۱۳۹۳ مهر ۳, پنجشنبه

عطایای روح القدس

از تمام نوشته های چهار انجیل ،لوقا نویسندۀ انجیل لوقا و نامۀ اعمال رسولان بیشتر از هر کس دیگر از روح القدس و عطایای آن و حضور و عملکرد آن سخن گفته است.این تنها او بود که از واقعۀ روز پنطیکاست یعنی نزول روح القدس سخن گفت.اما بیشتر محققان مسیحی معتقد هستند وقتی لوقا نویسندۀ انجیل لوقا در بارۀ واقعۀ پنطیکاست و نزول روح القدس در نامۀ خود نوشت(نامۀ اعمال رسولان باب 2) خودش آن روز آنجا نبوده و شاهد عینی آن ماجرا نبوده است.آنچه را که لوقا در نامۀ خود نوشته توسط تحقیقات خودش،گفته های پطرس و بیشتر خود پولس رسول بوده است.ما نمی دانیم کی و چه زمانی پزشک محبوب لوقا به مسیح ایمان می آورد اما می دانیم که از زمان ایمان خود تا زمان مرگ خود در کنار پولس رسول خدمت کرده و  او را در مسافرت ها همراهی میکرده است. او در  نامۀ خود نوشت:و همه از روح پر گشته به زبانهای مختلف به نوعی که روح بدیشان قدرت تلفظ بخشید به سخن گفتن شروع کردند(نامۀ اعمال باب 2 آیۀ3).
این به زبانهای مختلف چه بود؟تا به امروز در بین محققان و الهیدانان مسیحی در بارۀ کیفیت و چگونگی این مطلب اختلاف نظر وجود دارد.آیا واقعا زبانی بود که هیچ کس نمی فهمید و همه می فهمیدند!!اما هر چه بود این آغاز تحولی غریب در بین کلیسای اولیه بود.سپس لوقا از معجزات شاگردان بعد از روز پنطیکاست سخن می گوید.امروز فرقه های گمراه مسیحی که تمرکز خود را بر روی انجام معجزات و شفا و کارهایی به چشم دیدنی گذاشته اند،قصد دارند تا تمام شگفتی ها و معجزات کلیسای اولیه را به روز پنطیکاست ربط دهند.و آن روز را نقطۀ عطف روح القدس بدانند.تا بتوانند انگیزۀ انسانی و برداشت های نادرست خود را توجیه کنند.چقدر ابلهانه و چقدر کور هستند این خودخواهان و تشنگان قدرت!آیا این معجزات و شگفتی هایی که پطرس و پولس و دیگر ایمانداران در نامۀ اعمال انجام میدادند بخشی از عطایای روح القدس پس از روز پنطیکاست بود؟هرگز!ما می دانیم  عیسای خداوند  شاگردان خود را فرستاد تا آنها دیوها را بیرون کنند،بیماران را شفا دهند،مرده ها را زنده کنند؛( متی باب 10 ایات 5 تا 10).و آنها به او گزارش می دهند که لبیک انجام شده است.(لوقا باب 10 ایۀ 17) .تمام این معجزات قبل از روز پنطیکاست توسط شاگردان و ایمانداران به مسیح انجام شده بود.
اما کار روح القدس و هدایا و عملکرد آن نقشی اساسی در پایه و پیشرفت کلیسای اولیه داشت.کلیسای اولیه به قوت و یاری گرفتن از اعمال شگفت انگیز روح توانسته بودند تا خوف،احترام و قدرت را به جامعۀ آن روز خود ثابت کرده و نشان دهند.اما هر چه از تاریخ کلیسای اولیه دور می شویم و از روز پنطیکاست ،در نامه های رسولان صدا و آهنگی متفاوت از آنچه در نامۀ اعمال رسولان در زمان فعالیت های اولیۀ کلیسا می خوانیم می شنویم.نه متفاوت از بابت بنیاد،بلکه متفاوت از بابت عملکرد روح القدس در ایمانداران.برداشت های نادرست از روح القدس و عطایای آن در کلیسا تنیده بود،کما اینکه تا امروز نیز هست.کلیسا و ایمانداران از عطایای روح برداشتی تماما نادرست کرده و انگیزۀ اصلی دادن روح القدس به آنان از طرف خدای زنده فراموش شده و یا به تفریط می رفت.از اینرو شاگردان اولیۀ مسیح باید این باور و برداشت نادرست از روح القدس و عطایای آن را از ذهن ایمانداران پاک کرده و باوری درست به آنان می دادند.
پس پولس رسول که بیشتر از هر شاگرد دیگر مسیح از عطایای  روح القدس بهره مند بود دست به کار شد و در نامه های خود سعی نمود تا کار واقعی روح القدس ،برداشت واقعی از عطایای روح القدس و نیت واقعی روح  را در ایمانداران بشکافد.از اینرو او در نامۀ خود به کلیسای قرنتس به روشنی و فصاحت در بارۀ حقایقی چند در این خصوص سخن می گوید.
پولس رسول می نویسد:ولی هر کس را ظهور روح به جهت منفعت عطا میشود.زیرا یکی را به وساطت روح کلام حکمت داده می شود و دیگری را کلام علم به حسب همان روح و یکی را ایمان به همان روح و دیگری را نعمتهای شفا دادن به همان روح و یکی را قوت معجزات و دیگری را نبوت و یکی را تمییز ارواح و دیگری را اقسام زبانها و دیگری را ترجمۀ زبانها.( اول قرنتیان باب 12 ایات 7 تا 10). پولس رسول در اینجا هدایا و عطایای روح القدس را بیان کرده که به انسان داده خواهد شد.هدایایی که توانایی به انجام کارهایی میکند که ورای تصور انسان زمینی خواهد بود.معجزات، شگفتی هایی که چشم خواهد دید .
این هدایا را کی داده بود؟روح القدس.
روح القدس توسط چه کسی داده شده بود؟عیسای مسیح.
عیسای مسیح را که فرستاده بود؟الوهیم خدای قادر و توانا.
پس آیا خدا با دادن این هدایا قصد این را داشت تا ایمانداران در خیابان راه بیافتند و داده بزنند که بیاید تا شفا پیدا کنید و به زبانها حرف بزنید؟مگر او می خواست شوی تلویزیونی از نمایشاتِ معجزات و شفا بسازد؟آیا خدا احتیاج به این داشت تا مردم ببینند تا ایمان بیاورند؟آنها دیده بودند و شفا داده شده بودند و شگفتی ها را مشاهده کرده بودند و مرده هایشان زنده شده بود و جذامیانشان پاک شده بود اما باز هم ایمان نیاورده بودند.(متی 11 آیات 20 تا 24).پس این هدایا و عطایای روح برای چه بود؟پولس رسول پاسخی کامل به انگیزۀ حقیقی عطای روح القدس به ما داده است.ای کاش گوشهای خود را باز کنیم تا آن را شنوا باشیم:شریعت روح حیات در مسیح عیسی مرا از شریعت گناه و موت آزاد گردانید ( نامۀ رومیان باب 8 ایۀ 2 ) و در همین باب در آیۀ 9 می گوید:لکن شما در جسم نیستید بلکه در روح هر گاه روح خدا در شما ساکن باشد.او ادامه می دهد که:اما اگر به یاری روح خدا اعمال جسمانی را نابود سازید خواهید زیست(ایۀ 13)
دقت کنید به کار روح خدا.دقت کنید به انگیزۀ اصلی وعدۀ آمدن و نزول روح القدس که 800 سال پیش خدا آن را از زبان حزقیال و یوئیل وعده داده بود...شریعت روح،مرا از شریعت گناه آزاد کرده است،بنابر این من دیگر در جسم نیستم بلکه در روح خدا؛و به یاری او باید اعمال جسمانی خود را نابود سازم.وه!چه شگفت است کار عظیم خدا! خدا را شکر برای این فیض بیکران او که با نزول روح مقدس خود و سکونت دادن آن در ما،ما را از زنجیرها و اسارت شریعت و دین که ما را به مرگ می کشید برای همیشه آزاد ساخت. پس نقش عطایای روح القدس چیست؟ نشان دادن قدرت و عظمت  روح خدا در ما در عوض کردن طبیعت درونی ما.
دقیقا به همین دلیل است که پولس رسول در همین رسالۀ خود می نویسد طوری که گویا آنچه خود او در چند سطر قبل نوشته بود را گویا قصد دارد تا برای ما تفهیم سازد:اگر به زبانهای مردم و فرشتگان سخن بگویم و محبت نداشته باشم مثل نَحّاس صدا دهنده و سِنج فغان کننده شده ام. و اگر نبوت داشته باشم و جمیع اسرار و همۀ علم را بدانم و ایمان کامل داشته باشم به حدی که کوهها را نقل کنم و محبت نداشته باشم هیچ هستم.و اگر جمیع اموال خود را صدقه دهم و بدن خود را بسپارم تا سوخته شود و محبت نداشته باشم هیچ سود نمی برم... ( اول قرنتیان باب 13 ایات 1 تا 9).
گوش کنید ای کسانی که نوشته های پولس رسول را سند می آورید برای معجزات و شگفتی های خود، پولس میگوید  اگر تمامی عطایای روح خدا را داشته باشید اما اگر آنچه را که به دلیل آن روح القدس به شما داده شده و در شما ساکن شده نداشته باشید،شما هیچ هستید.هیچ.با بی ایمانان فرقی ندارید.با کافران فرقی ندارید.زیرا روح برای انسان آمد نه انسان برای روح. او مجددا در نامۀ دیگر خود ثمرۀ روح القدس و آنچه که هدف خدا از دادن روح خدا به ایمانداران است را باز شکافی مینماید: اما میگویم اگر به روح رفتار کنید پس شهوات جسم را بجا نخواهید آورد...ثمرۀ روح محبت و خوشی و سلامتی و حلم و مهربانی و نیکویی و ایمان و تواضع و پرهیزکاری است...اگر به روح زیست کنیم به روح هم رفتار بکنیم( نامۀ غلاطیان باب 5 ایات 16 و 22 و 25). پس چه چیزی را پولس پس از 50 سال برجسته ساخته است.قدرت شفا؟به زبانها حرف زدن؟نبوت کردن؟خیر!او از ثمرۀ روح خدا سخن می گوید.ثمره ای که ما باید در روح خدا حاصل دهیم.آنچه که شریعت قصد داشت تا با انجام شریعت به ما بدهد،نتوانست .مسیح عیسی مُرد ،روح مقدس را به ما داد تا ما با قوت گرفتن و زیستن روزانه با آن ثمرۀ مطلوب خدا را بار آوریم.
امروزه شاخه هایی از مسیحیت هستند که این عمل و این وعدۀ مسیح و هدیۀ خدا یعنی نزول روح القدس را تا به حد زنجیر و قانون شریعت به جلو برده اند. این افراد تا به حدی در باور خود یقین دارند که تمام مرگ و قیام مسیح را در عطایای روح و کارهایی که ایماندار باید در به اصطلاح روح انجام دهد خلاصه و تمام کرده اند.این گمراهان بیشتر به کار ظاهری روح چسبیده اند تا کار درونی روح.این گمراهان هنوز می خواهند با نشان دادن آنچه که چشم میبیند حضور روح را در ایماندار ثابت کنند، اینها اصرار می کنند که بیاید و کار روح القدس را ببینید!بیاید عطایا روح را ببینید و ایمان بیاورید!و شما به گوش خواب رفتۀ آنها تکرار میکنید که من ندیده ایمان آورده ام. این از ما بهتران و از روح پر شده ها!! نمی دانند که خدا با تمام عظمت و بزرگی خود هرگز ارادۀ آزاد انسان را تصرف نکرده و به آن دست نمی زند!روح عطایای خود را به انسان می دهد اما این انسان است که آن را می پذیرد.این انسان است که باید در این روح ساکن باشد.با او در رفاقت باشد.او را نرنجاند.او را مقید نسازد.با او زندگی کند.تمام اعمال انسان در این رابطۀ او با روح خدا  فاعلی است.و روح فعل این رابطه است. فعل بودنِ روح خدا در درون ما نشانۀ هیچ کاره بودن او در ما نیست.این فعل در درون فاعل عمل میکند و زمانی که فاعل کاری را انجام میدهد در نتیجۀ کارکرد فعل را نشان می دهد.اما کنندۀ نهایی آن عمل فاعل است نه فعل.مثلا: تو مرا فروتنانه محبت میکنی!فاعل شما هستید.مفعول من هستم.فعل "فروتنانه محبت کردن " که یکی از عطایای روح است می باشد. اکنون خوب دقت کنید!فروتنانه محبت کردن بدون من و شما وجود دارد.زیرا آن عطیۀ روح القدس است.از شخصیت هایی است که او در ایماندار به مسیح بوجود می آورد.فرض کنید من هستم.اما شما نیستید.چه کسی مرا فروتنانه محبت خواهد کرد؟روح؟چگونه؟بله محبت الهی را درون خود از طرف پدر آسمانی دارم،اما از طرف شما چه؟مگر عیسی نگفت: همدیگر را محبت نمایید همانگونه که من شما را محبت کردم.پس اگر شما نباشید من محبت فروتنانه را نخواهم دید.روح در شما به من محبت فروتنانه را نشان می دهد.پس اگر روح فعل و انسان بنابه ارادۀ خدا فاعل ،چطور است که این عزیزان پر شده در روح!گمان می برند که انسان دیگر اختیاری در برابر قبول و زندگی در روح ندارد؟روح خدا بر ما وارد نشده و نمی شود تا میل و اختیار ما را سلب کند. پولس می گوید او در روح خود انجیل مسیح را خدمت میکند(رومیان 1 آیۀ 9).می گوید باروح من و قدرت مسیح دور هم جمع شوید( اول قرنتیان 5 ایۀ 4).به تیموتائوس می گوید خدا با روح تو باشد( دوم تیموتی 4 ایۀ 2).به فلیمون و ایمانداران دیگر می گوید فیض عیسای خداوند با روح  شما باشد(فلیمون 25). پس در کار روح القدس من و تو بی اختیار نیستیم که او بر وارد شود و ما مانند آدم ماشینی بی اراده به زبانها نطق کنیم!یا شفا بدهیم!یا نبوت کنیم!روح من هست.روح خدا هم هست.شخصیت من هم هست.شخصیت روح القدس هم هست.میل من هست.میل روح القدس هم هست.اگر نجات به نام عیسای مسیح تنها یک فیض خداوند است بی شک عطایای روح بر ایمانداران نیز باید از طریق فیض خدا پذیرفته گردد.آیا این کاسه های داغ تر از آش فراموش کرده اند که: اگر سبت مقدس خدا برای انسان بوجود آمد نه انسان برای سبت(مرقس 2 آیۀ 27)پس روح مقدس  خدا نیز برای انسان آمد نه انسان برای روح مقدس.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر