد. به این رخداد، از ابعاد و وجوه گوناگون می‌توان نگریست‌. در این نوشتار نیز تأملاتی در معانی آشکار و نهان این رخداد خواهیم داشت‌.

صلیب و قیام‌

صلیب‌، اوج خالی شدن مسیح‌

صلیب مسیح و رستاخیز وی رابطۀ تنگاتنگی با هم دارند و درک یکی از آنها جدا از دیگری به شکل کامل ممکن نیست‌. مسیح به‌عنوان پسر مجسم خدا، که از بدو ورودش به این جهان خویشتن را خالی کرده و صورت غلام به‌خود گرفته بود، این فرآیند را در صلیب خود به اوج خود رساند. یا به‌عبارتی‌، مفهوم خالی شدن از جلال الهی‌، بیش از هر زمان دیگری در زندگی مسیح‌، در صلیب او نمود می‌یابد. خداوند جلال‌، خسته و مضروب و دردمند، در حالی که خون از سر و روی و دستها و پایهای وی جاری است‌، تنها در میان کاهنان یهودی و سربازان رومی‌، در شرایطی قرار گرفته است که از چشم انسانی هیچ اثری از جلال و قدرت الهی در او دیده نمی‌شود و قادر به رهانیدن خود از این شرایط مصیبت‌بار نیست‌. نه تنها برای دشمنان او بلکه برای پیروان او نیز پذیرش این که او مسیح موعود و پسر خدای تعالی است‌، در چنین شرایطی به یاوه و ادعایی هذیان‌آلود می‌مانست‌.

ارزش صلیب در پرتو جلال قیام‌

در رساله فیلیپیان می‌خوانیم‌: «چون در شکل انسان یافت شد، خویشتن را فروتن ساخت و تا به موت بلکه تا به موت صلیب مطیع گردید» (فیلیپیان‌۲:‏۸). هنگامی که مسیح از مردگان قیام کرد، ملاقات‌های بعدی شاگردان با وی و روایت ظاهر شدنهای بعدی وی در اناجیل و اعمال‌رسولان و کتاب مکاشفه‌، حاکی از این است که او جلال و شکوهی خیره‌کننده داشت و دگرباره جلال آسمانی خود را باز یافت‌. پولس رسول با درنظر داشتن تجربه‌ای که با مسیحِ قیام‌کرده و جلال یافته داشت‌، در رسالاتش از او به‌عنوان خداوند جلال و صورت خدای نادیده سخن می‌گوید؛ پس از رویارویی با جلالِ مسیح قیام کرده است که می‌تواند در مورد خالی شدن او از جلال الهی سخن بگوید زیرا نه پولس و نه دیگر شاگردان تصوری از جلال مسیح پیش از ورود وی به این جهان نداشتند؛ اما رویارویی آنان با این جلال پس از قیام‌، تصویری هرچند مبهم در این مورد بدیشان داد.
در پرتو رویارویی با این جلال خیره‌کننده بود که پولس در مقایسه این جلال با زندگی مسیح بر زمین‌، از خالی شدن او از جلال الهی و مستور شدن این جلال سخن می‌گوید. درواقع تجربه پولس از ملاقات با مسیحِ قیام کرده عظمت رخداد صلیب را برای او صد چندان کرده بود زیرا اکنون می‌توانست درک کند که این خداوند جلال چگونه به خاطر او و دیگر انسانهای گناهکار جلال الهی‌اش را ترک کرده‌، صورت غلام پذیرفته‌، و به موت صلیب تسلیم شده است‌. پولس با درک الوهیت مسیح و شکوه و جلال سماوی پسر خدا، که در ملاقات با مسیح قیام کرده‌، پی به ابعادی از آن برده بود، بیش از پیش به ارزش واقعی فداکاری مسیح و آنچه که وی در صلیب خود انجام داده بود، پی می‌برد. درواقع تقابل بین جلال الهی مسیح و خویشتن‌خواری و فروتنی و خالی شدن وی‌، به کامل‌ترین شکل در دو رخداد صلیب و رستاخیز وی از مردگان آشکار می‌شود.
بنابراین برای درک این که مسیح حقیقتاً برای نجات ما گناهکاران چه کرد و چگونه بر صلیب رفت‌، درک رخداد رستاخیز که در آن جلال پسر یگانه خدا آشکار می‌شود ضرورت دارد و توجه بدین امر ما را در درک عمیق‌تر محبت مسیح و رنج و مشقتی که وی به‌عنوان خدای جلال در فرآیند تجسم و صلیب متحمل شد، یاری می‌دهد.

قیام و عادل شدن بشر

بر صلیب شخصی مصلوب شده بود که گناهان تمامی جهان بر او قرار داشت‌. در شریعت الهی نیز مکتوب بود که «آن که بردار آویخته شود ملعون خدا است‌» (تثنیه‌۲۱:‏۲۳، غلاطیان‌۳:‏۱۴). اما خدا چنین شخصی را از مرگ برخیزاند. یکی از معانی قیام مسیح از مردگان این است که خدا شخصی را که نیابتاً گناهان همه انسانها را بر خود گرفت و بخاطر آنها گناه شد و از نظر شریعت الهی نیز ملعون محسوب گردید، در عملِ فیض خود و در تجلی نوینی از محبت و رحمت الهی‌، با برخیزانیدنش از مردگان عادل گردانید. مسیح به‌عنوان شخصی عاصی و شورشی و فردی کفرگو به دار صلیب آویخته شد یعنی شخصی که با کلام و ادعاهایش هم باورهای سنتی مذهب یهود را زیر سؤال برده بود و هم تبعات سخنانش بالقوه خطری جدی برای نظم تحمیلی رومیان محسوب می‌گشت‌. مسیح هم از نظر روحانیون مذهبی زمان خود فردی خطرناک و مضر بود و هم از نظر حاکمان رومی‌. بر روی صلیب نیز هنگامی که از سوی نزدیکان و پیروانش نیز طرد شده بود، در لحظۀ اوج رنج و آلام خود، فریاد برآورد:
«الهی‌، الهی‌، چرا مرا ترک کردی»؟ و در این زمان حتی خدای پدر نیز از او روی برگرداند زیرا در این لحظات گناهان تمامی جهان بر وی قرار داشت‌. با این اوصاف‌، رستاخیز مسیح براساس معیارهای شریعت یهود، نه رستاخیز فردی عادل و بی‌گناه بل رستاخیز فردی که گناهان تمامی جهان بر او قرار داشت محسوب می‌شد؛ یعنی به یک معنی در آن لحظه‌ای که مسیح نیابتاً گناهان تمامی انسانها را برخود گرفته بود، از نظر خدا هیچ انسانی به اندازه او گناهکار محسوب نمی‌گشت‌. اما خدا همین عیسای مصلوب را از مردگان برخیزانید و با این عمل وی را عادل گردانید. رستاخیز مسیح همچنین عادل گردانیدن کسی بود که از نظر اجتماعی و سیاسی فردی شورشی‌، خطرناک و عصیانگر محسوب می‌شد و خطری جدی برای سردمداران رومی و دست نشاندگان یهودی آنان بود. بنابراین‌، عیسی از نظر اجتماعی فردی مطرود و از نظر سیاسی عنصری نامطلوب ارزیابی می‌شد.
درواقع رخداد رستاخیز به معنای عادل شمرده شدن چنین شخصی از سوی خدا بود. توجه به این ویژگیهای عیسی بر صلیب‌، ما را متوجه این امر می‌سازد که حتی گناهکارترین و مطرودترین انسانهای زمین نیز که از نظر دیگران هیچ نیکویی در آنها نیست‌، با نگریستن به صلیب و رستاخیز مسیح می‌توانند این یقین را داشته باشند که همانگونه که خدا مسیح را از مردگان برخیزانید، آنان را نیز می‌تواند از وضعیت اسفبارشان رهایی دهد و عادل گرداند و حیاتی جدید بدیشان بخشد. درواقع شرایط مسیح بر صلیب چنان هولناک و وخیم بود که گناهکارترین و مطرودترین انسانها نیز می‌توانند وضعیت خود را با او یکسان ببینند و اطمینان داشته باشند که فیض مجانی و بی‌قید و شرط خدا همانگونه که مسیح را از مردگان زنده کرد و با این عمل وی عادل شدن او را اعلان کرد، آنان نیز می‌توانند از این فیض مجانی و بی‌قید و شرط برخوردار شوند؛ اگر در شرایط مصیبت‌بار خود به عمل خدا ایمان آورند، به همان‌سان می‌توانند حیات نوین در قدرت قیامت مسیح بیابند. پیام رستاخیز مسیح عادل گردانیده شدن آن کسی بود که بار تمامی‌گناهان جهان بر او قرار گرفته بود، پس برای هر انسانی‌، هر چقدر هم که گناهکار باشد و از نظر اجتماع و دیگر انسانها، نامقبول و مطرود و نفرت‌انگیز و خطرناک محسوب شود، امید پذیرفته شدن از سوی خدا و عادل شدن از سوی او و شروع زندگی‌یی جدید، وجود دارد.

زخم‌هایی دائمی!

در انجیل یوحنا باب بیستم‌، هنگامی که مسیح پس از رستاخیزش بر شاگردان ظاهر شد، در عین حال که بدنی جلال یافته داشت و قادر به عبور از دیوارهای اطاقی بود که شاگردان در آن جمع شده بودند، درضمن در گفتگو با شاگردان از زخمهایی که بر اثر مصلوب شدن بر بدنش برجای مانده سخن گفت و آنها را به تومای شکاک نشان داد. ما دقیقاً نمی‌توانیم تصور کنیم که پس از رستاخیز چه تغییراتی در بدن مسیح به‌وقوع پیوست‌، اما این تغییرات به‌گونه‌ای بود که برای مثال دو شاگرد در راه عموآس و یا مریم مجدلیه به سرعت قادر به شناختن او نبودند و اقدامی از سوی مسیح ضرورت داشت تا آنان او را باز شناسند. اما او علیرغم همه تغییراتی که در بدنش رخ داده بود، یک ویژگی مشخصی را از زندگی قبل از رستاخیزش با خود در بدن جلال یافته‌اش به یادگار داشت و احتمالاً این ویژگی از مهم‌ترین عوامل بازشناسی او از سوی شاگردان بود .این ویژگی همانا زخمهای او بر صلیب بود.
درواقع رنج و مشقتی که وی برای نجات و رهایش انسانها در حیات قبل از رستاخیزش متحمل شده بود و نمود و نشانگان عیان این رنجها که بصورت زخمهای صلیب بر بدن او باقی مانده بود، به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از جلال مسیح قیام کرده باقی مانده بود. او در بدن جلال یافته‌اش زخمهایی را که نشانه محبت الهی او به انسانها بود حفظ کرده و وجود این زخمها در بدن قیام کردۀ وی بخشی از جلال خدای محبت بود. آری‌، خدای کتاب‌مقدس خدایی است که بخاطر انسان متحمل هر رنج و زحمتی می‌شود و تجسم این محبت در عیسی ناصری و زخمهایی که بر صلیب بر بدن او پدید آمد، و پس از رستاخیز او از مردگان نیز همواره در بدن او دیده می‌شوند، بیانگر این است که برای خدای محبت‌، داشتن زخمهایی که بخاطر محبت بیکرانش به انسانها در بدن بشری‌اش در مسیح متحمل شده‌، بخشی جدایی‌ناپذیر از جلال الهی او محسوب می‌شوند.
خدای کتاب‌مقدس خدایی انتزاعی و تأثرناپذیر نیست که او را کاری با رنجهای انسانی نباشد، بلکه خدایی است که در وجود عیسای ناصری قدم به ساحت هستی دردآلود و گناه‌آمیز انسانهای مخلوقش می‌گذارد، هر رنجی را بخاطر ایشان متحمل می‌شود و در نهایت نیز در بدن قیام کرده و پرجلال او، زخمهایی را که بخاطر محبتش به انسانها متحمل شده‌، به‌عنوان بخشی از جلال الهی‌اش تا ابد حفظ می‌کند. آری‌، او اجازه می‌دهد تا زخمهای صلیب تاابدالاباد بخشی از جلال آسمانی او باشد.

حکم اعدام برای دو تن به اتهام سب النبی در شبکه های اجتماعی


دادگاهی در اراک برای دو تن به اتهام سب النبی در شبکه اجتماعی حکم اعدام صادر کرده است.

به گزارش «محبت نیوز»  کمپین بین‌المللی حقوق‌بشر برای ایران از صدور حکم اعدام برای دو تن به اتهام سب النبی خبر داده است.
به گفته رادیو فردا، کمپین بین المللی حقوق بشر در این‌باره به نقل از یک منبع مطلع گفته است سینا دهقان سال گذشته در ۱۹ سالگی و هنگامی که سرباز بوده، کمپینی در شبکه “لاین” به راه انداخته که به گفته این منبع «ظاهرن مطالبی خلاف دین اسلام و قرآن» در آن منتشر می شده است.
بنا بر این گزارش سینا دهقان در تاریخ ۲۹ مهرماه ۱۳۹۴ در پادگان محل خدمتش در تهران توسط ماموران حفاظت امنیت سپاه پاسداران اراک دستگیر و پس از یک روز به زندان مرکزی اراک منتقل شد و تاکنون درآنجا به سر می‌برد.
در کنار سینا دهقان دو تن دیگر نیز در این رابطه زندانی شده‌اند.
محمد نوری که ساکن اراک است نیز در همین پرونده به اتهام سب النبی به اعدام محکوم شده است.
در پی تایید حکم اعدام این دو نفر در دادگاه تجدیدنظر، سینا دهقان و محمد نوری به دیوان عالی کشور اعتراض کرده‌اند.
همچنین سحر الیاسی در مهرماه سال گذشته در تهران بازداشت و به زندان اراک منتقل شده است. او در دادگاه به اتهام توهین به مقدسات به هفت سال زندان محکوم شد که سپس به سه سال کاهش یافت

۱۳۹۵ مرداد ۲۷, چهارشنبه

رومیان باب ۸ آیه ۳۵ تا ۳۷

     ۳۵ بنابراین ، چه اتفاقی ممکن است سبب شود که مسیح دیگر ما را محبت نکند؟ زمانی که ناراحتی و مصیبتی پیش می آید، و یا سختی و جفایی روی می دهد، آیا علت آن اینست که مسیح دیگر ما را دوست ندارد؟ و یا زمانی که در گرسنگی و تنگدستی هستیم و یا با خطر و مرگ روبرو می شویم ، آیا اینها نشان دهنده اینست که خدا ما را ترک گفته است ؟ ۳۶ هرگز! زیرا کتاب آسمانی می فرماید که ما باید آماده باشیم تا بخاطر خدا هر آن با مرگ روبرو شویم . ما همچون گوسفندانی هستیم که برای سر بریدن می برند. ۳۷ اما با وجود تمام اینها، پیروزی کامل و قطعی همواره از آن ماست ! چگونه ؟ به یاری عیسی مسیح که آنقدر ما را محبت کرد که جانش را در راه ما فدا ساخت !

رومیان باب ۸ آیه ۱۷

     ۱۷ و اگر فرزندان خدا هستیم ، وارثان او نیز خواهیم بود. بعبارت دیگر، خدا تمام آن جلال و شکوهی را که به فرزند خود عیسی مسیح خواهد داد، به ما نیز عطا خواهد فرمود. اما اگر می خواهیم در آینده در جلال او شریک شویم ، باید اکنون در دردها و رنجهای او نیز شریک گردیم .

رومیان باب ۵ آیه ۳ تا ۴

    ۳ اما نه تنها از این بابت شادیم ، بلکه وقتی با مشکلات زندگی و سختی های روزگار نیز روبرو می شویم ، باز خوشحال هستیم زیرا می دانیم این سختی ها به خیر و صلاح ما هستند چون به ما می آموزند که صبر و تحمل داشته باشیم . ۴ صبر و تحمل نیز باعث رشد و استحکام شخصیت ما می شود و به ما یاری می کند تا ایمانمان به خدا روزبروز قوی تر گردد. چنین ایمانی سرانجام امید ما را نیز نیرومند و پایدار می سازد،

مرقس باب ۸ آیه ۳۵

     ۳۵ هر که بخاطر من و بخاطر پیام نجاتبخش انجیل ، حاضر باشد جانش را فدا کند، آن را نجات خواهد داد. ولی هر که تلاش کند جانش را حفظ نماید آن را از دست خواهد داد.

۱۳۹۵ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

افسسیان باب ۱ آیه ۳ تا ۴

    ۳ چقدر باید خدا را شکر کنیم ، خدایی که پدر خداوند ما عیسی مسیح است ، و همه برکات آسمانی را به ما ارزانی داشته ، به این دلیل که ما از آن مسیح هستیم . ۴ خدا از زمانهای بسیار دور، حتی پیش از آنکه جهان را بیافریند، ما را برگزید تا در اثر آن فداکاری که مسیح در راه ما کرد، از آن او گردیم . خدا از همان زمان ، اراده نمود تا ما را در نظر خود پاک سازد بطوری که حتی یک لکه نیز در ما یافت نشود، تا وقتی در حضور او حاضرمی شویم ، سراپا مدیون محبت او باشیم .

مزامیر باب ۳۷ آیه ۷ تا ۹

     ۷ در حضور خداوند سكوت‌ نما و با صبر و شكیبایی‌ منتظر عمل‌ او باش‌. به‌ كسانی‌ كه‌ با نیرنگ‌ و حیله‌ در زندگی‌ موفق‌ می‌شوند، حسادت‌ مورز. ۸ خشم‌ و غضب‌ را ترك‌ كن‌. خاطر خود را آزرده‌ مساز تا گناه‌ نكنی‌. ۹ كسانی‌ كه‌ انتظار خداوند را می‌كشند از بركات‌ او برخوردار خواهند شد.

افسسیان باب ۲ آیه ۲۱ تا ۲۲

افسسیان باب ۲ آیه ۲۱ تا ۲۲
   ۲۱ ما که ایمان آورده ایم ، با مسیح به یکدیگر متصل شده ایم تا بتدریج رشد کنیم و بصورت یک خانه زیبای عبادت دراییم . ۲۲ شما نیز بوسیله روح خدا به مسیح و به یکدیگر متصل شده اید تا قسمتی از این خانه را که مسکن خداست ، تشکیل دهید.

تشریح مثل‌های عیسی‌ / ضیافت عظیم‌


(لوقا ۱۴:‏۱۲-۲۴)

از سه شماره گذشته‌، سلسله مقالاتی را آغاز کردیم در بارۀ تشریح مثل‌های خداوند ما عیسی مسیح در چارچوب تاریخی و فرهنگی‌شان‌. در این شماره به بررسی داستان "ضیافت عظیم‌" خواهیم پرداخت که در لوقا ۱۴:‏۱۲-۲۴ آمده است‌.
ماهها بود که او تدارک آن ضیافت را می‌دید. انتظار می‌رفت که آن میهمانی‌، واقعه مهم آن سال باشد. همۀ جزئیات در نظر گرفته شده بود و هیچ کار انجام نشده‌ای باقی نمانده بود. هر چقدر فرا رسیدن آن روز بزرگ نزدیکتر می‌شد، هیجانِ آن جامعۀ روستایی نیز محسوس‌تر می‌شد. آن روز فرا رسید؛ همه چیز به آرامی پیش می‌رفت تا اینکه خدمتکارها خبر عجیبی آوردند: میهمانان مایل نیستند بیایند. میزبان مبهوت شد ولی خیلی زود به خادمان خود دستور داد تا میهمانان جدیدی دعوت کنند. هیچ ضیافتی مانند این ضیافت نخواهد بود...

مفهوم ضیافت در میان یهودیان‌

در خاورمیانه "خوردن نان‌" با کسی‌، به‌معنی برقراری رابطه‌ای دوستانه و صمیمانه است‌. در عهدعتیق‌، صرف خوراک در یک ضیافت به‌نوعی‌، مفهومِ صرف شام مقدس با خدا را در بر دارد. این شام برای یهودیان حالتی روحانی و نجات‌بخش داشت‌. برای درک این نکته کافی است به متن‌هایی نظیر اشعیا ۲۵:‏۶-۹ مراجعه کنیم‌. این نبوت جزئیاتی را از ضیافت بزرگ خدا در آخرت بیان می‌کند. اشعیا رویایی را از یک واقعه عالی دید که در آن همۀ مردم دنیا می‌توانند در آن ضیافت سخاوتمندانه همراه با خدا شرکت بکنند.
جالب‌ترین نکته در مورد این رؤیا، همراهی امت‌ها با یهودیان می‌باشد. از زمان اشعیا به بعد، رابی‌ها یعنی معلمین یهودی موضوع ضیافت را تغییر شکل داده‌، با حذف یک نکتۀ مهم‌، آن را تعلیم داده‌اند؛ و آن نکتۀ مهم‌، حضور امت‌ها بود. در زمان عهدجدید، یهودیان چنین می‌پنداشتند که آنها به‌عنوان قوم برگزیدۀ خدا در آن ضیافت شرکت خواهند داشت‌، اما انتظار حضور امت‌ها را نداشتند.

علت بیان این مَثَل‌

این واقعه در یک روز شنبه هنگامی که عیسی در منزل یک فریسی سرشناس برای شام دعوت شده بود، به‌وقوع پیوست‌. هنگام صرف شام‌، عیسی با بیان یک مثل‌، تعلیم داد که نشستن در بالای مجلس جز به دعوت میزبان‌، عملی است نادرست‌. سپس در ادامه سخنانش فرمود که هنگام برگزاری هر ضیافتی‌، از افراد فقیر، لنگ و کور دعوت به‌عمل آورید تا «در قیامت عادلان به شما پاداش داده شود». هنگامی که یکی از میهمانان این سخنان را شنید، در حالیکه خود را عادل می‌پنداشت‌، گفت‌:
«خوشا بحال کسی که در ملکوت خدا غذا خورد.» این شخص تصور می‌کرد که به‌عنوان فرزند ابراهیم و داشتنِ عدالت شخصی‌، خود به خود می‌تواند در ضیافت بزرگ ملکوت خدا شرکت کند. عیسی با بیان یک مثل دیگر، زنگ خطری را به‌صدا درآورد مبنی بر اینکه چنین تصوراتی می‌تواند کاملاً اشتباه باشد.
عیسی داستانی در بارۀ نجیب‌زاده‌ای تعریف می‌کند که میهمانی بزرگی می‌دهد، نه به سبک غربی بلکه یک میهمانی سخاوتمندانۀ خاورمیانه‌ای‌. این میهمانی برای روستاییان آن روزگار، رویدادی هیجان‌انگیز به‌شمار می‌رفت‌. ولی مقصود عیسی فراتر از برگزاری صِرف ضیافت بود.
شنوندگانی که به مثل عیسی گوش می‌دادند، چنین پنداشتند که آن ضیافت هنگام بازگشت ماشیخ خواهد بود و دعوت از آنها برای شرکت در آن قطعی می‌باشد. یهودیان حتی یک لحظه تصور آن را نمی‌کردند که امت‌ها و مطرودین و مقهورین جامعه همچون کوران و شلان نیز در آن ضیافت شرکت خواهند کرد.

تدارک ضیافتی بزرگ‌

مرد ثروتمند همۀ افراد مهم را به این ضیافت دعوت می‌کند. در آن روزگار در مشرق‌زمین‌، امکان رد چنین دعوت‌هایی غیرممکن بود، زیرا توهینی به میزبان که در واقع کدخدای روستا بود به‌شمار می‌رفت‌.
طبق رسوم آن زمان‌، علاوه بر اینکه دعوتنامه‌ها مدتی قبل از میهمانی فرستاده می‌شد، در روز ضیافت نیز دعوت دیگری به‌عمل می‌آمد. دعوت دوم درست قبل از آماده شدن غذا صورت می‌گرفت و خادمان جهت یادآوری به مدعوین مراجعه می‌کردند. چنین عملی امروزه نیز در بعضی از مناطق خاورمیانه مرسوم است‌.
فرد دعوت شده‌، با قبول دعوتِ اول‌، منتظر دریافت دعوت دوم می‌شود. قصور از پذیرفتنِ دعوت دوم‌، یک اهانت محض به حساب می‌آید. مدعوینِ ضیافت در این مثل‌، به جای شرکت در آن میهمانی‌، "همه به‌یک رأی عذرخواهی آغاز کردند"، یعنی بهانه‌ای آوردند تا عدم حضور خود را توجیه کنند.

مزرعه‌ای خریده‌ام!

اولین عذر و بهانه این است که آن شخص مزرعه‌ای خریده و باید جهت ارزیابی آن برود. این گفته کاملاً بی‌معنی است‌. هیچ کس زمینی را قبل از دیدنش نمی‌خرد. یک شنوندۀ شرقی‌، هنگام شنیدن این مثل‌، فوراً متوجه می‌شد که حرف آن شخص‌، نه فقط یک بهانه‌مسخره‌، بلکه یک دروغ‌محض است‌. میهمانی هنگام شب برگزار می‌شد و ارزیابی زمین یا مزرعه هنگام شب محال بود. قبول دعوت و سپس قصور از شرکت در آن‌، در واقع گویای این بود که "برای من زمین مهم‌تر از مشارکت با تو است‌".

پنج جفت گاو خریده‌ام!

این گفته نیز بهانۀ ضعیفی است‌. گاو علاوه بر منافع دیگر، برای شخم زدن مزرعه به‌کار می‌رفت‌. و اکنون این شخص می‌گوید که می‌خواهد "آنها را امتحان کند"، آن هم در شب‌! این شخص چطور می‌توانست جفت و جور بودن حرکات گاوها را در تاریکی تشخیص دهد؟ بعلاوه‌، او می‌توانست تا فردا صبح صبر کند.
عذر و بهانۀ این شخص یک توهین بزرگ به حساب می‌آمد. در واقع او چنین می‌گفت که حیوانات مزرعه‌اش اهمیت بیشتری برای او دارند تا مشارکت با آن نجیب‌زاده‌.

زنی گرفته‌ام!

این عذر به نظر بِکر می‌آید و در ظاهر به نسبت سه مورد قبلی‌، کاملاً معقول به‌نظر می‌رسد. با وجود اینکه کتاب‌مقدس یک سال آزادی را پس از ازدواج توصیه می‌کند (تثنیه ۵:‏۲۴)، اما این معافیت از خدمت نظام بود نه کار. مشکل بتوان شرکت در یک ضیافت و آن هم برای چند ساعت را از این دست دانست‌. این نیز بهانۀ ضعیفی بود.
به‌علاوه مشخص است که آن ازدواج در همان روزی که مرد ثروتمند ضیافت را بر پا کرده‌، صورت نگرفته است‌، زیرا در جامعۀ روستایی نمی‌توانستند دو میهمانی بزرگ را در یک روز برگزار نمایند. وانگهی‌، در خاورمیانه حتی امروزه نیز مردان خلاف ادب و ناموس می‌دانند که در مقابل مردان دیگر، در مورد زن خود صحبت کنند. اما در اینجا مردی را مشاهده می‌کنیم که با بی‌مبالاتی در بارۀ زن خود با مردان دیگر صحبت می‌کند و آن را برخلاف عرف جامعه‌، عذری می‌شمارد برای عدم شرکت در یک فعالیت اجتماعی‌. حتماً آوردن چنین بهانه‌ای باعث خندۀ فراوان شد. مردم حتماً او را مسخره کردند که این شوهر آنقدر از زنش می‌ترسد که حتی نمی‌تواند در آن برنامۀ مهم شرکت کند. عیسی انتظار دارد که شنوندگانش به این بهانه بخندند. در حقیقت این شخص می‌گفت که زنش مهم‌تر است از داشتن مشارکت با میزبان آن ضیافت‌.

خشم ارباب‌

در مقابل این بهانه‌ها، خشم میزبان این ضیافت کاملاً قابل درک می‌باشد. رد کردن دعوت رئیس روستا نه‌فقط توهین و بی‌احترامی به او بود، بلکه به‌معنی رد کردن قدرت و مقام او نیز بود. بهانه‌های آنها در واقع یک جواب منفی بود که در لفافۀ ادب و تعارفات ریاکارانه پیچیده شده بود.
از یک ارباب انتظار می‌رود که نه فقط خشمگین شود، بلکه در مقام انتقام‌جویی نیز برآید. در این مثل‌، میزبان خشمگین می‌شود؛ اما برخلاف انتظار شنوندگانِ این مثل‌، دست به اقدام غیرمنتظره‌ای می‌زند. او خادمان خود را فرا می‌خواند و غیر عادی‌ترین کار را به آنها می‌سپارد، عملی که انتظارش نمی‌رفت‌.

دعوت از مطرودین!

این بار خادمان برای دعوت از فقرا، معلولین‌، شلان و کوران فرستاده می‌شوند. اگر شما به‌عنوان یک یهودی شنوندۀ این مَثَل بودید، مطمئناً از مسیری که این داستان داشت به طرف آن می‌رفت‌، وحشت‌زده می‌شدید. چطور چنین چیزی ممکن است‌؟ مطمئناً هیچ نجیب‌زادۀ محترمی که برگزار کنندۀ ضیافت مجللی است‌، چنین افرادی را دعوت نمی‌کند. اما این دستور ارباب بود: بروید و مطرودین جامعه را دعوت کنید تا جای افراد مهم این ضیافت را بگیرند. این کاری است ننگ‌آور.
درست پیش از آنکه عیسی این مثل را تعریف کند، گفته بود که هنگام برپایی ضیافتی‌، بهتر است افراد فقیر، معلول‌، شل و کور دعوت شوند. با توجه به این نکته که این مثل تصویری از ضیافت مسیحایی است و یهودیان آموخته بودند که مطرودین جامعه از آن ضیافت محروم خواهند بود، بهت و شگفت‌زدگی شنوندگان بیشتر می‌شود. اما در اینجا عیسی می‌گوید که آنها در آنجا خواهند بود و جای افراد مهمی را نیز که دعوت را رد کرده بودند خواهند گرفت‌. ارباب می‌گوید: «بروید و آنها را دعوت کنید!»
این ارباب به هیچ عنوان مدیون مطرودین نیست‌. دعوت او صرفاً عملی است برخاسته از فیض‌. آنها لیاقت حضور در آن ضیافت را ندارند و او هیچ اجباری برای دعوت از آنها ندارد. این افراد نه بخاطر شایستگی‌، نفوذ و ثروت خود به ضیافت الهی‌دعوت شده‌اند، بلکه‌صرفاًبخاطر فیض ارباب‌.

دعوت از امت‌ها

این مطرودین دعوت را با کمال خوشحالی می‌پذیرند. خادمان برمی‌گردند و می‌گویند که مطرودین آمدند، ولی هنور جا باقی است‌. در اینجا عیسی می‌خواهد بازتاب کلماتش را بشنویم‌: «در خانۀ پدر من منزل بسیار است‌» (یوحنا ۲:‏۱۴). هنوز "جای خالی‌" وجود دارد.
ارباب خادمان را با دعوت دیگری روانه می‌سازد؛ این بار آنها می‌بایست به "بازارها و کوچه‌های شهر" و "به راهها و شاهراه‌ها" که خارج از شهر می‌باشند، بروند و "به الحاح آنها را بیاورند". کسانی که در شاهراهها هستند، اشاره‌ای است به امت‌ها (غیریهودیان‌)، یعنی کسانی که مورد نفرت رهبران مذهبی یهود بودند.
بر شنوندگان این داستان‌، دو ضربه وارد شده است‌: دعوت از شلان و لنگان و فقیران‌، و دعوت از غیریهودیان‌؛ این هر دو گروه‌، در نظر علمای یهود، از برکات خدا محروم بودند. چنین فیضی باورنکردنی است‌. نکتۀ گیرای آن این است که عیسی در واقع رویای قدیمی اشعیا در مورد شرکت امت‌ها در ضیافت مسیحایی را بازسازی می‌کند. این مثل برای مسیحیانِ غیریهودی بسیار اهمیت دارد چون وعدۀ شرکت در آن واقعۀ بزرگ را به ما می‌دهد.

معنی الحاح یا اصرار

کلمۀ "الحاح‌" (در ترجمۀ جدید: اصرار)، را بعضی از مفسرین قدیمی مورد سوء استفاده قرار دادند تا مردم را به‌زور مسیحی کنند. تفسیری که بعد از آگوستین رواج پیدا کرد، این بود که با گذاشتن چاقویی بر گلوی مردم آنها را مجبور می‌کردند تا بین گرویدن به مسیحیت یا مرگ یکی را انتخاب کنند. چنین تفسیری بیشتر از دیگر تفاسیر کتاب‌مقدس موجب ریخته شدن خون شده است‌. در نتیجۀ چنین تفسیری بوده که صدها هزار از مردم به قتل رسیده‌اند.
کلید درک کلمۀ "الحاح و اصرار" در این مثل‌، در فرهنگ خاورمیانه نهفته است‌. در فرهنگ شرقی‌، تعارفات امری است متداول‌. اگر کسی را به میهمانی دعوت کنید، شخص نباید دعوت را فوراً بپذیرد، بلکه باید بگوید که راضی به زحمت نیست‌. در مورد صرف غذا نیز همینطور است‌؛ میهمان نباید به‌محض تعارف میزبان‌، برای بار دوم غذا را بکشد، بلکه باید دو سه بار، اصرار و انکار صورت بگیرد. رفتاری غیر از این‌، خلاف ادب است‌.
آن ارباب می‌داند که با چه نوع عکس‌العملی مواجه خواهد شد. به همین دلیل است که به خادمانش در واقع چنین دستوری می‌دهد: «خیلی اصرار کنید؛ خیلی تعارف کنید؛ به‌هر ترتیبی که شده‌، آنها را راضی کنید که بیایند.» درضمن‌، ارباب می‌دانست که آن فقرا و بیگانگان ممکن است باور نکنند که این دعوت واقعی است‌. برای همین‌، دستور می‌دهد که خدمتکارانش اصرار زیاد بکنند. ما امت‌ها، که جایی در ضیافت نداشتیم و مطرود بودیم‌، و حق شرکت در این ضیافت را نداشتیم‌، دعوتنامۀ ارباب را دریافت کردیم‌! چه تفکر پر جلالی‌!
در فصل ۲۴ انجیل لوقا، در راه عموآس نیز عیسی از روی رسم جامعه‌، در مقابل اصرار آن دو شاگرد، تعارف می‌کرد و نمی‌خواست به خانه ایشان برود. اما آن دو شاگرد موفق شدند او را راضی کنند که به خانه‌شان برود.

انتظار واکنش‌

اکنون از شنوندگان مثل انتظار می‌رود که واکنش نشان دهند: «چرا این ارباب افراد طرد شده را به چنین ضیافت مجللی دعوت کرده است‌؟» عیسی هشدار نهایی را به شنوندگانش می‌دهد. آنانی که از ایشان دعوت رسمی به‌عمل آمده‌، داوری خواهند شد مخصوصاً رهبران یهود و فریسیان‌. معنی ضمنی این هشدارِ واضح این است که اگر دعوت را نپذیرید، جای شما توسط مطرودین و امت‌ها اشغال خواهد شد. عیسی تحقق رؤیای اشعیا را اعلام می‌کند.

پیام این مَثَل برای ما

پیام نخست این است که ضیافت الهی آماده است‌. هر شخص باید دعوت شود - شما نمی‌توانید به‌عنوان میهمانِ ناخوانده به ضیافتی داخل شوید. این دعوتنامه تنها به دلیل وجود فیض است نه ثروت‌، نه اعمال نفوذ و یا شایستگی ما.
پیام دیگر این است که برای رد کردن دعوت خدا، هیچگونه بهانه‌ای قابل قبول نخواهد بود. هر گونه بهانه‌ای توهینی به میزبان تلقی خواهد شد. این دعوتی است صرفاً مبتنی بر فیض‌؛ دعوتی که انتظار نمی‌رفت و لیاقت آن را نیز نداریم‌. ما باید با قلب‌های فروتن و شکرگزار دعوت را بپذیریم‌، در غیر اینصورت‌، باید منتظر واکنش خشمناک میزبان الهی باشیم‌.

انتشار ویدئوی جدیدی از دختران ربوده‌شده مسیحی توسط اسلامگرایان بوکوحرام

گروه اسلام‌گرای بوکو حرام که دو سال پیش ده‌ها دختر دانش‌آموز را در نیجریه ربود روز یکشنبه ویدئوی جدیدی از این دختران منتشر کرد.

به گزارش «محبت نیوز» در ویدئوی جدید حدود پنجاه تن از دختران که چادر به سر دارند دیده می‌شوند و مرد مسلحی که همراه دختران است از دولت نیجریه می‌خواهد برای آزادی این گروگان‌ها، اعضای زندانی بوکوحرام را آزاد کند.
گروه بوکوحرام دو سال پیش در حمله به مدرسه‌ای در شمال شرق نیجریه بیش از ۲۷۰ دختر را که بیشترشان مسیحی بودند ربود و حدود دویست تن از این دختران همچنان در اسارت هستند.

بوکوحرام به معنای «تحصیلات غربی حرام» گروهی ست که در پی تأسیس حکومت اسلامی در شمال نیجریه است و حملاتش در هفت سال گذشته بیش از هزار و پانصد کشته و دو میلیون آواره برجای گذاشته است.
شبه‌نظامیان این گروه دختران جوان را می‌رباید تا آنها را وادار کند با تغییر دین مسلمان شوند، به ازدواج اجباری تن در دهند یا از آنها به عنوان برد‌ه کار می‌کشد.

ربودن ۲۰۰ دانش‌آموز دختر از مدرسه‌ای شبانه‌روزی در شهر چیبوک، در آپریل سال ۲۰۱۴ انزجار جامعه جهانی را برانگیخته بود.
نیمی از جمعیت نیجریه مسلمان و حدود ۴۸ درصد مسیحی هستند.

واکنش ایران به انتشار گزارش آمریکا از وضعیت آزادی مذهب در جمهوری اسلامی

طبق سنوات گذشته جمهوری اسلامی هرگونه گزارش‌ در مورد نادیده گرفته شدن حقوق اقلیت‌های دینی در ایران را بی‌محتوا دانست.
bahram_ghasemi9
به گزارش «محبت‌نیوز» به دنبال انتشار گزارش سالانه وزارت خارجه آمریکا درباره وضعیت آزادی مذهب در جمهوری اسلامی سخنگوی وزارت خارجه ایران، آن را «غیر مستند، اغراق آمیز و غیر سازنده» خواند و گفت که این گزارش «بر مبنای اغراض سیاسی» تدوین شده است.
به گزارش خبرگزاری ایرنا بهرام قاسمی سخنگوی وزارت خارجه ایران، این گزارش را «ادعاهای تکراری و غیرمستندی» خواند که «بر مبنای خصومت و اغراض سیاسی» تدوین و انتشار یافته اند.
وی تأکید کرد که ایران هرگونه «بهره‌برداری سیاسی به بهانه مسئله حقوق بشر» نسبت به کشورهای مستقل که «در جهت منافع سیاسی برخی قدرتها انجام میگیرد» را «امری خلاف موازین حقوق بشر» دانسته و آن را محکوم میکند.

قاسمی همچنین با اشاره به گزارشهای سازمان ملل در ارتباط با به گفته او «نقض گسترده حقوق اقلیتهای مذهبی در آمریکا به ویژه مسلمانان»، مدعی گردید که دولت آمریکا «به جای اندرز دیگر کشورها به موارد نقض فاحش حقوق مسلمانان خود توجه کند».

وزارت امور خارجه آمریکا روز چهارشنبه ۲۰ مرداد، گزارش سالانه درباره آزادی‌های دینی در جهان را منتشر کرد که در آن همچون سالهای پیش در مورد ادامه محدودیتهای تحمیلی به اقلیت‌های مذهبی در کشورهای گوناگون و از جمله ایران تأکید شده است.
گزارش دولت آمریکا به نقل از مرکز اسناد حقوق بشر ایران می‌گوید که تا پایان سال گذشته میلادی، دستکم ۳۸۰ تن از اقلیتهای مذهبی در زندانهای جمهوری اسلامی زندانی بوده اند که حدود ۲۵۰ تن از آنان سنی مذهب، ۸۲ تن بهایی، ۲۶ تن نوکیشان مسیحی و ۱۶ تن صوفی و دو تن زرتشتی هستند.
جمهوری اسلامی ایران مدعی است که تمامی اقلیت‌های دینی این کشور برابر قانون از حقوق برابر بر خوردارند و هیچگاه هیچ یک از گزارش‌های حقوقی در این مورد را تصدیق نکرده است.

مجسمه “مسیح نجات دهنده” جاذبه کم نظیر شهر ریو

شهر ریو دوژانیرو موسوم به ریو دیدنی های فراوانی دارد که از مهمترین آنها مجسمه مسیح است. masih_444444
به گزارش «محبت نیوز» مجسمه مسیح نجات دهنده یکی از “عجایب هفتگانه جدید” است. این مجسمه بالای کوه حدود ۷۰۰ متری کورکووادو واقع شده است. ارتفاع مجسمه بدون پایه آن ۳۰ متر و با پایه ۳۸ متر است. مجسمه زمانی که ابرها پایین نباشند از اکثر مناطق عمده شهر ریو معلوم است.
به گفته صدای آمریکا، مجسمه مسیح نماد مسیحیت و نماد اصلی شهر ریو به شمار می رود. تصویر آن در کتاب ها و مجلات و امروزه در سایت های اینترنتی زیادی منتشر شده است و توانسته به جهانی تر شدن شهر ریو کمک کند.

تورهای هوایی هلیکوپتر گردشگران را بالای این مجسمه می گردانند که منظره بسیار زیبایی را با توجه به تپه ها و آب های اطراف ریو در معرض دید مسافران قرار می دهد.
کار احداث این مجسمه در سال ۱۹۲۲ آغاز شد و در سال ۱۹۳۱ پایان یافت.
همه ساله صدها هزار نفر از این مجسمه دیدن می کنند.
برای دیدن مجسمه مسیح از نزدیک می توان از ترن کوروادو استفاده کرد که گردشگران را از پایین کوه به نزدیک مجسمه می برد.

۱۳۹۵ مرداد ۲۱, پنجشنبه

یوحنا باب ۶ آیه ۲۷

    ۲۷ اینقدر در فکر چیزهای زودگذر این دنیا نباشید، بلکه نیروی خود را در راه کسب زندگی جاوید صرف کنید. این زندگی جاوید را من به شما می بخشم ، زیرا پدر من ، خدا، مرا برای همین به این جهان فرستاده است .”

مزامیر باب ۸۴ آیه ۱۱

     ۱۱ زیرا تو ای‌ خداوند، نور ما هستی‌! تو حافظ‌ و نگهدارنده‌ ما هستی‌! تو به‌ ما فیض‌ و جلال‌ خواهی‌ داد و هیچ‌ چیز نیكو را منع‌ نخواهی‌ كرد از آنانی‌ كه‌ به‌ راستی‌ عمل‌ می‌كنند.

عظمت بی‌نهایت قوت او


پولس رسول در رساله خود به افسسیان برای ایمانداران افسس دعا می‌کند تا خدا روح حکمت و کشف را به ایشان عطا کند تا آنان دریابند که‌:‌ «چه مقدار است عظمت بی‌نهایت قوت او (خدا) نسبت به ما مؤمنین برحسب عمل توانایی قوت او که در مسیح عمل کرد چون او را از مردگان برخیزانید و به دست راست خود در جایهای آسمانی نشانید.»
برای پولس رسول‌، عظمت بی‌نهایت قوت خدا در قیام مسیح از مردگان متجلی شده بود. مسیح به‌عنوان پسر خدا، از طبیعت الهی برخوردار بود و قدرت و جلال الهی در کلام و اعمالش دیده می‌شد. در رویارویی او با دیوها، امراض و بیماری‌ها، طبیعت و حاکمان و سردمداران این جهان‌، همواره قدرت الهی به شکلی آشکار متجلی می‌شد اما در هیچ کدام از این رویارویی‌ها قدرت الهی با جلال و عظمتی که در قیام مسیح از مردگان آشکار گشت‌، دیده نشد. مسیح در قیام خود از مردگان بر شیطان و نیروهای تاریکی و نیز بر حاکمان و سردمداران این جهان و نیز بر مرگ به شکل کامل و قطعی پیروز گشت و با نشستن بر دست راست خدا و با قرار گرفتن در مقامی برتر از همه ریاست‌ها و قوت‌ها و قدرت‌ها این پیروزی را بر همگان اعلام نمود.
در قیام مسیح آنچه که از بدو ورود مسیح به جهان آغاز شده بود، به کمال رسید و پیروزی قطعی او بر گناه و نیروهای شرارت و تاریکی حاصل شد و نقشه الهی برای نجات انسان به اوج خود رسید. خدا در خلقت جهان و کائنات نیروی فوق‌العاده عظیمی را به کار گرفت و امروزه که ما در مورد ابعاد و خصوصیات جهان مخلوق به تفحص و پژوهش می‌پردازیم و هر چه بیشتر آن را می‌شناسیم‌، از عظمت قدرت خدایی که این جهان را خلق کرده است بیشتر متعجب می‌شویم‌.
خدا همان قدرتی را که برای خلقت جهان و کائنات به کار گرفته بود، برای برخیزانیدن مسیح از مردگان به کار گرفت‌. قیام مسیح از مردگان نه فقط زنده شدن پسر خدا از میان مردگان بلکه طلیعه آغاز خلقتی جدید و عصری نوین می‌باشد که در آن‌، دیگر چیزهای کهنه جایی ندارند. مسیح در واقع نوبر آن خلقت تازه‌ای است که خدا در تقابل با خلقت کهن آن را بوجود آورده است‌. مسیح در تعالیم خود از این خلقت نوین به‌عنوان پادشاهی الهی سخن می‌گوید. در این خلقت و پادشاهی جدید، دیگر مرگ و گناه و شرارت جایی ندارند و بجای جهانی سقوط کرده که در آن ارادۀ انسانی در تقابل با اراده الهی قرار می‌گیرد، هستی نوینی پدیدار می‌شود که همه چیز در آن مطابق ارادۀ الهی تنظیم شده است و ارادۀ انسانی کاملاً مطیع ارادۀ الهی می‌باشد.
هنگامی که شاگردان پس از قیام مسیح با او روبرو شدند، به سختی توانستند او را بشناسند. یکی از دلایل این امر را می‌توان شک و ناباوری آنان در مورد قیام مسیح از مردگان دانست‌. اما دلیل دیگر این امر، این بود که آنان با هستی‌ای متفاوت و ساحتی کاملاً ناآشنا روبرو بودند. و چشمان آنان به اولین نوبر هستی شگرف و پر جلال و رهایی یافته از بندهای فساد و اضمحلال می‌نگریست‌. آری، خدای پدر همه قدرت خود را در مسیح به کار گرفته بود تا در صلیب او به خلقت کهنه پایان بخشد و خلقتی تازه را بوجود آورد و به شکل غایی و قطعی شیطان و مرگ و شرارت را مغلوب سازد.
با خواندن سطور فوق شاید تا حدی بتوانیم درک کنیم که منظور پولس از گفتن این امر که عظمت بی‌نهایت قوت خدا در مسیح عمل کرده است‌، چیست‌. اما پولس همچنین می‌گوید که این قوت عظیم در مؤمنین نیز عمل می‌کند. پولس می‌خواهد این نکته برای ایمانداران افسس آشکار شود که همان قدرت عظیمی که مسیح را از مردگان برخیزانید، در ایمانداران نیز عمل می‌کند. به‌عبارت دیگر، عظمت بی‌نهایت قدرت الهی که با قیام مسیح به شکل قطعی و نهایی بر شیطان و شرارت پیروز شد و مسیح را در مرتبه و مقامی عالی بر دست راست خود قرار داد، می‌تواند در ایمانداران نیز عمل کند تا آنان بر شیطان و گناه و شرارت غالب شوند و به‌عنوان فرزندان خدا و همراه با مسیح در جایهای آسمانی بنشینند (افسسیان ۲:‏۶). آری‌، کلام خدا ما را دعوت می‌کند تا به قیام مسیح بنگریم و در آن عظمت بی‌نهایت خدا را مشاهده کنیم‌. اما کلام خدا همچنین ما را دعوت می‌کند تا این حقیقت را عمیقاً درک کنیم که همان قدرت بی‌نهایت الهی می‌تواند در ما نیز عمل کند و آنچه که برای مسیح اتفاق افتاد می‌تواند برای ما نیز به‌وقوع بپیوندد.
آری، ما دعوت شده‌ایم تا در زندگی روحانی خود هر روز بیشتر قدرت قیامت مسیح را تجربه کنیم‌. ما در ابتدای زندگی روحانی خود یعنی در تولد تازه قوت قیامت مسیح را تجربه می‌کنیم‌، اما عظمت بی‌نهایت قوت الهی پدیده‌ای نیست که تنها یکبار آن را تجربه کنیم و پولس به ایمانداران افسس که قطعاً تولد تازه را داشتند، می‌نویسد که برایشان دعا می‌کند تا خدا روح حکمت و کشف را به آنان عطا کند تا ایشان این حقیقت را عمیقاً درک کنند. پولس می‌دانست که درک این حقیقت از سوی ایمانداران افسس می‌تواند زندگی روحانی آنان را دگرگون کند زیرا ایمانداری که به چنین درکی دست یافته باشد می‌داند که حدی برای عملکرد قوت الهی نیست و قوت عظیم خدا می‌تواند همانگونه که در مسیح عمل کرد، در او نیز عمل کند. آری‌، ما نیز نیاز داریم تا این حقیقت را بهتر درک کنیم و عید قیام فرصتی برای تأمل و تعمق در مورد این حقیقت متبارک می‌باشد. خداوند روح حکمت و کشف را به ما عطا فرماید تا "عظمت بی‌نهایت قوت‌" او را تجربه کنیم‌.

مقامات کلیسای پنطیکاستی روسیه خواستار رسیدگی به وضعیت سه زندانی مسیحی در ایران شدند

پس از دو سازمان مسیحی در آلمان اینک مقامات ارشد مسیحیان پنطیکاستی روسیه با ارسال نامه ایی به سفیر ایران خواستار رسیدگی به وضعیت زندانیان مسیحی تبعه آذربایجان در ایران شدند.
به گزارش «محبت‌نیوز» به دنبال دستگیری سه شهروند مسیحی اهل کشور آذربایجان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، اسقف اعظم مسیحیان پنطیکاستی روسیه از جمهوری اسلامی خواستار پیگیری پرونده آنها شد.
خبرگزاری روسی «اسپوتنیک»در این‌باره نوشت دفتر مطبوعاتی اتحادیه مسیحیان پنطیکاستی روسیه متن پیام «سرگئی ریاخوفسکی»، اسقف اعظم مسیحیان پنطیکاستی و عضو مجلس اجتماعی روسیه به مهدی سنایی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه را منتشر کرد.
اسقف سرگئی ریاخوفسکی در این نامه سفیر ایران را در جریان دریافت نامه‌ای از طرف «رسیم خلیلوف» کشیش ارشد یک کلیسای جمهوری آذربایجان موسوم به «کلمه زندگی بخش» قرار داد.
در این نامه عنوان شده که دو کشیش این کلیسا در باکو به نامهای «الدار قربانوف» (۴۸ ساله)، «یوسف فرهادوف» (۵۲ ساله) و «بهرام نسیبوف» کشیش و مترجم ۳۶ ساله به دعوت دوستان ایرانی خود روز ۲۲ ژوئن سال ۲۰۱۶ وارد تهران شدند تا در یک مراسم نامزدی شرکت کنند.

هدف سفر آنها، بازدید دوستانه بود و قصد تبلیغات دینی نداشتند اما روز ۲۴ ژوئن سال ۲۰۱۶ در جریان مراسم جشن نامزدی توسط مأموران امنیتی بازداشت شدند و خویشاوندانشان تا به حال هیچ خبری درباره سرنوشت آنها ندارند.
در بخشی از این گزارش عنوان شده هر سه مسیحی آذربایجانی متأهل و بچه‌دار هستند. پسر یوسف فرهادوف معلول و دچار سندروم داون است. خویشاوندان روحانیان آذربایجانی به شدت نگران سرنوشت شوهران، فرزندان و پدران خود هستند.
پیش از این نیز «جامعه بین‌المللی برای حقوق بشر» (IGFM) و «آژانس خبری پروتستان‌ها» (idea) که در آلمان فعال هستند در نامه‌ای به حسن روحانی، رئیس جمهور ایران خواستار آزادی این افراد شدند.
همچنین نوکیش مسیحی ایرانی « ناصر نورد گُل تپه» ۴۵ ساله از دیگر بازداشت شدگان این مراسم بوده است که بصورت جداگانه مورد بازجویی قرار گرفت، اما اکنون پس از گذشت نزدیک به یکماه خبری از محل نگهداری و وضعیت سلامت او در دست نیست.
خانواده بازداشت شدگان مسیحی اهل جمهوری آذربایجان که در باکو ساکن هستند از زمان بازداشت این افراد، قادر نبوده اند که با همسرانشان تماسی داشته باشند.
تاکنون فقط دو بار به یکی از آنان اجازه داده شد که به همسرش در جمهوری آذربایجان زنگ بزند. وی در این تماس تلفنی کوتاه به همسرش گفته است «که ما هر سه نفر سالم هستیم و با هم در یک محل نگهداری می‎شویم.»از سرنوشت و محل نگهداری نوکیش مسیحی «ناصر گُل تپه» نیز هنوز اطلاع دقیقی در دست نیست.
دیگر نوکیش مسیحی «نازیلا حمیدف» شهروند دوتابعیتی ایرانی-آذربایجانی است که از دی‌ماه سال گذشته به اتهام «جاسوسی» بازداشت شد درحال حاضر در بند زنان زندان اوین نگهداری می‌شود.
این نوکیش مسیحی در حال حاضر در شرایط بلاتکلیفی با قرار موقت بازداشت قرار دارد. نازیلا حمیدف شهروند آذربایجانی-ایرانی از دی‌ماه سال ۹۴ بعد از شرکت در کنفرانس ایران، ترکمنستان-تاجیکستان در تهران بازداشت شده است.

دعای آیت الله قرهی برای نابودی مسیحیت و یهودیت !

مدیر یکی از حوزه‌های علمیه قم برای نابودی همه آئین‌ها و مذاهب و ادیان به جز اسلام شیعه آروزی نابودی کرد.
ghrahi
به گزارش«محبت نیوز» یک ماه پس از نیمه شعبان که به باور شیعیان روز تولد امام دوازدهم‌ (مهدی غایب) است خبرگزاری دولتی مهر اقدام به انتشار متن سخنرانی آیت الله «روح‌الله قرهی» کرده که در آن به ناله و نفرین مسیحیان تبشیری پرداخته و از خدا و مهدی منجی خواسته آنان را نابود بگردانند.
«روح‌الله قرهی» در متن کامل سخنرانی خود که خبرگزاری مهر آن را منتشر کرده گفته «خدایا! به اولیاء و انبیائت قسمت می‌دهیم، این به ظاهر تبشیری‌های یهود و نصارا رسوا و نابود بگردان، جوانان عزیز ما را از گزند افکار پلید آن‌ها محافظت بفرما.»
قرهی که گویا مدرک دکترا دارد و مدیر یکی از حوزه‌های علیمه قم است در بخش دیگری از سخنرانی خود گفته وهابیت ملعون و بهائیت ملعون دو بازوی یهود هستند و دعا کرده آنها هم قلع و قمع شوند.
در آخر هم گفته تمام بشر، امت واحده، برای امام واحد هستند و دعا کرده امام دوازدهم زودتر ظهور کند و دشمنان او که در رأس آن صهیونیسم جهانی و یهود است ریشه‌کن شوند.»

حمله امام جمعه سرخس به مسیحیان از تریبون رسمی نماز جمعه

در روزهای گذشته این چندمین بار است که در استان خراسان رضوی به مسیحیان از تریبون‌های رسمی حمله می‌شود.
shariati
به گزارش «محبت نیوز» امام جمعه موقت سرخس، از شهرستان‌های استان خراسان رضوی گفته «ایران اسلامی در موقعیت جنگ احزاب قرار دارد و یهودیان، مسیحیان و برخی اعراب منطقه برای جنگ احزاب علیه جمهوری اسلامی با هم متحد شده‌اند»!
چندی پیش شیخ علی اصغر شریعتی در خطبه‌های نماز جمعه در آن شهرستان به اظهارات علی‌خامنه‌ای استناد کرده و گفته «در غزوه احزاب قبیله‌های مختلف عرب با یهودیان و مشرکین دست به یکی شدند برای اینکه با پیامبر اسلام مقابله کنند.»
او روایتی هم تعریف کرده که مشخص نیست باید امروز هم چنین واکنشی نشان داد یا خیر!

او گفت «در جنگ احزاب به پیشنهاد سلمان فارسی خندق ایجاد کردند که پنج پهلوان عرب توانستند از خندق عبور کنند و عمر بن عبدود یکی از آنها بود و تنها کسی که مقابل عمر بن عبدود ایستاد امام علی بودند و او را شکست دادند.»
او به کودتای ترکیه هم اشاره کرده و گفته «هم اکنون در ترکیه وضعیت فوق العاده و خفقان حاکم است البته هر چی از این شرایط برای ترکیه پیش بیاد حق ترکیه است به خاطر اینکه نیروهای داعش را حمایت کرد و در کشتن مردم و کودکان مظلوم سوریه دست دارد.»
در روزهای گذشته این چندمین بار است که در استان خراسان رضوی به مسیحیان از تریبون‌های رسمی حمله می‌شود. این شیخ در منبر خود به طور مشخص اشاره نکرده چطور یهودیان و مسیحیان اعراب مسلمان وهابی با یکدیگر علیه ایران متحد شدند!

۱۳۹۵ مرداد ۱۵, جمعه

عبرانیان باب ۹ آیه ۱۴

     ۱۴ چقدر بیشتر خون مسیح ، زندگی و قلب ما را دگرگون خواهد ساخت . قربانی مسیح ما را از شریعت و احکام بی روح سابق رهایی می دهد و در ما این میل را ایجاد می کند که با اشتیاق قلبی خدا را خدمت کنیم . زیرا مسیح نیز که کامل و بدون گناه بود، به کمک روح پاک و ابدی خدا، خود را با کمال میل به خدا تقدیم کرد تا در راه گناهان ما فدا شود.

افسسیان باب ۴ آیه ۱۵ تا ۱۶

     ۱۵ بلکه با عشق و علاقه ، همواره در پی راستی خواهیم رفت . راست خـواهیم گفت ، راست عمل خواهیم کرد و راست خواهیم زیست تـا به این ترتیب ، بتدریـج در هـر امری مانند مسیـح شویم که سر کلیسا می باشد. ۱۶ تحت هدایت مسیح است که تمام اعضـای بـدن او، یعنـی کلیسـا، در جـای خـود قرار می گیرنـد. هـر اندام با روش خاص خود، به اندامهای دیگر کمک می کنـد، بطـوری که تمام بدن در تندرستی کامل و پر از محبت ، رشـد می نماید.

افسسیان باب ۱ آیه ۳ تا ۴

    ۳ چقدر باید خدا را شکر کنیم ، خدایی که پدر خداوند ما عیسی مسیح است ، و همه برکات آسمانی را به ما ارزانی داشته ، به این دلیل که ما از آن مسیح هستیم . ۴ خدا از زمانهای بسیار دور، حتی پیش از آنکه جهان را بیافریند، ما را برگزید تا در اثر آن فداکاری که مسیح در راه ما کرد، از آن او گردیم . خدا از همان زمان ، اراده نمود تا ما را در نظر خود پاک سازد بطوری که حتی یک لکه نیز در ما یافت نشود، تا وقتی در حضور او حاضرمی شویم ، سراپا مدیون محبت او باشیم .

سایه‌های تحجر در مریوان، از دوچرخه سواری تا سونوگرافی گناه است !

 امام جمعه مریوان در اظهاراتی علاوه بر دوچرخه سواری زنان به سونوگرافی هم ایراد گرفت.
shirzadi0000
به گزارش «محبت‌نیوز»  اخباری که از شهر «مریوان» در استان کردستان به گوش می‌رسد گویا این شهر نه تنها به لحاظ قومیت کُرد و حضور اقلیت‌های سنی از سوی حکومت تحت فشار است بلکه شهروندان آن با نوع جدیدی از تحجر روبه رو شده اند که رها شدن از آن به این سادگی‌ها ممکن نیست.
یک هفته پس از آنکه دادستانی و نهادهای امنیتی گروهی از دختران دوچرخه‌سوار در این شهر را که قصد داشتند در کمپین «سه‌شنبه پاک» در شهر مریوان در پنجم مرداد شرکت کنند دستگیر و پس از تعهد کتبی آزاد کرد، حالا امام جمعه این شهر در اظهاراتی عجیب از سونوگرافی زنان انتقاد کرده است!
«ماموستا مصطفی شیرزادی» از امامان جماعت اهل تسنن گفته «هیچ معنایی ندارد زن با بدن نرم و شل مردی در خلوت دستگاه روی او بچرخاند که کجایت درد می کند، دین کی چنین چیزی می گوید؟»
اینکه واکنش نسبت به دوچرخه سواری و سونوگرافی زنان تا چه میزان اهمیت بیشتری از اعدام حدود ۲۰ شهروند اهل تسنن در زندان‌ها دارد مشخص نیست، اما آنچه آشکار است از نظر این امام جمعه اهل سنت مریوان این قبیل مسائل مهمتر از اعدام خاموش ده‌ها سنی در زندان‌های جمهوری اسلامی است.
البته «ماموستا مصطفی شیرزادی» حساسیت ویژه‌ای به اندام زنان دارد چرا که هشتم مرداد ماه به طور رسمی اعلام کرد «دوچرخه سواری زنان در ملاء عام گناه و عیب آن این است که ران و بدنش که روی دوچرخه نمایان است»
همزمان با این اظهارات متحجرانه رقابت‌های المپیک ۲۰۱۶ ریو برزیل آغاز شده و صدها ورزشکار زن در رشته‌های مختلف ورزشی حضور دارند و هیچ مقام دینی و مذهبی دنیا از تحریک شدن افراد سخن نگفته است.

اقدامات دولت اسلامی پاک کردن چهره مسیحیت از زمین است

هدف اقدامات تروریستی دولت اسلامی(داعش) پاک کردن چهره مسیحیت از زمین است.
به گزارش«محبت نیوز»، گروه تروریستی داعش اعلام کرد که رهبران کلیساها از جمله پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان، مقامات کلیسای ارتدوکس یونان و مسیحیان قبطی را هدف قرار خواهد داد .
به نوشته روزنامه اکسپرس، داعش در پندی به پیروان و اعضای خود گفته است: «نصیحت و کلام آخر ما به شما در رابطه با عملیات‌هایتان این است که برنامه‌های خود را پچیده نکنید بلکه در عوض آن‌ها را ساده و موثر نگه دارید. اگر می‌توانید اسلحه به دست آورید، این کار را انجام دهید و هر چه سریعتر از آن در مکانی که بیشترین لطمه و هراس را به وجود می‌آورد استفاده کنید و مرگ و مجروحیت را برای دشمنان خدا و کافران به ارمغان آورید. درست همان طور که آن‌ها مسلمانان را در سرزمین‌های اسلامی وحشت زده می‌کنند شما نیز باید این کافران را در سرزمین‌های خودشان وحشت زده کنید».

این پیام داعش که شامل ۴۵ هزار واژه است افرادی را که قهوه می‌نوشند و کفش‌های تیمبرلند می‌پوشند نیز هدف گرفته و عنوان داشته است: جان کلام این است که تروریسم ما با جنگ، بی‌رحمی و خشونت‌ همراه است.
  • ب
روزنامه نگاران لیبرال دوست دارند که شما باور کنید ما کارهایمان را انجام می‌دهیم چرا که هیولایی هستیم که اقداماتمان هیچ منطقی ندارد اما حقیقت این است که ما به یک جنگ محاسبه شده که غرب فکر می‌کرد باید سال‌ها پیش پایان می‌یافت ادامه می‌دهیم و آن را تشدید خواهیم کرد.

«مسیحیان » هدف اصلی رهبر جدید بوکوحرام !

بوکوحرام نخستین‌بار در سال ۲۰۱۴ با ربودن ۲۷۶ دختر دانش‌آموز مسیحی توجه جهانی را به خود جلب کرد.
به گزارش «محبت نیوز» طبق گزارش رسانه وابسته به گروه دولت اسلامی، ابو مصعب البرناوی، سخنگوی سابق بوکوحرام جایگزین ابوبکر شیکاو شده است که از سال ۲۰۰۹ رهبری بوکوحرام را به عهده داشت.
برناوی پس از این انتصاب ادعا کرد گروه وی به عنوان «نیرویی که بتوان روی آن حساب کرد» باقی می‌ماند و افزود:« مبارزه با کشورهای غرب آفریقا ادامه خواهد داشت».
وی با اشاره به کشورهای غرب آفریقا گفت: «آنها به شدت به دنبال مسیحی‌کردن جامعه هستند … آنها با بهره‌برداری از شرایط کسانی که به علت جنگ ادامه دار آواره شده‌اند برای آنها غذا و سرپناه فراهم می‌کنند و بعد فرزندانشان را مسیحی می‌کنند.»

البرناوی افزود بوکوحرام با «تله‌های انفجاری و منفجر‌کردن هر کلیسایی که ما بتوانیم به آن دست یابیم» به این تهدید پاسخ می‌دهد.
گروه بوکوحرام که نام آن به معنای «حرام‌بودن آموزش غربی» است، هدف خود را سرنگونی دولت نیجریه اعلام کرده است.

ترور سیاستمداران و رهبران مذهبی هم یکی دیگر از اقدامات روزمره این گروه است. حملات بوکوحرام فقط مختص نیجریه نیست و موج تهدید و ترورهایش را به دیگر کشورهای غرب آفریقا نیز کشانده است.

۱۳۹۵ مرداد ۱۰, یکشنبه

متی باب ۱۳ آیه ۴۴ تا ۴۶

     ۴۴ « ملکوت آسمان مانند گنجی است که مردی در یک مزرعه پیدا کرد و دوباره آن را زیر خاک پنهان نمود و از ذوق آن ، رفت و هر چه داشت فروخت تا پول کافی بدست آوَرَد و آن مزرعه را بخرد و صاحب آن گنج شود. « ۴۵ ملکوت آسمان را می توان به گونه ای دیگر نیز توصیف کرد. یک تاجر مروارید، در جستجوی مرواریدهای مرغوب بود. ۴۶ سرانجام وقتی به مروارید با ارزشی دست یافت ، رفت و هر چه داشت فروخت تا آن را بخرد.

مزامیر باب ۲۵ آیه ۱۰


   ۱۰ خداوند تمام‌ كسانی‌ را كه‌ عهد او را نگاه‌ می‌دارند و از اوامرش‌ پیروی‌ می‌كنند، با وفاداری‌ و محبت‌هدایت‌ می‌كند.

دعوت از مردم برای آدمکشی در ایران (ویدیو)

بارها شنیده ایم که میگونید، گروه تروریستی داعش، مخالف دستور اسلام عمل میکند و این اسلام حقیقی نیست. اما این بار شاهد آنیم که در برنامه تلویزیونی در ایران، حجت الاسلام قرائتی مردم را تشویق و دعوت به آدمکشی میکند!
شاید برای شما هم باور این مسأله در ابتدا سخت و ناممکن باشد، اما با دیدن ویدیوی این برنامه، خواهید دید چطور به مردم ایران گفته میشود که اگر کسی تغییر دین و مذهب خود اذعان داشت، باید طبق دستور اسلام کشته شود.

شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان گزارش های بی شماری از نقض حقوق بشر و نفرت علیه ایمانداران به مذاهب دیگر دریافت میکند. برای قرون متمادی، ما ایرانیان قومی میهمان نواز و محبت کننده بودیم. اما متأسفانه در دوران حال، تبدیل به قومی خشن، نفرت ورز و تلخ شده ایم.
دعای ما این است که حقیقت انجیل و خدایی که محبت است در قلب ایرانیان پذیرفته شود و دیگر هرگز شاهد چنین بیانیه و ادعاهای ضد انسانی به اسم خدا در ایران نباشیم.اخبار مسیحیان ایرانی

مسلمانان فرانسه روز یکشنبه به کلیساها خواهند رفت

گروهی از مسلمانان فرانسه در عملی بشردوستانه برای همدردی با مسیحیان تصمیم تازه‌ای گرفتند.
گروگان‏گیری خونین در فرانسه
«محبت‌نیوز»- شورای فرانسوی مسلمانان فرانسه در اطلاعیه‌ای از همه مسلمانان خواست که به انگیزه همدردی با قتل فجیع یک کشیش توسط تروریست‌های اسلامی داعش، روز یکشنبه همگی به کلیسا بروند و در نیایش هفتگی مسیحیان شرکت کنند.
به گزارش «فیگارو» سخنگوی شورای روحانیون کاتولیک در واکنش به این دعوت اظهارکرده ابتکار شورای مسلمانان ایده بسیار خوبی است و به مسلمانان برای چنین کاری خوش آمد گویی کرد.

کلیسا همچنین متن این دعوت عمومی شورای مسلمانان را در سایت اینترنتی خود منتشر کرده است.
با این حال کنفرانس روحانیون مسیحی نگرانی خود را از احتمال خطرات امنیتی چنین تجمعی پنهان نمی کند.

۱۳۹۵ تیر ۳۰, چهارشنبه

افسسیان باب ۵ آیه ۸ تا ۱۱

    ۸ درست است که زمانی قلب شما نیز سیاه و پر از ظلمت بود؛ اما حالا پر از نور خداوند است . پس رفتارتان باید این تغییر را نشان دهد؛ ۹ اگر چنین نوری در وجود شماست ، باید اعمالتان نیک ، درست و راست باشد. ۱۰ بکوشید تا دریابید چه چیزهایی خداوند را خشنود می سازد. ۱۱ در کارهای پوچ شرارت و تاریکی شرکت نکنید، بلکه بگذارید نور شما بر آنهابتابد تا زشتی آنها بر همگان آشکار شود.

مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۱ تا ۳

     ۱ خوشابحال‌ آنان‌ كه‌ در زندگی‌، پاك‌ و كامل‌ هستند و مطابق‌ دستورات‌ خداوند رفتار می‌كنند. ۲ خوشابحال‌ كسانی‌ كه‌ احكام‌ خداوند را بجا می‌آورند، از صمیم‌ قلب‌ او را اطاعت‌ می‌كنند ۳ و به‌ راه‌های‌ كج‌ نمی‌روند، بلكه‌ در راه‌هایی‌ گام‌ بر می‌دارند كه‌ خدا نشان‌ داده‌ است‌.

فیلیپیان باب ۱ آیه ۲۷

     ۲۷ اما هر چه برای من پیش آید، چه شما را بار دیگر ببینم ، چه نبینم ، به یاد داشته باشید که همواره باید همچون مسیحی واقعی زندگی کنید، تا همیشه خبرهای خوب در باره شما به من برسد و بشنوم که دوش به دوش یکدیگر، استوار ایستاده اید و هدف همگی تان اینست که بدون توجه به مخالفتهای دشمن ، پیغام نجات بخش انجیل را به همه اعلام کنید.

صداقت در گفتار و پرهیز از مقابله به مثل!


تأملی در زمینه موعظه بالای کوه‌


صداقت در گفتار (آیه‌های ۳۳ تا ۳۷)

رابی‌های یهود نه فقط در نگرششان نسبت به مسأله طلاق تساهل به‌خرج می‌دادند و آن را بر مردم آسان می‌گرفتند، در تعالیمشان در مورد سوگند نیز همین حالت را داشتند. باز این نمونه‌ای دیگری است از تفسیر انحرافی‌شان از کتب عهدعتیق‌، تا بدینوسیله اطاعت از آن را برای مردم سهل سازند. ما باید نخست به شریعت موسی توجه نماییم‌، بعد از آن‌، به تعبیر انحرافی فریسیان‌، و در آخر، به مفهوم و کاربرد واقعی این حکم از شریعت‌، آنگونه که عیسی بر آن تأکید داشت‌.
باز شنیده‌اید که به اولین گفته شده است که قسم دروغ مخور، بلکه قسم‌های خود را به خداوند وفا کن‌!
عبارت بالا نقل‌قولِ دقیقِ هیچیک از احکام موسی نیست‌. اما در عین حال‌، خلاصۀ درستی است از چندین حکم عهدعتیق که بر کسانی که سوگندی یاد می‌کنند یا نذری می‌نمایند، واجب می‌سازد که به آن وفا کنند. شخصی که چنین سوگندی یاد می‌کرد، در واقع خدا را شاهد بر گفتۀ خویش می‌گرفت و در صورت شکستن سوگند، مجازات او را بر خود می‌طلبید. موسی بارها بر زشتی سوگندِ دروغ تأکید گذارده‌، و وفا به عهد و قَسَم به خدا را وظیفه‌ای بس مهم شمرده است (خروج ۲۰:‏۷؛ لاویان ۱۹:‏۱۲؛ اعداد ۳۰:‏۲؛ تثنیه ۲۳:‏۲۱).
حتی قرائت سطحی این احکام‌، مقصودشان را کاملاً روشن می‌سازد. هدف آنها منع انسان از ادای سوگند دروغ است‌، یعنی قسم خوردن و بعد شکستن آن‌. اما فریسیانِ شریعت‌مدار بر روی این مُنهیات و ممنوعیت‌ها آنقدر کار کردند تا محدودیت‌هایی برای این احکام تعیین کنند تا از سنگینی آنها بکاهند. به این منظور، توجه مردم را از خودِ سوگند و ضرورت رعایت آن منحرف کرده‌، آن را فقط معطوف ساختند به فرمولی که برای ادای سوگند به‌کار می‌رفت‌. به‌طور خلاصه می‌گفتند که دستور خدا در خروج ۲۰:‏۷ این است که از نام خدا استفاده نکنیم‌. پس اگر سوگندی یاد کردیم که در آن نام خدا برده نشده‌، اگر آن را شکستیم گناه نیست‌. اما آن سوگندهایی که به‌نام خداوند ادا شده‌، لازم‌الاجرا است‌. شهادت دروغ و دروغگویی نیز بلااشکال است چرا که از نام خدا در آنها استفاده نمی‌شود.
عیسی در یکی از "وای‌"های خود، فریسیان را "راهنمایان کور" نامید و این نوع سفسطه‌بازیها را تقبیح فرمود. گفتار او در انجیل متی ۲۳:‏‏۱۶-۲۲ چنین آمده است‌:
وای بر شما ای راهنمایان کور که می‌گویید هر که به هیکل قسم خورَد باکی نیست‌، لیکن هر که به طلای هیکل قسم خورَد، باید وفا کند. ای نادانان و نابینایان‌، آیا کدام افضل است‌؟ طلا یا هیکلی که طلا را مقدس می‌سازد؟ و هر که به مذبح قسم خورَد باکی نیست‌، لیکن هر که به هدیه‌ای که بر آن است قسم خورَد، باید ادا کند. ای جهال و کوران‌، کدام افضل است‌؟ هدیه یا مذبح که هدیه را تقدیس می‌نماید؟ پس هر که به مذبح قسم خورَد، به آن و به هر چه بر آن است قسم خورده است‌. و هر که به هیکل قسم خورد، به آن و به او که در آن ساکن است‌، قسم خورده است‌. و هر که به آسمان قسم خورَد، به کرسی خدا و به او که بر آن نشسته است‌، قسم خورده باشد.
تعلیم خداوند ما در موعظه بالای کوه نیز شبیه به تعلیم او در آیات فوق است‌. بخش دومِ آنتی‌تز او، که در آن تعلیم خود را در نقطۀ مقابل تعلیم رابی‌ها قرار می‌دهد، چنین است‌:
لیکن من به شما می‌گویم هرگز قسم مخورید، نه به آسمان زیرا که عرش خداست‌، و نه به زمین زیرا که پای‌انداز اوست و نه به اورشلیم زیرا که شهر پادشاه عظیم است‌، و نه به سر خود قسم یاد کن‌، زیرا که مویی را سفید یا سیاه نمی‌توانی کرد. بلکه سخن شما بلی‌، بلی‌، و نی‌، نی باشد، زیرا که زیاده بر این از شریر است‌.
مقصود عیسی این است که هرچقدر هم تلاش کنید، محال است که بتوانید در یک سوگند، خدا را به‌کلی نادیده بینگارید، چرا که جهان از آن خداست و نمی‌توانید خدا را از آن کنار بگذارید. اگر به "آسمان‌" سوگند یاد کنید، کرسی خداست‌؛ اگر به زمین قسم خورید، پای‌انداز اوست‌؛ اگر به اورشلیم سوگند بخورید، آن شهر پادشاه عظیم است‌. حتی اگر به سر خود قسم بخوری‌، البته سر خودت است و از آن دیگری نیست‌، اما باز آن هم خلقت خداست و تحت سلطۀ اوست‌.
بنابراین‌، سوگند با هر فرمولی که یاد شود، لازم‌الاجرا است‌. اگر چنین است‌، مقصود واقعی حکم الهی این است که ما باید به عهد خود وفا کنیم و به سخن خود عمل نماییم‌. در این صورت‌، سوگند اساساً غیرضروری می‌شود. به همین جهت مسیح فرمود که هرگز قسم مخورید (آیه ۳۴)، بلکه اگر می‌گویید نه‌، منظورتان واقعاً نه باشد، و اگر می‌گویید بله‌، منظورتان واقعاً بله باشد (آیه ۳۷). هر چیزی بیش از این از شرارت است‌، یا از شرارت دل فریبکارمان‌، یا از شرارت شیطان که عیسی او را دروغگو و پدر دروغگویان نامید (یوحنا ۸:‏۴۴). اگر طلاق ناشی از سنگدلی انسان است‌، قسم خوردن ناشی از نادرستی اوست‌. هم طلاق و هم قسم خوردن در شریعت "مجاز" شمرده شده‌، اما هیچیک از سوی خدا به‌صورت "حکم‌" نشده است (تثنیه ۲۳:‏۲۲)! هیچیک نمی‌بایست در زندگی انسان ضرورت بیابد!
در اینجا دو سؤال ممکن است در ذهن مطرح شود. نخست اینکه اگر سوگند یاد کردن منع شده‌، چرا خدا خودش در کتابمقدس سوگند خورده است‌؟ (ر.ش‌. به پیدایش ۲۲:‏۱۶ و عبرانیان ۶:‏۱۳-۱۸). در پاسخ به این سؤال‌، باید بگوییم که مقصود خدا از سوگند یاد کردن‌، مطلقاً عدم اعتبار و معتمد نبودن خودش نبود، بلکه بی‌ایمانی ما بود.
دوم‌، اگر سوگند یاد کردن منع شده‌، آیا این ممنوعیت مطلق است‌؟ برای مثال‌، مسیحیان در اجرای این فرمایش مسیح‌، نباید هیچگاه سوگندنامه‌ای را در دفاتر حقوقی امضا کنند، یا در دادگاهها سوگند یاد کنند؟ فراموش نکنیم که خودِ عیسی نیز وقتی در مقابل قَسَمِ کاهن اعظم قرار گرفت که پرسید: «تو را به خدای حی قسم می‌دهم ما را بگوی که تو مسیح پسر خدا هستی یا نه‌»، قَسَم او را حرمت کرد و سکوت خود را شکست و به او پاسخ داد. آنچه که عیسی در تعلیم خود بر آن تأکید می‌گذارَد، این است که مردمانِ درستکار برای اثبات صدق گفتار خود، نیازی به توسل به سوگند ندارند؛ اما منظور این نیست که اگر مقامات حکومتی خواستار سوگند باشند، ایشان باید از این امر سر باز زنند.
قسم خوردن چیزی نیست جز اعتراف به نادرستی خودمان‌. چه ضرورتی دارد که گفته یا وعدۀ خود را با انواع سوگندها بیاراییم‌. دلیلش این است که می‌دانیم گفتۀ ما به‌تنهایی قابل اعتماد نیست‌! مسیحیان باید منظور خود را بیان کنند، و آنچه بیان می‌کنند باید عین منظورشان باشد.
قسم خوردن چیزی نیست جز اعتراف به نادرستی خودمان‌. چه ضرورتی دارد که گفته یا وعدۀ خود را با انواع سوگندها بیاراییم‌؟ دلیلش این است که می‌دانیم گفتۀ ما به‌تنهایی قابل اعتماد نیست‌! مسیحیان باید منظور خود را بیان کنند، و آنچه بیان می‌کنند، باید عین منظورشان باشد. گفتار بی‌تکلف ما باید که کافی باشد، "بله‌" یا "نه‌". و اگر یک کلمۀ تک‌هجایی کافی است‌، چرا بیهوده نیروی خود را با کلمات اضافی هدر دهیم‌؟

پرهیز از مقابله به مثل (۳۸-۴۲)

شنیده‌اید که گفته شده است «چشمی به چشمی و دندانی به دندانی‌»؟ لیکن من به شما می‌گویم با شریر مقاومت مکنید، بلکه هر که به رخسارۀ تو طپانچه زند، دیگری را نیز به‌سوی او بگردان‌، و اگر کسی خواهد با تو دعوا کند و قبای تو را بگیرد، عبای خود را نیز بدو واگذار، و هرگاه کسی تو را برای یک میل مجبور سازد، دو میل همراه او برو. هر کس از تو سؤال کند، بدو ببخش و از کسی که قرض از تو خواهد، روی خود را مگردان‌.
بخشی از تعالیم شفاهی رابی‌ها که عیسی در اینجا نقل قول فرموده‌، مستقیماً برخاسته از شریعت موسی است‌. نباید فراموش کرد که شریعت موسی‌، هم شامل مقررات مدنی بود و هم اخلاقی‌. به‌عنوان مثال‌، باب ۲۰ خروج‌، شامل ده‌فرمان است (که چکیدۀ تمام احکام اخلاقی می‌باشد). اما باب‌های ۲۱ تا ۲۳از کتاب خروج‌، شامل دستورالعمل‌هایی است که در آنها کاربرد عملی ده فرمان موسی در جنبه‌های مختلف زندگی اجتماعی ملتِ نوپای اسرائیل قید شده است‌. در این باب‌ها موقعیت‌های مختلف دعاوی افراد مورد بررسی قرار گرفته و بر خسارات وارده به شخص یا اموال او تأکید شده است‌. در فرایند چنین مقرراتی است که برای مثال‌، این کلمات را می‌خوانیم‌: "اگر مردم جنگ کنند... و اذیتی دیگر حاصل شود، آنگاه جان به عوض جان بده و چشم به‌عوض چشم و دندان به‌عوض دندان و دست به‌عوض دست و پا به‌عوض پا، و داغ به‌عوض داغ و زخم به‌عوض زخم‌، و لطمه به‌عوض لطمه‌" (خروج ۲۱:‏۲۱-۲۵).
از مضمون متن کاملاً روشن است که احکامی نظیر این‌، دستورالعمل‌هایی بود مخصوص داوران یا قضات قوم اسرائیل‌. این امر در تثنیه ۱۹:‏۱۷ و ۱۸قید شده است‌. این احکام را قصاص می‌نامند که هدفشان بنا نهادنِ اساس عدالت و انصاف‌، تعیین کیفر متخلف‌، و محدود کردن دیهِ قابل پرداخت به مظلوم به مقداری دقیق و نه بیش از آن بوده است‌. بنابراین‌، نقش آنها، تعریف عدالت و تعیین حدود انتقام بود. درضمن‌، مانع می‌شد که اجرای قانون به دست افراد بیفتد و مخاصمات خانوادگی موجب انتقام‌گیری‌های ویرانگر گردد.
اما کاتبان و فریسیان اصول مربوط به قصاص را از محدودۀ محکمه‌های قضایی (جایی که این احکام حقاً می‌بایست جاری شود)، به محدودۀ روابط شخصی انتقال داده بـودند (یعنی بــه حـوزه‌ای که ایـن احکــام بـدان تعلــق نداشت‌).
ایشان می‌کوشیدند از این احکام برای توجیه انتقام شخصی سود جویند، گرچه شریعت این امر را به‌روشنی منع کرده بود: «از ابنای قوم خود انتقام مگیر و کینه مورز» (لاویان ۱۹:‏۱۸).
عیسی در پاسخ خود، اصل قصاص را نفی نمی‌کند، چرا که اصلی است درست و واقعی‌. کمی بعد در همین موعظه‌، خودِ عیسی آن را به این شکل بیان فرمود: «حکم مکنید تا بر شما حکم نشود» (متی ۷:‏۱)؛ تمام تعالیم او در مورد واقعیت هولناک داوری الهی در آخرت نیز بر شالودۀ اصل قصاص استوار است‌. آنچه که عیسی در آنتی‌تز خود بر آن تأکید می‌گذارد، این بود که این اصول به محاکم قضایی و نهایتاً به مسند داوری الهی تعلق دارد، و نباید در روابط شخصی ما به‌کار برده شود. روابط شخصی ما باید بر پایۀ محبت استوار باشد، نه بر پایۀ عدالت قضایی‌. وظیفۀ ما نسبت به آنانی که به ما خطا می‌ورزند، مقابله به مثل و انتقام‌گیری نیست‌، بلکه پذیرش بی‌عدالتی بدون فکر انتقام یا جبران خسارت می‌باشد: «با شریر [یعنی با بدکار] مقاومت مکنید» (آیه ۳۹).
اما معنا و مفهوم این فراخوان به عدم مقاومت چیست‌؟ ما در مقابل چه کسی یا چه چیزی نباید مقاومت کنیم‌؟
ما همواره ترغیب شده‌ایم که با شیطان مقاومت کنیم‌. پولس و پطرس و یعقوب‌، رسولان خداوند، همه می‌گویند که با بزرگترین مظهرِ "شریر" یعنی شیطان که همۀ نیروهای شرارت تحت سلطۀ اوست‌، مقاومت کنیم‌. پس چگونه ممکن است که عیسی از ما خواسته باشد که با "شریر" مقاومت نکنیم‌؟ نخستین کلید درک درست این تعلیم‌، توجه به این نکته است که کلمۀ یونانی to ponero (شریر) در اینجا مذکر است و نه خنثی‌. آنچه که نباید با آن مقاومت کنیم‌، شرارت در حالت کلی‌، شرارت در حالت انتزاعی‌اش‌، یا "شریر" به معنی شیطان نیست‌، بلکه دعوت شده‌ایم که با شخص شریر و بدکار مقاومت نکنیم‌.
عیسی منکر این نیست که چنین شخصی شرور است‌. عیسی نه از ما خواسته که او را شریر ندانیم‌، و نه اینکه شرارتش را نادیده بگیریم‌. آنچه او از ما خواسته این است که مقابله به مثل نکنیم‌. به قول ترجمه مژده برای عصر جدید، "به کسی که به تو بدی می‌کند، بدی نکن‌."
چهار مثال کوچک که عیسی در پی این گفتار خود بیان فرمود، همه کاربردهای اصلِ عدم مقابله به مثل در مسیحیت بوده‌، مشخص‌کنندۀ گسترۀ آن در موقعیت‌های مختلف زندگی می‌باشد. در هر یک‌، انسانهایی تصویر شده‌اند که به نحوی از انحاء شریرند و می‌کوشند به فرد مسیحی لطمه وارد کنند، یکی با سیلی زدن به گونه‌اش‌، دیگری با طرح دعوایی حقوقی علیه او، یکی با خواسته‌ای زورگویانه‌، و یکی دیگر با درخواست کمک مالی‌. در هر چهار موقعیت‌، عیسی فرمود که وظیفۀ مسیحی‌مان این است که حس انتقام‌جویی خود را طوری مهار بزنیم که حتی به شخص شریر اجازه دهیم ستم خود را دو برابر کند.
مثال‌های عیسی و الگویی که به‌جا گذاشت‌، تصویری از شخصی ضعیف به‌دست نمی‌دهد که قادر به مقاومت نباشد، بلکه تصویر فردی نیرومند را تصویر می‌کند که جنان بر نفس خود مسلط است و چنان محبتی نسبت به دیگران دارد که از هر گونه مقابله به مثل خودداری می‌کند.
عیسی خودش نخستین کسی بود که به این اصل عمل کرد. او گذاشت تا مأموران کاهن اعظم و سربازان رومی‌، آنچه می‌خواهند با او انجام دهند. اسپرجان (واعظ مشهور باپتیست‌، در قرن نوزدهم‌-م‌) نیز به‌گونه‌ای تکان‌دهنده می‌گوید: "وقتی مردمان بدکار چکش می‌شوند، ما باید سندان شویم‌."
بله‌، اما سندان یک چیز است و کفش پاک‌کنی چیزی دیگر. مثال‌های عیسی و الگویی که به‌جا گذاشت‌، تصویری از شخصی ضعیف به‌دست نمی‌دهد که قادر به مقاومت نباشد، بلکه تصویر فردی نیرومند را ترسیم می‌کند که چنان بر نفس خود مسلط است و چنان محبتی نسبت به دیگران دارد که از هرگونه مقابله به مثل چشم‌پوشی می‌کند. این همان حالتی است که عیسی در محاکمۀ خود در شورا در مقابل کاهن اعظم نشان داد.
در چهار مثالی که عیسی آورد، هدفش تأکید و روشن ساختن یک اصل کلی است که آن همانا اصلِ محبت است‌، محبتِ ایثارگرانۀ کسی که وقتی قلبش جریحه‌دار می‌شود، حس انتقام‌جویی خود را ارضاء نمی‌کند، بلکه به‌جای آن‌، به سعادت غایی شخص مقابل و جامعه می‌اندیشد، و واکنشهای خود را بر اساس آن تنظیم می‌کند.
اما یگانه حد و مرز برای بزرگواری مسیحی‌، حد و مرزی است که محبت تعیین می‌کند. برای مثال‌، پولس رسول یک بار با پطرس رو در رو "مقاومت کرد" (در یونانی همان کلمه‌ای به‌کار رفته که در متی ۵:‏۳۹ استفاده شده است‌). رفتار پطرس نادرست بود. او با قطع مشارکتش با غیریهودیان‌، بر خلاف پیام انجیل رفتار کرده بود. آیا پولس این کار را نادیده گرفت و گذاشت که پطرس به روش نادرستش ادامه دهد؟ نه‌! او با پطرس مقاومت کرد، و در ملأ عام او را ملامت نمود، و نادرستی عملش را علناً اعلام کرد. من عقیده دارم که باید رفتار پولس را به‌عنوان تجلی راستین محبت مورد دفاع قرار دهیم‌. زیرا از یک سو، در او هیچ خشم و نفرت شخصی نسبت به پطرس دیده نمی‌شد (رفتار او با پطرس اهانت‌آمیز نبود)؛ و از سوی دیگر، در او محبت عمیقی نسبت به انجیلی که پطرس نفی‌اش کرده بود و نیز نسبت به غیریهودیانی که پطرس مورد اهانت قرار داده بود، موج می‌زد (غلاطیان ۲:‏۱۱-۱۴).
بعضی این عبارت آشنای ترجمۀ سنتی را که می‌فرماید «با شریر مقاومت مکنید»، به‌معنی صلح‌طلبی مطلق و پرهیز از هرگونه استفاده از قدرت در هر شرایطی دانسته‌اند. یکی از نمونه‌های بارز چنین پندار نادرستی‌، ماجرای آن "قدیس نادان‌" است که لوتر تشریح کرده "که حشرات از سر و کولش بالا می‌رفتند و می‌گزیدندش‌، اما او به‌خاطر همین آیه‌، حاضر نبود یکی از آنها را بکشد، چون می‌پنداشت باید رنج ببرد اما با شریر مقاومت نکند!"
نمونه دیگری در این زمینه که هم معروف است و هم بسیار افراطی‌، لئون تولستوی‌، نویسنده و مصلح اجتماعی قرن نوزدهم روسیه می‌باشد. که در کتابش به‌نام "اعتقادات من‌" (۱۸۸۴)، بر اساس درک خود از موعظه بالای کوه و اصل «با شریر مقاومت مکنید»، وجود هر نوع دادگاه و پلیس و ارتش را نادرست و غیرضروری می‌پندارد. به‌نظر او، اگر روزی بشر احکام مسیح را اطاعت کند، "همه برادر خواهند بود، و هر کس با دیگران در صلح و آرامش به‌سر خواهد برد... در آن زمان است که می‌توان گفت که ملکوت خدا فرا رسیده است‌... حتی آنانی که مجرم و دزد خوانده می‌شوند... نیکی را دوست می‌دارند و همچون من از بدی منزجرند. وقتی آنان از طریق تعلیم و رفتار مسیحیان‌، مشاهده کنند که این اشخاصِ ملایم و مهربان زندگی خود را وقف خـدمت بـه دیگران کرده‌انـد، محال است کـه آنقدر فاقد شعور باشند که همان افرادی را که خدمتشان می‌کنند، از خوراک محروم کنند یا بکشند."
کسی که عمیقاً تحت تأثیر نوشته‌های تولستوی قرار داشت‌، گاندی بود. او سیاست "ساتیاگراها" را مطرح ساخت‌، یعنی "نیروی راستی‌"، یعنی پیروزی بر دشمن به مدد نیروی راستی و "با ارائۀ الگویی از تحمل داوطلبانۀ رنج‌". در حکومت کامل و بی‌نقصی که او در نظر داشت‌، گرچه پلیس می‌بایست وجود داشته باشد، اما به‌ندرت می‌بایست به زور متوسل شود؛ مجازات می‌بایست خاتمه یابد؛ زندانها می‌بایست بَدَل به مدارس گردد؛ و میانجیگری جای دعاوی حقوقی را بگیرد.
ژاک الول‌، جامعه‌شناس معروف‌، در زمینۀ توصیه‌های گاندی چنین اظهار نظر کرده است‌: "یک عامل اساسی در توفیق گاندی‌، مردمی بودند که درگیر ماجرای او بودند. این مردم را از یک سو، هندیهایی تشکیل می‌دادند که قرنها دغدغه تقدس و روحانیت را داشتند... مردمی که به‌طور استثنایی قادر به درک و پذیرش پیامش بودند. و از سوی دیگر مردم انگلستان بودند که خود را رسماً مسیحی معرفی می‌کردند و نمی‌توانستند در مقابل موعظه گاندی در مورد عدم خشونت بی‌تفاوت بمانند. اما اگر گاندی در روسیۀ سالهای ۱۹۲۵ یا آلمانِ ۱۹۳۳ زندگی می‌کرد، نتیجۀ کارش بسیار ساده می‌بود: بعد از چند روز، او را دستگیر می‌کردند و دیگر کسی چیزی در بارۀ او نمی‌شنید."
علت اصلی عدم موافقت ما با تولستوی و گاندی بر سر این نیست که نظرات ایشان غیرواقع‌بینانه هستند، بلکه بر سر این است که آنها بر خلاف کتابمقدس می‌باشند. ما نمی‌توانیم حکم مسیح - «با شریر مقاومت مکنید» - را ممنوعیتی مطلق در استفاده از هر نوع قدرت و نیرویی تلقی کنیم (از جمله نیروی پلیس‌)، مگر اینکه اعتقاد داشته باشیم که مطالب کتابمقدس ضد و نقیض است و اینکه رسولان نیز گفتۀ عیسی را درست درک نکردند. عهدجدید تعلیم می‌دهد که حکومت یک نهاد الهی است که رسالتش (از طریق مأمورینش‌) از یک طرف‌، مجازات خطاکاران است (یعنی "مقاومت با شریر" با مجازاتی متناسب با خطایش‌)، و از سوی دیگر، تشویق درستکاران (رومیان ۱۳:‏۱-۷).
اما از این حقیقتِ مکشوف نمی‌توان برای توجیه خشونت رژیمهای ستمگر حاکم بر ممالک استفاده کرد. این حقیقت که حکومت‌ها را خدا مقرر فرموده‌، دلیل نمی‌شود که آنها از سوءاستفاده از قدرتشان محفوظ بمانند و عامل دست شیطان نگردند.
نکته‌ای که می‌کوشم روشن سازم این است که وظایف و خدمات حکومت کاملاً با وظایف فرد تفاوت دارد. وظیفۀ فرد در قبال خطاکار را پولس رسول در آیات پایانی باب دوازدهم از رساله رومیان تشریح کرده که طبق آن شخص باید بدی را با نیکی تلافی کند و انتقام خود را به خدا بسپارد. حکم پولس برای پرهیز از انتقام‌، به این علت نیست که سزا دادن نادرست است‌، بلکه به این علت است که این کار جزو اختیارات خدا است‌، نه انسان‌. خداوند می‌فرماید: «انتقام از آن من است‌.» ارادۀ خدا این است که در دورۀ حاضر، غضب یا انتقام خود را از طریق محاکم قضایی جاری سازد (همانطور که پولس در ادامه بحثش‌، در رومیان باب ۱۳ بیان می‌دارد)؛ و در نهایت نیز در روز داوری آن را به‌طور کامل به اجرا در خواهد آورد.
این تفاوت میان وظیفۀ فردی و وظیفۀ اجتماعی یک مسیحی‌، قطعاً در همگی ما تنشی دردناک به‌وجود می‌آورد، خصوصاً چونکه همۀ ما در سطوح مختلف هم در مقام یک فرد مسیحی قرار داریم‌، و هم در مقام شهروند یک حکومت‌؛ در نتیجه درگیر هر دو وظیفه می‌باشیم‌. به‌عنوان مثال‌، اگر شبی دزدی به خانه من دستبرد بزند و من هم او را بگیرم‌، قطعاً وظیفه‌ام این خواهد بود که او را بنشانم و به او خوراک و نوشیدنی بدهم‌، و در همان حال‌، به پلیس نیز تلفن بکنم‌.
مهم‌تر از همه این است که محبت یگانه نیرویی است که می‌تواند دشمن را تبدیل به دوست کند، زیرا قدرتی خلاق و رهایی‌بخش به‌وجود می‌آورد.
برای جمع‌بندی تعلیمی که در این آنتی‌تز نهفته است‌، باید گفت که عیسی اجرای عدالت را منع نکرد، بلکه ما را برحذر داشت که اجرای قانون را در دست خود نگیریم‌. قانون قصاص "چشمی به چشمی‌" اصلی است عادلانه متعلق به دادگاهها. در زندگی شخصی‌، نه فقط باید از هرگونه مقابله به مثل در گفتار و عمل رها باشیم‌، بلکه از هر نوع خشم و غیظ نیز باید آزاد باشیم و داد خود را به داور عادل بسپاریم (اول پطرس ۲:‏۲۳).
تنها کسی که می‌شناسم که این تعلیم را در چارچوب پدیده‌های دنیای مدرن بیان داشته‌، مارتین لوتر کینگ می‌باشد (کشیش سیاهپوست آمریکایی‌، ۱۹۲۹-۱۹۶۸، که علیه تبعیض نژادی در آمریکا مبارزه کرد و پس از کسب پیروزیهایی چشمگیر، سرانجام ترور شد-م‌). او از گاندی خیلی بیش از آن آموخت که گاندی از تولستوی آموخته بود، گرچه به‌نظر من‌، تعالیم مسیح را از هر دوِ آنها بهتر درک کرده بود. جای هیچ شکی نیست که لوتر کینگ چه زحمات ناعادلانه‌ای را متحمل شد. دکتر بنجامین مِیز در مراسم خاکسپاری او، این زحمات را اینچنین برشمرد:
"اگر انسانهایی بر روی زمین بوده باشند که معنی رنج را دانسته باشند، کینگ قطعاً یکی از آنها بوده است‌. در خانه‌اش بمبی منفجر کردند؛ به‌مدت سیزده سال‌، هر روز در معرض تهدید مرگ قرار داشت‌؛ غیرمنصفانه محکوم به کمونیستی شد؛ متهم به دروغگویی گردید...؛ یکی از همنژادانش او را با چاقو مضروب ساخت‌؛ در تالار یک هتل به‌شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت‌؛ بیش از بیست بار به زندان افتاد؛ گاه در اثر خیانت دوستان عمیقاً اندوهگین می‌شد. با اینحال‌، این مرد هیچ کینه‌ای در دل خود، و هیچ تلخی‌ای در روح خود، و هیچ حس انتقامی در فکر خود نگاه نمی‌داشت‌؛ او به گوشه و کنار دنیا سفر کرد و پیام عدم خشونت و قدرت رهایی‌بخش محبت را موعظه کرد."
یکی از تکان‌دهنده‌ترین موعظه‌های او که بر اساس متی ۵:‏۴۳-۴۵ تهیه شده بود، "محبت به دشمنان‌" نام دارد. او در تلاش خود برای پاسخگویی به این سؤال که مسیحیان چرا و چگونه باید محبت کنند، شرح می‌دهد که چطور "نفرت با ایجاد خشونت‌، نفرت بیشتری را سبب می‌شود، نفرتی که هم برای خودِ شخص و هم برای طرف مقابل زیانبار است‌. اما مهم‌تر از همه این است که محبت یگانه نیرویی است که می‌تواند دشمن را تبدیل به دوست کند، زیرا قدرتی خلاق و رهایی‌بخش به‌وجود می‌آورد." او این نوع محبت را در مورد بحران نژادی در ایالات متحده به‌کار بست‌. سیاهان آمریکا به مدت بیش از سه قرن متحمل ستم‌، سرخوردگی‌، و تبعیض شده بودند. اما لوترکینگ و یارانش مصمم بودند که "نفرت را با محبت پاسخ گویند". فقط در این صورت بود که می‌توانستند هم آزادی خود را به‌دست آورند، و هم نظر مساعد ستمکاران خود را؛ فقط در این صورت بود که به گفتۀ خودش‌، "پیروزی ما پیروزی مضاعف خواهد بود."

خبرگزاری سپاه دستمایه جوک و طنز برای ایرانیان شد!

این همه هزینه و تبلیغ و بهره گیری با چاشنی زور در زمینه حجاب اجباری در سطوح مختلف جامعه چه ارمغانی برای تئوریسن های مذهبی داشته که حالا باید به سراغ مهدکودک‌ها و زایشگاهها هم رفت.
nozadan
«محبت‌نیوز»- هفته عفاف و حجاب در ایران نه حرف جدیدی داشت نه موضوع جدیدی، در هنوز روی همان پاشنه قبلی می‌چرخید، حراست از حجاب اجباری به هر قیمت، تازه امسال چاشنی سیاسی آن هم بیشتر شد، آنجا که گروهی از حوزویان اعلام کردند بی‌حجابی و بدحجابی برنامه ریزی صهیونیست و آمریکا برای نفوذ و جنگ فرهنگی است.
اما در این بین یک موضوع تازگی داشت، تمرکز بر توسعه حجاب حتی در مهدکودک‌ها!
چند سالی هست که مهدهای قرآنی و دبستان‌های اسلامی مبتنی بر آموزه‌های قرآنی به صورت غیرانتفاعی فعالیتشان را آغاز کردند. آن دسته خانواده‌های مذهبی که به تصور خودشان آن میزان آموزش دینی را در مدارس کافی نمی‌بینند پای ثابت این مراکز هستند.
تسنیم خبرگزاری متعلق به سپاه در همین راستا تصاویری منتشر کرده مربوط به مهدکودک‌هایی که خردسالان در آن به صورت مختلط شنا می‌کنند. کودکانی که آنقدر سنشان کم است که حتی درک تفاوت جنسیتی برایشان مقدور نیست. در سنی که حتی برای غرق نشدنشان در همان استخر کم عمق از تویوب شنا باید استفاده کنند.
تسنیم در گزارشی با عنوان «استخر مختلط» در مهدکودک های تهران مدعی گردیده است: «این ترویج فرهنگ غربی و ابتذال در میان کودکان است و فرهنگ غربی و ابتذال در میان کودکان را گسترش می‌دهد.»
photo_2016-07-19_16-47-15
این خبرگزاری اما نپرسیده این همه هزینه و تبلیغ و بهره گیری با چاشنی زور در زمینه حجاب اجباری از دبستان تا دانشگاه برای شهروندان ایران، همچنین بکارگیری نیروی انتظامی و گشت ارشاد برای تفکیک جنسیتی و بسیج عاملان نهی از منکر در سطوح مختلف جامعه  چه ارمغانی برای تئوریسن های مذهبی در  تمامی سالهای پس از بهمن ۵۷ به ارمغان داشته که حالا باید به سراغ مهدکودک‌ها و زایشگاهها هم رفت.

این گزارش «تسنیم» اما بساط خنده و جوک‌سازی در فضای مجازی فارسی زبانان را جانی تازه بخشید شد. شاید جالب‌ترین آنها عکسی بود که کانال تلگرامی «توئیتر فارسی» منتشر کرد.
این کانال با ارائه تصویری از نوزدان در بیمارستان نوشته بود: «تسنیم بزودی: عکس لورفته از کنار هم خوابیدن دختر و پسرهای کاملن لخت در یک تخت، فساد در زایشگاه و شیرخوارگاه های کشور!»

مسلمان دوجنسگرا(بایسکشوال)، جنگ داخلی را در فرانسه رقم خواهد زد!

این حملات در شرایطی رخ می دهد که احساسات ضدمهاجرت و ضدمسلمانان در فرانسه در اوج خود است.
teror_fr
«محبت نیوز»- این روزها ظاهرن همجنسگرایی و دوجنسگرایی به پدیده ای رایج و شایع در میان مسلمانان تندرو در اروپا و امریکا بدل گشته است. پس از آشکار شدن تمایلات همجنسگرایانه مهاجم افغان اورلاندو، اینک شواهد و مدارکی مبنی بر بایسکشوال بودن مسلمان تونسی که چند روز پیشتر در شهر نیس فاجعه آفرید، منتشر گردیده است.
پس از حمله تروریستی به دفتر نشریه شارلی ابدو، فرانسوی ها برای حفظ یکپارچگی خود به خیابان ها سرازیر شدند. اکنون وحشیگری کسی که در لحظه ای جهادی شده و دفترچه تلفن اش مملو از مشتری های جنسی بوده است، می تواند فرانسه را به ورطه سقوط ببرد.

به نقل از صدای آمریکا بازجویان فرانسوی از طریق بررسی تلفن شهروند مسلمان تونسی تبار که ۸۴ نفر را در شهر نیس فرانسه به قتل رساند، دریافته اند که او تمایلات جنسی هم به زنان و هم به مردان داشته است و یکی از مشتری های ثابت او مردی ۷۳ ساله بوده است.
محمد لحویج بوهلال ۳۱ ساله، مهاجری پرمساله بود که در روزهای پایانی زندگی اش، قبل از زیر گرفتن فرانسوی ها با کامیون یخچال دار در یک جشن ملی، تمایلات جهادی از خود نشان داده بود. اما هیچ دلیل قطعی برای ارتباط او با دولت اسلامی ارائه نشده است.
بیش از یک سوم کشته شدگان در حمله در نیس مسلمانان بودند. بیست تن از آنها اصلیت تونسی داشتند. روشن نیست که آیا بوهلال تصور می کرد خانواده اش در محل حمله در نیس حضور داشته اند یا خیر.

این حملات در شرایطی رخ می دهد که احساسات ضدمهاجرت و ضدمسلمانان در فرانسه در اوج خود است. تمایلات افراطی هم در میان گروهی از مسلمان در فرانسه از جمله در نیس دیده می شود. این شکاف دقیقن همان فضایی است که جهادیون امیدوارند در غرب ایجاد کنند و مردم یک کشور را در برابر همدیگر قرار دهند.
خطر موقعی جدی می شود که این حملات محبوبیت سیاستمداران راست افراطی فرانسه چون مارین لوپن را افزایش داده و احتمالن شاهد حضور قوی او در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری فرانسه خواهیم بود.

۱۳۹۵ تیر ۲۷, یکشنبه

لوقا باب ۴ آیه ۱۸ تا ۱۹

لوقا باب ۴ آیه ۱۸ تا ۱۹
   ۱۸ ”روح خداوند بر من است ! خداوند مرا برگزیده تا مژده رحمت او را به بینوایان برسانم . او مرا فرستاده است تا رنجدیدگان را تسلی بخشم و رهایی را به اسیران و بینایی را به نابینایان اعلام نمایم و مظلومان را آزاد سازم ؛ ۱۹ و بشارت دهم که زمان آن فرا رسیده که خداوند انسان را مورد لطف خود قرار دهد.”

امثال باب ۶ آیه ۱۶ تا ۱۹

     ۱۶ هفت‌ چیز است‌ كه‌ خداوند از آنها نفرت‌ دارد: ۱۷ نگاه‌ متكبرانه‌، زبان‌ دروغگو، دستهایی‌ كه‌ خون‌ بی‌گناه‌ را می‌ریزند، ۱۸ فكری‌ كه‌ نقشه‌های‌ پلید می‌كشد، پاهایی‌ كه‌ برای‌ بدی‌ كردن‌ می‌شتابند، ۱۹ شاهدی‌ كه‌ دروغ‌ می‌گوید، شخصی‌ كه‌ در میان‌ دوستان‌ تفرقه‌ می‌اندازد.

عبرانیان باب ۱۳ آیه ۴

    ۴ به ازدواج خود و به عهد و پیمانی که بسته اید وفادار باشید، و پیوند زناشویی تان را از آلودگی دور نگاه دارید، زیرا خدا افراد فاسد و زناکار را حتما مجازات خواهد کرد.

گوشت خوک حلال هم آمد! + عکس

این گوشت از فرانسه به الجزایر صادر شده است.


به گزارش « محبت نیوز» ، در کشور الجزایر، گوشت خوک حلال اسلامی نیز به بازار آمد.
تصویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد در الجزایر گوشت حلال خوک توزیع شده است!
به نقل از شفاف، روی قوطی حاوی این گوشت نوشته شده «لحم خنزیر حلال مذبوح علی الطریقه الاسلامیه» یعنی گوشت خوک حلال که به شیوه اسلامی ذبح شده است.
بر اساس این گزارش، این گوشت از فرانسه به الجزایر صادر شده است.

زن اقلیت ایزدی در آلمان متجاوز داعشی خود را شناسایی کرد

این زن ایزدی در بازاری در منطقه «بادن» آن عضو دولت اسلامی را شناخت.
به گزارش«محبت نیوز» یکی از زنان ایزدی عراقی که برای درمان به آلمان منتقل شده است، با یکی از عناصر گروه دولت اسلامی که مدتی او را به بردگی گرفته بود، روبرو شد.
این زن ایزدی ۳۰ ساله متوجه شد یک عضو دولت اسلامی به همراه همسرش برای دریافت پناهندگی انسانی به آلمان آمده‌اند.

«ابو شجاع دنایی» یکی از فعالان شناخته شده در آزادسازی زنان و مردان ایزدی به خبرگزاری اسپوتنیک روسیه گفت، این زن ایزدی در بازاری در منطقه «بادن» آن عضو دولت اسلامی را شناخت.
دنایی افزود: این زن ایزدی، به پلیس آلمان در محل اقامت خود شکایت کرد. آن عضو دولت اسلامی که به احتمال زیاد سوری است، به مدت ۴ ماه این زن ایزدی را در مناطق تحت کنترل داعش میان سوریه و عراق، به بردگی گرفته بود.

دنایی تأکید کرد این زن ایزدی به همراه فرزندانش در چارچوب برنامه حمایت از زنان ایزدی نجات یافته به آلمان منتقل شده‌ا‌ند.

۱۳۹۵ تیر ۲۳, چهارشنبه

متی باب ۷ آیه ۲۴ تا ۲۷

     ۲۴ هر كه احكام مرا می شنود و آنها را بجا می آورد، شخصی داناست ؛ او مانند آن مرد عاقلی است كه خانه اش را بر صخره ای محكم بنا كرد. ۲۵ هر چه باران و سیل آمد، و باد و طوفان بر آن خانه وزید، خراب نشد چون روی صخره ساخته شده بود. ۲۶ اما كسی كه احكام مرا می شنود و از آنها پیروی نمی كند، نادان است ، درست مثل مردی كه خانه اش را بر شن و ماسه ساخت . ۲۷ وقتی باران و سیل آمد و باد و طوفان بر آن خانه وزید، آنچنان خراب شد كه اثری از آن باقی نماند