۱۳۹۳ مرداد ۲۲, چهارشنبه

معنای واژه ”‏جان“ در کتاب مقدّس‏


واژه ”‏جان“ در کتاب مقدّس‏ معمولا به معنی ”‏زندگی“ است یعنی در بر گیرنده گذران زندگی شخص و خود زندگی است. وقتی سراینده مزمور می‏گوید، جان مرا بر می‏گرداند (مزمور ۲۳: ۳)، منظور وی این است که ”‏خداوند زندگی مرا احیا و تازه می‏کند“. این عامیانه‏ترین ‏مفهوم ”‏جان“ است.
گرچه در کتاب مقدّس‏ برخی از آیات وجود دارند که مفهوم آنها بسیار خاص به نظر می‏رسد. موسی گفت: پس‌ یهُوَه‌ خدای‌ خود را به‌ تمامی‌ جان‌ و تمامی‌ قوت‌ خود محبت‌ نما، یعنی با تمام وجودیت و نفس خود وی را محبت کن (تثنیه ۶: ۵). پولس می‏نویسد: روح‌ و نفس‌ و بدن‌ شما (کل موجودیت شما) تماما بی‌عیب‌ محفوظ‌ باشد (اول تسالونیکیان ۵: ۲۳). این آیات حاکی از این است که جنبه‏های متمایزی در زندگی انسان وجود دارد: جنبه‏های روحانی و اخلاقی که به روح مربوط می‏شود؛ جنبه‏های احساسی و ذهنی که به جان یا شخصیت مربوط می‏شود؛ و سرانجام جنبه‏های جسمانی که شامل بدن می‏شود. این جنبه‏ها ‏در طی حیات نمی‏توانند به آسانی از هم جدا شوند؛ اما در هنگام مرگ، چنین اتفاقی خواهد افتاد. بدن جسمانی خواهد مُرد، اما جان و روح همچنان به حیات خود ادامه خواهند داد.
در کتاب مقدّس‏ بجای واژه جان اغلب از دو واژه دیگر نیز استفاده شده است: ”‏قلب“ یا دل، و ”‏ذهن“ یا فکر. همه این واژه‏ها ‏یعنی قلب، ذهن، و جان نشان دهنده زندگی باطنی و اساس شخصیت یک شخص است. خداوند به زندگی باطنی ما یعنی به انگیزه‏ها، تمایلات، و نیت ما بیشتر از رفتارهای ظاهری ما علاقه مند است. اگر باطن ما درست باشد، رفتار و واکنش‏های بیرونی ما نیز درست خواهد بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر